فاطمه دانشور | عضو شورای شهر | مهرآفرین

به گزارش روابط عمومی ,با همراهی یاوران مهرافرین بسته های تهیه شده ارزاق میان 100 خانواده تحت پوشش کتیج واقع در استان سیستان و بلوچستان توزیع گردید. در این راستا اقلام بهداشتی درمانی  اهدایی توسط کارکنان شرکت همراه اول که در طرح روز داوطلبی کارکنان جمع آوری گردیده بود به تنها درمانگاه منطقه تحویل گردید.

15 مرداد 1393 - 05:08

موسسه مهرافرین امسال با حضور در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران فعالیت های خود را در معرض دید میلیون ها بازدید کننده قرار داد. در غرفه مهرافرین واقع در سالن کودک و نوجوان علاوه بر توزیع بروشورها و معرفی فعالیت های موسسه ، فروش اسباب بازی خلاقیت حوزه کودک به نفع کودکان بد سرپرست انجام شد . نمایشگاه بین المللی کتاب روز نهم تا بیستم اردیبهشت در محل مصلی بزرگ امام خمینی تهران برپا بود

15 مرداد 1393 - 05:08

در ساعت 11:30 روز نهم مرداد ماه امسال، از طریق تماس تلفنی یکی از شهروندان با مرکز فوریتهای پلیسی 110، مأموران کلانتری 144 جوادیه تهرانپارس به محل ساخت و ساز یک ساختمان در منطقه تهرانپارس مراجعه کردند که با حضور مأموران در محل ساخت و ساز ساختمان، فردی ضمن معرفی خود به عنوان پیمانکار ساختمانی به مأموران اعلام کرد که از طریق کارگران ساختمان متوجه شدم که گویا نگهبان ساختمان به نام نجیب اقدام به ارتکاب جنایت کرده و در حاضر نیز متواری شده است.پیمانکار ساختمان در اظهارات خود به مأموران گفت: یکی از کارگران ساختمانی به نام نجیب از افاغنه مقیم تهران است که به عنوان کارگر و همچنین نگهبان ساختمان، نزد من مشغول به کار بود تا اینکه متوجه غیبت او در طول چند روز گذشته شدم؛ پیگیر علت غیب او بدون دریافت هرگونه حقوقی شدم که تعدادی از کارگران در صحبت‌های ضد و نقیض عنوان کردند که او مرتکب قتل شده و به همین علت فرار کرده است؛ من نیز که به موضوع مشکوک شده بودم بلافاصله با 110 تماس گرفته و موضوع را به پلیس اطلاع دادم.با توجه به اظهارات پیمانکار ساختمان، مأموران به بررسی محل ساخت و ساز پرداخته و به وجود آثار تخریب در کف یکی از اتاق‌های واقع در طبقات ساختمان مشکوک شده و این محل را مورد وارسی دقیق قرار دادند.با بررسی دقیق، مأموران موفق به کشف جسد متعلق به زن میانسالی شدند که بلافاصله موضوع به پلیس آگاهی و قاضی کشیک ویژه قتل دادسرای امور جنایی اعلام شد که با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد و به دستور شعبه دوم بازپرسی دادسرای امور جنایی تهران، پرونده جهت دستگیری متهم در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.با آغاز رسیدگی به این پرونده و انجام تحقیقات از کارگران ساختمان، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که متهم پرونده به سمت مرزهای شرقی کشور رفته و از طریق مرزهای شرقی استان خراسان رضوی قصد خروج از کشور را دارد؛ بلافاصله هماهنگی‌های لازم انجام و مشخصات دقیق متهم نجیب (22 ساله) در اختیار پلیس آگاهی استان خراسان رضوی قرار می‌گیرد و کارآگاهان پلیس آگاهی این استان نیز، متهم را در زمان مراجعت به مرزهای شرقی کشور و پیش از خروج از کشور دستگیر کردند.متهم بلافاصله پس از دستگیری، صراحتا به ارتکاب جنایت و تلاش برای فرار از کشور اعتراف می‌کند که با اخذ نیابت قضایی، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به پلیس آگاهی خراسان رضوی مراجعه و متهم را جهت انجام تحقیقات تکمیلی به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل می‌کنند.سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: با انتقال جسد مکشوفه به پزشکی قانونی، اقدامات پلیسی برای شناسایی هویت مقتوله در دستور کار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است؛ متهم پرونده نیز با صدور قرار بازداشت موقت در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و تحقیقات در خصوص انگیزه و چگونگی ارتکاب جنایت در مراحل اولیه و مقدماتی قرار دارد.

14 مرداد 1393 - 12:34

مردی که دختر مورد علاقه‌اش را به‌قتل رسانده، مدعی ‌شد به دلیل توهم ناشی از مصرف شیشه دست به این‌کار زده‌ است.به گزارش خبرنگار ما، پرونده این متهم درحالی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شده که متهم ادعا می‌کند انگیزه خاصی برای ارتکاب جنایت نداشت.ماموران پلیس تهران اسفندماه سال90 باخبر شدند جسد زنی جوان به نام فرزانه به بیمارستان منتقل شده‌ است. آنها متوجه شدند وقتی این زن به بیمارستان منتقل شد، علایم حیاتی‌اش بسیار ضعیف بود. پلیس مردی را که متهم به قتل فرزانه بود در بیمارستان بازداشت کرد و در بازجویی‌های اولیه مشخص شد این مرد هرمز نام‌ دارد و از مدت‌ها قبل با فرزانه رابطه عاطفی داشته و آنها با هم قرار ازدواج گذاشته ‌بودند. هرمز در بازجویی‌ها ابتدا مدعی‌ شد فرزانه تشنج کرده و فوت شده‌ است. او گفت: «من و فرزانه شیشه کشیدیم او حالت تشنج داشت بلافاصله به اورژانس خبر دادم، تکنسین‌ها گفتند او تقریبا مرده ‌ و علایم حیاتی ندارد با این حال، وی را برای اطمینان به بیمارستان منتقل کردند.»گفته‌های هرمز درحالی بود که پزشکی‌قانونی اعلام کرد علت مرگ این زن خفگی بر اثر فشار بر عناصر حیاتی گردن ‌است و تشنجی اتفاق نیفتاده ‌است. وقتی هرمز دید دیگر نمی‌تواند واقعیت را پنهان کند لب به اعتراف گشود. او گفت: «چند سال قبل با فرزانه آشنا شدم و تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم اما خانواده فرزانه مخالف بودند به همین دلیل مانع‌تراشی می‌کردند. فرزانه خیلی من را دوست داشت؛ گفت برای ازدواج با من نیازی به اجازه پدرش ندارد و همه‌چیز را به جان می‌خرد تا با من ازدواج کند. برای اینکه خانواده‌اش مزاحمتی برایمان ایجاد نکنند فرزانه خانه‌اش را تغییر داده و آدرسش را به مادرش نداد و من هم خبری از پدر و مادرش ندارم.»متهم درباره روز حادثه گفت: «آن روز مقداری ماده‌مخدر شیشه خریده ‌بودم. با فرزانه آن را مصرف کردیم در توهم شدید بودیم. هر دو ما متوهم شده ‌بودیم. فرزانه گفت بیا خودکشی کنیم چاقو را برداشت و رگ دستش را زد اما عمیق نبرید و به همین‌خاطر اتفاق خاصی نیفتاد، درحالت توهم به او گفتم بیا خفه‌ات کنم بعد که تو مردی خودکشی می‌کنم. قبول کرد. شالش را آورد و من آن را دور گردنش پیچیدم و خفه‌اش کردم یکدفعه پاهایش سفید شد با خودم گفتم حالا نوبت خودکشی است. چند ضربه با چاقو به خودم زدم فرزانه را صدا کردم و گفتم ببین خودکشی کردم جواب نداد هرچه صدایش کردم جواب نداد؛ خیلی ترسیدم آنقدر که دیگر نتوانستم تحمل کنم و با اورژانس تماس گرفتم. وقتی امدادگران آمدند، فرزانه و من را به بیمارستان منتقل کردند و بعد هم دستگیر شدم.»چندماه طول کشید تا ماموران بتوانند پدر و مادر فرزانه را شناسایی کنند. آنها برای هرمز درخواست قصاص کردند. مادر فرزانه به پلیس گفت: «دخترم نوجوان بود که ازدواج کرد و دو، سه‌سال بعد شوهرش را از دست داد. او یک پسر داشت چون خیلی جوان بود بچه را من بزرگ می‌کردم. مدتی بعد دخترم برای گرفتن مهریه از خانواده شوهرش اقدام کرد و در این مدت وکیل هم گرفتیم؛ او با مردی آشنا شد و با او به صورت موقت ازدواج کرد. زمان صیغه که تمام شد شوهرش گفت دیگر نمی‌خواهد آن را تمدید کند و آنها یک پسر داشتند که پدرش او را با خودش برد. دخترم هم درگیر ماجرای دادگاه بود تا اینکه یک روز گفت می‌خواهد جوانی را وکیل خودش کند گفتیم تو وکیل قانونی داری و ماجرا را باید از همین طریق پیگیری کنی، قبول نکرد، متوجه شدم به هرمز وکالت داده تا مهریه‌اش را بگیرد، گفتم دخترم این مرد برای پول‌های تو نقشه کشیده، گفت شما هرمز را نمی‌شناسید. من می‌دانستم عاقبت خوبی در انتظار فرزندم نیست با این‌حال قبول نمی‌کرد. هرمز چند سال از دخترم کوچکتر بود به او گفته‌ بود مهریه‌ات را که گرفتی، پولدار می‌شویم و می‌توانیم با هم ازدواج کنیم. دخترم را گول زده‌ بود. وقتی ما خیلی مخالفت کردیم دخترم یک روز بدون اینکه حتی تماسی با ما بگیرد یا آدرسی بدهد خانه‌اش را تغییر داد، از آن به بعد دیگر از او خبر نداشتیم تا اینکه متوجه شدیم کشته ‌شده ‌است.»این زن گفت: «من از طرف خودم و نوه‌ام درخواست قصاص دارم؛ هرمز دخترم را گول زده، او دختر خوبی بود، هرمز در مورد او دروغ می‌گوید.»با توجه به شکایت این زن و سایر مدارک موجود کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه71 دادگاه کیفری ‌استان تهران فرستاده ‌شد. متهم به‌زودی پای میز محاکمه می‌رود.

14 مرداد 1393 - 12:34

وکلای دانش‌آموزان شین‌آبادی روز گذشته از پرداخت «دیه» این دانش‌آموزان آسیب‌دیده، یک‌سال‌ونیم پس از وقوع این حادثه خبر دادند؛ مساله‌ای که با واکنش‌ها و نارضایتی خانواده‌های 12 دانش‌آموزی که ‌درصد سوختگی بالاتری داشته‌اند همراه شده است. عثمان مزین، یکی از وکلای دانش‌آموزان شین‌آبادی دلیل اعتراض خانواده‌های این دانش‌آموزان را نصف اعلام‌شدن «دیه» آنان به دلیل مونث‌بودن، عدم‌رعایت یوم‌الادا‌بودن «دیه» و پرداخت آن بر اساس مبلغ «دیه» سال 1392 و اعتراض نسبت به کاهش ‌درصد سوختگی دانش‌آموزان شین‌آبادی توسط پزشکی‌قانونی، می‌خواند. نصف‌شدن «دیه» دانش‌آموزان شین‌آبادی ناشی از ‌بندی از قانون مجازات اسلامی است که بر اساس آن، در صورتی که ‌درصد صدمات، نقص عضو یا سوختگی بیش از یک‌سوم باشد، «دیه» زنان نصف می‌شود و اگر‌ درصد صدمات، نقص عضو یا سوختگی کمتر از یک‌سوم باشد، «دیه» زنان کامل پرداخت می‌شود. این نکته باعث شده 12 دانش‌آموزی که بیشترین ‌درصد سوختگی را دارند، کمتر یا همتراز با سایر دانش‌آموزانی که‌ دچار درصد صدمات کمتری شده‌اند «دیه» دریافت کنند. با این حال، عثمان مزین، یکی از وکلای دانش‌آموزان شین‌آبادی، می‌گوید: «قانون برای ما لازم‌الاجراست و قابل احترام اما از دولت و وزارت آموزش‌وپرورش درخواست داریم به اشکال دیگر، از طریق کمک یا راه‌های دیگر مابه‌التفاوت این «دیه» را به دانش‌آموزان پرداخت کنند.»او می‌گوید: «درخواست ما از وزارت آموزش‌وپرورش و معاونت امور حقوقی وزارت آموزش‌وپرورش این است که با توجه به اینکه این حادثه در یکی از مدارس کشور و به دلیل نقص امکانات آموزش‌وپرورش و دولت رخ داده است، نصف دیگر «دیه» از طریق کمک یا مستمری از سوی دولت به این دانش‌آموزان مظلوم پرداخت شود. در آذرماه 1391، نقص فنی بخاری نفتی در کلاس درس مدرسه ابتدایی انقلاب اسلامی شین‌آباد در شهر پیرانشهر و در استان آذربایجان‌غربی منجر به سوختگی 28 دانش‌آموز دختر این مدرسه شد. در ماه‌های اولیه این حادثه دو دانش‌آموز یعنی سارینا رسول‌زاده و سیران یگانه به‌دلیل شدت جراحات جان خود را از دست دادند و 12دانش‌آموز دیگر که دارای ‌درصد سوختگی بالاتری بودند، تحت درمان قرار گرفتند. حالا با گذشت یک‌وسال‌نیم از وقوع این حادثه خانواده‌های دانش‌آموزان شین‌آبادی علاوه بر زخمی که بر جسم و جان دختران خود می‌بینند، با مشکلات دیگری نیز دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند.»«دیه» سال 92 را برای ما پرداخت کرده‌اندبخش دیگر اعتراضات خانواده‌های دانش‌آموزان شین‌آبادی متوجه عدم رعایت اصل «یوم‌الادا» بودن «دیه» است. چرا که محمد شادکام، پدر سیما شادکام، یکی از دانش‌آموزان آسیب دیده شین‌آبادی می‌گوید: «فارغ از بحث نصف‌شدن «دیه» سیما، شرکت بیمه‌ای پرداخت‌کننده «دیه»، مبلغی را که برای ما در اردیبهشت امسال واریز کرده است، بر اساس «دیه» سال 92 است، این درحالی است که طبق قانون «دیه» «یوم‌الادا» است و باید «دیه» سال 1393 مبنای پرداخت قرار گیرد.» او همچنین معتقد است: «سازمان پزشکی‌قانونی،‌درصد سوختگی دانش‌آموزان شین‌آبادی را کمتر از ‌درصد واقعی سوختگی این دانش‌آموزان اعلام کرده است.» شادکام می‌گوید: «دختر من، سیما شادکام طبق گفته همه پزشکان خود سوختگی نزدیک به 44درصد دارد در صورتی که پزشکی‌قانونی ‌درصد سوختگی سیما را حدود 34‌درصد اعلام کرده که در نوع خود تبعیض بزرگی است.» شادکام می‌گوید: «از میان دخترانی که در این مدرسه آسیب دیده‌اند، 12نفر از جمله دخترم، سیما ‌درصد سوختگی بالاتری را داشته‌اند و تمامی این دانش‌آموزان طی 24ساعت روز حتی در ساعاتی که خواب هستند و کابوس می‌بینند، نیاز به پرستاری و مراقبت دارند، به همین دلیل یک‌سال‌ونیم است که ما از کارافتاده شده‌ایم و نمی‌توانیم کاری انجام دهیم.» او می‌افزاید: «ما پدران دانش‌آموزان شین‌آبادی اگر کاری هم داشته باشیم، عملا قادر به انجام آن نیستیم، چرا که دختران را باید ماهی یک‌بار به تهران بیاوریم و هر سه ماه یک‌بار بیش از 20 تا 25 روز مجبوریم برای درمان دخترانمان در تهران بمانیم، حالا اگر «دیه» هم به ما به صورت نصف آن پرداخت شود، زندگی برای ما دشوار‌تر می‌شود.» از سوی دیگر عثمان مزین وکیل این دانش‌آموزان، شرایط خانواده‌ها را سخت می‌داند و می‌گوید: «پدران و مادران این دانش‌آموزان مجبورند در ماه چند روزی را به تهران بیایند، گرچه هزینه ایاب و ذهاب آنها را آموزش‌وپرورش می‌دهد اما همین رفت و آمد‌ها هزینه‌های گزافی را بر دوش آنان می‌گذارد. از طرفی شرایط مالی این خانواده‌ها مساعد نیست. چندی پیش دو شرکت بیمه‌ای هرکدام 10میلیون‌تومان سپرده برای دانش‌آموزان آسیب‌دیده پرداخت کردند که این سپرده‌ها به اسم دانش‌آموزان است و تا زمانی که به سن قانونی نرسند، نمی‌توانند پولی از آن برداشت کنند و این مساله باعث ناراحتی خانواده‌ها شده است.»دانش‌آموزان شین‌آبادی، نیازمند توجه دولتبا این همه شرایط برای خانواده‌های دانش‌آموزان شین‌آبادی سخت‌تر از قبل شده است. این خانواده‌ها طی یک‌سال‌ونیم گذشته بیش از 10 بار و هر دفعه بیش از 20 روز در تهران مانده‌اند و پیگیر وضعیت درمانی دختران آسیب‌دیده خود بوده‌اند. پدران این دانش‌آموزان به دلیل پیگیری وضعیت درمانی دختران خود تا حد زیادی ازکارافتاده شده‌اند و مادران دانش‌آموزان به گفته پزشکان معالج این دانش‌آموزان زیر بار فشار روانی بالایی هستند. همچنین رفت‌و‌آمد‌های زیاد به تهران و شرایط روحی نامساعد دانش‌آموزان وضعیت تحصیلی آنان را نگران‌کننده کرده و در تهران هیچ معلمی به صورت پاره‌وقت به آنها درس نداده است. حالا با همه این تفاصیل نصف‌شدن «دیه» این دانش‌آموزان و عدم رعایت «یوم‌الادا» بودن «دیه» و پرداخت آن براساس مبلغ «دیه» سال 1392، شرایط دشواری را برای آنان ایجاد کرده. حالا جا دارد وزارت آموزش‌وپرورش و دولت تدبیر و امید با رفع نگرانی‌های خانواده‌های این دانش‌آموزان، گام مهمی برای تسهیل شرایط زندگی این دانش‌آموزان مظلوم و آسیب‌دیده بردارد.

14 مرداد 1393 - 12:34

مردی در اقدامی جنون‌آمیز چهار عضو خانواده خود را کشت و سه‌نفر را نیز به‌شدت زخمی کرد. پدر، خواهر و دو فرزند قاتل در این جنایت جان باختند و مادر، شوهرخواهر و همسر او زخمی و به بیمارستان منتقل شدند.  متهم به قتل که از اهالی اهواز است سال‌ها قبل بدون رضایت خانواده خود با دختری جوان ازدواج کرد و از همان زمان اختلافاتی میان او و والدینش پیش آمد به گونه‌ای که توسط خانواده طرد شد. در این مدت مرد جوان صاحب دو فرزند شد. او چند روز قبل از حادثه همراه فرزندان پنج‌ساله‌ و پنج‌ماهه و همسر خود به خانه پدرش رفت و در آنجا مشکلات قدیمی سر باز کرد. مرد جوان که مورد سرزنش قرار گرفته بود سرانجام صبح چهارشنبه هفته گذشته کنترل خود را از دست داد و دست به جنایت زد. او در حالی این قتل‌ها را انجام داد که اعضای خانواده‌اش سعی داشتند اوضاع را آرام کنند و مانع بروز بحران شوند اما مرد خشمگین با چاقو به پدر، مادر، خواهر، شوهرخواهر، همسر و دو فرزندش حمله و همه آنها را زخمی کرد. پلیس دقایقی بعد از این اقدام جنون‌آمیز در جریان ماجرا قرار گرفت و ماموران خود را به محل حادثه رساند. آنها با صحنه‌ای هولناک مواجه شدند و فهمیدند پدر و دو فرزند متهم به قتل جان خود را از دست داده‌اند. سایر مجروحان به بیمارستان منتقل شدند و تلاش‌ها برای نجات جان آنها آغاز شد اما ایرنا به‌نقل از یک منبع آگاه خبر داد خواهر متهم نیز جانش را از دست داد.کارآگاهان در ادامه به بازجویی از متهم پرداختند و او به ارتکاب قتل‌ها اعتراف و ماجرا را تشریح کرد. بنابر این گزارش در حال حاضر رسیدگی به این پرونده ادامه دارد و متهم بعد از تکمیل تحقیقات مقدماتی در دادگاه کیفری استان خوزستان پای میز محاکمه می‌رود. این پرونده در حالی تشکیل شده است که قضات دادگاه کیفری استان خوزستان در انتظار پرونده یک جنایت خانوادگی دیگر هم هستند. آن جنایت در آبادان به وقوع پیوست و مردی دو برادرزن خود را به قتل رساند و پدر همسرش را نیز با شلیک گلوله زخمی کرد.ماموران پلیس آبادان وقتی از طریق تماس‌های مردمی با مرکز فوریت‌های پلیسی110 در جریان تیراندازی در یکی از محله‌ها قرار گرفتند به آنجا رفتند و با پیکر خونین سه‌مرد مواجه شدند. این سه‌نفر به بیمارستان انتقال یافتند اما دو نفر از آنها که برادر بودند جان باختند و پدرشان از مرگ نجات یافت.کارآگاهان در ادامه به تحقیق از اهالی محل پرداختند. یکی از آنها گفت: «من از پنجره خانه‌مان دیدم چهار مرد جلو در خانه همسایه‌مان به نام سیروس ایستاده‌اند. آنها را شناختم و فهمیدم برادران و پدر همسر سیروس هستند. در همین هنگام ناگهان صدای شلیک شنیده شد و دیدم سیروس از پشت‌بام به سمت خانواده همسرش شلیک کرده است. من و همسایه‌های دیگر سراسیمه به خیابان دویدیم اما در آن هنگام سیروس فرار کرده بود. ما نیز با پلیس تماس گرفتیم و موضوع را گزارش دادیم.»افسران جنایی در گام بعدی تلاش‌های خود را برای یافتن ردی از متهم فراری آغاز کردند و بعد از چند روز توانستند نشانی مخفیگاه او را به دست بیاورند. آنها که احتمال می‌دادند سیروس دست به سلاح ببرد عملیاتی ویژه را طرح‌ریزی کردند و پس از محاصره مکان موردنظر متهم را به دام انداختند.سیروس پس از انتقال به پلیس آگاهی تحت ‌بازجویی قرار گرفت و به کشتن دو برادرزنش اعتراف کرد. متهم درباره انگیزه‌اش از این قتل گفت: «من و همسرم رابطه خوبی داشتیم و مشکلی وجود نداشت تا اینکه مدتی قبل 15میلیون‌تومان به پدرزنم قرض دادم اما او طلبم را نمی‌داد و سر این موضوع دچار اختلاف شدیم بعد از آن درگیری‌های من و همسرم هم شروع شد و هر روز با هم جنگ و جدال داشتیم تا اینکه زنم به خانه پدرش رفت. در این مدت مرتب به صورت تلفنی با هم در ارتباط بودیم. پدرزنم چندبار پیغام داده بود که دنبال همسرم بروم و او را به خانه برگردانم اما من شرط این کار را پس‌گرفتن طلبم عنوان کردم به این ترتیب اختلافات ادامه پیدا کرد.»متهم به قتل در ادامه اعترافاتش گفت: «روز حادثه همسرم با من تماس گرفت و گفت پدر و سه ‌برادرش در حالی که عصبانی هستند به سمت خانه من حرکت کرده‌اند. او از من خواست برای اینکه درگیری پیش نیاید خانه را ترک کنم اما من این کار را نکردم و تصمیم گرفتم انتقام بگیرم به همین دلیل سلاح شکاری‌ام را برداشتم و به پشت بام رفتم. آنجا کمین کردم و وقتی آنها رسیدند به طرفشان شلیک و بعد به سرعت فرار کردم.» بنابر این گزارش رسیدگی به این پرونده همچنان ادامه دارد.

14 مرداد 1393 - 12:34

زیبا، زیور، نرگس، لهراسب، سمنبر، معصومه و حکیمه، اینها نام هفت فرزند معلول دو خانواده‌ای است ساکن روستای بی‌منجگان در استان کهگیلویه‌وبویراحمد. یک خانواده چهار فرزند معلول دارد و خانواده دیگر سه‌فرزند معلول. این روستای کوچک در فاصله 20کیلومتری شهر دهدشت در شهرستان کهگیلویه، 200کیلومتری یاسوج، مرکز استان کهگیلویه‌وبویراحمد و هزارو11کیلومتری تهران واقع است.ورودی تا میدان مرکزی روستا آسفالت است و کوچه‌ها هم جدول‌کشی شده‌اند، اما درست از آنجا که راننده فرمان خودرو را می‌چرخاند به کوچه‌ای در سمت چپ روستا، وارد کوچه‌ای خاکی و سنگلاخ می‌شود. چندمتر جلوتر در جایی که پستی‌وبلندی‌های کوچه از همه‌جا بیشتر است ترمز می‌گیرد. اینجا درست روبه‌روی در خانه آقای سرتیپ مارژ است، مردی که دوسال پیش همسرش را از دست داده و هم‌اکنون با شش فرزند و عروسش که چهارنفر از آنان معلول هستند، در این خانه زندگی می‌کند. حدود صدمتر آن‌سوتر هم از جایی که وضع به همین منوال است باید گذشت تا به خانه آقای معززیانی‌خواه رسید، خانواده‌ای که با سه دختر خود که هم از معلولیت رنج می‌برند و هم دچار عقب‌ماندگی ذهنی هستند در آن زندگی می‌کنند.دیوارهای خانه مارژ از جنس بلوک‌های بدون ملاط است و حیاط هم خاکی است، تنها در قسمت‌هایی از آن شن درشت ریخته شده، در انتهای سمت راست حیاط ورودی قسمت مسکونی با دری فلزی بالای دو پله سیمانی قرار گرفته؛ خانه‌ای که دو اتاق و یک آشپزخانه دارد. اتاق بزرگ در اختیار پسر بزرگ خانواده که تازه داماد شده است قرار دارد و در اتاق کوچک‌تر چهار خواهر و برادر معلول در دو سوی پدر پیرشان به ردیف نشسته‌اند.زیبا، زیور، نرگس و لهراسب که در خانه سردار صدایش می‌کنند-کوچک‌ترینشان لهراسب 23ساله و بزرگ‌ترین زیبا 28ساله - چهار فرزند معلول این خانواده هستند. هر چهارنفر در بدو تولد سالم به دنیا آمدند اما هرکدام در یک دوره سنی، بین هشت تا 12سالگی اولین علایم معلولیت سراغشان آمده. خودشان می‌گویند ابتدا پاشنه پاهایشان از زمین فاصله گرفت و بعد رفته‌رفته زمینگیر شدند، پیش از آن همه سالم بودند و مثل همه بچه‌های روستا با پای خودشان مدرسه می‌رفتند و درس و مشق خوبی داشتند. اما معلولیت که آمد همه خانه‌نشین شدند و ناتوان از ادامه درس و مدرسه.سرتیپ مارژ پدر خانواده که کشاورز است و خود هم اخیرا به دلیل عارضه ساییدگی زانو خانه‌نشین شده می‌گوید: «یکی از دخترها را که زودتر از بقیه دچار مشکل شد به شیراز و نزد یک پزشک متخصص بردم، اولین چیزی که از من پرسید درباره نسبت خانوادگی خودم و همسرم بود. وقتی برایش توضیح دادم هم دخترخاله پسرخاله هستیم و هم عموزاده، فقط گفت کارت تمام است! گفت هیچ راهی ندارد.»همان‌طور شد که دکتر متخصص گفت، هرچهار فرزند سرتیپ، آرام‌آرام استخوان‌هایشان تحلیل رفت و زمینگیر شدند، مادر خانواده تا دوسال قبل زنده بود و به قول خودشان مثل پروانه‌ای گرد شمع بچه‌ها می‌چرخید، اما یک‌روز صبح که مادر شب قبلش مثل همیشه کنار بچه‌ها خوابیده بود از خواب بیدار نشد و برای همیشه شوهر و فرزندانش را ترک کرد.نرگس می‌گوید مادر که رفت اندک شوق و ذوقی که برای زندگی داشتیم هم با او رفت، تا بود به اصرار و تشویق او ما دخترها فعال بودیم، نقاشی و گلدوزی می‌کردیم، نه‌فقط برای خودمان بلکه برای اهالی روستا هم. اما بعد از مادر میلمان به این کار از بین رفت. نرگس ادامه می‌دهد، مراسم تشییع جنازه مادر آخرین‌باری بود که ما از این خانه بیرون رفتیم، نه قبل از آن و نه بعد از آن هیچ‌وقت فرصت نشد و نتوانستیم و نخواستیم که بیرون را ببینیم، البته این منهای وضعیت برادرمان لهراسب است که دوستانش او را با ویلچر برای چرخاندن بیرون می‌برند. بعد از فوت مادر خانواده مارژ، زن جوانی در همسایگی آنها با هدف کار خیر مسوولیت وکالت و پیگیری کارهایشان را برعهده گرفته و کارهای بهزیستی و دارو و درمانشان را انجام می‌دهد.تا قبل از اینکه هفته قبل خبرنگار خبرگزاری ایرنای شهرستان کهگیلویه از وضعیت این خانواده‌ها گزارشی بنویسد آنها فقط یک ویلچر ساده داشتند، اما دوروز پس از انتشار گزارش مسوولان بهزیستی به این خانواده سر زدند و دو ویلچر دیگر برای آنها بردند. فرد خیری هم از شهر همسایه با خواندن گزارش ایرنا، دو ویلچر دیگر به آنها اهدا کرد، اما حسین خدمتی، خبرنگار ایرنا می‌گوید برای همین گزارش با عتاب و تندی مسوولان بهزیستی شهرستان مواجه شده است.سال 84 اداره بهزیستی استان کهگیلویه‌وبویراحمد برای این خانواده در همین محل زندگی‌شان خانه‌ای ساخت با دو اتاق. سرویس بهداشتی هم در آن‌سوی حیاط بود، بچه‌ها برای رسیدن به سرویس باید روی دست‌هایشان در سرما و گرما خودشان را روی زمین می‌کشیدند تا به آن برسند. سال گذشته با بودجه‌ای جدید قسمت جدیدی برای خانه ساخته شد شامل یک سرویس بهداشتی نزدیک اتاق‌ها و آشپزخانه. اما عیب‌وایرادهای ساختمان خانه که کار رفت‌وآمد را برای این چهارنفر سخت می‌کند همچنان به قوت خود باقی است؛ حیاط خاکی و شنی، پله‌های ورودی، سرویس بهداشتی غیراستاندارد و کمبود اتاق. در یکی از اتاق‌های خانه که عروس و داماد خانواده ساکن هستند، اتاق کوچک دیگر سهم زیبا، زیور، نرگس و لهراسب است و شبانه‌روزشان را آنجا می‌گذرانند، پدر هم شب‌ها در راهرو کنار آشپزخانه می‌خوابد؛ آشپزخانه‌ای که با راهرویی بدون‌ در به فضای باز حیاط ختم می‌شود.با این‌همه، زیبا و نرگس و زیور می‌گویند از مسوولان جدید اداره بهزیستی شهرستان راضی هستند، چون برخلاف مسوولان قبلی به آنها سر می‌زنند. اما خودشان این را هم می‌گویند که در همه این سال‌ها که در بهزیستی پرونده دارند هیچ‌گاه مددکاری برای رسیدگی به وضعیتشان یا دادن مشورت به سراغشان نیامده. مقرری ماهانه آنها از بهزیستی به‌صورت ماهانه به ازای هرنفر 53هزارتومان است. اما می‌گویند از بقیه خدمات و کمک‌های دیگر خبری نیست. حتی به گفته آنها گاهی هزینه دارو و درمانشان با عناوینی دیگر- مثلا کمک‌هزینه بهسازی منزل- به آنها بازگردانده می‌شود.در خانواده معززیانی‌خواه وضعیت کمی متفاوت است، سه‌دختر خانواده سمنبر، معصومه و حکیمه که بین 20 تا 30 سال سن دارند، هم معلول هستند و هم از عقب‌ماندگی ذهنی رنج می‌برند. مادرشان فعال است و دایم حواسش به دخترهاست. یکی از دخترها می‌تواند راه برود اما دونفر دیگر با حالت چهاردست‌وپا راه می‌روند. بهزیستی برای آنها هم خانه‌ای ساخته است، با دو اتاق و یک آشپزخانه، اما اینجا هم مشکل حیاط شنی و خاکی، سرویس بهداشتی، حمام غیراستاندارد و دور از اتاق‌ها به قوت خود باقی است. زمین جلو خانه این خانواده هم سنگلاخ است و پر از پستی‌وبلندی. آنها در مجموع ماهانه از بهزیستی 159هزارتومان مقرری دریافت می‌کنند؛ مبلغی که مادرشان می‌گوید به هیچ‌کجای مشکلات فرزندانش نمی‌رسد. مهم‌تر از ویلچر، بهسازی منازل است.یک فیزیوتراپ و عضو تشکل مردم‌نهاد خیریه فعال برای کمک به معلولان در رابطه با نیازهای اولویت‌دار معلولان این خانواده‌ها می‌گوید: «تجویز نوع ویلچر بسته به نوع بیماری فرد معلول انجام می‌شود، اگر دست‌های این افراد هنوز قدرت «عملکردی» داشته باشند، یعنی اینکه هنوز می‌توانند از ویلچر عادی استفاده کنند، همین قضیه یکی از موارد تجویز ویلچر عادی و نه برقی است. همچنین گفتنی اینکه در خیلی از موارد، برای افراد معلول به عمد ویلچر عادی تجویز می‌شود، تا قدرت دست‌های فرد حفظ شده یا بهبود پیدا کند. برای حل یا کم‌کردن مشکلات اینگونه افراد بهزیستی قطعا می‌تواند کمک‌های بسیاری انجام دهد، خصوصا در مرحله بازدید از منزل و «مناسب‌سازی» آن. در موارد اینچنینی استاندارد جهانی بر این روال است که یک «تیم توانبخشی» از منزل بازدید کرده و با اولویت‌بندی اعلام می‌کند که چه تغییراتی ولو جزیی در محیط خانه نیاز است تا معلولان بتوانند حداکثر استقلال را در حدی که از پس نیازهای اولیه خود، مثل استحمام و تغذیه، بدون کمترین کمک دیگران بربیایند داشته باشند. بعد از آن برای اجرای این طرح‌ها از مهندسان مرتبط با بهزیستی کمک گرفته می‌شود. باتوجه به اینکه به نظر می‌رسد افراد مبتلا به بیماری ژنتیکی نورولوژیکال با سیر پیشرونده هستند. در این شرایط، مهم‌تر از ویلچر این است که با توجه به نوع بیماری، مهم‌ترین اقدام، تشخیص اولویت‌ها برای حفظ و بهبود کیفیت زندگی این افراد است.»قول می‌دهم مشکلات بهسازی منزل معلولان حل شودتوضیحات فضل‌الله اتابک، مدیرکل بهزیستی استان کهگیلویه‌وبویراحمد: «بهزیستی پیش از این برای یکی از این خانواده‌ها خانه‌ای ساخته بود، اما کامل نبود که سال گذشته کامل شد و سرویس بهداشتی و قسمتی دیگر به آن اضافه شد که در هفته بهزیستی توسط فرماندار و برخی دیگر از مسوولان شهرستان افتتاح شد. من در جریان مشکلات این معلولان هستم، آنها از ما توقع تامین ویلچر برقی دارند، در حالی که ما برای تهیه ویلچر برقی حتی برای معلولان مرکز استان هم مشکل داریم، در همین روزهای اخیر طرحی از سوی سازمان بهزیستی کشور تصویب شده و نامه‌اش به دست ما رسیده است که بر اساس آن می‌توانیم بخش زیادی از مشکلات این خانواده‌ها را حل کنیم، این طرح با عنوان طرح مراقبتی برای خانواده‌هایی است که دو، سه یا چهار معلول دارند و بر اساس آن برای رسیدگی در خانه به افراد معلول اقداماتی انجام می‌شود، پیش از این مقرری ماهانه هر معلول طبق مصوبه مجلس 53‌هزارتومان به ازای هر معلول بود اما بر اساس طرح جدید این مبلغ به بیشتر از 150هزار‌تومان افزایش پیدا می‌کند. ما قبول داریم که مبلغ 53‌هزار‌تومان برای مراقبت از افراد معلول واقعا ناچیز است اما مصوب مجلس است و تغییر آن در حوزه اختیارات ما نیست. درباره عدم پرداخت هزینه‌های درمانی نیز باید بگویم طبق قانون هر مقدار هزینه‌ای که آنها بپردازند تا سقف چهارمیلیون‌تومان به صورت کامل به آنها برگردانده می‌شود، بیشتر از این هم به سازمان بهزیستی کشور ارسال می‌شود و مراحل اداری خاص خود را دارد. ما قصور و کم‌کاری‌های قبلی درباره این خانواده‌ها را کتمان نمی‌کنیم اما در دولت جدید مسوولان بهزیستی مرتبط به این خانواده‌ها سرکشی می‌کنند، درباره بهسازی منزل مسکونی این خانواده‌ها من شخصا قول می‌دهم موضوع را پیگیری کنم و برای ساخت رمپ و حل مشکلات و نیازهای جزیی که در خانه و حیاط این افراد لازم است اقدام لازم از طرف بهزیستی صورت گیرد.»6 ماه است روستا بلاتکلیف استاسماعیل فخرایی، دهیار روستای بی‌منجگان نیز در این رابطه می گوید: «زمانی که طرح هادی روستا اجرا می‌شد قرار شد فقط خیابان اصلی آسفالت شود و کوچه‌ها آسفالت نشود، بودجه روستا هم کم است البته، بر اساس اطلاعی که من دارم بودجه ماهانه دهیاری روستای ما به‌صورت ماهانه دو‌میلیون‌تومان است، البته طبق شنیده‌های من اعتبار جدید برای بهسازی کوچه‌های روستا رسیده است، در برخی روستاهای اطراف هم این کار انجام شده فقط در روستای ما انجام  نشده است که به دلیل تغییر و تحول بلاتکلیف مانده است. حدود شش‌ماه است که اعضای شورا من را به‌عنوان دهیار جدید انتخاب کرده‌اند اما دهیار قدیم روستا هنوز کنار نرفته و حساب‌های مالی، مهر و دیگر متعلقات دهیاری را تحویل نداده است. در این شرایط نه من به‌عنوان دهیار جدید امکان خرج بودجه برای روستا را دارم و نه دهیار قبلی، به همین دلیل در این مدت روستا بلاتکلیف مانده است. چندروز پیش با بخشدار کهگیلویه دیدار کردم و قول پیگیری داده است، اعضای شورا هم پیگیر موضوع شده‌اند اما هنوز کاری نشده. خانواده معلولان ساکن روستا را می‌شناسم و از مشکلاتشان خبر دارم، مردم روستا و بهزیستی در مواردی به آنها کمک می‌کنند. اما به دلیل ناهمواری جاده و جلو خانه‌هایشان مشکل اصلی‌شان تردد در روستاست که به نظر من اگر مسوولان اعتبار لازم را بپردازند این مشکل به‌راحتی قابل حل است. مردم روستا هم همکاری می‌کنند، اگر اعتبار باشد.»

14 مرداد 1393 - 12:34

دختری جوان که پدر خود را در حمایت از مادرش به قتل رسانده است، دستگیر شد.ماموران پلیس استان زنجان چندروز قبل، از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی110 باخبر شدند مردی در خانه‌اش هدف ضربه چاقو قرار گرفته است. آنها وقتی به محل حادثه رسیدند مرد زخمی را درحالی‌که جلو در خانه نقش بر زمین شده بود مشاهده و وی را به بیمارستان منتقل کردند. سپس همسر 44ساله این مرد گفت: «دقایقی قبل من و شوهرم با هم دعوا کردیم و دخترم که شاهد این صحنه بود پدرش را با چاقو زد.»ماموران همچنان سرگرم تحقیقات مقدماتی بودند که از بیمارستان خبر رسید مرد زخمی جانش را از دست داده است. به این‌ترتیب دختر او به اتهام قتل دستگیر شد. دختر 19ساله در بازجویی‌ها به جرمش اعتراف کرد و گفت: «پدر و مادرم از سال‌ها قبل با هم اختلاف داشتند و هرازگاهی درگیر می‌شدند. صبح روز حادثه با صدای داد و فریاد آنها از خواب بیدار شدم و وقتی به آشپزخانه رفتم دیدم پدرم، مادرم را کتک می‌زند من هم چاقویی را از آشپزخانه برداشتم و با آن ضربه‌ای را به کمر پدرم وارد کردم. وقتی خون را دیدم به‌شدت ترسیدم و از کاری که کرده بودم، پشیمان شدم؛ به همین دلیل در حالی‌که هنوز چاقو در دستم بود به حیاط دویدم و قصد داشتم خودم را هم بزنم که مادرم جلویم را گرفت. در این کشمکش انگشتانم با چاقو زخمی شد.»متهم به قتل ادامه داد: «بعد از این اتفاقات پدرم به سختی خودش را تا جلو در حیاط کشاند و در حالی‌که همچنان خون از بدنش جاری بود به زمین افتاد؛ پس از آن مادرم با پلیس تماس گرفت و موضوع را اطلاع داد. من قصد نداشتم پدرم را بکشم و در آن لحظات وقتی دیدم مادرم در حال کتک‌خوردن است نتوانستم تصمیم درستی بگیرم.» بنابر این گزارش، متهم در زندان به‌سر می‌برد و تحقیقات ادامه دارد.

14 مرداد 1393 - 12:34

فرمانده انتظامی بروجرد از دستگیری مردی خبر داد که خواهرش را به قتل رسانده بود. سرهنگ دلیری گفت: ماموران در پی اعلام گزارشی توسط مرکز پیام 110 مبنی بر مرگ مشکوک در محل حاضر شدند و جسد دختری حدودا 20‌ساله را مشاهده کردند. وی افزود: پس از گذشت چندساعت متوفی شناسایی و تحقیقات از خانواده وی انجام شد و آنها گفتند این دختر چندروز قبل توسط یکی از برادرانش به مرگ تهدید شده است. سرهنگ دلیری ادامه داد: کارآگاهان محل سکونت متهم را شناسایی و متهم را در کمتر از 48ساعت دستگیر کردند. فرمانده انتظامی بروجرد گفت: قاتل پس از دستگیری به قتل اعتراف و بیان کرد به دلیل اختلافات خانوادگی از خواهرش عصبانی بوده تا اینکه از شدت خشم او را به قتل رسانده و جسدش را در باغ رها کرده است

14 مرداد 1393 - 12:34

 مردی که همسرش را با شلیک هشت گلوله به قتل رسانده بود، پس از دو‌سال دستگیر شد. سرهنگ نجات کرمی، فرمانده انتظامی دلفان لرستان در این‌باره توضیح داد: «این فرد که به اتهام قتل همسرش تحت‌تعقیب مراجع قضایی بود، پس از دو‌سال فرار در عملیات موفق توسط ماموران پلیس آگاهی شهرستان دلفان در مخفیگاهش در یکی از روستاهای ملارد استان تهران دستگیر شد.» وی ادامه داد: قاتل در ‌سال 91 با استفاده از اسلحه و شلیک هشت‌تیر همسر خود را در یکی از روستاهای دلفان به قتل رسانده و بلافاصله پس از ارتکاب قتل متواری شده بود. این مقام انتظامی گفت: متهم در تحقیقات اولیه به قتل همسر خود اعتراف کرد و برای سیر مراحل قانونی تحویل مرجع قضایی شد.

14 مرداد 1393 - 12:34

یک زوج استرالیایی که در تایلند رحم اجاره‌ای استخدام کرده بودند، بچه خود را که سندروم داون داشت، رها کردند و فقط قل سالم را با خود بردند. شبکه خبري او ار اف اتريش گزارش داد، اين موضوع در استراليا خشم عمومي را برانگيخته است. رسانه‌هاي استراليايي امروز خبر دادند بسياري از استراليايي‌ها پيشنهاد داده‌اند اين نوزاد را به فرزندي بپذيرند. از خيرين هم تاکنون بيش از 85 هزار يورو جمع‌آوري شده، زيرا اين نوزاد نيازمند جراحي قلب است و مادر تايلندي او توانايي مالي تامين هزينه آن را ندارد. توني ابوت، نخست وزير استراليا هم امروز اين جريان را "يک داستان بسيار غم انگيز" توصيف کرد. اين زوج که هويت‌شان فاش نشده، به مادر تايلندي حدود 10 هزار يورو دستمزد پرداخت کرده‌اند. اين زن تايلندي 21 ساله دو قلو باردار شده بود. زوج استراليايي زماني که مشخص شده بود يکي از بچه‌ها سندروم داون دارد، از او خواسته بودند سقط جنين کند. او اين درخواست را رد کرد. دو قلوها ماه دسامبر متولد شدند.

14 مرداد 1393 - 12:34

با تلاش کارآگاهان شهرستان نیشابور خراسان رضوی قاتل پیرمرد 80 ساله در کمتر از 48 ساعت شناسایی و دستگیر شد.به گزارش جام جم، در پی اعلام مرکز 110 مبنی بر فوت مشکوک در یکی از خیابان های شهر مشهد، بلافاصله ماموران کلانتری به محل اعزام شدند.ماموران پس از مراجعه به محل مشاهده کردند، پیرمرد 80 ساله ای در داخل منزلش در حالی که سر و صروتش خونی است، فوت کرده است.با حضور مقام قضایی و پزشکی قانونی صحنه جرم مورد بررسی قرار گرفت و سپس جسد متوفی به سردخانه منتقل شد.اظهار نظر پزشکی قانونی حاکی از این بود که نامبرده به علت اصابت جسم سنگین به سر فوت کرده و به دنبال این نظر تحقیقات کارآگاهان برای شناسایی قاتل آغاز شد.کاراکاهان در ادامه به پسر همسر متوفی مظنون و متوجه شدند وی پس از حادثه از محل گریخته و به یکی از شهرهای مجاور متواری شده است.در ادامه فرد متواری توسط ماموران ردیابی و در مخفیگاهش دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل می شود.متهم در بازجویی های اولیه به قتل پیرمرد اعتراف کرد و پرده از راز جنایت برداشت و افزود: پس از مصرف مواد مخدر از حالت طبیعی خارج شدم و سپس پدرم را که در خواب بود با ضربات میز چوبی که در اتاق خانه بود، به قتل رساندم و سریعا محل را ترک کردم.

14 مرداد 1393 - 12:34

  در آستانه آغاز فصل پائيز  عيادت کتایون ریاحی سفیر مهرآفرین از كودكان شیرخوارگاه آمنه  کتایون ریاحی سفیر و فاطمه دانشور مدير عامل مهرآفرین در آستانه آغاز فصل پائيز در شیرخوارگاه آمنه حضور يافته و ضمن عيادت از کودکان ؛ با مسئولان بهزيستي و شيرخوارگاه آمنه دیدار و گفتگو کردند. به گزارش امور رسانه اي موسسه نيكوكاري مهرآفرين ؛ در این دیدار ، مدیر دفتر مشارکت های مردمی سازمان بهزیستی و مدیر دفتر مشارکت های مردمی شیرخوارگاه آمنه نيز حضور داشتند و ضمن تقدیر از فعالیت های خیرخواهانه ، مشكلات و كاستي هاي كودكان تحت پوشش بهزيستي را با سفير و مديرعامل مهرآفرين در جريان گذاشتند. در اين ديدار ، مدیر دفتر مشارکت های  مردمی سازمان بهزیستی نصيري گفت : امروز شیرخوارگاه آمنه به صورت مشاركت هاي مردمي و به شكلي كاملا مطلوب اداره مي شود  و ما بسيار از اين روند رضايت داريم ، با اين حال و به رغم آن كه تلاش شده تا مشکلات كودكان كاملا برطرف شود ، اما در سطحي كلان تر ، بعضی از بيماريها ، هزینه های كلان دارد و ادامه درمان مستلزم پشتيباني هاي بزرگتري ست .  وی در ادامه افزود : مثلا یکی از این بيماري ها ؛ فقدان حس شنوایی در کودکان تازه به دنیا آمده است ! بعضی از کودکان ما ، به دلیل نداشتن بخش حلزون شنوایی ؛ متاسفانه به صورت ناشنوا به دنیا می آیند و اگر این نارسايي ، بین سنین 2 تا 4 سالگی رفع نشود امکان دارد فرد تا آخر عمرش کر و لال بماند! وي ادامه داد : با توجه به امکانات تخصيص يافته ، ما فقط مي توانيم بخشي از هزينه هاي درماني اين بيماران را پوشش بدهيم در حالي كه در سال ، نزديك به 800 نوزاد داريم كه نياز به کاشت حلزون شنوایی دارند ؛ و حتي تعداد اين بيماران رو به افزايش است !  وي افزود : هزینه هاي درمان بسیار بالا است ! در اصل ، ما برای درمان هر کودک بيمار به حداقل  30 میلیون تومان پول نياز داريم ؛ در حالي كه فقط هزینه دستگاهی که بر روی گوش اين کودکان نصب می شود ؛  چهارده میلیون تومان است ! علاوه بر آن ، بعد از عمل جراجی نیز باید گفتار سنجی ، شنوایی سنجی و موارد ديگر انجام شود كه هزينه ها را بسيار بالا مي برد و ادامه كار را براي ما مشكل    مي كند . البته دولت تعهد کرده است كه هزينه درماني 500 کودک را تا سقف 20 میلیون تومان حمایت خواهد كرد ، و ما در تلاشيم تا باقي هزينه ها را از خيرين و نيكوكاران جذب كنيم و اين مشكل هم انشالله رفع و رجوع شود . مدير دفتر مشارکت های مردمی شيرخوارگاه آمنه نيز در ادامه اين ديدار ، با تاکید بر اینکه هنرمندان و ورزشکاران صاحب نام می توانند در کمک به رفع این مشکل قدم های بزرگی بردارند ، گفت : ما از هنرمندان به عنوان یکی از گروه های مرجع كشور می خواهیم که از آبرویشان هزینه کنند و کمک کنند تا اين معضل ، رفع شود ؛ ما معتقدیم همان قدر که ساخت مسجد و کمک نقدی و تحصیلی به ایتام ، اجر اخروی و دنیوی در پي دارد ، کمک به درمان شنوایی اين کودکان معصوم نیز حتما پاداش اخروی در پي خواهد داشت و از همين جا دست همياري به سوي ايشان دراز     مي كنيم . فاطمه دانشور مدیرعامل مهرآفرین نیز گفت : کسانی که قدرت مالی خوبی دارند حتما بايد به اين افراد کمک کنند ؛ ما هم تمام تلاش خود را می کنيم تا با استفاده از ظرفیت های مختلف ، در رفع اين بيماري قدمي برداريم و قطعا کمک هایي را برای این امر ، جمع آوری خواهيم كرد و در حد بضاعت خود ، پيشقدم اين مسير خواهيم بود . کتایون ریاحی سفیر مهر آفرین هم با تقدیر از تلاش های صورت گرفته مسئولان شيرخوارگاه ، بر حضور گروه های مردمي در فعالیت های نیکوکارانه تاکید کرد و افزود : بسیاری از بازیگران و هنرمندان ، فرصت زیادی برای حضور فیزیکی در کارهای خیرخواهانه پيدا نمي كنند ، اما من مي دانم كه قلب آنان براي اين مردم و نيازمندان مي تپد و مطمئنم كه به وقت مقتضي ، از هيچ امري در كمك به همنوع فرو گذار نخواهند بود . دليل حضور اندكي بیشتر من هم ، خداحافظی از اين عرصه است . وی با اشاره به لزوم مشارکت بیشتر مردم در فعالیت های نیکوکارانه و همچنین فعالیت های مصلحانه اجتماعی گفت : باید به سمتی حرکت کنیم که ngo ها و گروه های مردم نهاد به وجود بیایند و رشد کنند و مردم با استفاده از این گروه ها در فعالیت های نیکوکارانه شرکت کنند زیرا گروه هاي اينچنيني می توانند از تضییع حقوق جامعه جلوگیری کنند . در پایان این دیدار ، سفير و مديرعامل مهرآفرين از محل نگهداری کودکان و نوزادان در شیرخوارگاه آمنه بازدید کردند و براي مدتي ، لحظاتي كاملا احساسي بر محيط حاكم شد .    

14 مرداد 1393 - 11:41

  مراسم معرفی سفیر جدید مهرآفرین دهم بهمن ماه 90 با حضور اهالی سینما و موسیقی کشور در سالن همایش‌های میلاد محل برگزاری نمایشگاه بین‌المللی برگزار شد. در ابتدای این مراسم که اجرای آن را «فرزاد حسنی» بر عهده داشت، گروه ارکستر موسیقی سازهای بادی تهران به سرپرستی «سینا ذکایی» قطعاتی را اجرا کرد فرزاد حسنی نیز با اشاره به اینکه فاطمه معتمدآریا از مدعوین این برنامه بود، ادامه داد: اولین بانوی سفیر مهرآفرین به دلیل عدم حضورشان در ایران نتوانستند در این برنامه شرکت کنند اما باید بگویم او هنوز هم در مهرآفرین حضور فعال دارد و همه سفرای بعد از خود را پشتیبانی می‌کند. . برپایه این گزارش، در ادامه مراسم «محمد سریر» به روی سن آمد و گفت: 22 نفری که در این گروه موسیقی حضور داشتند همه از استعدادهای این کشور هستند. قطعاتی که ما از این عزیزان شنیدیم نشان‌گر این باور بود که پشت این نوع موسیقی فکر درست، حرکت و اندیشه‌ای سازنده نهفته است.  پس سعی کنیم این نوع موسیقی را بین مردم رواج دهیم. وی با اشاره به فعالیت‌های موسسه مهر آفرین افزود: من خوشحالم با برپایی چنین مراسمی این افراد شناسایی می شوند و امیدوارم امکان برگزاری اینگونه برنامه‌ها بیشتر باشد. بعد از پخش فیلم کوتاه چهار دقیقه‌ای، «محمد سریر»، «لوریس چکناواریان»، «حسن همایون فال»،  و «رزیتا حفیظ» روی صحنه آمدند و به همراه رهبر گروه (جاوید مجلسی) مدال و لوح سپاس را به اعضای جدید سفیریاران مهرآفرین اهدا کردند. ارکستر سازهای بادی تهران رسما به عنوان سفیریاران  جدید مهر آفرین معرفی شدند. بنابراین گزارش، در ادامه این مراسم «فاطمه دانشور» در یک فیلم ویدئویی به ایراد سخنانی درباره 6سالگی مهرآفرین پرداخت. دانشور طی سخنانی گفت: هدف ما حمایت از کودکان بد سرپرست و زنان سرپرست خانوار است. امروز مهر آفرین 6 ساله شده است و هم اکنون 12 هزار نفر یاور و حمایتگر داریم. وی با اشاره به  معرفی «فاطمه معتمد آریا» ‏، «مریلا زارعی»‏‏، «رضا صادقی» و «هادی ساعی» به عنوان سفیر و سفیر یاران مهر آفرین در سال‌های گذشته گفت: سفیر مشکلات را می‌بیند و نه تنها خود به یاری آن‌ها می‌رود بلکه آن را به جامعه و مسولان منتقل می‌کند. وی ادامه داد: سفیر با هدف بیدار کردن وجدان‌ها قدم برمی‌دارد و می‌خواهد بگوید که ما در برابر نعمت‌های خدا بدهکاریم و باید برای این بدهی به دیگران کمک کنیم. همچنین «سیمین حقی» شاهنامه شناس معاصر کشور روی صحنه آمد و با یادآوری اینکه ده بهمن روز جشن سده ایرانیان است در معرفی دومین سفیر این دوره مهرافرین گفت: امشب میزبان دومین سفیر مهرآفرین هستیم. سپاس از همسرش «آقای بهبهانی» که همیشه حامی انسان‌های فرهنگ دوست بوده‌اند. این بانو به حق شایسته حضور در این موسسه است و امیدوارم بتواند در این راه به تعالی برسد. «علی معلم» هم سفیر دوم مهرآفرین را این گونه معرفی کرد:  در میان 70 میلیون جمعیت کشورمان کمتر از هزار نفر بازیگر سینما هستند. از میان این هزار نفر حدود ده درصد بین مردم شناخته شده‌اند و از این عده کمتر از سی نفر هستند که حیطه شخصی زندگی حرفه‌ای‌شان دستخوش مسایل حاشیه‌ای نشده است.  این افراد از بدست آوردن شهرت خوشحالند چون شهرتشان را از لطف مردم می‌دانند نه از خودباری. اگر «عزت الله انتظامی» را امروز همه می‌شناسند نه فقط به خاطر بازی خوبش بلکه بیشتر برای خلق و خوی و اخلاق انسانی‌اش است. معلم ادامه داد: محبوبیت فردین تنها به خاطر بازیگری‌اش نبود بلکه محبتش و نحوه سلوکش با مردم او را بین همه عزیز کرد. وی افزود: صاحبان مقام کشور باید قدر این هنرمندان را بدانند و واقف باشند اگر قرار است حضور این افراد نادیده گرفته شود چیزی از مردم هم باقی نمی‌ماند چراکه اینها ضامن فرهنگ یک ملت هستند. علی معلم با ذکر نام «کتایون ریاحی» به عنوان سفیر دوم مهرآفرین این دوره اظهار کرد: «کتایون ریاحی» با شایستگی و گزیده کاری حرفه هنری خود را آغاز کرد و به اختیار خودش به حرفه اش پایان داد. او سال گذشته بعد از دریافت جایزه‌اش برای بازی در سریال «یوسف پیامبر» پایان کار خود را اعلام کرد اما به نظر من برای اهل فکر پایان وجود ندارد. برای ما که این روزها شاهد سقوط اخلاقی عجیب و خطرناکی را در جامعه شاهد هستیم حضور چنین افرادی موثر است. مدت‌هاست در حوزه‌های مختلف فرهنگ و هنر و اقتصاد و سیاست و ... فتار خوبی از خود نشان نمی‌دهیم امیدوارم محافلی از این دست با حضور چنین افرادی کمک کند با هم مهربان‌تر باشیم و بیشتر بیندیشیم. «آزیتا موگویی» نیز در معرفی سفیرجدید مهرآفرین توضیح داد: کشور ما نیازمند مادرانی است که بتوانند بچه‌های خوب تربیت کنند بچه‌هایی که به درستی میراث گذشتگان‌شان را حفظ کنند. تقدیر و جبر مسیر بعضی آدم‌ها را تغییر می‌دهد و به جایی می‌کشد که در تصورشان نیست. صحبت از «کتایون ریاحی» هم سخت است هم آسان. آسان است چون روزهای غم و شادی زیادی را با او سپری کردم و سخت است چون اگر بخواهم از او بگویم تنها بخش کمی از خوبی‌هایش به زبان می‌آید. امیدوارم این تشکیلات کاری کند تا او وسیله‌ای باشد که آرزومندان به آرزوهایشان برسند. در ادامه این مراسم بعد از پخش فیلم کوتاهی از «کتایون ریاحی»، «لوریس چکناواریان»، «لاله اسکندری»، «علی معلم» و «مهرداد اکبریان» برای اهدای مدال و لوح سپاس روی صحنه آمدند و ستاره اسکندری در سخنانی برای این بازیگر آرزوی موفقیت کرد و افزود: امیدوارم «کتایون ریاحی» بتواند این راه را با قدم‌های محکم طی کند. وی افزود: بزرگترین نیکوکاران ثروتمندترین افرادی بودند که به این باور رسیده بودند که با بخشش‌شان داشته‌هایشان را دوبرابر می‌کنند کتایون ریاحی در آغاز سخنان خود گفت: با نگاه پرمهرتان که تلالو نورش جشن‌تان را نورانی کرده، من با افتخار پرچم را از دست پرچمدار قبلی که شیرزنی مانند سیمین بانوی معتمدآریا بود گرفتم تا ادامه راهش را فراهم کنیم. وی افزود: بزرگترین نیکوکاران ثروتمندترین افرادي بودند كه به این باور رسیده بودند که با بخشش‌شان داشته‌هایشان را دوبرابر می‌کنند. کتایون ریاحی در پایان صحبت‌هایش اشاره کرد: ما ملتی هستیم که به فرهنگ و تاریخ و شاعران و بزرگان مان افتخار می‌کنیم و ادعایمان این است که تمدن ما و تمام کسانی که فرهنگ مارا اینگونه غنی کرده‌اند بزرگترین ثروت زندگی امروزمان است.اگر واقعا ما چنین ثروتی در دست داریم پس حتی یک فقیر هم نباید داشته باشیم. چگونه ممکن است اینهمه اندوخته را جلوی چشم بیاوریم و بعداز فقر حرف بزنیم؟ به نظر من؛ باید اول از خودمان شروع کنیم و منتظر کسی نباشیم وقتی من برای کمک به سفر سومالی رفتم متوجه شدم خودم بیشتر از همه آنها به کمک احتیاج دارم و این یاری را از آنها گرفتم.   این مراسم با اجرای پنج قطعه توسط رضا یزدانی به همراه گروه همیشگی‌اش به پایان رسید. ترانه ی بی همگان به سر شود با دف نوازی فوق العاده و در پایان ترانه خلیج فارس بسیار زیبا و حماسی اجرا شد به شدت مورد توجه علاقمندان قرار گرفت به طوری که همه سالن ایستاده به تشویق پرداختند   خبرگزاری پانا پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران روزنامه شرق مردمسالاری بانی فیلم خبرگزاری سینمای ایران عصر ایران خبرگزاری آفتاب خبرگزاری زنان (وفا) خبرگزاری فارس خانواده سبز خبرگزاری ایلنا خبرگزاری ایلنا گزارش تصویری سینما فارس خبرگزاری افق خبرگزاری ایسنا خبرآنلاین بازتاب امروز جهان نیوز سینما روز تحریر آنلاین گروه مجلات همشهری موسیقی روز فرهنگ آشتی press tv IRIB

14 مرداد 1393 - 11:41

كتايون رياحي بازيگر مطرح سينماي ايران پس از كناره گيري از بازيگري در يك اقدام بشر دوستانه به سومالي سفر كرد..به گزارش امور رسانه اي  موسسه مهر آفرين كتايون رياحي با هدف كمك به مردم سومالي  به شهر گارسيا در شصت كيلومتري مرز كنيا و سومالي سفر كرد .رياحي در اين سفر ضمن اهدا كمك‌هاي خود و بخشي از كمك هاي موسسه مهر آفرين پناه عصر به مردم سومالي از يك كلاس درس، مكتبخانه آموزش قرآن، و كمپ نگهداري از قطحي زدگان بازديد كرد و به صورت نمادين يك دستگاه تانكر آب را نصب و آبگيري كرد.رياحي در يادداشتي كوتاه درباره اين سفر نوشت: روز اول مهر ماه 1390 است و من در 600 كيلومتري مرز كنيا و سومالي در شهر گارسيا خياباني ديدم با انبوه آلونك و حجره‌هايي كه از نايلون و پلاستيك ساخته شده است! شهري و جايي كه جاي زندگي نيست و فقط آنهايي كه توان بيشتري دارند و يا مي‌توانند از ورقه‌هاي حلبي و قوطي‌هاي خالي استفاده كنند به نفس هاي شمرده و آرام خود رنگ مي‌دهند و زندگي مي كنند. تكان دهنده ترين نكته سفرم در اين است كه من كشوري ديدم فقير كه در اوج فقر و نداري به خنده و نگاهي گرم ، ميزباني مهرباني مي كند. مردمي در حال اضمحال و اما خوشرو و اميدوار. پس ما هم مي‌خنديم تا روشناي خنده‌ها، تن نحيف و سوي اين نگاه‌ها را كمرنگ و بي‌اثر نكند. امروز من در كنيا هستم و براي كمك به قحطي زدگان سومالي كه بعد از طي روزها گاه هفته ها راهپيمايي ، گرسنه و تشنه خود را به كمپ داداب مي رسانند، هر چند كه تعدادي هرگز به مقصد نمي رسند. كمپ داداب بزرگترين كمپ پناهندگان است با حداقل امكانات براي بقا. كنيا خود كشور فقيري است و شهرمرزي كوچك داداب كه در فاصله كمي با كمپ داداب قرار دارد جز فقيرترين شهرهاي كنياست ولي با اين وجود انها ميزبان پناهدگان و قحطي زدگان سوماليايي هستند ، نكته تكان دهنده همين بود. اب ، بزرگترين مشگل صحراي عظيم افريقاست . چيزي كه براي ما قابل درك نيست . يك جرعه اب مي تواند زندگي اي را نجات دهد. من به شكرانه ابي كه در سرزمينمان ايران وجود دارد ، تعدادي تانك اب براي منطقه خريداري كردم ، كه به كمك سه إيراني فعال كه چرتي اكتز را در انجا فعال كرده اند و صليب سرخ توانستم ، كمك هاي خود و مهرافرين را به دست مردم برسانم. در انجا مكاني بود به نام خانه ماما هاني ، بيشتر كودكاني كه به هر دليل خانواده خود را از دست داده اند به اينجا اورده مي شوند. ماما هاني پيرزني است كه با كمك هاي مردمي بيش از سيصد كودك و نوجوان را كه برخي از انان معلولند را نگهداري مي كند . بخشي از هديه مادران و كودكان مهرافرين در اين خانه اهدأ شد . كودكان اينجا سوماليايي و كنيايي ، مسلمان و مسيحي هستند.هر كس به اين خانه درامد، ابش دهيد ، نانش دهيد وز ايمانش نپرسيد خدايا،اميد اين مردم را نااميد مكن، خدايا اين مردم را درياب و عزيز بدار. كتايون رياحي ، هم اينك به واسطه پخش مجموعه تلويزيوني يوسف پيامبر، در 90 شبكه ماهواره‌اي كابلي و تلويزيوني چهره‌اي شناخته شده است و در اين سفر در كنار كمك‌هاي شخصي خود به نمايندگي از سوي موسسه مهر آفرين، كمك‌هايي را از طرف اين موسسه به مردم سومالي اهدا كرده است.   بازتاب در خبرگزاری ها: ایسنا دنیای اقتصاد خبر آنلاین ایلنا مهر جام جم آنلاین مردم سالاری تابناک دنیای صنعت آفرینش انتخاب Tehran times IRIB

14 مرداد 1393 - 11:41

    عملیات بازسازی مدارس و درمانگاه روستای کتیج پس از سفر سفیر یار مهرآفرین خانم مریلا زارعی به این منطقه آغاز شد. پیش از سفر سفیر یار مهرآفرین حدود 40 خانواده در این منطقه تحت پوشش مهرآفرین بودند، اما در حال حاضر 180 خانواده ، بالغ بر 700 نفر از ساکنین این منطقه از حمایت مالی و خدمات آموزشی، بهداشتی درمانی، مشاوره حقوقی و ...بهره مند هستند. فعالیت های عمرانی موسسه مهرآفرین با تامین بخشی از هزینه ها از سوی نیکوکاران به شرح زیر است: 1) از مدرسه راهنمایی و دبیرستان خدیجه کبری بازدید شد. از آن جا که تعمیر سقف مدرسه در الویت بود، ایزوگام مورد نیاز تامین و به منطقه فرستاده شد. تعمیر و بازسازی سقف در حال انجام است. همچنین تعمیرات داخلی مدرسه جهت اصلاح دیوارها و حیاط مدرسه با توجه به خاکی بودن مورد بررسی قرار گرفت و برآوردهای لازم جهت آسفالت نمودن حیاط مدرسه انجام شد. با توجه به کمک های اهدایی توسط نیکوکاران، این مدرسه تا قبل از مهرماه و شروع سال تحصیلی به بهره برداری خواهد رسید. 2) بازدید از مدرسه ابومسلم انجام شد. با توجه به قدمت این مدرسه و شرایط نامساعد مقرر شد بازسازی این مدرسه به صورت اساسی صورت گیرد و مذاکرات لازم با مسئولین آموزش و پرورش و مدیر مدرسه انجام شد و مقرر گردید، بازسازی این موسسه توسط نماینده ی موسسه مهرآفرین نیز آغاز گردد. 3) طی بازدید از مراکز بهداشت و درمان و مشاهده و بررسی مشکلات این مرکز مقرر شد سقف این مرکز ایزوگام شود. همچنین تعمیرات داخلی صورت گرفته و ساختمان نقاشی شود، کف پوش تهیه و نصب و سیستم روشنایی اصلاح و تعمیر گردد، تعدای کولر جهت درمانگاه خریداری و نصب شود، همچنین قفسه بندی داروخانه تکمیل شود و در حد مقدور، محوطه درمانگاه آسفالت گردد. 4) طی بازدید از قنات روستا مقررشد بررسی های لازم جهت نحوه ی استفاده ی مناسب تر از قنات به عمل آید و در صورت امکان اقدام به ایجاد استخر پرورش ماهی در محل گردد تا بتوان برای تعدادی از افراد اشتغال ایجاد کرده و منابع پروتئین مورد نیاز مردم منطقه را تامین نمود. 5) طی جلسه ای با حضور مسئولین روستا مذاکراتی انجام شد که در صورت امکان زمین مناسبی را در اختیار موسسه قرارداده و موسسه مهرآفرین دفتر خود را در این زمین بنا نماید و از این طریق بتواند خدمات خود را در منطقه گسترش داده و به مددجویان کمک نماید.  

14 مرداد 1393 - 11:41

عزت‌الله انتظامی در مراسم اهدای نشان مهرآفرین تاکید کرد حمایت مردم از خیرین و نیکوکاران، حرکت‌های خیرخواهانه را تداوم می‌بخشد..ساعت 17 جمعه ششم خردادماه مقابل درب ورودی سالن اریکه ایرانیان مملو از جمعیتی است که در مراسمی ویژه شاهد تقدیر از نیکوکارانی هستند که با موسسه خیریه مهرآفرین همکاری می کنند.- ساعت 17:30 درب‌های سالن برای خبرنگاران و تعدادی از مدعوین باز می‌شود، مانی رهنما روی سن مشغول تمرین و چک کردن صدا و شرایط است. امشب و در این مراسم ویژه او و رضا یزدانی دو خواننده جریان متفاوت موسیقی پاپ برنامه اجرا می‌کنند.- مهمان‌ها از راه می‌رسند، فرهاد توحیدی، پوران درخشنده، امیر آقایی و... مردم هم آهسته آهسته وارد سالن می‌شوند و بلاخره ساعت 18:30 مراسم با پخش آیاتی از قرآن مجید شروع می‌شود، بلافاصله سرود ملی پخش شده و مراسم اهدای نشان نیکوکاری کلید می‌خورد.- مانی رهنما پشت پیانو قرار می‌گیرد و ابتدا ترانه "چشماتو ببند آروم" را می‌خواند، او می‌گوید: این ترانه را برای تمام کودکان جهان و کودکان ایرانی خوانده‌ام، به این امید که روزهای خوبی داشته باشند، پس از خواندن ترانه به رهنما گفته می‌شود که دکتر محمد سریر آهنگساز و موسیقیدان در سالن است. مانی رهنما می‌گوید: من مقابل استادم هستم و این کار را برایم سخت می‌کند.این خواننده که اجرای زنده‌اش به دلیل تسلطی که دارد با استقبال مواجه می‌شود، از آندره آرزومانیان آهنگساز و نوازنده فقید پیانو یاد می‌کند: پارسال در روزهای آخر عمر او روی ترانه‌های آلبومی کار می‌کردیم، یادش گرامی. "کجا به خنده می‌رسیم" قطعه آخر این آلبوم بود که آرزومانیان با حال جسمی نامناسب آن را تنظیم کرد.همان طور که انتظار می‌رفت مانی رهنما ترانه محبوب فیلم سینمایی "مرسدس" به کارگردانی مسعود کیمیایی را هم اجرا کرد، ترانه‌ای که این خواننده را در اواخر دهه 70 به شهرت رساند، تشویق حاضران برای اجرای این ترانه نشان داد که مردم مانی رهنما را بیشتر با این ترانه می‌شناسند.- صحنه سالن با این که ساده طراحی شده، اما زیبا و چشم‌نواز است، نورپردازی‌ها هم به آن جلوه‌ای خاص داده است..- پس از اجرای مانی رهنما، فرزاد حسنی مجری مراسم روی سن می‌آید، او هم به شدت از طرف مردم تشویق می‌شود. فرزاد حسنی پس از سلام و خیر مقدم از ناصر حجازی یاد می‌کند: برای شادی روح این قهرمان صلواتی بفرستید. به یاد آن قامت رعنا و آن چهره مهربان و جذاب.- حسنی در ابتدا به فعالیت‌های موسسه مهرآفرین از سال 86 تا امروز می‌پردازد و اسامی خیرینی که تقدیر شده و نشان مهرآفرین را دریافت کرده‌اند می‌آورد: اشرف قندهاری بنیانگذار موسسه خیریه کهریزک، حسن ماهوتچیان، علی پروین، عزت‌الله انتظامی و...- عزت‌الله انتظامی یکی از حاضران در سالن است که به دلیل بیماری به ردیف اول نیامده، حسنی خود به سمت او می‌رود و از حضار می‌خواهد این بازیگر باسابقه را تشویق کنند، در فاصله‌ای که مجری به انتهای سالن و انتظامی برسد، حضار ایستاده این بازیگر سینما را تشویق می‌کنند.- انتظامی از مهمانان تشکر می‌کند و از شرایط نامناسب جسمی‌اش می‌گوید: از این جماعت خیرخواه تشکر می‌کنم و متاسفم که نمی‌توانم ایستاده با شما صحبت کنم، با این حال جسمی آمده‌ام تا بگویم ما محتاج محبت، کمک و مهربانی هستیم، این جمله‌ها را مدتی پیش هم گفته‌ام، ما مهر نداریم، کم مهر می‌ورزیم، در گذشته بهتر بودیم و نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است. این انجمن‌های خیریه را با همکاری‌تان تائید و تشویق کنید، تا به کارشان ادامه بدهند.- پس از پخش فیلمی درباره حضور مریلا زارعی به عنوان سفیر مهرآفرین و فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش این بازیگر روی سن آمد، زارعی ابتدا به عزت‌الله انتظامی ادای دین کرد: از ایشان کسب اجازه می‌کنم، به این استاد بزرگ تعظیم می‌کنم و از خدا می‌خواهم به من قدرت صحبت کردن بدهد. من امروز عضوی از جامعه بزرگ میزبانان نیکوکاران هستم و خدا را از این بابت شکرگذارم.وی ادامه داد: در زندگی انسان گاهی میزبان است و گاهی مهمان، ما همه در این کره خاکی و فانی مهمانیم، فرصت اندکی داریم تا برای دیگران هم شرایط زندگی بهتر را فراهم کنیم، سهم همه از زندگی در این دنیا یک سهم نداریم، سهم عده‌ای بیشتر است و بعضی در این تقسیمات سخت و شکاف طبقاتی سهمی اندک از زندگی دارند. این افراد هر روز ضعیف‌تر و غمگین‌تر می‌شوند.بازیگر فیلم سینمایی "درباره الی" افزود: آنها دل‌هایی تنگ دارند اما شما میزبانان دست و دلباز می‌توانید سهم آنها از خوشی‌های زندگی را بیشتر کنید، امیدوارم سهمی از سفره دیگران در سفره ما نباشد، که روزگار بر ما تیغ هلاکت می‌زند، ما در این موسسه سعی می‌کنیم مهربانی کنیم، از خدا می‌خواهم یاری‌گران ما را حفظ کند.در ادامه مراسم و پس از پایان صحبت‌های مریلا زارعی، از تعدادی از نیکوکاران تقدیر می‌شود، فاطمه دانشور، امیر آقایی و حسن بیادی در این بخش از حاضران تجلیل می‌کنند. مینو کلانتری، ابراهیم خلیلی، اردلان مومنی و نمایندگانی از موسسه میتسو بیشی که از یاوران موسسه خیریه بوده‌اند تقدیر می‌شوند.- حضار زمانی که نماینده ژاپنی شرکت میتسو بیشی روی سن می‌روند، به شدت او را تشویق می‌کنند، فرزاد حسنی با کنایه به حاضران می‌گوید: این ایرانی‌نمایی شما قابل ستایش است، روحیه ایرانی‌تان را نشان دادید!- در بخش دیگری از مراسم از سعیده قدس تقدیر می‌شود که در سالن حضور ندارد، پوران درخشنده کارگردان فیلم‌های سینمایی "بچه‌های ابدی"، "رابطه" و... با تشویق حضار روی سن می‌آید و این نشان را به نماینده سعیده قدس اهدا می‌کند.- شبنم قلی‌خانی دیگر بازیگری است که در مراسم حضور دارد و روی سن می‌رود تا از دیگر خیرین تقدیر کند، در این بخش از فریده صباغ، حمیدرضا مختاریان، شهرام فخار و حسین سلیمی تقدیر می‌شود.- تقدیر از عباس موسوی یکی از خیرین دیگری که با موسسه مهرآفرین همکاری دارد، بخش دیگری از مراسم است، که با نمایش فیلمی درباره فعالیت‌های این نیکوکار همراه می‌شود. جهانگیر کوثری تهیه‌کننده سینما یکی از حاضران است که برای تقدیر از مهندس موسوی روی سن می‌رود.- اجرای زنده رضا یزدانی یکی از بخش‌های جذاب برنامه است که با استقبال همراه می‌شود، رضا یزدانی و گروهش شش قطعه را اجرا می‌کنند که در میان آنها ترانه "لاله زار" و "خلیج فارس" بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد، یزدانی زمانی که ترانه "لاله‌ زار" را می‌خواند از مسعود کیمیایی و خسرو شکیبایی یاد می‌کند: فیلم "جرم" مسعود کیمیایی روی پرده است، فیلم خوبی است آن را ببینید. - پس از اجرای رضا یزدانی که حاضران را به وجود آورده نوبت به تقدیر از جمشید عدالتیان، مهدی محمدزاده، احمد حلت، فریبا قوامی‌پور، محمدحسین فخری، علیرضا بی‌طرفان و ... می‌رسد، نیکوکارانی که به اشکال مختلف با موسسه خیریه مهرآفرین همکاری داشته‌اند.- پایان بخش مراسم اهدای نشان نیکوکاری به رخشان بنی‌اعتماد است که با حضور فریبرز عرب‌نیا، محمد سریر، بیتا فرهی، فاطمه دانشور و مریلا زارعی برگزار می‌شود، فرزاد حسنی در دعوت از عرب‌نیا و فرهی به سوابق آنها اشاره می‌کند، این دو بازیگر را مردم به شدت تشویق می‌کنند. فرهی در حالی که منقلب شده به ابراز احساسات مردم پاسخ می‌دهد.- فریبرز عرب‌نیا پیش از آنکه رخشان بنی‌اعتماد صحبت کند، پشت تریبون می‌رود: من قصد صحبت کردن نداشتم، پوزش می‌خواهم از شما و خانم بنی‌اعتماد، ببخشید که آبرومندانه در این مراسم حاضر نشدم، این روزها سرم شلوغ است و فرصت نکردم به خانه بروم و برای این مراسم آماده شوم. دلم می‌خواهد به همت نیکوکارانی که در این جهان که تجارت اعضای بدن یک حرفه است و قلب از تپیدن در این جهان شرم دارد، آفرین بگویم و تاکید کنم که زندگی با حضور این نیکوکاران زیباتر است.- حضار در پایان مراسم روی سن عکس یادگاری می‌گیرند و جمعیت آهسته آهسته سالن را ترک می‌کنند، بازار گرفتن عکس و امضا داغ است و مردم با بازیگرها و کارگردان‌های حاضر در مراسم عکس می‌گیرند.- فرزاد حسنی مانند همیشه تسلطش را در اجرای یک برنامه زنده نشان داد، او حافظه خوبی دارد و در دعوت از مهمانان سنگ تمام می‌گذارد. - مسئولان برگزاری مراسم تلاش کردند میزبانی مناسبی از خبرنگاران و نمایندگان رسانه‌ها داشته باشند، رضا یزدانی خواننده محبوب روزنامه‌نگاران، خبرنگاران و منتقدان در صحبت‌هایش از اهالی رسانه که در سالن حضور داشتند سپاسگزاری کرد. فرزاد حسنی هم از نمایندگان رسانه‌ها تشکر کرد. در این مراسم رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان فیلم‌های سینمایی "زیر پوست شهر"، "خون بازی"، "نرگس" و... به دلیل فعالیت‌های مختلف در حوزه سینمای داستانی و مستند و نمایش آسیب‌های اجتماعی و ... تجلیل شد.تجلیل از کارگردان فیلم سینمایی "بانوی اردیبهشت" بخش پایانی این مراسم بود که با حضور بیتا فرهی، فریبرز عرب‌نیا، جهانگیر کوثری، مریلا زارعی، محمد سریر و دکتر فاطمه دانشور مدیر عامل بنیاد خیریه مهرآفرین انجام شد. پیش از دعوت از بنی‌اعتماد برای دریافت نشان مهرآفرین، رضا درستکار منتقد سینما درباره ویژگی‌های آثار این کارگردان صحبت کرد و پس از آن فیلمی کوتاه درباره این کارگردان روی پرده رفت.رخشان بنی‌اعتماد به دعوت فرزاد حسنی مجری مراسم و در میان تشویق حضار روی سن رفت و گفت: این را از سر تواضع نمی‌گویم اما خود را در مقایسه با افرادی مانند خانم دانشور و بسیار کسانی که دیده نمی‌شوند و کارهای خیریه انجام می‌دهند، لایق دریافت این نشان نمی‌دانم.کارهای کوچکی که من انجام داده‌ام در مقابل انرژی عظیمی که در کشور وجود دارد و تلاش‌هایی که نیکوکاران انجام می‌دهند هیچ است، هرچه سنم بیشتر می‌شود می‌بینم که رنج و درد در طبقه پایین جامعه بیشتر می‌شود، دامنه این درد گسترش پیدا می‌کند، این آدم‌ها کم نشده‌اند، دامنه حضور آنها گسترش یافته است.این کارگردان ادامه داد: من شعار نمی‌دهم و حرف سیاسی نمی‌زنم، همیشه این باورها را داشته‌ام، متاسفانه نهادهایی که باید در رفع فقر و تبعیض فعالیت کنند، بار مسئولیت را به خوبی بر دوش نگرفته‌اند. خوشبختانه در این شرایط خیرین بسیاری وجود دارند که کار می‌کنند، این تشکل‌های خیریه حضور پررنگی دارند و فعالیت‌هایشان موثر است.وی افزود: زمانی گفتم کاش روزی برسد که سوژه‌ای برای فیلم ساختن نداشته باشم، شخصیت‌های فیلم‌های من خیالی نیستند، حتی نماینده یک شخصیت نیستند و از چند شخصیت گرفته شده‌اند، این شخصیتپردازی‌‌ها حاصل شناخت و نزدیکی با این افراد  است. مردم ما را به خلوت خود، به حریمشان راه می‌دهند، از دردهایشان برای ما می‌گویند، اما ما فیلمسازان زمانی که باید واکنشی داشته باشیم، تنها تماشاچی می‌شویم و این تاسف آور است. پس از صحبت‌های این کارگردان، نشان مهرآفرین به رخشان بنی‌اعتماد اهدا شد و محمد سریر هم به نمایندگی از خانه سینما لوحی به این کارگردان تقدیم کرد. خبرگزاری مهر خبرگزاری فارس خبرگزاری ایسنا خبرگزاری ایلنا خبرگزاری پانا خبرگزاری سینمای ایران خبرگزاری برنا خبرگزاری آریا آفتاب نسیم انتخاب سحام نیوز دنیای اقتصاد روزنامه شرق خبر آنلاین تجارت نیوز تابناک Tehran times press tv   گزارش اولین مراسم اهدای نشان در سایت مهرآفرین

14 مرداد 1393 - 11:41

نخستين سفر فصلي سفيران مهرآفرين ، جهت كمك رساني  به مناطق محروم ، سه شنبه همزمان با روز اول محرم انجام شد..براي نخستين بار در ايران ، سفير فرهنگي مهرآفرين با عزيمت به يكي از مناطق محروم ، كمك هايي از ياوران اين موسسه را به مردم دهستان  کتیج سیستان و بلوچستان اهدا کرد.نخستين سفر فصلي سفيران مهرآفرين ، جهت كمك رساني  به مناطق محروم ، سه شنبه شانزدهم آذر 1389 همزمان با روز اول  ماه محرم انجام شد ، در اين سفر  ، مریلا زارعی سفيريار مهرآفرين با عزيمت به استان سیستان و بلوچستان ، کمک های مردمی و حمایت های موسسه نيكوكاري مهر آفرین  پناه عصر را به مردم دهستان  کتیج سیستان و بلوچستان اهدا کرد. به گزارش روابط عمومی موسسه نيكوكاري مهر آفرین ،مریلا زارعی سفیريار نیکوکاری مهرآفرين با همراهي فاطمه دانشور مدیر عامل اين موسسه ، به دهستان  کتیج  سفر کردند  و با حضور در جمع پرشور مردم این روستا ، به مشکلات آن ها گوش فرا دادند و  کمک های موسسه را به خانواده های نیازمند تقدیم کردند. مریلا زارعی ، در جمع مردم این روستا که برای استقبال از وی در پارک لاله تجمع کرده بودند ، گفت :من خوشحالم و خدا را شاکرم که اين توفیق را داشتم تا در میان شما مردم صبور و ارزشمند سرزمينم باشم و هموطنان خوبم را از نزدیک ببینم  ، هر چند سفر ما طولاني و با كمي تاخير همراه بود ، اما قلب ما برای دیدن شما می تپید و اميدوارم اين سفر ، فرصتي باشد تا اوضاع تحصيل و بهداشت و رفاه اوليه اين روستا بهتر از قبل شود و همه دست به دست هم بدهيم تا همگان به صورت عادلانه اي از امكانات زندگي و منابع خدادادي بهره ببرند ..همه ما یکي ؛ و ایرانی هستیممریلا زارعی با اشاره به وظیفه هنرمندان در بیان مشکلات مردم گفت : هنرمندان ، نویسندگان و خالقان آثار هنری ، افرادی هستند که می توانند بیانگر  و انتقال دهنده دردها و آلام مردم باشند و مشکلات آن ها را به کسانی بگویند و برسانند که احتمالا از آن بی اطلاع و يا كم اطلاع اند !وی با اشاره به استقبال صميمانه مردم این روستا ادامه داد :باید قدم های خود را محکم تر و قاطع تر برداریم ، برای مادران ، خواهران و دختران و پسرانی که آینده  این کشور را مي سازند ؛ و جواناني كه بايد با کسب علم ، سرزمين شان را  آباد کنند  ؛  ما فریاد مي زنیم که : همه ما یک نفر هستیم و همه ما ایرانی هستیم و از كشور و سعادت مردمان اين سرزمين دفاع  مي كنيم ؛ و براي ريشه كني چهره پليد فقر ، بايد كه عزم   ملي مان را به كار بگيريم و همه تلاش كنيم . فاطمه دانشور : سفرهاي سفيران مهر آفرین ادامه خواهد يافت فاطمه دانشور نيز با اشاره به وظایف موسسه نيكوكاري مهر آفرین ، گفت : این نهاد با کمک مردم ، تاسیس شده و کاملا مردمی است و وابستگی به دولت و منابع دولتي ندارد  و وظیفه اصلی آن ، حمایت از کودکان بازمانده از تحصیل  و مادران آن ها است ؛جايي كه با رفع تبعض و تامين نيازهاي  طبيعي شان ، مي توان به فردايي روشن و پر اميد ، خوش بين بود. وی با اشاره به اهداف خود در این سفر ، گفت :در پي درخواست آقای بارانی نماینده این موسسه در منطقه ؛ و بررسی وضعیت موجود ، سرانجام به حول و قوه الهي نخستين سفر سفيران مهرآفرين هم رقم خورد و اكنون با خانم مریلا زارعی به عنوان اولين كسي كه كمك هاي مهرآفرين را به افرادي خارج از مركز  مي رساند ، به این منطقه آمده ایم  ؛ در حال حاضر حدود 50 کودک در این منطقه تحت پوشش تحصیلی ما هستند و در حد مقدورات از ادامه تحصیل و ... آن ها حمایت می شود ؛ من معتقدم اين منطقه ، واقعا مظلوم واقع شده است و محرومیت در آن بسیار زیاد است ؛ آرزو مي كنم اين اتفاق ، فرصتي شود تا بيشتر و بيش از گذشته به چنين مناطقي توجه شود و همه مردم ما ، در هر كجاي ايران كه هستند ، در آرامش و رفاهي نسبي به زندگي خود ادامه دهند . دانشور افزود : سفر سفيران مهرآفرين ادامه پيدا مي كند و قصد داریم تا این حمایت ها بيشتر شود ، و بودجه این منطقه هم افزایش پیدا خواهد كرد ؛ اما لازمه آن این است كه اهالی روستا اولويت ها را در نظر بگيرند . امام جمعه دهستان کتیج :خداوند ، نیکوکاران و پرهیزکاران را عزیز می داردبر اساس این گزارش ، در ابتدای این مراسم  ؛ امام جمعه دهستان کتیج ، ضمن خیر مقدم و اشاره به آیات قران کریم  ، درباره اهیمت کمک به دیگران سخن گفت و از حضور سفيريار و مدير عامل موسسه مهرآفرين قدرداني كرد : "بسیار خوش آمدید ، و به درون قلب های  ما آمدید ؛ در دنیا و آخرت ، کسانی قدر خواهند ديد که به دیگران نیکی کنند و خداوند ، نیکوکاران و پرهیزکاران را عزیز می دارد ." خالد رئیسی مسئول شورای روستای کتیج :روستای ما از لحاظ امکانات اقتصادی و معیشتی ، در وضعیت خوبی نیست ...همچنین خالد رئیسی مسئول شورای روستای کتیج ضمن خیر مقدم ، به برخی از مشکلات اين دهستان اشاره کرد و افزود : روستای کتیج در جنوب غربی شهرستان ایرانشهر  و در 610 کیلومتری زاهدان قرار ؛ و 12 هزار نفر جمعیت دارد و با آن که دارای معادن منگنز کرومیت و آهک است ، اما از لحاظ امکانات اقتصادی و معیشتی ، در وضعیت خوبی نیست ...وی ادامه داد : هم اکنون دختران دانش آموز  این روستا و روستاهای اطراف ، در سه مقطع ابتدایي ، راهنمایی و متوسطه ، و فقط در یک مدرسه 5 کلاسه تحصیل می کنند ! و به دلیل نبود خوابگاه ، و طولانی بودن راه و مسير ، و همچنین کمبود امکانات ، بسیاری از آن ها ترک تحصیل كرده اند، و مدرسه  پسرانه ما نیز ، به دلیل  آن که 32 سال از ساخت آن می گذرد  ، فرسوده شده است . این روستا ، بیش از 318 ورزشکار را که بعضا دارای رتبه های استانی و کشوري شده اند ، تقديم جامعه ورزش كشور كرده است و بچه هاي با استعدادي دارد ، اما ما ، حتي از لحاظ  فضاهای ورزشی نیز در شرایط نامناسب  و محرومیت به سر مي بريم ! همچنین این روستا فاقد یک مرکز بهداشتی مطلوب است و به دلیل دوری از شهر ، وجود یک شبکه بهداشت  و  اورژانس در آن ضروری مي نمايد ، اما ... بر اساس این گزارش ، در این سفر ، به 200 خانواده محروم این منطقه ، علاوه بر کمک های مالی و مایحتاج عمومی شامل برنج ، روغن ، گوشت ، لوازم التحریر ،بخاری نفتی و ... هر يك معادل 200 هزار تومان اهدا شد  و 50 کودک محروم نیز مورد حمایت تحصیلی قرار گرفتند نكته جالب آن كه در طول بازدید از مدارس و مركز بهداشتي ، جمع زیادی از اهالی دهستان ، همراه هیات تهرانی بودند و از حضور نمايندگان مهرآفرين در منطقه ابراز خرسندي مي كردند.. خبر گزاری مهرخبر آنلاینمردم سالاریابتکارخبرگزاری سینمای ایرانجهان نیوز خبرگزاری فارس خبرگزاری ایسنا خبرگزاری ایلنا Tehran Times

14 مرداد 1393 - 11:41

کنسرت بزرگ رضا صادقی ، سفیر یار حوزه موسیقی مهرآفرین 6 آبان در سالن همایش های برج میلاد برگزار شد و به مدت 3 شب ادامه خواهد داشت. موسسه مهرآفرین نیز در این 3 شب در میان هواداران رضا صادقی حضور دارد و  غرفه ای جهت معرفی مهرآفرین ، توزیع بروشورها ، نشریه و .... در اختیار این موسسه قرار گرفته است.در اولین سانس اجرا، رضا صادقی در ابتدای برنامه یادی از شهدا و جانبازان کرد و در ادامه یاد هنرمندان رفته و استادانی مانند پرویز مشکاتی ، بابک بیات ، ناصر عبداللهی و خسرو شکیبایی را گرامی داشت.این کنسرت بزرگ با حضور یک ارکستر lمتشکل از تعداد زیادی نوازنده  به رهبری بهنام ابطحی اجرا شد.رضا صادقی در این کنسرت قطعات«خدارو چه دیدی ، به تو مدیونم ، جادو ، آغوش تو و مرگ و زندگی » را از البوم «یکی بود و یکی نبود» و قطعاتی از آلبوم « وایسا دنیا  » و  ترانه های قدیمی « تو با منی » را به همراه چندین و چند قطعه دیگر اجرا کرد. ترانه «خدارو چه دیدی»  تنها با همراهی معین راهبر و پیام تونی اجرا شد. از نکات جالب توجه همه کنسرت های رضا صادقی که در این کنسرت هم دیده می شد همراهی همه حاضرین در خواندن شعرها با رضا صادقی بود (به خصوص هنگام خواند ترانه تو با منی )  که حس زیبایی در سالن بوجود می اورد. رضا صادقی که مهربانی ، خونگرمی و مردمی بودنش از عوامل محبوبیت او محسوب می شود ، در میان برنامه با همان مهربانی همیشگی خطاب به هوادارانش گفت : من با شما به لبخند خدا می رسم. لبخند خدا در این جا جاری است.رضا صادقی همچنین اضافه کرد : من سه ستاره به روی سینه دارم که همیشه به آن افتخار می کنماول این که یک ایرانی اصیل هستم و هرجای دنیا باشم یک ایرانی خواهم ماند.دوم این که دوستان خوب و مهربان و صبوری مثل شما دارم.سوم این که یک جوان سیاه سوخته بندر عباسی هستم و به آن افتخار می کنم. در این قسمت رضا صادقی از مرتضی کریمی نوازنده عود از جنوب ایران دعوت کرد تا برای تک نوازی به روی صحنه حاضر شود. و پس از آن یک آهنگ جنوبی زیبا را نیز با همراهی گروه ارکستر اجرا کرد که شور و هیجان را در حاضران پدید آورد.بخش زیبای دیگری که مورد توجه حضار قرار گرفت اجرای دو نفره همایون نصیری (نوازنده ی تومبا) و بهنام ابطحی (رهبر ارکستر و نوازنده ی جاز) در میان برنامه بود.در انتهای برنامه سفیر یار مهر آفرین گفت :خداوند این سعادت را به من داد تا با مجموعه ی مهرآفرین آشنا شوم. موسسه ای که روی آموزش کودکان تاکید زیادی دارد و یک بانوی مهربان ایرانی به نام خانم دانشور گرداننده آن است. من خیلی متاسف شدم وقتی فهمیدم عده زیادی از کودکان سرزمین ما هستند که خواندن و نوشتن نمی دانند و یا به علل مختلف از تحصیل باز می مانند. دوست دارم با کمک شما کاری کنیم که حداقل نصف آن ها وقتی آهنگ مرا گوش می کنند و دوست دارند بتوانند آهنگ درخواستی خود را بنویسند. از شما می خواهم هر جور کمکی که می توانید چه مادی ، چه فرهنگی ، چه فکری در حق آن ها انجام دهید. حتی با همه ی قلب عاشق و یک رنگی مشکی برای آن ها دعا کنید تا روزی برسد که آن ها وقتی به کنسرت من می آیند به شما بگویند : شما به ما کمک کردید تا ما آهنگ های درخواستی خود را بنویسیم.امیدوارم همه ما این را یاد بگیریم که همه بچه ها هدایایی از جانب خداوند هستند و ما هرگز به خاطر دست کثیف یا ظاهر ژولیده ی یک کودک بی تفاوت یا با تحقیر از کنار آن ها گذر نکنیم.

14 مرداد 1393 - 11:41

باغ ها را گرچه ديوار و در است از هواشان راه با يكديگر است شاخه ها را از جدايي گر غم است ريشه هاشان دست در دست هم است گاهي گمان نمي كني ، ولي مي شود.گاهي هزار دور ه دعا ، بي اجابت است،گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود. فيلسوفي گفته است ؛ " وقتي بخواهيم درباره عشق منطقي فكر كنيم، عشق واقعيت خود را از دست مي دهد " و من اكنون در محضر شما بزرگواران بر آنم تا فراغ از عقل محاسبه گر مصلحت انديش ، درباره ي بانوي هنرمندي كه به عنوان سفير جديد نيكوكاري انتخاب شده است ، آنگونه سخن بگويم كه دلم مي خواهد ! سال ها پيش ، شايد حدود پانزده بهار پيش از اين بهار ، در زمان ساخت يك مجموعه تلويزيوني ، با اوآشنا شدم. نكته اي در رفتار او من را به وجد وحيرت آورد .نكته اي كه در بيشتر بازيگران همجنس و همسال او كمتر ديده بودم. هر با ر كه سر صحنه مي آمد ؛ از آبدارچي و تداركات چي صحنه گرفته تا ساير همكاران پشت صحنه ، همه را مورد محبت واحترام قرار مي داد و در پايان هر جلسه فيلمبرداري ،تا به يكايك افراد گروه خسته نباشيد نمي گفت و از آنها تشكر نمي كرد ، محل كار را ترك نمي گفت.شانزده سال بعد در آبان ماه گذشته، افتخار همكاري ايشان دوباره نصيب من شد.حالا ديگر آن دختر جوان كم و بيش گمنام شانزده سال پيش ، به بانوي محبوب ومشهوري در عرصه بازيگري سينما و تلويزيون مبدل شده بود.اما در رفتار محبانه و صميمانه او با همكارانش ، هيچ تفاوت و تغييري صورت نگرفته بود .همچنان مهربان وصميمي ، همچنان همراه وهمدل ، همچنان حساس نسبت به رنج ها ونيازهاي همنوعان خويش ؛ همچنان همان " هميشگي " .در جايي خوانده بودم ؛ آدم هايي شايستگي اصلاح امور اين جهان را دارند ؛ كه خود فاقد كمترين سهي از لذت هاي شخصي در اين جهانند و تا آنجا كه من آگاهم ، اشتغال مستمر اين بانوي هنرمند به فعاليت هاي عام المنفعه و خير خواهانه ،كه وقت بسيار اندكي را صرف زندگي شخصي خود مي كند ، شايد كه او نيز در زمره آن گروه از انسانهايي است كه معتقدند ، در راه خدمت به همنوعان ، و در آن سوي هم رنج ها و  محروميت ها ، خدايي است كه داشتنش جبران همه ي نداشتن هاست.نحوه زندگي وسلوك او در طي اين سال هاي همراهي و همياري با نيازمندان و مددجويان ، مبين اين نكته است كه ؛ ما آدم ها بيشتر از آنكه مسئول ماهيت باورها وشعارهايمان باشيم، مسئول عمل كردن به آنهائيم ؛ ما آدم ها در اين كره خاكي اگر در مرتبه اول غلام حلقه به گوش عدالت واحسان و آزادي نباشيم ، هيچ نيستيم ، هيچ !شايد يك معني عشق اين است كه همواره آرزو داشته باشي ، چيزي ببخشي ، نه آنكه چيزي بگويي ، از اين منظر سفير نيكوكاري ما در كنار دو سفير ديگر ، از عاشق ترين عاشقان زمان خويش اند.بانوي مهربان سينماي ايران سركار خانم مريلا زارعي ، اكنون بار امانتي ديگر بر دوش تو نهاده شده است ، به دستهايت مباهات كن . زيرا دستهايي كه كمك مي كنند مقدس تر از لب هايي هستند كه تنها دعا مي كنند !پس هزاران گل تقديم آيينه دل هاي شكسته اي كه لبخند اميد بخش تو را هزاران بار تكرار مي كنند .   حسن فتحی - 89/3/6

14 مرداد 1393 - 11:41

افتخاری بزرگ برای مهرآفرین و مهرآفرینانخانم مریلا زارعی ، در چهاردهمین جشن خانه سینمای ایران ،موفق به دریافت تندیس شایستگی بهترین بازیگر زن نقش مکمل برای فیلم درباره الی ساخته اصغر فرهادی شد. ضمن تبریک به این بانوی مهربان سینمای ایران و اظهار خرسندی از این اتفاق ویژه، متن سخنان ایشان را پس از دریافت این تندیس می خوانید.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                            به نام خداوند مهرآفرينضمن تشكر و سپاس از مردم خوب كشورم ، كه همواره پشتيبان سينما و سينماگران بوده و هستند ، از هيات محترم داوران جشن سينماي ايران كه اين حقير را لايق دريافت تنديس دانستند ؛ هم تشكر مي كنم . ضمنا ، فرصت را مغتنم مي شمارم تا از همكاران خود در اين بخش تقدير كنم ؛ كه به نظرم تك تك اين عزيزان برترين و شايسته ترين براي دريافت اين جايزه هستند.خدا را شاكرم ، مي دانم لطفي كه امشب شامل حالم شده ، بيش از لياقت است ؛ اما وظيفه دارم كه در اين شب پرستاره،  به عنوان سفيريار مهرآفرين ؛ كه نمادي است براي كمك به نيازمندان و بويژه كودكان بي سرپرست و بد سرپرست ؛ درباره مسئوليتي بزرگ حرف بزنم كه بي حضور مردم و هنرمندان ، و بدون پشتيباني شان هرگز به اندازه قطره اي ، نفوذ نمي كند ، پيش نمي رود و نخواهد رفت .امشب ؛ اين مسئوليت را نزد مردم و دل هاي بيدار و آگاه ، به گرو گذاشته ؛ و شما را به دستگيري از همه نيازمندان ، و به مهر و عاطفه  دعوت مي كنم . كاش ؛ شب همه بچه هاي كار و نيازمندان واقعي ، چون امشب همه ما ؛ رنگي و پرستاره باشد . در پناه ايزد مهرآفرين مريلا زارعي

14 مرداد 1393 - 11:41

سفیر و سفیریاران  نیکوکاری مهرآفرین در نشستي با مدیرعامل و مدیر فرهنگی هنری مهرآفرين گفتند : با همه توان در كنار مهرآفرين خواهيم بود سفیر و سفیریاران نیکوکاری مهرآفرین روز شنبه شانزدهم مرداد ماه 1389 و طی نشستی با مدیرعامل موسسه درباره چگونگی فعاليت هاي خود و از جمله نحوه کمک به کودکان بد سرپرست و بي سرپرست و همچنين زنان خود سرپرست و بدسرپرست به تبادل نظر پرداختند.به گزارش روابط عمومی موسسه نیکوکاری مهرآفرین ، در این ديدار ، هر چهار نماينده مردمي مهرآفرين ؛ «فاطمه معتمدآریا» سفیر دائمي ، «رضا صادقی» ،  «مریلا زارعی» و جهان‌پهلوان «هادی ساعی» سفیریاران مهرآفرين حضور داشتند ؛ و با «فاطمه دانشور» مدیرعامل و مدیر فرهنگی هنری مهرآفرین به گفت و گو در باره كارهاي آتي موسسه و اجراي تك تك  برنامه هاي در پيش رو پرداختند ؛  و بر اجراي جدي تر برنامه هاي فرهنگي تاكيد داشتند. در ابتدای این نشست «فاطمه دانشور» مدیر عامل موسسه با ذکر این مطلب که «کودکان بد والدین» و «زنان بد سرپرست» دو قشر فراموش شده در جامعه هستند، تاکید کرد؛ موسسه مهرآفرین همانند خیریه‌هاي ديگر عمل نخواهد کرد و هدف اصلی‌اش در گام اول ، فرهنگ‌سازی و زدودن  «احساس فقر» و حفظ و ایجاد «عزت نفس» این قشر از جامعه است و به همین دلیل در عنوان موسسه ، به جای واژه خیریه از عنوان «نیکوکاری» استفاده می‌کند . دانشور گفت : انجام كارهاي خيريه فقط يكي از اهداف ماست ، ما جغرافياي بزرگتري از انجام و به سامان رساندن امور نيكوكاري را در چشم انداز كارهاي خود داريم و در اين مسير به دليل عهدي كه با حافظ و نگاهبان اصلي مهرآفرين بسته ايم ، از هيچ كوششي فرو گذار نخواهيم بود . وی در ادامه ، با اشاره به این موضوع که برخی به دلیل عدم آگاهی‌ها از قوانین و چگونگی فعالیت‌های این گونه موسسات ، به اخبار نادرست و شایعه‌های بی اساس دامن می‌زنند ،گفت: به ‌رغم همه نامهربانی‌ها ، ما دست از تلاش برنداشته ايم ؛ و ايمان داريم که جامعه ایرانی از طریق همین فرهنگسازی ها و فعالیت‌های موسسه در آینده ، سرفرازتر و سربلندتر از اکنون خواهد بود . مدیرعامل موسسه نیکوکاری مهرآفرین همچنین به نقش موثر و پررنگ «فاطمه معتمدآریا» در جذب یاوران برای 2200کودکی که تحت حمایت اين موسسه هستند نیز اشاره کرد و گفت: شما می‌توانید به دلیل محبوبیتی که میان مردم سرزمين مان ایران دارید ، نقشی موثرتر در حوزه فرهنگ‌سازی این جامعه ايفا كنيد ؛ و ما هم موظف تر از قبل و با تواني مضاعف به افق ها بينديشيم و فكر كنيم و كار كنيم ، براي آمدن روزي كه هيچ كس احساس بي پشتوانگي نكند و بداند كه هميشه دري برايش باز است و آن ،درهايي است كه به اراده و لطف مهرآفرين بزرگ گشوده شده ، و حداقل اين كه ، در اين شرايط و در اين موسسه با كوشش شما و جديت اعضاي مهرآفرين ،هميشه  ما در پي جذب و كمك به افراد نيازمند خواهيم بود . در ادامه این نشست ، همچنین «رضا صادقی»،«مریلا زارعی» و جهان‌پهلوان «هادی ساعی» به بیان پیشنهاد‌های خود برای عملیاتی شدن کمک‌های خود در این مسیر پرداختند ؛ و آمادگي خود را براي سفر به نقاط محروم ، كمك رساني به كساني كه در مناطقي از كشور نياز به دستگيري دارند و شكل گيري و ساخت اماكن فرهنگي و از جمله مدرسه سازي براي بچه هاي خيابان و ... اعلام كردند . بر اساس اين گزارش بزودي كلنگ اولين زمين اهدايي به موسسه مهرآفرين در شهر فرهنگي تبريز زمين خواهد خورد و سفيران مهرآفرين اعلام آمادگي كردند كه با همه توان در كنار احداث اولين مجموعه فرهنگي و بهزيستي مهرآفرين خواهند بود .   

14 مرداد 1393 - 11:41

ریسک شش میلیاردی با ششصدهزار تومان

وقتی بچه بودم، مادر بزرگم قهرمانم بود چون یک زن مقتدر بود و در همه چیز پیروز بیرون می‌آمد. مادرم چنین حالتی را نداشت و بیشتر مطیع بود و سعی می‌کرد رضایت همه را جلب کند. من این اقتدار مادربزرگ را دوست داشتم.

16 تیر 1393 - 17:29

موسسه مهرآفرین پس از دو سال فعالیت پراکنده در سال 1384 به شکل رسمی توسط خانم فاطمه دانشور فعالیت های نیکوکارانه خود را آغاز کرد. از آن تاریخ تا به امروز  ، بانو فاطمه دانشور به همراه همسرشان آقای مهرداد اکبریان قسمتی از سرمایه خود از شرکت سیاحان سپهر آسیا در بنیاد نیکوکاری مهرآفرین به جریان انداختند و بدون کمک هیچ نهاد دیگری تا 3 سال به فعالیت های نیکوکارانه خود ادامه دادند.

16 تیر 1393 - 17:11

 شعار اصلی (چشم انداز) مؤسسه :

رسیدن به روزی که هیچ کس احساس درماندگی و تنهایی نکند.

16 تیر 1393 - 16:52

سومین دوسالانه نشان نیکوکاری و اهداء چهار نشان ویژه به 4 نیکوکار حوزه های فرهنگی، ورزشی و اجتماعی توسط موسسه نیکوکاری مهرآفرین برگزار شد.

24 اسفند 1392 - 14:58

نیروهای افتخاری ، یاورانی هستند که بدون داشتن هرگونه توقع مادی و فقط برای رضای خدا و کمک به خلق او مهرآفرین را یاری میدهند. این عزیزان برای کمک به مهرآفرین جهت خدمت رسانی بهتر به جامعه زمان ، تخصص و دانش خود را به صورت رایگان و در طبق اخلاص در اختیار مهرآفرین قرار می دهند.

01 بهمن 1392 - 23:56

مجموع خانواده های تحت پوشش مهرآفرین 1300خانوار می باشد که جمعیتی بالغ بر 4600 تن را تشکیل می دهند.

30 دی 1392 - 00:04

مجمع عمومي هيأت امناء مهرآفرين با تعداد 9 نفر تشكيل و عاليترين مرجع تصميم گيري در موءسسه است كه به صورت عادي يا فوق العاده تشكيل مي شود.

28 دی 1392 - 00:07

موسسه مهرآفرین پس از چهار سال که از تاسیس و فعالیت هایش می گذرد اکنون در بخش های گوناگون به کار و فعالیت خود ادامه مي دهد .در ذیل به طور خلاصه با هر یک از این واحدها آشنا می شوید.

27 دی 1392 - 00:11
فاطمه دانشور عضو شورای شهر

آخرین اخبار

web stats log analyzer

1391-1396 کلیه حقوق برای وب سایت فاطمه دانشور محفوظ است.

Template Design:Cyanviolet Group