04 ارديبهشت 1398 ساعت 22:19

آشنایی با فاطمه دانشور

فاطمه دانشور کارآفرین ایرانی

فاطمه دانشور (متولد ۱۳۵۳)، کارآفرین و تاجر ایرانی و از اعضای شورای اسلامی شهر تهران در دوره چهارم و عضو اتاق بازرگانی, صنایع, معادن و کشاورزی است. وی کارشناس مدیریت بیمارستانی و کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران است.
مدیرعامل سیاحان سپهر آسیا و بنیانگذار موسسه نیکوکاری مهرآفرین پناه عصر حامی زنان و کودکان بی سرپرست و بدسرپرست کودکان کار و خیابان و بازمانده از تحصیل و نوزادان مادران معتاد و... می باشد.

فاطمه دانشور
فاطمه دانشور مهرآفرین

زندگی من

خواستنی که توانستن شد

امروز خیلیها از من میپرسند عامل موفقیتت چه بود؟ به آنها میگویم که موفقیت من به عوامل متعددی بستگی داشت؛ یکی از این عوامل افراد موثری بودند که در مسیر زندگیام قرار گرفتند و به کمك آنها مسیرهایی به رویم گشوده شد . این نکته همواره برای من عجیب و سوال برانگیز است، زیرا همیشه در کتابها خوانده بودم که شما به اهدافی میرسید که آنها را در ذهنتان تکرار کردهاید. اما من به اهدافی بسیار فراتر از آنچه نوشته بودم رسیدم...

فاطمه دانشور

مهرآفرین

به گزارش روابط عمومی، زمینه تحصیل کودکان نیازمند با ساخت مدرسه  فراهم شد.همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید همیاری و سرمایه گذاری یاوران مهر آفرین در ایجاد زمینه های تحصیل کودکان نیازمند، ثمر داد و مدرسه 2 کلاسه روستای رشید آباد و مدرسه یک کلاسه روستای زوار واقع در کتیج سیستان و بلوچستان به بهره برداری رسیده و آماده پذیرش کودکان در مقاطع اول تا ششم ابتدایی شد.موسسه مهرآفرین در راستای بالابردن سطح زندگی نیازمندان و توسعه آگاهی های علمی در میان آنان احداث و راه اندازی مدارس را در روستاهای کم بضاعت در دستور کار خود قرار داده است، این موسسه به همت یاوران خود توانسته است در سالهای گذشته نیز دو مدرسه 2 کلاسه ابتدایی و راهنمایی در کتیج را مورد مرمت اساسی قرا داده و یک مدرسه 1 کلاسه را نیز در روستای بنگر جهت دوره ابتدایی احداث و به بهره برداری برساند.

به گزارش روابط عمومی, کانون خیریه و فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی در اقدامی داوطلبانه و با همیاری دانشجویان دانشگاه ,370 جلد کتب کمک آموزشی را جمع آوری نموده و جهت توزیع در نقاط محروم سیستان و بلوچستان در اختیار موسسه نیکوکاری مهرافرین قرار دادند. مهرافرین نیز با هماهنگی های صورت گرفته کتاب های مذکور را در کتیج و روستاهای اطراف آن واقع در استان سیستان و بلوچستان توزیع نمود. ما قدردان حرکت های انسان دوستانه همه یاوران هستیم

به گزارش روابط عمومی،نمایشگاه آثار نقاشی از دو هنرمند کشورمان به نفع کودکان مهرآفرین برگزار خواهد شد.گشایش نمایشگاه پنجشنبه 24 مهر ساعت 16 تا 19 و روز های شنبه تا دوشنبه صبح از ساعت 10 الی 13 و عصر 16 الی 19 ادامه خواهد داشت از شما یاوران محترم دعوت می نماییم در این مهم که در نگارخانه شیرین و فرهاد برگزار میشود ما را همراهی نمایید نشانی:گیشا(کوی نصر) بین خیابان 34 و 36،پلاک 235،تلفن 88280415

با فرارسیدن سال تحصیلی جدید، به همت یاوران مهرآفرین و مشارکت شرکت گلدیران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و شرکت فروشگاههای شهروند، تاکنون بیش از 1000 بسته لوازم التحریر، به دانش آموزان تحت حمایت موسسه مهرآفرین اهدا گردید. این فعالیت که در راستای ترغیب و تشویق کودکان مددجو و رفع بخشی از مشکلات و موانع تحصیلی قشر آسیب پذیر جامعه انجام شده است، توسط شعبه تهران، هندودر ، شعبه بندر عباس، زاهدان ،یاسوج ،کرمان ،کتیج توزیع گردید. موسسه مهرآفرین درصدد است تا با حمایت یاوران خود ضمن حفظ کرامت انسانی خانواده های نیازمند، رشد علمی و فرهنگی خانواده ها را در جهت بهبود سبک زندگی ومعیشت این خانواده ها مورد توجه قرار دهد و در این مسیر بی انتها دست یاری تمام یاوران را می فشرد.

به گزارش روابط عمومی،جمعی از مهرآفرینی ها به دعوت باشگاه ستارگان سینما و موسیقی ایران میهمان ویژه نمایش ازدواج در قهوه خانه،بهزاد محمدی بودنددر اجرای این طنز کمدی همت و سالار بازیکنان پرسپولیس همانند محسن بنگر،پیام صادقیان و افشین اسماعیل زاده در کنار کودکان مهرآفرین شب بیاد ماندنی را تجربه نمودند

به گزارش روابط عمومی ,  عمو قناد از مجریان با سابقه کودک و تلویزیون در موسسه نیکوکاری مهرافرین حاضر شد و در دیداری صمیمانه با فعالیت های مختلف موسسه آشنا و مورد استقبال پر شور مددجویان و کارکنان مهرافرین قرار گرفت. ایشان ضمن دیدار با خانم دانشور مدیر عامل موسسه در مراسم اهدای لوازم التحریر به دانش آموزان مهرافرین شرکت نمودند. عمو قناد به نقش مهم آموزش کودکان در بالا بردن فرهنگ اجتماعی اشاره نموده و کودکان را جزء سرمایه های اصلی کشور برشمردند که می بایستی از ابتدا بر روی فرهنگ و روابط اجتماعی و آموزش کودکان اقدامات جدی صورت گیرد    

به گزارش روابط عمومی دانشجویان مهرافرین با حضور در سمینار بزرگ راز کسب ثروت و موفقیت که توسط مرکز آموزشهای تخصصی رفاه و در محل دانشکده رفاه و با اجرای دکتر کامبیز رخشانی برگزار گردید. این دانشجویان رازها و روشهای بدست آوردن موفقیت در زندگی و کار را فرا گرفتند. آشنایی با رموز زندگی افراد موفق در کسب و کار و چگونه رسیدن به قله های موفقیت از مطالب ارائه شده در این سمینار بزرگ بود

به گزارش مهرافرین با همکاری شهرداری منطقه 12 تهران و مسئولین پردیس سینمای شکوفه واقع در میدان شهدا یکی از سانس های مخصوص فیلم شهر موشهای 2 بدون دریافت هیچ وجهی برای کودکان مهرآفرین اکران شد. کودکان مهرآفرین از همان صبح با شور و اشتیاق برای دیدن این فیلم سینمایی صف آرایی کردند. با برنامه ریزی انجام شده بیش از یکصد کودک مهرافرین به تماشای این فیلم نشستند و توانستند یک روز زیبارا در ذهن و قلب خود جای دهند

50 کودک مددجو به همت تعدادی از یاوران مهرآفرین در اردوی تفریحی این موسسه شرکت کردند، این اردو که با هدف ایجاد روحیه پرنشاط و امیدوار برگزار شده بود ابتدا از فود کورت جام جم آغاز شده و کودکان در اولین ایستگاه این اردو میهمان رستوران علاالدین و شنتی بودند.گشت و گذار در پارک ملت و بازی با وسایل این پارک بخش دوم این اردو را تشکیل می داد که چند ساعتی به طول انجامید. در ادامه پارک دلفین های برج میلاد به میزبانی مدیر مجموعه مقصد بعدی این گردشگران کوچک بود تا به دیدن نمایش شیرهای آبی این مجموعه بپردازند.موسسه مهرآفرین ضمن تقدیر و تشکر از مجموعه مدیرتی رستوران های علاالدین و سنتی و همچنین مدیریت پارک دلفین های برج میلاد، دست یاری مجموعه های فرهنگی، تفریحی و هنری کشور را برای برپایی چنین اردوهایی می فشارد.

به گزارش خبرنگار اجتماعی افکار ، کودکان دیروز، بدنۀ جامعۀ امروزند. جامعه ای که فردایش در دستان کودکان امروز است؛ کودکانی با وضعیت نامشخّص. در آمار رسمی مربوط به سرشماری سال ۱۳۷۵، بیش از ششصد هزار کودک شاغل وجود داشته است؛ اما در این آمار از کودکان بی سرپرست، بدسرپرست، محروم از تحصیل و دیگر کودکان صحبتی به میان نیامده است. تخمین هایی در این موارد در چند سال اخیر ارائه شده است که مطابق با آنها بیش از ۱/۲ میلیون کودک در ایران از تحصیل محروم هستند و بیش از ۳میلیون کودک بازمانده از تحصیل وجود دارد و سالانه دویست هزار کودک ترک تحصیل می نمایند. می توان با بررسی آمارهای غیررسمی و رسمی و استفاده از روابط آماری، بصورت تخمینی تعیین نمود که در خوشبینانه ترین حالت، نزدیک به ۵ میلیون کودک نه تنها از آموزش و تربیت مناسب، بلکه از حدّاقل های زندگی مانند تغذیه و پوشاک مناسب محروم هستند. در این میان درصد قابل توجّهی از این کودکان، که آمار دقیقی از آن در دسترس نیست، تک سرپرست و بی سرپرست هستند. کودکانی که در چنین وضعیتی به سر می برند، معمولاً نه تنها آموزش مناسبی ندارند، بلکه با آموزش های نادرست و با قرار گرفتن در موقعیت های نامناسب، به مسیرهای نادرست کشیده شده و در سنین بالاتر، بطور ناخواسته، علاوه بر تباهی زندگی خود، تباهی جامعۀ خود را نیز به همراه دارند. فعالیتهای نخبه پروری موسسه نیکوکاری مهرآفرین پناه عصر و شرکت گلدیران، تلاشی برای ایجاد موقعیت بهتر برای رشد و شکوفایی استعدادهای نهفتۀ این جامعۀ آسیب دیده و آسیب پذیر است. بگونه ای که مضاف بر کاهش ناملایمات در زندگی روزمرّۀ کودکان، آنان را برای مسئولیتهای اجتماعی در سنین بالاتر آماده ساخته تا برای خود بهترین ها را در جامعه ای بهتر فراهم آورند. کانون نخبگان مهرآفرین یا نسل طلایی ایران با همکاری شرکت گلدیران و ایفای نقش مسئولیت اجتماعی ایشان و با هدف شناسایی و پروش استعدادهای کودکان کشور، فعالیتهای خود را از سال ۱۳۹۰ آغاز نموده است. پس از ایجاد شبکۀ مناسبی از متخصّصین و فعالان کشور در زمینۀ شناسایی و پرورش استعدادهای کودکان و طراحی فراندهای سنجش و آموزش مناسب، در سال اخیر ۶۰۰ کودک را از موسسات خیریۀ مختلف تحت پوشش گرفته است. با توجّه به نتایج قابل توجّهی که تا به امروز بدست آمده است،کانون در آستانۀ گسترش کودکان تحت پوشش خود در چارچوب زمان بندی سالانۀ مشخّصی است که طی آن سالانه ۱۴۰۰ کودک تحت سنجش، ۵۲۰ کودک تحت آموزش های اصلاحی و ۸۰ کودک وارد فرایند آموزش مبانی دانش و دانش تخصصی می شوند.  دستیابی به جامعه ای سالم تر در آینده و افزایش همه جانبۀ اقتدار کشور، همواره دغدغۀ تمامی آحاد جامعه بوده و هست. تحقّق این امر در گروی پرورش صحیح کودکان امروز است و برنامه ریزان این طرح امید دارند با پشتوانۀ حامیان خیّر ، این فرایند را تسریع نموده و تضمینی برای آینده ای بهتر باشد. ازاهداف این طرح می توان به مواردذیل اشاره کرد: •افزایش احتمال موفقیت کودکان قشر آسیب پذیر جامعه به عنوان افراد مفید، موثر و مسئولیت پذیر در آینده •کاهش احتمال تباهی آیندۀ این کودکان در فعالیتهای غیرقانونی و غیراخلاقی •ترسیم آینده ای زیباتر برای تمامی افراد جامعه •فراهم آوردن آموزش مناسب برای این کودکان، متناسب با استعدادها، توانایی ها و علایق آنان •ایجاد و پرورش حس مسئولیت پذیری در این کودکان •افزایش امید در کودکان با فراهم آوردن موقعیتهای موفقیت آمیز  • موفقیت تحصیلی کودکان در مقاطع بالاتر • مشارکت فعّالانۀ این کودکان در سنین بالاتر در فعالیتهای اجتماعی • اصلاح جامعۀ مبدأ کودکان بوسیلۀ خود آنها در سنین بالاتر • جدا شدن نسبی کودکان از محیط نامناسب آموزشی و فرهنگی • نمایشگاه های حاصل دستاوردهای فرهنگی و هنری کودکان • اختراعات حاصل تفکر کودکان تحت پوشش کانون قابل ذکر است تاکنون چنین طرحی با این گستردگی و ویژگی های منحصر بفرد درکشور اجرانشده بوده است .جهت حمایت از این طرح و کسب اطلاعات بیشتر با موسسه مهرآفرین ۳۵۲۶۰-۰۲۱ تماس حاصل فرمایید. منبع خبر

سر کوچولو در خواب ناز بود. ناگهان سر و صدایی خشن فضای خانه را پر کرد. هراسان و وحشت زده از خواب پرید، بلند شد، باورش نمی‌شد چه می‌بیند. دایی‌اش با مادر او درگیر شده بود.به گزارش آرمان، پسرک با ترس و لرز در گوشه‌ای پنهان شده بود و صحنه دعوا را نظاره می‌کرد. دقایقی بعد دایی، پیکر غرق به خون مادرش را روی زمین‌‌ رها کرد و از صحنه گریخت. پسرک با دیدن خون جیغ می‌زد و درخواست کمک داشت.پیکر زن ۲۴ ساله بلافاصله به بیمارستان انتقال یافت، اما تلاش پزشکان موثر نبود و مرگ زن جوان که آثار اصابت ۳۳ ضربه با جسمی تیز روی بدنش نمایان بود تایید شد، پسر کوچولو با شنیدن این خبر رخت عزا به تن کرد. او هیچ وقت نخواهد توانست صحنه جان دادن مادر خود را از صفحه خاطرات تلخ و وحشتناک دوران کودکی‌اش پاک کند. مادر او قربانی اختلافات خانوادگی شد، متاسفانه لج و لج بازی‌های این زن جوان با شوهرش اختلافات و بگومگوهای زیادی را به وجود آورده بود، آنها یک بار تا طلاق هم پیش رفته بودند. اما به دلیل وجود نازنین پسر کوچولویشان کوتاه آمدند و زندگی مشترک خود را از سر گرفتند. قرار بود نسبت به هم تعهد بیشتری نشان دهند و کمی مهربان‌تر باشند، پسر کوچولو هم از این تصمیم پدر و مادرش خوشحال بود و با اینکه سن و سالی نداشت اما لذت شیرین در کنار هم بودن را با تمام وجودش درک می‌کرد.اما پس از مدت کوتاهی دوباره عفونت اختلافات خانوادگی با شک و تردید درباره رفت و آمدهای زن جوان و نوع آرایش و لباس پوشیدنش سر باز کرد. روز از نو و روزی از نو، این بار پای برادر زن جوان هم به این دعوا و مرافه باز شد. او که برنمی تابید در زندگی خواهرش اشکال و ایرادی ببیند تصمیم گرفت خودش وارد عمل شود، افسوس که گفتگوهای خواهر و برادر با خشم و غرور رنگ خون گرفت و مردی که سال‌ها سعی می‌کرد سایه سر خواهرش باشد، با لبخند او شاد می‌شد و با غم او نگران، مرتکب قتلی فجیع شد. او از صحنه گریخت. کاش قبل از چنین اتفاق تاسف بار و غیر قابل جبرانی، تصمیم منطقی و عقلانی گرفته می‌شد.سرهنگ باقرزاده، فرمانده انتظامی شهرستان سرخس با ابراز تاسف درباره این خبر به باشگاه خبرنگاران گفت: تحقیقات پلیسی با توجه به سرنخ‌های موجود آغاز و جسد زن جوان به پزشکی قانونی انتقال یافته است.

عضو مجمع نمایندگان تهران گفت: پنهان کردن گدایان و معتادان از سطح شهر راه حل برخورد با این مشکلات نیست و باید به دنبال راهکارهای ریشه ای برای ساماندهی این افراد در سطح شهر باشیم . حسین طلا با اشاره به درخواست رئیس جمهور در جلسه هیئت دولت درباره پاکسازی گدایان و معتادان از سطح شهر گفت: برخی موضوعات را باید به صورت ریشه‌ای حل کرد. با حذف علایم و نشانه‌ها مشکلی حل نمی شود.برنامه ریزی های کوتاه مدت برای حل آسیب های اجتماعی فراگیر از سطح جامعه مانند این است که ما به یک بیماری عفونی مسکن دهیم تا تبش پایین بیایید و فکری برای درمان عفونت نکنیم .وی ادامه داد: یکی از دلایل مهم تکدی‌گری و اعتیاد، مشکلات اقتصادی است. افرادی که با انگیزه کار به تهران می‌آیند اما توان اداره زندگی خود و خانواده را ندارد مجبورند تکدی گری کنند. بعضی نیز به دلیل همین مشکلات به اعتیاد روی می‌آورد یا به دلیل طرد شدن از سوی خانواده ، کارتن خواب می‌شود. هرچند این مشکلات دلایل متعددی دارد.طلا با بیان این که فراگیر شدن چنین پدیده‌هایی در اجتماع نشان از سوءمدیریت مسئولان دارد، گفت: دستگاه‌هایی مانند بهزیستی، وزارت بهداشت و درمان، فنی حرفه‌ای، نیروی انتظامی و ... باید در کنار هم این مشکلات را برطرف کنند.در تهران، 15 هزار کارتن خواب داریم که 60 تا 70 درصد آن معتاد خیابانی هستند. نیروی انتظامی می‌گوید می‌تواند تمام این کارتن خواب‌ها را در سطح شهر جمع‌آوری کند اما کجا ببردشان؟ مکانی برای نگهداری این افراد وجود ندارد. در تهران یک اردوگاه اخوان است و دو مرکز دیگر که در مجموع 2000 نفر معتاد را در خود جای می‌دهد. 13 هزار کارتن‌خواب دیگر چه کار کنند؟ ما سال‌هاست آثار و طبعات جزیره‌ای عمل کردن را دیده‌ایم. باید با هماهنگی بخش‌های مختلف مشکلات‌مان را برطرف کنیم.وی در پاسخ به پرسشی در خصوص تحقق تهران بدون گدا در زمان اجلاس نم، و استفاده از همان تجربه برای تحقق خواست رییس جمهور گفت: ما در آن زمان معتادان و گدایان را چندروزی پنهان کردیم. این راه‌حل جمع‌آوری معتادان و گدایان از سطح شهر نیست. باید به دنبال راه‌حل‌ ریشه‌ ای باشیم. وقتی ما نتوانستیم هنوز مکانی برای جمع‌آوری این 15 هزار نفر درست کنیم که آنها با بازپروری، توانمند و دارای مهارت شوند تا به چرخه زنگی بازگردند و نباید امیدی به تحقق این آرزو داشت.نماینده مردم تهران با بیان این که متولی اصلی ساماندهی گدایان و معتادان از سطح شهر، وزارت کشور است کفت: باید جلساتی که در این رابطه برای هماهنگی‌های لازم بین دستگاه‌های مرتبط انجام می‌شود، با مدیریت استاندار تهران یا وزیر کشور باشد و دادستان تهران، بهزیستی کشور و نماینده وزیر بهداشت در سطح معاونت، که اختیارات تصمیم‌گیری و مالی داشته باشد، در این جلسات شرکت کنند. همچنین این کار نیاز به اعتبار نیازدارد تا احداث گرمخانه، مهارت آموزی برای این افراد انجام شود.

عاملان قتل کودک شش‌ساله در خوزستان دستگیر شدند. متهمان، کودک شش‌ساله را ربوده بودند تا پول بگیرند ولی او را به قتل رساندند. ماموران پلیس خوزستان چندی پیش در جریان وقوع آدم‌ربایی قرار گرفتند. آنها موضوع را در دستور کار خود قرار دادند و با توجه به حساسیت موضوع به تحقیق در این رابطه پرداختند. تحقیقات کارآگاهان نشان داد کودکی شش‌ساله توسط چند نفر ربوده شده است. پدر و مادر این کودک در جریان تحقیقات به ماموران گفتند: «یکی از بستگان ما فرزندمان را ربوده و الان هم با ما تماس گرفته و درخواست پول کرده است.» ماموران تلاش خود را آغاز کردند و در نهایت موفق به شناسایی آدم‌ربایان شدند. این در حالی بود که کودک شش‌ساله توسط آدم‌ربایان به قتل رسیده بود. در حال حاضر تحقیقات درخصوص این پرونده و مشخص‌شدن انگیزه عاملان جنایت از قتل کودک شش‌ساله همچنان ادامه دارد.

 مردی که برادر معتاد خود را به قتل رسانده است، دستگیر شد. سرهنگ قدرت‌الله دالوند، رییس پلیس آگاهی لرستان در این‌باره گفت: «ماموران در پی دریافت گزارشی مبنی بر مرگ مردی ۲۳ساله در بیمارستان به آنجا رفتند و فهمیدند مقتول در درگیری خانوادگی، مجروح شده است.» رییس پلیس آگاهی فرمانده انتظامی لرستان ادامه داد: برادر متوفی دستگیر شد و ضمن اعتراف به قتل گفت برادرش معتاد بود و خانواده را اذیت می‌کرد و او برادرش را با ضربه میلگرد زخمی کرد که در نهایت منجر به قتل او شد.

سرپرست دادگاه‌های کیفری استان تهران از تأیید حکم راننده سرویس متجاوز در دیوان عالی کشور خبر داد و گفت: حکم به اجرای احکام ارسال شد.به گزارش جام جم، محسن افتخاری با اعلام این خبر اظهار کرد: راننده سرویس مدرسه که اقدام به تجاوز به کودکان کرده بود چندی پیش به حبس، شلاق و اعدام محکوم شد.وی افزود: این حکم پس از اعتراض متهم به دیوان عالی کشور رفت و سرانجام احکام صادره از سوی دیوان تأیید شد و به زودی شاهد اجرای حکم خواهیم بود.سال گذشته بود که جوان حیوان صفتی به اتهام ربودن و آزار و اذیت دختران 7 تا 13 ساله در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.وی که 4 نفر از قربانیان خود را مورد آزار و اذیت قرار داده به عنوان راننده سرویس مدرسه سر راه دختران دبستانی قرار می گرفت و با این عنوان که سرویس مدرسه خراب شده و او به جای راننده به دنبال آنها آمده است، دختربچه ها را سوار خودرو خود می کرد و پس از اجرای نقشه شوم خود و سرقت طلاهایی که بچه ها به همراه خود داشتند، آنها را رها می کرد.

پیدا شدن جسد دختری نوجوان در یکی از خیابان‌های مهرشهر کرج معمای جنایی پیچیده‌ای را پیش‌روی پلیس قرار داد.به گزارش ایران، صبح روز چهارشنبه سی‌ام مهرماه سال جاری رفتگر شهرداری در حالی که مشغول جارو کشیدن خیابان سهرابیه واقع در مهرشهر کرج بود، با جسم بی‌جان پیچیده شده در پتویی کنار خیابان برخورد کرد. وی که بشدت ترسیده بود، بلافاصله پا به فرار گذاشت و با داد و فریاد رهگذران را خبر کرد.خیلی زود ماجرای این جسد به مرکز 110 کرج اطلاع داده شد و پلیس بعد از 10 دقیقه خود را بالای سر جسد رساند و خود را در برابر جسد دختری دید که بی‌سر بوده و بلوز سفید و شلوار راه‌راه سیاه و سفید به تن داشت.وقتی بازپرس ویژه قتل کرج همراه تیم تخصصی از پزشکی قانونی به معاینه جسد دختر ناشناس پرداختند، پی بردند جسد ناشناس متعلق به دختری 14 تا 16 ساله بوده که در جای دیگری کشته شده و عاملان جنایت جسد را پتوپیچ کرده و در سهرابیه کرج رها کرده‌اند.تیم تحقیق همزمان با انتقال جسد دختر نوجوان به پزشکی قانونی به بررسی پرونده دختران گمشده پرداختند تا در صورت مشابهت سنی خانواده این قربانی را شناسایی کنند و بتوانند رد‌پایی از روابط اجتماعی قربانی جنایت به دست آورده و به سرنخی از عاملان جنایت فجیع برسند.یکی از مردان در مهرشهر کرج که بشدت از دیدن این صحنه دلخراش ترسیده و احساس نا‌امنی می‌کرد، خواستار رسیدگی هرچه زودتر پلیس و دستگاه قضایی شد.وی گفت: در محدوده سهرابیه فروش مخدرهای صنعتی بخصوص شیشه و همچنین هروئین زیاد است و نگران سلامتی خانواده‌هایمان هستیم.مرد رفتگر نیز در صحنه پیدا شدن جسد گفت: وقتی به پتو نزدیک شدم، تصور می‌کردم با یک کارتن‌خواب مواجه خواهم شد و می‌خواستم تقاضا کنم بیدار شده و به جای دیگری برود اما با دیدن پتوی خون‌آلود با نگرانی گوشه‌ای از آن را باز کردم و وحشتناک‌ترین صحنه زندگی‌ام را دیدم.وی افزود: خیلی ترسیده بودم، نمی‌دانستم چه کنم، با داد و فریاد همسایه‌ها را خبر کردم. آنها که می‌دیدند ترسیده‌ام، آرامش به من دادند و بعد با پلیس 110 تماس گرفتند.

 زن هندی‌تبار 34ساله‌ای که در غرب لندن زندگی می‌کرد، دودختر کوچکش را به نوشیدن ماده سمی وادار و سپس آنها را خفه کرد. این زن در نهایت خودش را نیز کشت. جسد حنا سولانکی 34ساله، روی تختخوابش کنار دودختر کوچکش جازمین 9ساله و پرشا چهارساله که مرده بودند، توسط شوهرش کشف شد. شوهر حنا گفت: «ما‌ قبل از مرگ همسرم، خوشحال و راضی کنار یکدیگر زندگی می‌کردیم.» او ادامه داد: «حنا هرگز در مورد افسردگی و پایان‌دادن زندگی‌اش با من صحبت نکرده بود. هیچ دلیل و نشانه‌ای برای اینکه حنا آنقدر ناراحت باشد که راه‌حل را در خودکشی و قتل دخترانمان بداند، نمی‌بینم. تنها چیزی که من کم‌وبیش از آن آگاه بودم این بود که زندگی با والدینم گاهی همسرم را عصبی می‌کرد.» این مرد افزود: «ما تصمیم داشتیم از خانه والدینم اسباب‌کشی کنیم و به خانه خودمان برویم.» طبق گفته پزشکی‌قانونی این زن که شیمیدان بوده دودختر کوچکش را به نوشیدن اسید وادار و سپس آنها را با دستان خودش خفه کرده است. بررسی‌های پلیس نشان داده است این زن اسید را از آزمایشگاه مدرسه محل کارش دزدیده بود.

 پسرک 12ساله، کارگر خشت‌چین کوره آجرپزی است. قالب سنگین خشت‌های خیس را دست می‌گیرد و می‌برد می‌چیندشان. وقتی صحبتمان تمام می‌شود رو به من می‌گوید: «ببخشید خانم، گفتن اینا کمکی به ما می‌کنه؟» پدرش کمی آنسوتر دارد گل خیس را در قالب می‌ریزد، در حال صاف‌کردن گل روی قالب می‌گوید: «چه فایده داره وزیر و وکیلش هم اومدن و کاری نکردن.» تندوتند به کارش ادامه می‌دهد؛ جوابی بهتر از «امیدوارم» ندارم در جواب پسرک. اینجا کارخانه آجرسازی و کوره‌پزخانه در 17کیلومتری جاده تهران- ورامین، سه‌کیلومتر مانده به ورامین است. چهارماه پیش در غروب گرم مردادماه دکتر ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه‌اجتماعی به میان کارگران این کارخانه آجرپزی آمد و روزه‌اش را با آنها باز کرد. آن غروب ربیعی به کارگران گفت: «من، روزی کارگر کارخانه آجرپزی بودم. امیدوارم روزی یکی از فرزندان شما هم وزیر شود. آمدم اینجا تا بگویم شما را می‌بینیم و درصددیم مشکلاتتان حل شود.» حالا بادهای پاییزی شروع به وزیدن گرفته‌اند. اما مشکلات به گواهی کارگران خشت‌چین و کوره‌پز و قالب‌زن به قوت خود باقی است. امروز پنجم‌آبان آخرین روز کاری خشت‌زن‌ها و... است و تنها کارگران کوره‌پزخانه باقی می‌مانند. خیلی‌ها رفته‌اند. اقبال و معصومه و دیگر زنان کرد خشت‌چین و همسران و فرزندانشان رفته‌اند کردستان تا زمستان بگذرد، آذری‌ها برگشتند دیارشان و تنها کارگران افغان و خانواده‌هایشان که جایی برای ماندن ندارند می‌مانند در خانه‌های سازمانی کوره تا فصل سرما بگذرد. خانه که چه عرض کنم؛ دو ردیف اتاق‌های کوچک سه‌درچهار روبه‌روی هم و حمام و دستشویی که با فاصله در محوطه اتاق‌هاست و برای مرد و زن مشترک است. آشپزخانه ندارند و اتاق کوچک کثیف و نموری که وسطش یک شیلنگ آب قرار گرفته برای شست‌وشوی ظرف و لباس استفاده می‌شود.محمد، مرد میانسال افغان است. تکیده است. با موهای لخت و کم‌پشت مشکی، هیکلی لاغر و لباس‌هایی سراسر خاک‌آلود. به تل کوچک گل روبه‌رویش اشاره می‌کند و می‌گوید: «این تموم شه کار مام تموم میشه میره تا 13فروردین و ما اگه کسی پیدا شه دستمون رو بگیره میریم بنایی اگه نه می‌مونیم خونه.»بعد می‌گوید: «حقوق ایرانی‌ها رو دادن، براشون 32هزاروپنج‌ساعت رد کردن اما برای ما 30هزار. مایی که از 13فروردین کارمون‌رو شروع کردیم اما اونا یکی، دوماه بعد اومدن و حقوق بیشتری هم گرفتن.»محمد، ماهی 800تومن درمی‌آورد، «دختر زیاد داریم، نمی‌رسه، از وقتی ایران گرونی آمده، همه خرد‌و‌کلان، زن‌و‌مرد کار می‌کنیم. اما بازم نمی‌رسونیم.» اشاره می‌کند به پسرکش عبدالخالم که 12ساله است و از هشت‌سالگی خشت چیده. روزی 17ساعت. 5/2شب تا هفت‌عصر. می‌گویم: «چرا مدرسه نفرستادیش؟» جواب می‌دهد که «مدرسه نگرفتنش. گفتن سنش بالاست. من تازه دوسال پیش تونستم پاسپورت بگیرم. اون یکی پسرم رو هم نمی‌گرفتن، می‌گفتند سنش بالاست. 9سالش بود. کلی رفتم سفارت و اومدم تا به مدرسه داخلش کردیم.» عبدالخالم ریزنقش است، با پوستی روشن، چشم‌های مشکی درشت و چهره‌ای خاک‌آلود که جای‌جایش گل کشیده شده. قیافه‌اش شبیه ایرانی‌هاست. قالب سنگین آجرها را دست گرفته می‌رود و می‌گذارد توی ردیف آجرهای خیس و می‌گوید: «خانوم بنویس آجرزنی کار سختیه. از 5/2شب تا هفت‌عصر کار می‌کنیم. مادرم هم کار می‌کنه هم آخوره می‌گیره.» لودر در حال زیرورو کردن خاک‌رس است. آجرها تا دهانه‌شان مانده است، درهای کوره‌ها را پلمب کرده‌اند و چندتایی که پلمب نشده، هشت‌تایی کارگر مشغول چیدن آجرها در کوره‌ها هستند. یکی از کارگران از پشت‌بام کوره می‌آید برای صحبت. میانسال است. با ته‌ریش و موهای کوتاه و ته‌لهجه آذری: «20سالی است که تو این کاریم خشت‌های خام را می‌چینند و ما از بالا می‌پزیم. فشاری‌ها باید 24ساعت در کوره بمانند و دستگاهی‌ها 10ساعت. ساعت کار که برای ما معنی نداره. شبانه‌روز باید پای کوره باشیم و یه‌هفته کار می‌کنیم یه‌روز تعطیل می‌شیم تا بتوانیم سر بزنیم به زن و بچه‌مان. مشکل بیمه‌مان هم، حل نشده. من 20ساله تو این کارم. اما فقط 16، 17سال بیمه رد شده، خیلی وقت‌ها یک‌ماهمان را یک روز ردکردن و دستمان به هیچ جا بند نیست. اگر هم شکایت کنیم بیرونمون می‌کنن. حالا وزیر گفته اگه کسی 20سال سابقه یه‌جا داشته باشه می‌تونه بازنشست شه. خیلی خوبه، اما خب کی می‌تونه تو این کار ما یه‌جا بمونه. یا بیرون می‌کنن، یا جور نمیشه وایسیم و... .» مرد میانسال دیگری با فرغون سنگین از بار آجر از راه می‌رسد. فرغون را زمین می‌گذارد. هدبند و تی‌شرت خاک‌آلودی که رویش نوشته شده «همه با هم بسیج سازندگی» به تن دارد با موهای فر کوتاه و ته‌ریش: «من از سال 70 تا الان تو این کارم. 23ساله تو این کارم و سرپرستم اما فقط 16سال برام رد شده. همه اینجا اینطوری‌ان. مثلا سال 70، 80 و86 هریک ماه کارمون‌رو یک روز بیمه رد‌کردن و فروردین که از سیزدهمین روزش کار کردیم رو اصلا رد نکردن. وزیر گفت بازرس می‌فرسته، درست میشه، اما اصلا نفرستاد. البته تقصیر اینا نیست، زمان اینا که نبوده اما خب من 50سالم شه دیسک بگیرم خونه‌نشین میشم، سابقه بیمه‌ام پر نمیشه و هیچی‌به‌هیچی. یکی از بچه‌های خودمون اینطوری بود به خاطر سه‌ماه کم‌بودن حق بیمه موند که موند بیچاره.» سر دردودلش باز شده که «سختی کار که نمی‌گیریم، با اینکه روزی 17، 18ساعت کار می‌کنیم. همون 30ساله بازنشست میشیم، عینهو یه کارمند. امسال تامین‌اجتماعی 25درصد حقوق‌ها‌رو اضافه کرد اما حقوق ما ریالی اضافه نشد. عیدی به همه عالم و آدم می‌دهند اما به ما هیچی نمیدن. با التماس، نفری30هزارتومن اگر بدهند تازه. خانواده من پاکدشت مستاجرند خانوم، چون اینجا که بهداشتش خوب نیست. ماهی 300هزارتومان اجاره می‌دهم. رفتم از کارفرما مساعده گرفتم برای خرید لباس زمستونی برای سه‌تا بچه. پالتوی دخترم شد 100تومن و مساعده ته کشید و با زنم دعوام شد. از ساعت دو شب تا پنج‌عصر کار می‌کنیم و آخرسر هم شرمنده زن و بچه‌مان میشیم. سه‌نفر عضو شورای کارگری داریم 34ساله تغییر نکردن یعنی قراره مشکلات مارو حل کنن اما ته‌تهش همه‌چیزو بین خودشون حل می‌کنن.»گلایه‌ها یکسان است: بیمه، بیمه، بیمه. وقت ناهار است کارگران بیل‌به‌دست راهی حمام و اتاق‌ها شده‌اند. ربیعی در بازدید از اینجا گفته بود: «دستور پیگیری می‌دهم. باید بیمه‌ها، بازرسی‌ها را بیشتر کنند. اگر تخلف کارفرما ثابت شود آن‌وقت همه را حساب می‌کنند. اینطور که مشخص است برخی از کارفرماها حق بیمه‌ها را کامل اعمال نمی‌کنند. باید بازرسی‌ها را بیشتر کنیم. البته خب متاسفانه بازرسی تامین‌اجتماعی را زیاد می‌کنیم صدای کارفرمایان درمی‌آید که تامین‌اجتماعی مانع تولید است وقتی کم می‌کنیم اینطور می‌شود. به‌خاطر تحقق دولت الکترونیکی اجازه دادیم کارفرما بیاید خوداظهاری کند اما برخی کارفرماها در اظهاراتشان تخلف می‌کنند.» دو مرد میانسال که در دفتر کارفرما نشسته‌اند می‌گویند: «هیچ‌کاری نکردند و هیچ گروه بازرسی هم نیامده است. حتی درباره قبض برق و گاز هم قول‌هایی دادند که محقق نشد.» دفتر دواتاق کوچک مشرف به راهرو اتاق‌هاست. با مبلمان ساده اداری و ال‌سی‌دی که با دوربین نقاط مختلف کوره‌پزخانه و کارخانه را رصد می‌کند.بیرون کارگاه دو زن میانسال افغان ایستاده‌اند در انتظار نوبت ظرف‌شستن. زن آهی می‌کشد و با نگاهی ناامید می‌گوید: «نه بابا چه رسیدگی‌ای، کی می‌رسد به افغان‌ها. حمام کثیف است و دستشویی‌ها هم، عفونت‌ها بیشتر شده، نه دکتری، نه چیزی. الان من مریضم، قند دارم، شوهرم بیماری قلبی دارد اما مجبوریم کار کنیم. اگر مریض شویم و بچه زیاد داشته باشیم دیگر به هیچی نمی‌رسیم. با اینکه خرد‌وکلانمان کار می‌کنیم. 100هزار‌تومان ببریم دکتر هیچی پس نمیاریم. مدرسه، بچه‌هایمان را نمی‌گیرد و... .»بعد از افطار پنجم مردادماه اینجا در کوره‌پزخانه ورامین بذر امید در دل کارگران کوره‌پزخانه جوانه زده بود. من امروز برای دیدن ثمرات این بذر آمده بودم اما پس از چهارماه اینجا زندگی کارگران و خانواده‌های کوره‌پزخانه بر همان مدار همیشگی می‌چرخد.

مدیرکل تحقیقات و آموزش ستاد مبارزه با موادمخدر در مورد شیوع‌شناسی‌ای که در سال 81 و 90 صورت گرفته اظهار کرد: طبق نتایج این شیوع‌شناسی رشد صددرصدی شیوع اعتیاد بین کودکان زیر 18سال را داشتیم و در جمعیت عمومی ما نیز سه‌درصد از معتادان بین 15 تا 19سال هستند. وی افزود: در حال حاضر شیوع‌شناسی جدیدی را برای سال 93 که از هفته قبل شروع شده در پی داریم که نتایج آن در آینده اعلام می‌شود.  صرامی ضمن بیان پیشنهاداتی در زمینه اعتیاد برای تدوین برنامه ششم توسعه، دلایل افزایش نرخ شیوع مصرف موادمخدر را تشریح کرد. نرخ شیوع مصرف موادمخدر در جمعیت عمومی کشور 65/2درصد، در دانش‌آموزان یک‌درصد، در دانشجویان 6/2‌درصد و در جمعیت کارگری در محیط‌های مختلف هفت تا 25درصد بوده است.

با وقوع چندمورد اسیدپاشی در روزهای اخیر، برﺍﯼ ﺩﺭﮎ ﺗﻤﺎﻡﻋﯿﺎﺭ ﺗﺮﺱ ﻭ وحشتیﮐﻪ این روزها ﺯﻧﺎﻥ ایرانی ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ، لازم نیست زن باشیم. با اینکه این کابوس‌های زنانه، غالبا به‌عنوان «مساله‌ای‌ اجتماعی» شناخته نشده و حتی گهگاه «شخصی» تلقی می‌شوند، اما هرکس با کمترین حس انسانی و نوع‌دوستی می‌تواند زشتی این زخم را بر چهره جامعه درک کند. درحالی‌که آمارها از کمبود اعتمادبه‌نفس و گسترش افسردگی در میان زنان خبر می‌دهند، آیا می‌توان متوقع بود که زندگی زنان جامعه همراه با چنین وحشت‌های مزمنی که مصداق زنده‌به‌گورکردن آنان همچون زمان جاهلیت توسط تفکرات متحجرانه و بیمار است، سرشار از نشاط و پویا باشد؟ اسیدپاشی، با هر هدفی که صورت گیرد، فقط مساله ذهنی زنان نیست بلکه باید به این اقدام خشونت‌آمیز که به‌دلیل نابرابری‌های جنسیتی بروز می‌کند، به‌مثابه آسیبی اجتماعی نگریست که وجدان جمعی را به درد می‌آورد. آسیب‌شناسی این مساله بر مبنای نظریات جامعه‌شناسی برای دستیابی به راهکارهایی در رفع این تهدیدات برای زنان، ضروری به نظر می‌رسد. روشن‌کردن لایه‌های پنهان این فاجعه، فرهنگ‌سازی، حمایت‌های قانونی و ممانعت از اقدامات و سخنان تحریک‌آمیز، برای کاهش چنین خشونت‌هایی در سطح جامعه ضرورت دارد چراکه نادیده‌گرفتن لزوم بررسی‌های کارشناسانه در این حوزه، حس ناامنی اجتماعی زنان و کتمان این مساله، درحقیقت پروبال‌دادن و تشویق عاملان است. از سویی دیده می‌شود که در خبرهای اسیدپاشی به‌شدت پافشاری می‌شود که زنان مورد تهاجم، از خانواده‌های مذهبی، با آبرو و باحجاب بودند! پس اسیدپاشی حق آنها نبوده است، درحالی‌که پراکندن اخباری با این لحن، مساله را بغرنج‌تر می‌کند. چنین سخنانی به‌ویژه از جانب مسوولان کشور، اضطراب زنان را بیشتر می‌کند، هر نوع عمل فیزیکی، بصری، کلامی یا جنسی که زنان و دختران در زمان وقوع یا بعد از آن، آن عمل را به‌صورت تهدید یا ارعاب احساس کنند و اثرش ناراحتی و تحقیر آنها باشد یا به‌دنبال‌ آن توانایی برقراری تماس نزدیک و صمیمانه را از آنها سلب کند، خشونت جنسیتی به‌شمار می‌آید. (ابوت و والاس۱۳۸۰). اقدام اسیدپاشی که در حوادث اخیر فقط درباره زنان انجام گرفته نیز خشونت سوگیرانه جنسیتی است و طیف وسیعی را دربرمی‌گیرد. در تعاریف جامعه شناختی، تهاجم به زنان با اسید، به‌منظور ازبین‌بردن زیبایی آنها، آسیب‌رساندن، تحقیر و ترساندن آنها، در تقسیم‌بندی‌های خشونت رفتاری و جسمانی قرار می‌گیرد. با این همه، تاکید بر خشونت‌های جنسیتی از این جهت حایزاهمیت است که توسط تفکرات مردسالارانه برای اعمال قدرت و کنترل هرچه‌بیشتر رفتار و فعالیت‌های زنان در جامعه انجام می‌شود (هولمز، ۱۳۸۷). برای اینگونه اقدامات ریشه‌های روانشناختی نیز فرض می‌شود چراکه تعرض‌کنندگان ممکن است تحت تاثیر القائات افراطی اطرافیان یا مشکلات روانی و درونی خویش، تصور کنند اسیدپاشیدن بر زنانی که از دید آنها گناهکار هستند، حتی تا این مرحله از آسیب‌رسانی، درست است.مطابق نظریه یادگیری اجتماعی آلبرت باندورا در1990 خشونت نوعی صورت آموخته‌شده از رفتار اجتماعی است که فراگیری آن معمولا تحت شرایط تنبیه یا تشویق و مشاهدات فردی انجام می‌پذیرد و می‌تواند حاصل تجارب فردی یا نتایج حاصل از رفتار دیگران باشد. وجود انگیزه لازم برای انجام این فعل از دیگر مواردی است که در تبدیل ذهنیت به رفتار موثر است. مطابق نظریه باندورا الگوهای خانواده، اثر گروه‌های اجتماعی مرتبط با فرد و فرهنگ (شامل وسایل ارتباط‌جمعی و رسانه‌ها) در یادگیری رفتارهای خشونت‌آمیز جنسیتی موثر هستند. فردی که با گروه‌های متعصب یا خشنی ارتباط دارد که خشونت، خرده‌فرهنگ آنها محسوب می‌شود و رفتارها و انگیزه‌های خشونت‌مدار از جمله اسیدپاشیدن بر زنان به‌دلیل تعصبات غلط، توسط افراد آن گروه مورد تایید و تحسین قرار می‌گیرد، می‌تواند به‌طور مداوم رفتار نادرست خویش را تکرار کند و از زشتی کار خود ناآگاه خواهد بود. از سوی دیگر تاکید بر تنظیم امور با توسل به باورهای مجرمان نیز حایزاهمیت است زیرا فردی که اسیدپاشیدن بر زنان را اقدامی در جهت اصلاح جامعه و اخلاق بداند که به نظر خودش از این طریق زنان کمتر در کوچه و خیابان دیده شده و بیشتر در کانون خانواده بمانند و به‌دنبال آن به‌دلیل ترس، حجاب خود را بیشتر رعایت کنند یا کمتر خود را بیارایند، برای کسب رضایت درونی خویش دست به چنین اقدامی زده است اینجا صرف‌نظر از ابعاد آسیب‌های ایجادشده، نوعی از آنارشیسم درون جامعه خلق می‌شود. اسیدپاشی به‌تازگی با هر انگیزه‌ای صورت گرفته باشد، بدیهی است که چنانچه عاملان این جرم از طریق مشروع و قانونی قادر به کسب منزلت اجتماعی و به‌کرسی‌نشاندن باورهای غلط خود بودند، چنین خشونتی را پیشه نمی‌کردند.

  در آستانه آغاز فصل پائيز  عيادت کتایون ریاحی سفیر مهرآفرین از كودكان شیرخوارگاه آمنه  کتایون ریاحی سفیر و فاطمه دانشور مدير عامل مهرآفرین در آستانه آغاز فصل پائيز در شیرخوارگاه آمنه حضور يافته و ضمن عيادت از کودکان ؛ با مسئولان بهزيستي و شيرخوارگاه آمنه دیدار و گفتگو کردند. به گزارش امور رسانه اي موسسه نيكوكاري مهرآفرين ؛ در این دیدار ، مدیر دفتر مشارکت های مردمی سازمان بهزیستی و مدیر دفتر مشارکت های مردمی شیرخوارگاه آمنه نيز حضور داشتند و ضمن تقدیر از فعالیت های خیرخواهانه ، مشكلات و كاستي هاي كودكان تحت پوشش بهزيستي را با سفير و مديرعامل مهرآفرين در جريان گذاشتند. در اين ديدار ، مدیر دفتر مشارکت های  مردمی سازمان بهزیستی نصيري گفت : امروز شیرخوارگاه آمنه به صورت مشاركت هاي مردمي و به شكلي كاملا مطلوب اداره مي شود  و ما بسيار از اين روند رضايت داريم ، با اين حال و به رغم آن كه تلاش شده تا مشکلات كودكان كاملا برطرف شود ، اما در سطحي كلان تر ، بعضی از بيماريها ، هزینه های كلان دارد و ادامه درمان مستلزم پشتيباني هاي بزرگتري ست .  وی در ادامه افزود : مثلا یکی از این بيماري ها ؛ فقدان حس شنوایی در کودکان تازه به دنیا آمده است ! بعضی از کودکان ما ، به دلیل نداشتن بخش حلزون شنوایی ؛ متاسفانه به صورت ناشنوا به دنیا می آیند و اگر این نارسايي ، بین سنین 2 تا 4 سالگی رفع نشود امکان دارد فرد تا آخر عمرش کر و لال بماند! وي ادامه داد : با توجه به امکانات تخصيص يافته ، ما فقط مي توانيم بخشي از هزينه هاي درماني اين بيماران را پوشش بدهيم در حالي كه در سال ، نزديك به 800 نوزاد داريم كه نياز به کاشت حلزون شنوایی دارند ؛ و حتي تعداد اين بيماران رو به افزايش است !  وي افزود : هزینه هاي درمان بسیار بالا است ! در اصل ، ما برای درمان هر کودک بيمار به حداقل  30 میلیون تومان پول نياز داريم ؛ در حالي كه فقط هزینه دستگاهی که بر روی گوش اين کودکان نصب می شود ؛  چهارده میلیون تومان است ! علاوه بر آن ، بعد از عمل جراجی نیز باید گفتار سنجی ، شنوایی سنجی و موارد ديگر انجام شود كه هزينه ها را بسيار بالا مي برد و ادامه كار را براي ما مشكل    مي كند . البته دولت تعهد کرده است كه هزينه درماني 500 کودک را تا سقف 20 میلیون تومان حمایت خواهد كرد ، و ما در تلاشيم تا باقي هزينه ها را از خيرين و نيكوكاران جذب كنيم و اين مشكل هم انشالله رفع و رجوع شود . مدير دفتر مشارکت های مردمی شيرخوارگاه آمنه نيز در ادامه اين ديدار ، با تاکید بر اینکه هنرمندان و ورزشکاران صاحب نام می توانند در کمک به رفع این مشکل قدم های بزرگی بردارند ، گفت : ما از هنرمندان به عنوان یکی از گروه های مرجع كشور می خواهیم که از آبرویشان هزینه کنند و کمک کنند تا اين معضل ، رفع شود ؛ ما معتقدیم همان قدر که ساخت مسجد و کمک نقدی و تحصیلی به ایتام ، اجر اخروی و دنیوی در پي دارد ، کمک به درمان شنوایی اين کودکان معصوم نیز حتما پاداش اخروی در پي خواهد داشت و از همين جا دست همياري به سوي ايشان دراز     مي كنيم . فاطمه دانشور مدیرعامل مهرآفرین نیز گفت : کسانی که قدرت مالی خوبی دارند حتما بايد به اين افراد کمک کنند ؛ ما هم تمام تلاش خود را می کنيم تا با استفاده از ظرفیت های مختلف ، در رفع اين بيماري قدمي برداريم و قطعا کمک هایي را برای این امر ، جمع آوری خواهيم كرد و در حد بضاعت خود ، پيشقدم اين مسير خواهيم بود . کتایون ریاحی سفیر مهر آفرین هم با تقدیر از تلاش های صورت گرفته مسئولان شيرخوارگاه ، بر حضور گروه های مردمي در فعالیت های نیکوکارانه تاکید کرد و افزود : بسیاری از بازیگران و هنرمندان ، فرصت زیادی برای حضور فیزیکی در کارهای خیرخواهانه پيدا نمي كنند ، اما من مي دانم كه قلب آنان براي اين مردم و نيازمندان مي تپد و مطمئنم كه به وقت مقتضي ، از هيچ امري در كمك به همنوع فرو گذار نخواهند بود . دليل حضور اندكي بیشتر من هم ، خداحافظی از اين عرصه است . وی با اشاره به لزوم مشارکت بیشتر مردم در فعالیت های نیکوکارانه و همچنین فعالیت های مصلحانه اجتماعی گفت : باید به سمتی حرکت کنیم که ngo ها و گروه های مردم نهاد به وجود بیایند و رشد کنند و مردم با استفاده از این گروه ها در فعالیت های نیکوکارانه شرکت کنند زیرا گروه هاي اينچنيني می توانند از تضییع حقوق جامعه جلوگیری کنند . در پایان این دیدار ، سفير و مديرعامل مهرآفرين از محل نگهداری کودکان و نوزادان در شیرخوارگاه آمنه بازدید کردند و براي مدتي ، لحظاتي كاملا احساسي بر محيط حاكم شد .    

  مراسم معرفی سفیر جدید مهرآفرین دهم بهمن ماه 90 با حضور اهالی سینما و موسیقی کشور در سالن همایش‌های میلاد محل برگزاری نمایشگاه بین‌المللی برگزار شد. در ابتدای این مراسم که اجرای آن را «فرزاد حسنی» بر عهده داشت، گروه ارکستر موسیقی سازهای بادی تهران به سرپرستی «سینا ذکایی» قطعاتی را اجرا کرد فرزاد حسنی نیز با اشاره به اینکه فاطمه معتمدآریا از مدعوین این برنامه بود، ادامه داد: اولین بانوی سفیر مهرآفرین به دلیل عدم حضورشان در ایران نتوانستند در این برنامه شرکت کنند اما باید بگویم او هنوز هم در مهرآفرین حضور فعال دارد و همه سفرای بعد از خود را پشتیبانی می‌کند. . برپایه این گزارش، در ادامه مراسم «محمد سریر» به روی سن آمد و گفت: 22 نفری که در این گروه موسیقی حضور داشتند همه از استعدادهای این کشور هستند. قطعاتی که ما از این عزیزان شنیدیم نشان‌گر این باور بود که پشت این نوع موسیقی فکر درست، حرکت و اندیشه‌ای سازنده نهفته است.  پس سعی کنیم این نوع موسیقی را بین مردم رواج دهیم. وی با اشاره به فعالیت‌های موسسه مهر آفرین افزود: من خوشحالم با برپایی چنین مراسمی این افراد شناسایی می شوند و امیدوارم امکان برگزاری اینگونه برنامه‌ها بیشتر باشد. بعد از پخش فیلم کوتاه چهار دقیقه‌ای، «محمد سریر»، «لوریس چکناواریان»، «حسن همایون فال»،  و «رزیتا حفیظ» روی صحنه آمدند و به همراه رهبر گروه (جاوید مجلسی) مدال و لوح سپاس را به اعضای جدید سفیریاران مهرآفرین اهدا کردند. ارکستر سازهای بادی تهران رسما به عنوان سفیریاران  جدید مهر آفرین معرفی شدند. بنابراین گزارش، در ادامه این مراسم «فاطمه دانشور» در یک فیلم ویدئویی به ایراد سخنانی درباره 6سالگی مهرآفرین پرداخت. دانشور طی سخنانی گفت: هدف ما حمایت از کودکان بد سرپرست و زنان سرپرست خانوار است. امروز مهر آفرین 6 ساله شده است و هم اکنون 12 هزار نفر یاور و حمایتگر داریم. وی با اشاره به  معرفی «فاطمه معتمد آریا» ‏، «مریلا زارعی»‏‏، «رضا صادقی» و «هادی ساعی» به عنوان سفیر و سفیر یاران مهر آفرین در سال‌های گذشته گفت: سفیر مشکلات را می‌بیند و نه تنها خود به یاری آن‌ها می‌رود بلکه آن را به جامعه و مسولان منتقل می‌کند. وی ادامه داد: سفیر با هدف بیدار کردن وجدان‌ها قدم برمی‌دارد و می‌خواهد بگوید که ما در برابر نعمت‌های خدا بدهکاریم و باید برای این بدهی به دیگران کمک کنیم. همچنین «سیمین حقی» شاهنامه شناس معاصر کشور روی صحنه آمد و با یادآوری اینکه ده بهمن روز جشن سده ایرانیان است در معرفی دومین سفیر این دوره مهرافرین گفت: امشب میزبان دومین سفیر مهرآفرین هستیم. سپاس از همسرش «آقای بهبهانی» که همیشه حامی انسان‌های فرهنگ دوست بوده‌اند. این بانو به حق شایسته حضور در این موسسه است و امیدوارم بتواند در این راه به تعالی برسد. «علی معلم» هم سفیر دوم مهرآفرین را این گونه معرفی کرد:  در میان 70 میلیون جمعیت کشورمان کمتر از هزار نفر بازیگر سینما هستند. از میان این هزار نفر حدود ده درصد بین مردم شناخته شده‌اند و از این عده کمتر از سی نفر هستند که حیطه شخصی زندگی حرفه‌ای‌شان دستخوش مسایل حاشیه‌ای نشده است.  این افراد از بدست آوردن شهرت خوشحالند چون شهرتشان را از لطف مردم می‌دانند نه از خودباری. اگر «عزت الله انتظامی» را امروز همه می‌شناسند نه فقط به خاطر بازی خوبش بلکه بیشتر برای خلق و خوی و اخلاق انسانی‌اش است. معلم ادامه داد: محبوبیت فردین تنها به خاطر بازیگری‌اش نبود بلکه محبتش و نحوه سلوکش با مردم او را بین همه عزیز کرد. وی افزود: صاحبان مقام کشور باید قدر این هنرمندان را بدانند و واقف باشند اگر قرار است حضور این افراد نادیده گرفته شود چیزی از مردم هم باقی نمی‌ماند چراکه اینها ضامن فرهنگ یک ملت هستند. علی معلم با ذکر نام «کتایون ریاحی» به عنوان سفیر دوم مهرآفرین این دوره اظهار کرد: «کتایون ریاحی» با شایستگی و گزیده کاری حرفه هنری خود را آغاز کرد و به اختیار خودش به حرفه اش پایان داد. او سال گذشته بعد از دریافت جایزه‌اش برای بازی در سریال «یوسف پیامبر» پایان کار خود را اعلام کرد اما به نظر من برای اهل فکر پایان وجود ندارد. برای ما که این روزها شاهد سقوط اخلاقی عجیب و خطرناکی را در جامعه شاهد هستیم حضور چنین افرادی موثر است. مدت‌هاست در حوزه‌های مختلف فرهنگ و هنر و اقتصاد و سیاست و ... فتار خوبی از خود نشان نمی‌دهیم امیدوارم محافلی از این دست با حضور چنین افرادی کمک کند با هم مهربان‌تر باشیم و بیشتر بیندیشیم. «آزیتا موگویی» نیز در معرفی سفیرجدید مهرآفرین توضیح داد: کشور ما نیازمند مادرانی است که بتوانند بچه‌های خوب تربیت کنند بچه‌هایی که به درستی میراث گذشتگان‌شان را حفظ کنند. تقدیر و جبر مسیر بعضی آدم‌ها را تغییر می‌دهد و به جایی می‌کشد که در تصورشان نیست. صحبت از «کتایون ریاحی» هم سخت است هم آسان. آسان است چون روزهای غم و شادی زیادی را با او سپری کردم و سخت است چون اگر بخواهم از او بگویم تنها بخش کمی از خوبی‌هایش به زبان می‌آید. امیدوارم این تشکیلات کاری کند تا او وسیله‌ای باشد که آرزومندان به آرزوهایشان برسند. در ادامه این مراسم بعد از پخش فیلم کوتاهی از «کتایون ریاحی»، «لوریس چکناواریان»، «لاله اسکندری»، «علی معلم» و «مهرداد اکبریان» برای اهدای مدال و لوح سپاس روی صحنه آمدند و ستاره اسکندری در سخنانی برای این بازیگر آرزوی موفقیت کرد و افزود: امیدوارم «کتایون ریاحی» بتواند این راه را با قدم‌های محکم طی کند. وی افزود: بزرگترین نیکوکاران ثروتمندترین افرادی بودند که به این باور رسیده بودند که با بخشش‌شان داشته‌هایشان را دوبرابر می‌کنند کتایون ریاحی در آغاز سخنان خود گفت: با نگاه پرمهرتان که تلالو نورش جشن‌تان را نورانی کرده، من با افتخار پرچم را از دست پرچمدار قبلی که شیرزنی مانند سیمین بانوی معتمدآریا بود گرفتم تا ادامه راهش را فراهم کنیم. وی افزود: بزرگترین نیکوکاران ثروتمندترین افرادي بودند كه به این باور رسیده بودند که با بخشش‌شان داشته‌هایشان را دوبرابر می‌کنند. کتایون ریاحی در پایان صحبت‌هایش اشاره کرد: ما ملتی هستیم که به فرهنگ و تاریخ و شاعران و بزرگان مان افتخار می‌کنیم و ادعایمان این است که تمدن ما و تمام کسانی که فرهنگ مارا اینگونه غنی کرده‌اند بزرگترین ثروت زندگی امروزمان است.اگر واقعا ما چنین ثروتی در دست داریم پس حتی یک فقیر هم نباید داشته باشیم. چگونه ممکن است اینهمه اندوخته را جلوی چشم بیاوریم و بعداز فقر حرف بزنیم؟ به نظر من؛ باید اول از خودمان شروع کنیم و منتظر کسی نباشیم وقتی من برای کمک به سفر سومالی رفتم متوجه شدم خودم بیشتر از همه آنها به کمک احتیاج دارم و این یاری را از آنها گرفتم.   این مراسم با اجرای پنج قطعه توسط رضا یزدانی به همراه گروه همیشگی‌اش به پایان رسید. ترانه ی بی همگان به سر شود با دف نوازی فوق العاده و در پایان ترانه خلیج فارس بسیار زیبا و حماسی اجرا شد به شدت مورد توجه علاقمندان قرار گرفت به طوری که همه سالن ایستاده به تشویق پرداختند   خبرگزاری پانا پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران روزنامه شرق مردمسالاری بانی فیلم خبرگزاری سینمای ایران عصر ایران خبرگزاری آفتاب خبرگزاری زنان (وفا) خبرگزاری فارس خانواده سبز خبرگزاری ایلنا خبرگزاری ایلنا گزارش تصویری سینما فارس خبرگزاری افق خبرگزاری ایسنا خبرآنلاین بازتاب امروز جهان نیوز سینما روز تحریر آنلاین گروه مجلات همشهری موسیقی روز فرهنگ آشتی press tv IRIB

كتايون رياحي بازيگر مطرح سينماي ايران پس از كناره گيري از بازيگري در يك اقدام بشر دوستانه به سومالي سفر كرد..به گزارش امور رسانه اي  موسسه مهر آفرين كتايون رياحي با هدف كمك به مردم سومالي  به شهر گارسيا در شصت كيلومتري مرز كنيا و سومالي سفر كرد .رياحي در اين سفر ضمن اهدا كمك‌هاي خود و بخشي از كمك هاي موسسه مهر آفرين پناه عصر به مردم سومالي از يك كلاس درس، مكتبخانه آموزش قرآن، و كمپ نگهداري از قطحي زدگان بازديد كرد و به صورت نمادين يك دستگاه تانكر آب را نصب و آبگيري كرد.رياحي در يادداشتي كوتاه درباره اين سفر نوشت: روز اول مهر ماه 1390 است و من در 600 كيلومتري مرز كنيا و سومالي در شهر گارسيا خياباني ديدم با انبوه آلونك و حجره‌هايي كه از نايلون و پلاستيك ساخته شده است! شهري و جايي كه جاي زندگي نيست و فقط آنهايي كه توان بيشتري دارند و يا مي‌توانند از ورقه‌هاي حلبي و قوطي‌هاي خالي استفاده كنند به نفس هاي شمرده و آرام خود رنگ مي‌دهند و زندگي مي كنند. تكان دهنده ترين نكته سفرم در اين است كه من كشوري ديدم فقير كه در اوج فقر و نداري به خنده و نگاهي گرم ، ميزباني مهرباني مي كند. مردمي در حال اضمحال و اما خوشرو و اميدوار. پس ما هم مي‌خنديم تا روشناي خنده‌ها، تن نحيف و سوي اين نگاه‌ها را كمرنگ و بي‌اثر نكند. امروز من در كنيا هستم و براي كمك به قحطي زدگان سومالي كه بعد از طي روزها گاه هفته ها راهپيمايي ، گرسنه و تشنه خود را به كمپ داداب مي رسانند، هر چند كه تعدادي هرگز به مقصد نمي رسند. كمپ داداب بزرگترين كمپ پناهندگان است با حداقل امكانات براي بقا. كنيا خود كشور فقيري است و شهرمرزي كوچك داداب كه در فاصله كمي با كمپ داداب قرار دارد جز فقيرترين شهرهاي كنياست ولي با اين وجود انها ميزبان پناهدگان و قحطي زدگان سوماليايي هستند ، نكته تكان دهنده همين بود. اب ، بزرگترين مشگل صحراي عظيم افريقاست . چيزي كه براي ما قابل درك نيست . يك جرعه اب مي تواند زندگي اي را نجات دهد. من به شكرانه ابي كه در سرزمينمان ايران وجود دارد ، تعدادي تانك اب براي منطقه خريداري كردم ، كه به كمك سه إيراني فعال كه چرتي اكتز را در انجا فعال كرده اند و صليب سرخ توانستم ، كمك هاي خود و مهرافرين را به دست مردم برسانم. در انجا مكاني بود به نام خانه ماما هاني ، بيشتر كودكاني كه به هر دليل خانواده خود را از دست داده اند به اينجا اورده مي شوند. ماما هاني پيرزني است كه با كمك هاي مردمي بيش از سيصد كودك و نوجوان را كه برخي از انان معلولند را نگهداري مي كند . بخشي از هديه مادران و كودكان مهرافرين در اين خانه اهدأ شد . كودكان اينجا سوماليايي و كنيايي ، مسلمان و مسيحي هستند.هر كس به اين خانه درامد، ابش دهيد ، نانش دهيد وز ايمانش نپرسيد خدايا،اميد اين مردم را نااميد مكن، خدايا اين مردم را درياب و عزيز بدار. كتايون رياحي ، هم اينك به واسطه پخش مجموعه تلويزيوني يوسف پيامبر، در 90 شبكه ماهواره‌اي كابلي و تلويزيوني چهره‌اي شناخته شده است و در اين سفر در كنار كمك‌هاي شخصي خود به نمايندگي از سوي موسسه مهر آفرين، كمك‌هايي را از طرف اين موسسه به مردم سومالي اهدا كرده است.   بازتاب در خبرگزاری ها: ایسنا دنیای اقتصاد خبر آنلاین ایلنا مهر جام جم آنلاین مردم سالاری تابناک دنیای صنعت آفرینش انتخاب Tehran times IRIB

    عملیات بازسازی مدارس و درمانگاه روستای کتیج پس از سفر سفیر یار مهرآفرین خانم مریلا زارعی به این منطقه آغاز شد. پیش از سفر سفیر یار مهرآفرین حدود 40 خانواده در این منطقه تحت پوشش مهرآفرین بودند، اما در حال حاضر 180 خانواده ، بالغ بر 700 نفر از ساکنین این منطقه از حمایت مالی و خدمات آموزشی، بهداشتی درمانی، مشاوره حقوقی و ...بهره مند هستند. فعالیت های عمرانی موسسه مهرآفرین با تامین بخشی از هزینه ها از سوی نیکوکاران به شرح زیر است: 1) از مدرسه راهنمایی و دبیرستان خدیجه کبری بازدید شد. از آن جا که تعمیر سقف مدرسه در الویت بود، ایزوگام مورد نیاز تامین و به منطقه فرستاده شد. تعمیر و بازسازی سقف در حال انجام است. همچنین تعمیرات داخلی مدرسه جهت اصلاح دیوارها و حیاط مدرسه با توجه به خاکی بودن مورد بررسی قرار گرفت و برآوردهای لازم جهت آسفالت نمودن حیاط مدرسه انجام شد. با توجه به کمک های اهدایی توسط نیکوکاران، این مدرسه تا قبل از مهرماه و شروع سال تحصیلی به بهره برداری خواهد رسید. 2) بازدید از مدرسه ابومسلم انجام شد. با توجه به قدمت این مدرسه و شرایط نامساعد مقرر شد بازسازی این مدرسه به صورت اساسی صورت گیرد و مذاکرات لازم با مسئولین آموزش و پرورش و مدیر مدرسه انجام شد و مقرر گردید، بازسازی این موسسه توسط نماینده ی موسسه مهرآفرین نیز آغاز گردد. 3) طی بازدید از مراکز بهداشت و درمان و مشاهده و بررسی مشکلات این مرکز مقرر شد سقف این مرکز ایزوگام شود. همچنین تعمیرات داخلی صورت گرفته و ساختمان نقاشی شود، کف پوش تهیه و نصب و سیستم روشنایی اصلاح و تعمیر گردد، تعدای کولر جهت درمانگاه خریداری و نصب شود، همچنین قفسه بندی داروخانه تکمیل شود و در حد مقدور، محوطه درمانگاه آسفالت گردد. 4) طی بازدید از قنات روستا مقررشد بررسی های لازم جهت نحوه ی استفاده ی مناسب تر از قنات به عمل آید و در صورت امکان اقدام به ایجاد استخر پرورش ماهی در محل گردد تا بتوان برای تعدادی از افراد اشتغال ایجاد کرده و منابع پروتئین مورد نیاز مردم منطقه را تامین نمود. 5) طی جلسه ای با حضور مسئولین روستا مذاکراتی انجام شد که در صورت امکان زمین مناسبی را در اختیار موسسه قرارداده و موسسه مهرآفرین دفتر خود را در این زمین بنا نماید و از این طریق بتواند خدمات خود را در منطقه گسترش داده و به مددجویان کمک نماید.  

عزت‌الله انتظامی در مراسم اهدای نشان مهرآفرین تاکید کرد حمایت مردم از خیرین و نیکوکاران، حرکت‌های خیرخواهانه را تداوم می‌بخشد..ساعت 17 جمعه ششم خردادماه مقابل درب ورودی سالن اریکه ایرانیان مملو از جمعیتی است که در مراسمی ویژه شاهد تقدیر از نیکوکارانی هستند که با موسسه خیریه مهرآفرین همکاری می کنند.- ساعت 17:30 درب‌های سالن برای خبرنگاران و تعدادی از مدعوین باز می‌شود، مانی رهنما روی سن مشغول تمرین و چک کردن صدا و شرایط است. امشب و در این مراسم ویژه او و رضا یزدانی دو خواننده جریان متفاوت موسیقی پاپ برنامه اجرا می‌کنند.- مهمان‌ها از راه می‌رسند، فرهاد توحیدی، پوران درخشنده، امیر آقایی و... مردم هم آهسته آهسته وارد سالن می‌شوند و بلاخره ساعت 18:30 مراسم با پخش آیاتی از قرآن مجید شروع می‌شود، بلافاصله سرود ملی پخش شده و مراسم اهدای نشان نیکوکاری کلید می‌خورد.- مانی رهنما پشت پیانو قرار می‌گیرد و ابتدا ترانه "چشماتو ببند آروم" را می‌خواند، او می‌گوید: این ترانه را برای تمام کودکان جهان و کودکان ایرانی خوانده‌ام، به این امید که روزهای خوبی داشته باشند، پس از خواندن ترانه به رهنما گفته می‌شود که دکتر محمد سریر آهنگساز و موسیقیدان در سالن است. مانی رهنما می‌گوید: من مقابل استادم هستم و این کار را برایم سخت می‌کند.این خواننده که اجرای زنده‌اش به دلیل تسلطی که دارد با استقبال مواجه می‌شود، از آندره آرزومانیان آهنگساز و نوازنده فقید پیانو یاد می‌کند: پارسال در روزهای آخر عمر او روی ترانه‌های آلبومی کار می‌کردیم، یادش گرامی. "کجا به خنده می‌رسیم" قطعه آخر این آلبوم بود که آرزومانیان با حال جسمی نامناسب آن را تنظیم کرد.همان طور که انتظار می‌رفت مانی رهنما ترانه محبوب فیلم سینمایی "مرسدس" به کارگردانی مسعود کیمیایی را هم اجرا کرد، ترانه‌ای که این خواننده را در اواخر دهه 70 به شهرت رساند، تشویق حاضران برای اجرای این ترانه نشان داد که مردم مانی رهنما را بیشتر با این ترانه می‌شناسند.- صحنه سالن با این که ساده طراحی شده، اما زیبا و چشم‌نواز است، نورپردازی‌ها هم به آن جلوه‌ای خاص داده است..- پس از اجرای مانی رهنما، فرزاد حسنی مجری مراسم روی سن می‌آید، او هم به شدت از طرف مردم تشویق می‌شود. فرزاد حسنی پس از سلام و خیر مقدم از ناصر حجازی یاد می‌کند: برای شادی روح این قهرمان صلواتی بفرستید. به یاد آن قامت رعنا و آن چهره مهربان و جذاب.- حسنی در ابتدا به فعالیت‌های موسسه مهرآفرین از سال 86 تا امروز می‌پردازد و اسامی خیرینی که تقدیر شده و نشان مهرآفرین را دریافت کرده‌اند می‌آورد: اشرف قندهاری بنیانگذار موسسه خیریه کهریزک، حسن ماهوتچیان، علی پروین، عزت‌الله انتظامی و...- عزت‌الله انتظامی یکی از حاضران در سالن است که به دلیل بیماری به ردیف اول نیامده، حسنی خود به سمت او می‌رود و از حضار می‌خواهد این بازیگر باسابقه را تشویق کنند، در فاصله‌ای که مجری به انتهای سالن و انتظامی برسد، حضار ایستاده این بازیگر سینما را تشویق می‌کنند.- انتظامی از مهمانان تشکر می‌کند و از شرایط نامناسب جسمی‌اش می‌گوید: از این جماعت خیرخواه تشکر می‌کنم و متاسفم که نمی‌توانم ایستاده با شما صحبت کنم، با این حال جسمی آمده‌ام تا بگویم ما محتاج محبت، کمک و مهربانی هستیم، این جمله‌ها را مدتی پیش هم گفته‌ام، ما مهر نداریم، کم مهر می‌ورزیم، در گذشته بهتر بودیم و نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است. این انجمن‌های خیریه را با همکاری‌تان تائید و تشویق کنید، تا به کارشان ادامه بدهند.- پس از پخش فیلمی درباره حضور مریلا زارعی به عنوان سفیر مهرآفرین و فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش این بازیگر روی سن آمد، زارعی ابتدا به عزت‌الله انتظامی ادای دین کرد: از ایشان کسب اجازه می‌کنم، به این استاد بزرگ تعظیم می‌کنم و از خدا می‌خواهم به من قدرت صحبت کردن بدهد. من امروز عضوی از جامعه بزرگ میزبانان نیکوکاران هستم و خدا را از این بابت شکرگذارم.وی ادامه داد: در زندگی انسان گاهی میزبان است و گاهی مهمان، ما همه در این کره خاکی و فانی مهمانیم، فرصت اندکی داریم تا برای دیگران هم شرایط زندگی بهتر را فراهم کنیم، سهم همه از زندگی در این دنیا یک سهم نداریم، سهم عده‌ای بیشتر است و بعضی در این تقسیمات سخت و شکاف طبقاتی سهمی اندک از زندگی دارند. این افراد هر روز ضعیف‌تر و غمگین‌تر می‌شوند.بازیگر فیلم سینمایی "درباره الی" افزود: آنها دل‌هایی تنگ دارند اما شما میزبانان دست و دلباز می‌توانید سهم آنها از خوشی‌های زندگی را بیشتر کنید، امیدوارم سهمی از سفره دیگران در سفره ما نباشد، که روزگار بر ما تیغ هلاکت می‌زند، ما در این موسسه سعی می‌کنیم مهربانی کنیم، از خدا می‌خواهم یاری‌گران ما را حفظ کند.در ادامه مراسم و پس از پایان صحبت‌های مریلا زارعی، از تعدادی از نیکوکاران تقدیر می‌شود، فاطمه دانشور، امیر آقایی و حسن بیادی در این بخش از حاضران تجلیل می‌کنند. مینو کلانتری، ابراهیم خلیلی، اردلان مومنی و نمایندگانی از موسسه میتسو بیشی که از یاوران موسسه خیریه بوده‌اند تقدیر می‌شوند.- حضار زمانی که نماینده ژاپنی شرکت میتسو بیشی روی سن می‌روند، به شدت او را تشویق می‌کنند، فرزاد حسنی با کنایه به حاضران می‌گوید: این ایرانی‌نمایی شما قابل ستایش است، روحیه ایرانی‌تان را نشان دادید!- در بخش دیگری از مراسم از سعیده قدس تقدیر می‌شود که در سالن حضور ندارد، پوران درخشنده کارگردان فیلم‌های سینمایی "بچه‌های ابدی"، "رابطه" و... با تشویق حضار روی سن می‌آید و این نشان را به نماینده سعیده قدس اهدا می‌کند.- شبنم قلی‌خانی دیگر بازیگری است که در مراسم حضور دارد و روی سن می‌رود تا از دیگر خیرین تقدیر کند، در این بخش از فریده صباغ، حمیدرضا مختاریان، شهرام فخار و حسین سلیمی تقدیر می‌شود.- تقدیر از عباس موسوی یکی از خیرین دیگری که با موسسه مهرآفرین همکاری دارد، بخش دیگری از مراسم است، که با نمایش فیلمی درباره فعالیت‌های این نیکوکار همراه می‌شود. جهانگیر کوثری تهیه‌کننده سینما یکی از حاضران است که برای تقدیر از مهندس موسوی روی سن می‌رود.- اجرای زنده رضا یزدانی یکی از بخش‌های جذاب برنامه است که با استقبال همراه می‌شود، رضا یزدانی و گروهش شش قطعه را اجرا می‌کنند که در میان آنها ترانه "لاله زار" و "خلیج فارس" بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد، یزدانی زمانی که ترانه "لاله‌ زار" را می‌خواند از مسعود کیمیایی و خسرو شکیبایی یاد می‌کند: فیلم "جرم" مسعود کیمیایی روی پرده است، فیلم خوبی است آن را ببینید. - پس از اجرای رضا یزدانی که حاضران را به وجود آورده نوبت به تقدیر از جمشید عدالتیان، مهدی محمدزاده، احمد حلت، فریبا قوامی‌پور، محمدحسین فخری، علیرضا بی‌طرفان و ... می‌رسد، نیکوکارانی که به اشکال مختلف با موسسه خیریه مهرآفرین همکاری داشته‌اند.- پایان بخش مراسم اهدای نشان نیکوکاری به رخشان بنی‌اعتماد است که با حضور فریبرز عرب‌نیا، محمد سریر، بیتا فرهی، فاطمه دانشور و مریلا زارعی برگزار می‌شود، فرزاد حسنی در دعوت از عرب‌نیا و فرهی به سوابق آنها اشاره می‌کند، این دو بازیگر را مردم به شدت تشویق می‌کنند. فرهی در حالی که منقلب شده به ابراز احساسات مردم پاسخ می‌دهد.- فریبرز عرب‌نیا پیش از آنکه رخشان بنی‌اعتماد صحبت کند، پشت تریبون می‌رود: من قصد صحبت کردن نداشتم، پوزش می‌خواهم از شما و خانم بنی‌اعتماد، ببخشید که آبرومندانه در این مراسم حاضر نشدم، این روزها سرم شلوغ است و فرصت نکردم به خانه بروم و برای این مراسم آماده شوم. دلم می‌خواهد به همت نیکوکارانی که در این جهان که تجارت اعضای بدن یک حرفه است و قلب از تپیدن در این جهان شرم دارد، آفرین بگویم و تاکید کنم که زندگی با حضور این نیکوکاران زیباتر است.- حضار در پایان مراسم روی سن عکس یادگاری می‌گیرند و جمعیت آهسته آهسته سالن را ترک می‌کنند، بازار گرفتن عکس و امضا داغ است و مردم با بازیگرها و کارگردان‌های حاضر در مراسم عکس می‌گیرند.- فرزاد حسنی مانند همیشه تسلطش را در اجرای یک برنامه زنده نشان داد، او حافظه خوبی دارد و در دعوت از مهمانان سنگ تمام می‌گذارد. - مسئولان برگزاری مراسم تلاش کردند میزبانی مناسبی از خبرنگاران و نمایندگان رسانه‌ها داشته باشند، رضا یزدانی خواننده محبوب روزنامه‌نگاران، خبرنگاران و منتقدان در صحبت‌هایش از اهالی رسانه که در سالن حضور داشتند سپاسگزاری کرد. فرزاد حسنی هم از نمایندگان رسانه‌ها تشکر کرد. در این مراسم رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان فیلم‌های سینمایی "زیر پوست شهر"، "خون بازی"، "نرگس" و... به دلیل فعالیت‌های مختلف در حوزه سینمای داستانی و مستند و نمایش آسیب‌های اجتماعی و ... تجلیل شد.تجلیل از کارگردان فیلم سینمایی "بانوی اردیبهشت" بخش پایانی این مراسم بود که با حضور بیتا فرهی، فریبرز عرب‌نیا، جهانگیر کوثری، مریلا زارعی، محمد سریر و دکتر فاطمه دانشور مدیر عامل بنیاد خیریه مهرآفرین انجام شد. پیش از دعوت از بنی‌اعتماد برای دریافت نشان مهرآفرین، رضا درستکار منتقد سینما درباره ویژگی‌های آثار این کارگردان صحبت کرد و پس از آن فیلمی کوتاه درباره این کارگردان روی پرده رفت.رخشان بنی‌اعتماد به دعوت فرزاد حسنی مجری مراسم و در میان تشویق حضار روی سن رفت و گفت: این را از سر تواضع نمی‌گویم اما خود را در مقایسه با افرادی مانند خانم دانشور و بسیار کسانی که دیده نمی‌شوند و کارهای خیریه انجام می‌دهند، لایق دریافت این نشان نمی‌دانم.کارهای کوچکی که من انجام داده‌ام در مقابل انرژی عظیمی که در کشور وجود دارد و تلاش‌هایی که نیکوکاران انجام می‌دهند هیچ است، هرچه سنم بیشتر می‌شود می‌بینم که رنج و درد در طبقه پایین جامعه بیشتر می‌شود، دامنه این درد گسترش پیدا می‌کند، این آدم‌ها کم نشده‌اند، دامنه حضور آنها گسترش یافته است.این کارگردان ادامه داد: من شعار نمی‌دهم و حرف سیاسی نمی‌زنم، همیشه این باورها را داشته‌ام، متاسفانه نهادهایی که باید در رفع فقر و تبعیض فعالیت کنند، بار مسئولیت را به خوبی بر دوش نگرفته‌اند. خوشبختانه در این شرایط خیرین بسیاری وجود دارند که کار می‌کنند، این تشکل‌های خیریه حضور پررنگی دارند و فعالیت‌هایشان موثر است.وی افزود: زمانی گفتم کاش روزی برسد که سوژه‌ای برای فیلم ساختن نداشته باشم، شخصیت‌های فیلم‌های من خیالی نیستند، حتی نماینده یک شخصیت نیستند و از چند شخصیت گرفته شده‌اند، این شخصیتپردازی‌‌ها حاصل شناخت و نزدیکی با این افراد  است. مردم ما را به خلوت خود، به حریمشان راه می‌دهند، از دردهایشان برای ما می‌گویند، اما ما فیلمسازان زمانی که باید واکنشی داشته باشیم، تنها تماشاچی می‌شویم و این تاسف آور است. پس از صحبت‌های این کارگردان، نشان مهرآفرین به رخشان بنی‌اعتماد اهدا شد و محمد سریر هم به نمایندگی از خانه سینما لوحی به این کارگردان تقدیم کرد. خبرگزاری مهر خبرگزاری فارس خبرگزاری ایسنا خبرگزاری ایلنا خبرگزاری پانا خبرگزاری سینمای ایران خبرگزاری برنا خبرگزاری آریا آفتاب نسیم انتخاب سحام نیوز دنیای اقتصاد روزنامه شرق خبر آنلاین تجارت نیوز تابناک Tehran times press tv   گزارش اولین مراسم اهدای نشان در سایت مهرآفرین

نخستين سفر فصلي سفيران مهرآفرين ، جهت كمك رساني  به مناطق محروم ، سه شنبه همزمان با روز اول محرم انجام شد..براي نخستين بار در ايران ، سفير فرهنگي مهرآفرين با عزيمت به يكي از مناطق محروم ، كمك هايي از ياوران اين موسسه را به مردم دهستان  کتیج سیستان و بلوچستان اهدا کرد.نخستين سفر فصلي سفيران مهرآفرين ، جهت كمك رساني  به مناطق محروم ، سه شنبه شانزدهم آذر 1389 همزمان با روز اول  ماه محرم انجام شد ، در اين سفر  ، مریلا زارعی سفيريار مهرآفرين با عزيمت به استان سیستان و بلوچستان ، کمک های مردمی و حمایت های موسسه نيكوكاري مهر آفرین  پناه عصر را به مردم دهستان  کتیج سیستان و بلوچستان اهدا کرد. به گزارش روابط عمومی موسسه نيكوكاري مهر آفرین ،مریلا زارعی سفیريار نیکوکاری مهرآفرين با همراهي فاطمه دانشور مدیر عامل اين موسسه ، به دهستان  کتیج  سفر کردند  و با حضور در جمع پرشور مردم این روستا ، به مشکلات آن ها گوش فرا دادند و  کمک های موسسه را به خانواده های نیازمند تقدیم کردند. مریلا زارعی ، در جمع مردم این روستا که برای استقبال از وی در پارک لاله تجمع کرده بودند ، گفت :من خوشحالم و خدا را شاکرم که اين توفیق را داشتم تا در میان شما مردم صبور و ارزشمند سرزمينم باشم و هموطنان خوبم را از نزدیک ببینم  ، هر چند سفر ما طولاني و با كمي تاخير همراه بود ، اما قلب ما برای دیدن شما می تپید و اميدوارم اين سفر ، فرصتي باشد تا اوضاع تحصيل و بهداشت و رفاه اوليه اين روستا بهتر از قبل شود و همه دست به دست هم بدهيم تا همگان به صورت عادلانه اي از امكانات زندگي و منابع خدادادي بهره ببرند ..همه ما یکي ؛ و ایرانی هستیممریلا زارعی با اشاره به وظیفه هنرمندان در بیان مشکلات مردم گفت : هنرمندان ، نویسندگان و خالقان آثار هنری ، افرادی هستند که می توانند بیانگر  و انتقال دهنده دردها و آلام مردم باشند و مشکلات آن ها را به کسانی بگویند و برسانند که احتمالا از آن بی اطلاع و يا كم اطلاع اند !وی با اشاره به استقبال صميمانه مردم این روستا ادامه داد :باید قدم های خود را محکم تر و قاطع تر برداریم ، برای مادران ، خواهران و دختران و پسرانی که آینده  این کشور را مي سازند ؛ و جواناني كه بايد با کسب علم ، سرزمين شان را  آباد کنند  ؛  ما فریاد مي زنیم که : همه ما یک نفر هستیم و همه ما ایرانی هستیم و از كشور و سعادت مردمان اين سرزمين دفاع  مي كنيم ؛ و براي ريشه كني چهره پليد فقر ، بايد كه عزم   ملي مان را به كار بگيريم و همه تلاش كنيم . فاطمه دانشور : سفرهاي سفيران مهر آفرین ادامه خواهد يافت فاطمه دانشور نيز با اشاره به وظایف موسسه نيكوكاري مهر آفرین ، گفت : این نهاد با کمک مردم ، تاسیس شده و کاملا مردمی است و وابستگی به دولت و منابع دولتي ندارد  و وظیفه اصلی آن ، حمایت از کودکان بازمانده از تحصیل  و مادران آن ها است ؛جايي كه با رفع تبعض و تامين نيازهاي  طبيعي شان ، مي توان به فردايي روشن و پر اميد ، خوش بين بود. وی با اشاره به اهداف خود در این سفر ، گفت :در پي درخواست آقای بارانی نماینده این موسسه در منطقه ؛ و بررسی وضعیت موجود ، سرانجام به حول و قوه الهي نخستين سفر سفيران مهرآفرين هم رقم خورد و اكنون با خانم مریلا زارعی به عنوان اولين كسي كه كمك هاي مهرآفرين را به افرادي خارج از مركز  مي رساند ، به این منطقه آمده ایم  ؛ در حال حاضر حدود 50 کودک در این منطقه تحت پوشش تحصیلی ما هستند و در حد مقدورات از ادامه تحصیل و ... آن ها حمایت می شود ؛ من معتقدم اين منطقه ، واقعا مظلوم واقع شده است و محرومیت در آن بسیار زیاد است ؛ آرزو مي كنم اين اتفاق ، فرصتي شود تا بيشتر و بيش از گذشته به چنين مناطقي توجه شود و همه مردم ما ، در هر كجاي ايران كه هستند ، در آرامش و رفاهي نسبي به زندگي خود ادامه دهند . دانشور افزود : سفر سفيران مهرآفرين ادامه پيدا مي كند و قصد داریم تا این حمایت ها بيشتر شود ، و بودجه این منطقه هم افزایش پیدا خواهد كرد ؛ اما لازمه آن این است كه اهالی روستا اولويت ها را در نظر بگيرند . امام جمعه دهستان کتیج :خداوند ، نیکوکاران و پرهیزکاران را عزیز می داردبر اساس این گزارش ، در ابتدای این مراسم  ؛ امام جمعه دهستان کتیج ، ضمن خیر مقدم و اشاره به آیات قران کریم  ، درباره اهیمت کمک به دیگران سخن گفت و از حضور سفيريار و مدير عامل موسسه مهرآفرين قدرداني كرد : "بسیار خوش آمدید ، و به درون قلب های  ما آمدید ؛ در دنیا و آخرت ، کسانی قدر خواهند ديد که به دیگران نیکی کنند و خداوند ، نیکوکاران و پرهیزکاران را عزیز می دارد ." خالد رئیسی مسئول شورای روستای کتیج :روستای ما از لحاظ امکانات اقتصادی و معیشتی ، در وضعیت خوبی نیست ...همچنین خالد رئیسی مسئول شورای روستای کتیج ضمن خیر مقدم ، به برخی از مشکلات اين دهستان اشاره کرد و افزود : روستای کتیج در جنوب غربی شهرستان ایرانشهر  و در 610 کیلومتری زاهدان قرار ؛ و 12 هزار نفر جمعیت دارد و با آن که دارای معادن منگنز کرومیت و آهک است ، اما از لحاظ امکانات اقتصادی و معیشتی ، در وضعیت خوبی نیست ...وی ادامه داد : هم اکنون دختران دانش آموز  این روستا و روستاهای اطراف ، در سه مقطع ابتدایي ، راهنمایی و متوسطه ، و فقط در یک مدرسه 5 کلاسه تحصیل می کنند ! و به دلیل نبود خوابگاه ، و طولانی بودن راه و مسير ، و همچنین کمبود امکانات ، بسیاری از آن ها ترک تحصیل كرده اند، و مدرسه  پسرانه ما نیز ، به دلیل  آن که 32 سال از ساخت آن می گذرد  ، فرسوده شده است . این روستا ، بیش از 318 ورزشکار را که بعضا دارای رتبه های استانی و کشوري شده اند ، تقديم جامعه ورزش كشور كرده است و بچه هاي با استعدادي دارد ، اما ما ، حتي از لحاظ  فضاهای ورزشی نیز در شرایط نامناسب  و محرومیت به سر مي بريم ! همچنین این روستا فاقد یک مرکز بهداشتی مطلوب است و به دلیل دوری از شهر ، وجود یک شبکه بهداشت  و  اورژانس در آن ضروری مي نمايد ، اما ... بر اساس این گزارش ، در این سفر ، به 200 خانواده محروم این منطقه ، علاوه بر کمک های مالی و مایحتاج عمومی شامل برنج ، روغن ، گوشت ، لوازم التحریر ،بخاری نفتی و ... هر يك معادل 200 هزار تومان اهدا شد  و 50 کودک محروم نیز مورد حمایت تحصیلی قرار گرفتند نكته جالب آن كه در طول بازدید از مدارس و مركز بهداشتي ، جمع زیادی از اهالی دهستان ، همراه هیات تهرانی بودند و از حضور نمايندگان مهرآفرين در منطقه ابراز خرسندي مي كردند.. خبر گزاری مهرخبر آنلاینمردم سالاریابتکارخبرگزاری سینمای ایرانجهان نیوز خبرگزاری فارس خبرگزاری ایسنا خبرگزاری ایلنا Tehran Times

کنسرت بزرگ رضا صادقی ، سفیر یار حوزه موسیقی مهرآفرین 6 آبان در سالن همایش های برج میلاد برگزار شد و به مدت 3 شب ادامه خواهد داشت. موسسه مهرآفرین نیز در این 3 شب در میان هواداران رضا صادقی حضور دارد و  غرفه ای جهت معرفی مهرآفرین ، توزیع بروشورها ، نشریه و .... در اختیار این موسسه قرار گرفته است.در اولین سانس اجرا، رضا صادقی در ابتدای برنامه یادی از شهدا و جانبازان کرد و در ادامه یاد هنرمندان رفته و استادانی مانند پرویز مشکاتی ، بابک بیات ، ناصر عبداللهی و خسرو شکیبایی را گرامی داشت.این کنسرت بزرگ با حضور یک ارکستر lمتشکل از تعداد زیادی نوازنده  به رهبری بهنام ابطحی اجرا شد.رضا صادقی در این کنسرت قطعات«خدارو چه دیدی ، به تو مدیونم ، جادو ، آغوش تو و مرگ و زندگی » را از البوم «یکی بود و یکی نبود» و قطعاتی از آلبوم « وایسا دنیا  » و  ترانه های قدیمی « تو با منی » را به همراه چندین و چند قطعه دیگر اجرا کرد. ترانه «خدارو چه دیدی»  تنها با همراهی معین راهبر و پیام تونی اجرا شد. از نکات جالب توجه همه کنسرت های رضا صادقی که در این کنسرت هم دیده می شد همراهی همه حاضرین در خواندن شعرها با رضا صادقی بود (به خصوص هنگام خواند ترانه تو با منی )  که حس زیبایی در سالن بوجود می اورد. رضا صادقی که مهربانی ، خونگرمی و مردمی بودنش از عوامل محبوبیت او محسوب می شود ، در میان برنامه با همان مهربانی همیشگی خطاب به هوادارانش گفت : من با شما به لبخند خدا می رسم. لبخند خدا در این جا جاری است.رضا صادقی همچنین اضافه کرد : من سه ستاره به روی سینه دارم که همیشه به آن افتخار می کنماول این که یک ایرانی اصیل هستم و هرجای دنیا باشم یک ایرانی خواهم ماند.دوم این که دوستان خوب و مهربان و صبوری مثل شما دارم.سوم این که یک جوان سیاه سوخته بندر عباسی هستم و به آن افتخار می کنم. در این قسمت رضا صادقی از مرتضی کریمی نوازنده عود از جنوب ایران دعوت کرد تا برای تک نوازی به روی صحنه حاضر شود. و پس از آن یک آهنگ جنوبی زیبا را نیز با همراهی گروه ارکستر اجرا کرد که شور و هیجان را در حاضران پدید آورد.بخش زیبای دیگری که مورد توجه حضار قرار گرفت اجرای دو نفره همایون نصیری (نوازنده ی تومبا) و بهنام ابطحی (رهبر ارکستر و نوازنده ی جاز) در میان برنامه بود.در انتهای برنامه سفیر یار مهر آفرین گفت :خداوند این سعادت را به من داد تا با مجموعه ی مهرآفرین آشنا شوم. موسسه ای که روی آموزش کودکان تاکید زیادی دارد و یک بانوی مهربان ایرانی به نام خانم دانشور گرداننده آن است. من خیلی متاسف شدم وقتی فهمیدم عده زیادی از کودکان سرزمین ما هستند که خواندن و نوشتن نمی دانند و یا به علل مختلف از تحصیل باز می مانند. دوست دارم با کمک شما کاری کنیم که حداقل نصف آن ها وقتی آهنگ مرا گوش می کنند و دوست دارند بتوانند آهنگ درخواستی خود را بنویسند. از شما می خواهم هر جور کمکی که می توانید چه مادی ، چه فرهنگی ، چه فکری در حق آن ها انجام دهید. حتی با همه ی قلب عاشق و یک رنگی مشکی برای آن ها دعا کنید تا روزی برسد که آن ها وقتی به کنسرت من می آیند به شما بگویند : شما به ما کمک کردید تا ما آهنگ های درخواستی خود را بنویسیم.امیدوارم همه ما این را یاد بگیریم که همه بچه ها هدایایی از جانب خداوند هستند و ما هرگز به خاطر دست کثیف یا ظاهر ژولیده ی یک کودک بی تفاوت یا با تحقیر از کنار آن ها گذر نکنیم.

باغ ها را گرچه ديوار و در است از هواشان راه با يكديگر است شاخه ها را از جدايي گر غم است ريشه هاشان دست در دست هم است گاهي گمان نمي كني ، ولي مي شود.گاهي هزار دور ه دعا ، بي اجابت است،گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود. فيلسوفي گفته است ؛ " وقتي بخواهيم درباره عشق منطقي فكر كنيم، عشق واقعيت خود را از دست مي دهد " و من اكنون در محضر شما بزرگواران بر آنم تا فراغ از عقل محاسبه گر مصلحت انديش ، درباره ي بانوي هنرمندي كه به عنوان سفير جديد نيكوكاري انتخاب شده است ، آنگونه سخن بگويم كه دلم مي خواهد ! سال ها پيش ، شايد حدود پانزده بهار پيش از اين بهار ، در زمان ساخت يك مجموعه تلويزيوني ، با اوآشنا شدم. نكته اي در رفتار او من را به وجد وحيرت آورد .نكته اي كه در بيشتر بازيگران همجنس و همسال او كمتر ديده بودم. هر با ر كه سر صحنه مي آمد ؛ از آبدارچي و تداركات چي صحنه گرفته تا ساير همكاران پشت صحنه ، همه را مورد محبت واحترام قرار مي داد و در پايان هر جلسه فيلمبرداري ،تا به يكايك افراد گروه خسته نباشيد نمي گفت و از آنها تشكر نمي كرد ، محل كار را ترك نمي گفت.شانزده سال بعد در آبان ماه گذشته، افتخار همكاري ايشان دوباره نصيب من شد.حالا ديگر آن دختر جوان كم و بيش گمنام شانزده سال پيش ، به بانوي محبوب ومشهوري در عرصه بازيگري سينما و تلويزيون مبدل شده بود.اما در رفتار محبانه و صميمانه او با همكارانش ، هيچ تفاوت و تغييري صورت نگرفته بود .همچنان مهربان وصميمي ، همچنان همراه وهمدل ، همچنان حساس نسبت به رنج ها ونيازهاي همنوعان خويش ؛ همچنان همان " هميشگي " .در جايي خوانده بودم ؛ آدم هايي شايستگي اصلاح امور اين جهان را دارند ؛ كه خود فاقد كمترين سهي از لذت هاي شخصي در اين جهانند و تا آنجا كه من آگاهم ، اشتغال مستمر اين بانوي هنرمند به فعاليت هاي عام المنفعه و خير خواهانه ،كه وقت بسيار اندكي را صرف زندگي شخصي خود مي كند ، شايد كه او نيز در زمره آن گروه از انسانهايي است كه معتقدند ، در راه خدمت به همنوعان ، و در آن سوي هم رنج ها و  محروميت ها ، خدايي است كه داشتنش جبران همه ي نداشتن هاست.نحوه زندگي وسلوك او در طي اين سال هاي همراهي و همياري با نيازمندان و مددجويان ، مبين اين نكته است كه ؛ ما آدم ها بيشتر از آنكه مسئول ماهيت باورها وشعارهايمان باشيم، مسئول عمل كردن به آنهائيم ؛ ما آدم ها در اين كره خاكي اگر در مرتبه اول غلام حلقه به گوش عدالت واحسان و آزادي نباشيم ، هيچ نيستيم ، هيچ !شايد يك معني عشق اين است كه همواره آرزو داشته باشي ، چيزي ببخشي ، نه آنكه چيزي بگويي ، از اين منظر سفير نيكوكاري ما در كنار دو سفير ديگر ، از عاشق ترين عاشقان زمان خويش اند.بانوي مهربان سينماي ايران سركار خانم مريلا زارعي ، اكنون بار امانتي ديگر بر دوش تو نهاده شده است ، به دستهايت مباهات كن . زيرا دستهايي كه كمك مي كنند مقدس تر از لب هايي هستند كه تنها دعا مي كنند !پس هزاران گل تقديم آيينه دل هاي شكسته اي كه لبخند اميد بخش تو را هزاران بار تكرار مي كنند .   حسن فتحی - 89/3/6

افتخاری بزرگ برای مهرآفرین و مهرآفرینانخانم مریلا زارعی ، در چهاردهمین جشن خانه سینمای ایران ،موفق به دریافت تندیس شایستگی بهترین بازیگر زن نقش مکمل برای فیلم درباره الی ساخته اصغر فرهادی شد. ضمن تبریک به این بانوی مهربان سینمای ایران و اظهار خرسندی از این اتفاق ویژه، متن سخنان ایشان را پس از دریافت این تندیس می خوانید.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                            به نام خداوند مهرآفرينضمن تشكر و سپاس از مردم خوب كشورم ، كه همواره پشتيبان سينما و سينماگران بوده و هستند ، از هيات محترم داوران جشن سينماي ايران كه اين حقير را لايق دريافت تنديس دانستند ؛ هم تشكر مي كنم . ضمنا ، فرصت را مغتنم مي شمارم تا از همكاران خود در اين بخش تقدير كنم ؛ كه به نظرم تك تك اين عزيزان برترين و شايسته ترين براي دريافت اين جايزه هستند.خدا را شاكرم ، مي دانم لطفي كه امشب شامل حالم شده ، بيش از لياقت است ؛ اما وظيفه دارم كه در اين شب پرستاره،  به عنوان سفيريار مهرآفرين ؛ كه نمادي است براي كمك به نيازمندان و بويژه كودكان بي سرپرست و بد سرپرست ؛ درباره مسئوليتي بزرگ حرف بزنم كه بي حضور مردم و هنرمندان ، و بدون پشتيباني شان هرگز به اندازه قطره اي ، نفوذ نمي كند ، پيش نمي رود و نخواهد رفت .امشب ؛ اين مسئوليت را نزد مردم و دل هاي بيدار و آگاه ، به گرو گذاشته ؛ و شما را به دستگيري از همه نيازمندان ، و به مهر و عاطفه  دعوت مي كنم . كاش ؛ شب همه بچه هاي كار و نيازمندان واقعي ، چون امشب همه ما ؛ رنگي و پرستاره باشد . در پناه ايزد مهرآفرين مريلا زارعي

سفیر و سفیریاران  نیکوکاری مهرآفرین در نشستي با مدیرعامل و مدیر فرهنگی هنری مهرآفرين گفتند : با همه توان در كنار مهرآفرين خواهيم بود سفیر و سفیریاران نیکوکاری مهرآفرین روز شنبه شانزدهم مرداد ماه 1389 و طی نشستی با مدیرعامل موسسه درباره چگونگی فعاليت هاي خود و از جمله نحوه کمک به کودکان بد سرپرست و بي سرپرست و همچنين زنان خود سرپرست و بدسرپرست به تبادل نظر پرداختند.به گزارش روابط عمومی موسسه نیکوکاری مهرآفرین ، در این ديدار ، هر چهار نماينده مردمي مهرآفرين ؛ «فاطمه معتمدآریا» سفیر دائمي ، «رضا صادقی» ،  «مریلا زارعی» و جهان‌پهلوان «هادی ساعی» سفیریاران مهرآفرين حضور داشتند ؛ و با «فاطمه دانشور» مدیرعامل و مدیر فرهنگی هنری مهرآفرین به گفت و گو در باره كارهاي آتي موسسه و اجراي تك تك  برنامه هاي در پيش رو پرداختند ؛  و بر اجراي جدي تر برنامه هاي فرهنگي تاكيد داشتند. در ابتدای این نشست «فاطمه دانشور» مدیر عامل موسسه با ذکر این مطلب که «کودکان بد والدین» و «زنان بد سرپرست» دو قشر فراموش شده در جامعه هستند، تاکید کرد؛ موسسه مهرآفرین همانند خیریه‌هاي ديگر عمل نخواهد کرد و هدف اصلی‌اش در گام اول ، فرهنگ‌سازی و زدودن  «احساس فقر» و حفظ و ایجاد «عزت نفس» این قشر از جامعه است و به همین دلیل در عنوان موسسه ، به جای واژه خیریه از عنوان «نیکوکاری» استفاده می‌کند . دانشور گفت : انجام كارهاي خيريه فقط يكي از اهداف ماست ، ما جغرافياي بزرگتري از انجام و به سامان رساندن امور نيكوكاري را در چشم انداز كارهاي خود داريم و در اين مسير به دليل عهدي كه با حافظ و نگاهبان اصلي مهرآفرين بسته ايم ، از هيچ كوششي فرو گذار نخواهيم بود . وی در ادامه ، با اشاره به این موضوع که برخی به دلیل عدم آگاهی‌ها از قوانین و چگونگی فعالیت‌های این گونه موسسات ، به اخبار نادرست و شایعه‌های بی اساس دامن می‌زنند ،گفت: به ‌رغم همه نامهربانی‌ها ، ما دست از تلاش برنداشته ايم ؛ و ايمان داريم که جامعه ایرانی از طریق همین فرهنگسازی ها و فعالیت‌های موسسه در آینده ، سرفرازتر و سربلندتر از اکنون خواهد بود . مدیرعامل موسسه نیکوکاری مهرآفرین همچنین به نقش موثر و پررنگ «فاطمه معتمدآریا» در جذب یاوران برای 2200کودکی که تحت حمایت اين موسسه هستند نیز اشاره کرد و گفت: شما می‌توانید به دلیل محبوبیتی که میان مردم سرزمين مان ایران دارید ، نقشی موثرتر در حوزه فرهنگ‌سازی این جامعه ايفا كنيد ؛ و ما هم موظف تر از قبل و با تواني مضاعف به افق ها بينديشيم و فكر كنيم و كار كنيم ، براي آمدن روزي كه هيچ كس احساس بي پشتوانگي نكند و بداند كه هميشه دري برايش باز است و آن ،درهايي است كه به اراده و لطف مهرآفرين بزرگ گشوده شده ، و حداقل اين كه ، در اين شرايط و در اين موسسه با كوشش شما و جديت اعضاي مهرآفرين ،هميشه  ما در پي جذب و كمك به افراد نيازمند خواهيم بود . در ادامه این نشست ، همچنین «رضا صادقی»،«مریلا زارعی» و جهان‌پهلوان «هادی ساعی» به بیان پیشنهاد‌های خود برای عملیاتی شدن کمک‌های خود در این مسیر پرداختند ؛ و آمادگي خود را براي سفر به نقاط محروم ، كمك رساني به كساني كه در مناطقي از كشور نياز به دستگيري دارند و شكل گيري و ساخت اماكن فرهنگي و از جمله مدرسه سازي براي بچه هاي خيابان و ... اعلام كردند . بر اساس اين گزارش بزودي كلنگ اولين زمين اهدايي به موسسه مهرآفرين در شهر فرهنگي تبريز زمين خواهد خورد و سفيران مهرآفرين اعلام آمادگي كردند كه با همه توان در كنار احداث اولين مجموعه فرهنگي و بهزيستي مهرآفرين خواهند بود .   

  خدا را شاکریم که بار دیگر توفیق درک ماه رمضان دیگری را به ما عنایت نمود. ماه مبارک رمضان فرصت خوبی برای انجام کار خیر است و چه کار خیری بالاتر از اینکه دست نیازمندی را در این ماه پر از خیر و برکت بگیری و دل انسانی را شاد کنی. مهرآفرین در این ماه عزیز و مبارک که ماه گسترش سفره الهی است توانست خدمات زیر را برای مددجویان تحت پوشش خود ارائه دهد. توزیع ارزاق :  336 بسته خواروبار(برنج, روغن, پنیر, شیر, گوشت ومرغ و....)  به مددجویان تهران و 89  بسته خواروبار در کتیج, 85 بسته خواروبار در زاهدان و 52 بسته در بندر عباس و 57 بسته در هندودر و 30 بسته  در سیرجان توزیع گردید .  توزیع خرما: توزیع 30 بسته خرما میان کارتن خواب ها،توزیع 50 بسته خرما میان خانواده کودکان کار توزیع غذای گرم: توزیع 250 پرس غذا در درب منازل مددجویان بم   توزیع 250 پرس غذا میان مددجویان اسلامشهر توزیع 250 پرس غذا میان مددجویان کرمان   بازدیدوتفریح برای کودکان کار: به همت کانون جوانان مهر آفرین کودکان کار و خیابان به برج میلاد رفتند. تعداد پنجاه نفر از کودکان کار و خیابان بیست و سوم تیرماه برای بازدید از برج میلاد و پارک دلفین‌ها گرد هم آمده وکودکان پس از دیدن شگفتی‌های برج با صرف افطار و شام روزه خود را باز کردند. خاطر نشان می‌شود؛ تمامی هزینه این برنامه توسط یکی از یاوران کانون جوانان مهرآفرین پرداخت شده بود. همچنین با حمایت یاور موسسه، کودکان کار منطقه 3 میهمان سفره افطار مهرآفرین بودندکه با تلاش کانون جوانان مهرآفرین یکصد پرس غذا بهمراه بسته  لبنیاتی شرکت پگاه میان این کودکان توزیع گردید. ضیافت افطار: تعداد سی نفر از مددجویان مهرآفرین در رستوران بی بی ستارخان تهران به میزبانی یکی از یاوران مهرآفرین و همچنین جمعی از مهرافرینان کرمانی به ضیافت افطار موسسه نیکوکاری مهرافرین در مجتمع تفریحی پاییز کرمان آمدند و روزه خود را در کنار زنان و کودکان نیازمند افطار نمودند.درحاشیه این ضیافت یکی ازخیرین گفت: خیریه‌ای موفق است که نگاه علمی و به‌روز داشته باشد، زیرا نگاه سنتی همیشه نگاه احساسی است و ما دل می‌سوزانیم، اما خدمت ماندگاری انجام نمی‌دهیم زیرا در نگاه احساسی ما به یک خانواده نیازمند به صورت مقطعی کمک مالی می‌کنیم که گاهی این کمک یک آسیب است و خدمت نیست. وی با اشاره به اینکه با موسسه مهرآفرین در تهران آشنایی کاملی دارم، گفت: این موسسه با عقل و تدبیر و برنامه توانمندسازی به مددجویان خدمت‌رسانی می‌کند و در تلاش است، خدمتی را به مددجو ارائه دهد که مبتنی بر توانمند کردن آن خانواده باشد. ایشان تصریح کرد: با توجه به روندی که برای توانمندسازی، استقلال و خوکفایی افراد در موسسه خیریه مهرآفرین وجود دارد زمانی که برای این موسسه گام برمی‌دارم احساس می‌کنم یک خانواده را زنده کرده‌ام.

به گزارش روابط عمومی،کمپین اطلاع رسانی از سرطان سینه با همکاری موسسه نیکوکاری مهرآفرین،موسسه خیریه سپاس و با حمایت شرکت دری مد که عرضه کننده کیف و کفش می باشد،کلید خورد.صدرا شریعتمداری مدیر کمپین صورتی عنوان نمود :سرطان پستان یکی از شایع‌ترین سرطان‌های ایران و جهان است و دومین علت مرگ بانوان ایرانی را نیز در برمی‌گیرد ولی متاسفانه به دلیل فرهنگ خاصی که در کشورمان وجود دارد، خانم‌ها در ایران برای مطلع شدن از این بیماری خجالت می‌کشند ولی ما سعی کرده‌ایم با تهیه کتابچه، انیمیشن و ارسال پیامک نسبت به شناخت بیشتر سرطان پستان اقدام کنیم.در ادامه این نشست خبری تایماز سید مصطفایی با تشریح اقدامات این موسسه با تحت پوشش دادن 4600 تن در این موسسه عنوان کرد: مددجویان این موسسه به دلیل سطح پایین اقتصادی توانایی پرداخت هزینه‌های سنگین درمانی را ندارند. براین اساس ما به سمت پیشگیری رو آورده‌ایم. در مرحله نخست در استان تهران برای دختران بالای 20  سال و آگاهی مادران درباره بیماری سرطان پستان اقدام خواهیم کرد و در مرحله بعد در استان‌هایی مانند سیستان و بلوچستان و  مناطقی مانند کتیج و استان‌هایی محروم و تحت پوشش به این مساله اقدام می‌کنیم.علی منصوری پزشک و آموزش دهنده روش‌های معاینه فردی برای تشخیص سرطان پستان در منازل در نشست خبری طرح کمپین بین المللی روبان صورتی ، اظهار داشت: از هر هفت تا هشت خانم یک نفر دچار ریسک بالای ابتلا به سرطان پستان است. که بیماری بسیار خطرناک و کشنده‌ای بوده  و منجر به مگر می‌شود به طوری که شایع‌ترین مرگ بانون در ایران سرطان پستان است.وی ادامه داد: بیماری سرطان پستان صرف نظر از مشکلات اقتصادی و عاطفی می‌تواند یک خانواده را درگیر خود کند.براین اساس سرطان پستان در خانم‌ها صدبرابر آقایان شایع‌تر است ولی سرطان سینه در آقایان صدبرابر کشنده‌تر است و خبر خوب آن است که اگر خانمی بتواند ابتلا به این سرطان در وی زود تشخیص داده شود درمان کامل آن انجام شدنی است .مصرف سبزیجات و شیر زایمان ورزش کردن عدم اضافه وزن و اصلاح سبک زندگی بسیار می‌تواند در کاهش سرطان پستان تأثیرگذار باشد و در صورت تشخیص زودرس در مراحل اول درمان این بیماری به طور کامل انجام می‌شود ولی در مراحل بعدی هزینه‌های سنگین درمانی برای بیمار ایجاد می‌شود و در نهایت اگر زود تشخیص داده نشود این بیماری باعث مرگ افراد می‌شود ولی در نهایت خانم‌ها باید از این بیماری واهمه نداشته باشند و برای تشخیص زودرس اقدام کنند.

به گزارش روابط عمومی،یکشنبه ظهر فضای فود کورت جام جم از هیجان کودکانه مهرآفرینی پرشد در این اردو کودکان ممتاز موسسه جهت صرف ناهار میهمان پیتزا علا الدین،رستوران لاوانسی ،لاسالسا و رستوران شنتی بودند.بچه ها پس از خوردن غذا که با شیطنت های کودکانه و پر از لبخند و شادی حاصل از ضیافت بود،میهمان بستنی خوشمزه بنیتو بودند .این اردوی تفریحی که با تلاش مدیریت و کارکنان  فود کورت جام جم و در جوی دوستانه و مهربانی و سرشار از انرژی بود،مورد استقبال کودکان مواجه شد یاوران مهرآفرین راهتان هموار باد

به همت کانون جوانان مهر آفرین: کودکان کار و خیابان به برج میلاد رفتند کانون جوانان مهرآفرین پنجاه نفر از کودکان کار و خیابان را روز دوشنبه بیست و سوم تیرماه برای بازدید از برج میلاد و پارک دلفین‌ها گرد هم آورد. به گزارش مرکز روابط عمومی کانون جوانان مهرآفرین، کودکان پس از دیدن شگفتی‌های برج میلاد به پارک دلفین‌ها رفته و از آنجا نیز بازدید کردند و سپس با صرف افطار و شام روزه خود را باز کردند. خاطر نشان می‌شود؛ تمامی هزینه این برنامه توسط یکی از یاوران کانون جوانان مهرآفرین پرداخت شده بود.  

خدا را شاکریم که بار دیگر توفیق درک ماه رمضان دیگری را به ما عنایت نمود. مهرافرین در این ماه عزیز و مبارک که ماه گسترش سفره الهی است توانست خدمات زیر را برای مددجویان تحت پوشش خود ارائه دهد 336 خوارو بار(برنج, روغن, پنیر, شیر, گوشت ومرغ  و....)  به مددجویان تهران و 89  بسته خواروبار در کتیج, 85 بسته خواروبار در زاهدان و 52 بسته در بندر عباس و 57 بسته در هندودر توزیع گردید .  در شب 21 ماه مبارک رمضان در بم 250 پرس غذا در درب منازل خانه ها پخش شد. همچنین جمعی از مهرافرینان کرمانی به ضیافت افطار موسسه نیکوکاری مهرافرین در مجتمع تفریحی پاییز کرمان آمدند و روزه خود را در کنار زنان و کودکان نیازمند افطار نموده و 250 پرس غذا در شب 21 ماه رمضان توزیع گردید.

مهرورزی در ماه مهمانی خداماه مبارک رمضان فرصت خوبی برای انجام کار خیر است و چه کار خیری بالاتر از اینکه دست نیازمندی را در این ماه پر از خیر و برکت بگیری و دل انسانی را شاد کنی.جمعی از مهرآفرینان کرمانی به ضیافت افطار موسسه مهرآفرین در محل مجتمع تفریحی رفاهی پالیز کرمان آمدند و روزه خود را در کنار زنان بدسرپرست و کودکان یتیم باز کردند و از نزدیک با اوضاع و احوال این افراد آشنا شدند.بچه‌های نیازمند را فرزندان خودم می‌دانمیکی از یاوران موسسه مهرآفرین استان کرمان که از ابتدای فعالیت این موسسه با خانواده‌های نیازمند همراه بوده است در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس اظهار داشت: سعی کردیم گوشه‌ای از مشکلات و درد و رنج بچه‌هایی که مشکلات سرپرست دارند را برطرف کنیم.محمدرضا انتظاری بیان داشت: امیدوارم دوستانی که توان مالی دارند به مجموعه مهرآفرین بپیوندند و نیازمندان را یاری کنند.وی در پاسخ به این سئوال که در لحظه‌ای که به نیازمندان کمک می‌کنید چه حس و حالی دارید، ادامه داد: نمی‌توانم، احساسم را بیان کنم، اما در آن لحظه احساس می‌کنم، فرزندان خودم در گوشه‌ای از این شهر در تنگنا قرار دارند و انگار دست بچه‌ها و خانواده خودم را می‌گیرم.این خیر عنوان کرد: امیدوارم بتوانم در این راه خیر بمانم و تا آخر ادامه دهم.انتظاری که مدیرعامل کارخانه فرش الماس کویر است، تصریح کرد: شغل من با توجه به حساسیت بالایی که در حوزه اقتصادی وجود دارد دارای فراز و نشیب و سرسختی‌هایی است و با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنیم، اما همیشه مسیر به خوبی برایم باز می‌شود و می‌دانم که همه این گره‌گشایی‌ها به علت حرکت‌های خیری است که زمینه آن توسط دوستانی مانند دوستان مهرآفرین برایم فراهم می‌شود.وی افزود: رسانه‌ها و صدا و سیما بخشی از برنامه‌های خود را به فرهنگسازی در زمینه فعالیت‌های خیریه اختصاص دهند.انتظاری با اشاره به اینکه زیباترین و لطیف‌ترین لحظات زندگی خود را در کنار موسسه مهرآفرین بوده‌ام، اضافه کرد: از طریق خانواده‌ام که به یک موسسه قرآنی رفت و آمد داشتند با موسسه مهرآفرین آشنا شدم و دوستان خود را هم به سمت این موسسه هدایت کرده‌ام.حمایت از نیازمندان باید منطقی باشدعباس صادق‌زاده یکی دیگر از یاوران و حامیان موسسه مهرآفرین کرمان است، وی که مدیر کلی بهزیستی استان کرمان و مدیریت اوقاف شهرستان کرمان را در کارنامه کاری خود دارد.صادق‌زاده به خبرنگار فارس گفت: از همان سال‌هایی که به مجموعه بهزیستی کرمان وارد شدم، بحث حمایت و مسائل مددجویی را دنبال کردم.وی ادامه داد: همیشه دیدگاهم در مجموعه کاری خود که دیدگاه علمی و مشخصی بود که در تمام دنیا استفاده می‌شود این بود که بحث حمایت را واقعی و منطقی دنبال کنیم که فعالیت‌های خیریه به دست مردم بیفتد و دولت ناظر و حامی باشد، اما مردم مجری این برنامه‌ها باشند.این خیر عنوان کرد: خیریه‌ای می‌تواند، تاثیر منطقی و اثر فنی و تخصصی بر خانواده‌های در معرض آسیب و در معرض حمایت داشته باشد که از نظر مدیریت در سطح علمی و با ایده علمی و جامع کار را دنبال کند.صادق‌زاده اضافه کرد: خیریه‌ای موفق است که نگاه علمی و به‌روز داشته باشد، زیرا نگاه سنتی همیشه نگاه احساسی است و ما دل می‌سوزانیم، اما خدمت ماندگاری انجام نمی‌دهیم زیرا در نگاه احساسی ما به یک خانواده نیازمند به صورت مقطعی کمک مالی می‌کنیم که گاهی این کمک یک آسیب است و خدمت نیست.وی با اشاره به اینکه با موسسه مهرآفرین در تهران آشنایی کاملی دارم، گفت: این موسسه با عقل و تدبیر و برنامه توانمندسازی به مددجویان خدمت‌رسانی می‌کند و در تلاش است، خدمتی را به مددجو ارائه دهد که مبتنی بر توانمند کردن آن خانواده باشد.صادق‌زاده تصریح کرد: با توجه به روندی که برای توانمندسازی، استقلال و خوکفایی افراد در موسسه خیریه مهرآفرین وجود دارد زمانی که برای این موسسه گام برمی‌دارم احساس می‌کنم یک خانواده را زنده کرده‌ام. گره‌گشایی از مشکلات در دقیقه 90محمدحسین نژادمحمودی هم که یکی از خیران نام آشنای کرمانی است و به عنوان مدیرمجموعه تفریحی رفاهی پالیز یکی از میزبانان اصلی ضیافت افطار خانواده‌های زیرپوشش موسسه مهرآفرین است به خبرنگار فارس گفت: از روز نخست که مجموعه پالیز را راه‌اندازی کردم، نیتم این بود که سهمی از خدمات این مجموعه را برای خدمت‌رسانی به نیازمندان اختصاص دهم و تاکنون هم اینگونه بوده است.وی خاطر نشان کرد: بارها برایم پیش آمده در آخرین لحظاتی که مشکل داشته‌ام، آن مشکل رفع شده و این گره‌گشایی را تاثیر کارهایی می‌دانم که برای نیازمندان انجام می‌دهم.مدیر موسسه خیریه مهرآفرین استان کرمان هم در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس اظهار داشت: این موسسه از خانواده‌های بی‌سرپرست، خود‌سرپرست و بدسرپرست حمایت می‌کند.نیره ولندیاری عنوان کرد: موسسه مهرآفرین تلاش خود را بر مبنای مشارکت مردمی در امور نیکوکاری و کارآفرینی اجتماعی بنا کرده است و توانمندسازی زنان نیازمند و کودکان بازمانده از تحصیل را دنبال می‌کند.-

به گزارش روابط عمومی،دوازدهم ماه رمضان،با حمایت یاور موسسه، کودکان کار منطقه 3 میهمان سفره افطار مهرآفرین بودند با تلاش کانون جوانان مهرآفرین یکصد پرس غذا بهمراه بسته  لبنیاتی شرکت پگاه میان این کودکان توزیع گردید

یاوران مهربان،مهرآفرین طبق سنوات گذشته در ماه مبارک رمضان اقدام به توزیع ارزاق و پذیرایی از خانواده ها ی تحت حمایت خود خواهد نمود نحوه مشارکت در طرح رمضان بصورت زیر است الف) اهدای مبلغ مورد نظر از طریق شماره کارت 6037991199506100 بنام موسسه مهرآفرین پناه عصر و سپس ارسال شرح ان از طریق تماس با شماره 35260-021 یا پیام کوتاه 30007899 ب)از طریق دستگاه خود پرداز بانک شهر و انتخاب گزینه کمک های مردمی سپس گزینه مهرآفرین و اعلام شرح آن طبق روش بالا ج) اهدای اقلامی چون برنج،روغن،رب،ماکارونی،چای،قند و حبوبات منتظر مهر شما در این ماه مبارک هستیم

 به گزارش روابط عمومی،نمایشگاه تصویر سازی آثار گابریل پاچکو در روز چهارشنبه 28 خرداد تا 3 تیر ماه ،در محل نگارخانه پاییز خانه ی هنرمندان ایران دایر می باشد.بخشی از عواید فروش این آثار جهت حمایت از کودکان تحت حمایت مهرآفرین در مناطق محروم تعلق خواهد گرفت.آیین افتتاحیه 28 خرداد از ساعت 17 تا 21 بوده و ساعت بازدید از نمایشگاه همه روزه از ساعت 14 تا 21 می باشدآدرس:خیابان طالقانی،خیابان فرصت شمالی،باغ هنر،خانه هنرمندان ایران،نگارخانه پاییز

به گزارش روابط عمومی جشن تولد کودکان متولد بهار تحت حمایت مهرافرین برگزار شد. این جشن در فرهنگسرای امید واقع در منطقه 13 شهرداری تهران و با حضور مهمانان و مسئولین و با اجرای شاد و موزیکال که با اهدای کادوی روز تولد و برش کیک همراه بود.  این روز بیاد ماندنی را موسسه شهرزاد ,شرکت پات ,آب میوه رزشتاک و یاوران عزیزی که به هر نحوی و با کمک های مادی و معنوی  خود رقم زدند

نوجوانی ۱۶ ساله بر اثر سقوط از چرخ و فلک در شهربازی بسیج در اتوبان محلاتی تهران جان خود را از دست داد.   به گزارش ایرنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مرکز اورژانس تهران، ساعت 23:09 جمعه شب گذشته این حادثه به اورژانس تهران اعلام و نیروهای مجموعه به همراه یکدستگاه آمبولانس به محل حادثه اعزام شدند.   براساس این گزارش ،تکنسین‌های اورژانس تهران با حضور در محل و انجام معاینات پزشکی متاسفانه فوت نوجوان را به دلیل شدت جراحات تایید کردند.   حسن عباسی مدیر روابط عمومی مرکز اورژانس تهران در اين باره گفت: از مرداد ماه سال گذشته تا کنون چهار مورد سقوط در شهربازی های تهران گزارش شده که منجر به مصدومیت و وفات تعدادی از شهروندان شده است.   در حادثه قبلی سقوط از وسیله شهربازی که در اردیبهشت ماه سال جاری اتفاق افتاد، سه دختر از ترن هوایی (موش دیوانه) در پارک ارم تهران سقوط کردند و این افراد به شدت مصدوم شدند.

مرد جنایتکار که فرزندخوانده خود را به طرز هولناکی در مدرسه به قتل رسانده بود با تایید حکم اعدامش به زودی به ‌دار مجازات آویخته می‌شود.   اعتماد نوشت: مرد ميانسال نگاهي به تابلو انداخت. روي آن نوشته شده بود «رييس» چند ضربه‌يي به در زد و وارد اتاق شد. مردي با لباس نظامي پشت ميز نشسته بود. مرد ميانسال چند قدمي جلو رفت و بدون آنكه سوالي از او پرسيده شود، گفت: «پسر همسر سابقم را كشته‌ام.» مرد ميانسال نگاهي به رييس كلانتري انداخت و ادامه داد: «پشيمانم و مي‌خواهم خودم را تسليم كنم.» به اين ترتيب مرد ميانسال بازداشت و در تحقيقات صورت گرفته مشخص شد كه ساعاتي قبل او دست به جنايتي هولناك زده است.   17 شهريور امسال و لحظاتي پس از به صدا درآمدن زنگ مدرسه‌يي در قزوين مرد ميانسالي درحالي كه كلاه كاسكت به سر داشتم وارد حياط مدرسه شد و به سمت پسر بچه‌يي رفت. اميد، پسر همسر سابقش بود و او دست اميد را گرفت و به بهانه آب خوردن او را به سمت آبخوري مدرسه برد. لحظاتي بعد مرد ميانسال درحالي كه دست‌ها و لباس‌هايش خوني بود از سرويس بهداشتي بيرون آمد و مدرسه را ترك كرد. پنج دقيقه بعد جسد خونين اميد در سرويس بهداشتي پيدا شد و به اين ترتيب كارآگاهان جنايي و بازپرس ويژه قتل قزوين وارد عمل شدند و تحقيقات آغاز شد. بررسي‌ها براي يافتن مرد ميانسال ادامه داشت تا اينكه ساعاتي بعد او خود را به كلانتري در قزوين رساند و تسليم شد.   مرد ميانسال كه قاسم نام داشت در رابطه با انگيزه خود از اين جنايت هولناك گفت: «چند سال قبل پدر اميد، در تصادف جانش را از دست داد و من با اينكه متاهل بودم با مادر اميد به طور موقت ازدواج كردم. اما بعد از مدتي به خاطر مشكلات مالي از هم جدا شديم، بعد از آن چندين بار به سراغ مادر اميد رفتم تا دوباره با هم ازدواج كنيم اما او قبول نكرد. من و مادر اميد برسر همين موضوع با هم اختلاف داشتيم و اين اختلاف و درگيري به جايي كشيد كه مادر اميد از من به اتهام تهديد و ايجاد مزاحمت شكايت كرد. با اينكه شكايت او به جايي نرسيد اما من از او كينه به دل گرفتم، او تمام محبت‌هايي كه در حقش كرده بودم را فراموش كرده بود. سرانجام وقتي ديدم اصرارهاي من به جايي نمي‌رسد تصميم گرفتم از او انتقام بگيرم. روز حادثه به مدرسه اميد رفتم و در مقابل مدرسه منتظر ماندم تا مدرسه تعطيل شود. وقتي زنگ تعطيلي مدرسه خورد با كلاه كاسكتي كه بر سر داشتم وارد مدرسه شدم و اميد را به داخل سرويس بهداشتي برده و به قتل رساندم. بعد از آن هم فرار كردم اما عذاب وجدان باعث شد تا خودم را معرفي كنم.   با اعتراف قاسم به جنايت او به بازسازي صحنه جنايت پرداخت و پرونده او پس از صدور كيفرخواست به دادگاه كيفري استان قزوين رفت تا قاسم در مقابل 5 قاضي به دفاع از خود بپردازد. باتوجه به حساس بودن مساله، رسيدگي به اين پرونده به صورت ويژه انجام و او در وقت فوق‌العاده محاكمه شد.   قاسم صبح چهارشنبه 21خرداد در شعبه دوم دادگاه كيفري استان قزوين پاي ميز محاكمه رفت. مادر و پدر بزرگ اميد خواستار قصاص قاتل شدند و قاسم هم پس از پذيرفتن جرمش جزييات جنايت را بيان كرد. درنهايت دادگاه حكم قصاص او را در ملأ عام صادر كرد. با تاييد اين حكم از سوي قضات ديوان عالي كشور قرار است به زودي اين مرد در ملأ عام به ‌دار مجازات آويخته شود.

قائم‌مقام دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر تعداد معتادان کشور را یک‌میلیون‌و 325‌هزار نفر ذکر کرد و افزود: تقریبا سالانه حدود 450 تن موادمخدر در کشور مصرف می‌شود.  قائم‌مقام دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر گفت: یک درصد دانش‌آموزان کشور به موادمخدر اعتیاد دارند که از این تعداد چهاردهم‌درصد (5/0) موادمخدر صنعتی شیشه مصرف می‌کنند. جزینی از فوت 109 نفر از معتادان موادمخدر در سال گذشته در کشور خبر داد و افزود: هر سه ساعت یک نفر، در کشور به‌واسطه اعتیاد به موادمخدر جان خود را از دست می‌دهد.

دادستان اردبیل از محکومیت متهمان پرونده کودک‌آزاری در مهدکودک به حبس و ممنوعیت از هرگونه فعالیت آموزشی خبر داد. ناصر عتباتی توضیح داد: «هفته گذشته دادگاه رسیدگی به اتهامات متهمان پرونده کودک‌آزاری در دادگاه جزایی استان اردبیل برگزار شد.» وی افزود: «متهمان این پرونده اعم از مربی‌ که کودک را مورد ضرب‌وشتم قرار داده و مدیر مهدکودک، هرکدام به حبس و ممنوعیت از هرگونه فعالیت آموزشی در مهدکودک‌ها محکوم شدند.» عتباتی از بیان جزییات بیشتر در زمینه میزان حبس متهمان این پرونده خودداری کرد.

مردی که به سرقت مرگبار متهم شده است تهیه پول پیش خانه همسر سابقش را انگیزه اصلی قتل عنوان کرد.  به‌گزارش خبرنگار ما، خبر به‌قتل‌رسیدن مردی جوان به نام علی، اردیبهشت سال گذشته به ماموران پلیس تهران داده ‌شد. خواهر علی به پلیس گفت احتمالا برادرش قربانی سرقت شده چراکه علاوه بر قتل برادرش، دست و پای مادرش هم بسته شده و طلاهای او به سرقت رفته ‌است. وقتی ماموران در محل حاضر شدند جسد علی را در آشپزخانه پیدا کردند. آب زیادی کف آشپزخانه جمع شده و صورت مقتول در آب فرو رفته ‌بود. وقتی مادر مقتول مورد بازجویی قرار گرفت، گفت یک زن و یک مرد وارد خانه‌اش شدند و دست‌وپای او را بستند تا طلاهایش را سرقت کنند اما از اینکه پسرش را چطور کشتند، خبر ندارد. او گفت افرادی که وارد خانه شدند فرزانه و عباس نام دارند و از دوستان پسرش بودند. این زن توضیح داد: «وقتی وارد خانه شدند چهره آنها را دیدم اما بعد صورتشان را پوشاندند.» دو متهم پس از دستگیری، به سرقت مقرون‌به‌آزار پیرزن و قتل علی اعتراف کردند.  پرونده با توجه به مدارک به‌دست‌آمده و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 74 دادگاه کیفری ‌استان تهران فرستاده ‌شد. روز گذشته در جلسه رسیدگی بعد از اینکه نماینده دادستان در جایگاه حاضر و با توجه به درخواست اولیای‌دم خواستار مجازات متهم شد، مادر مقتول به‌عنوان تنها ولی‌دم گفت: «من اعلام رضایت می‌کنم و قصاص نمی‌خواهم؛ اما خواهان دیه هستم و می‌خواهم طلاهایم را هم برگردانند.» در ادامه عباس -متهم ردیف اول- در جایگاه حاضر شد. او گفت: «فرزانه سال 75 همسر صیغه‌ای من شد او دوسال زنم بود و بعد که مدت صیغه تمام شد از هم جدا شدیم؛ اما چون هر دو اعتیاد داشتیم با هم در تماس بودیم. فرزانه برای تهیه پول پیش خانه مشکل مالی داشت و اعتیادش این مشکل را شدید‌تر کرده‌ بود. روز حادثه کمی مواد خریدیم و با هم به خانه علی رفتیم. در آنجا وقتی یادمان افتاد مادر علی طلاهای زیادی دارد تصمیم به سرقت گرفتیم. فرزانه سراغ مادر علی رفت و با او درگیر شد. قرار بود من هم سر علی را گرم کنم اما همین که مادرش فریاد زد، علی به سمت مادرش رفت؛ من سعی کردم او را بگیرم اما نتوانستم و علی روی زمین افتاد و از حال رفت. از آنجایی که علی بیمار بود و همیشه از حال می‌رفت فکر کردم به خاطر مریضی‌اش از حال رفته است بعد طلاها را برداشتیم، دست و پای مادر علی را بستیم و از خانه خارج شدیم. همه طلاها دست فرزانه بود.» سپس متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد. او اتهامش را قبول کرد و گفت: «برای پرداخت پول پیش خانه مشکل داشتم. عباس هم پولی نداشت که به من بدهد. اعتیاد شدید هم داشتم. روز حادثه با عباس مواد خریدیم و به خانه علی رفتیم. بعد همان‌جا تصمیم گرفتیم طلاهای مادر علی را سرقت کنیم چون او پیرزن بود من فکر می‌کردم می‌توانم حریفش بشوم اما نتوانستم و او دادوفریاد کرد. علی متوجه شد و درگیری بالا گرفت.» متهم گفت: «بالاخره توانستم طلاها را به دست بیاورم. آنها را چهارمیلیون‌و 400هزارتومان فروختم و همه پول را هم خودم برداشتم. ما قصد قتل نداشتیم و فکر می‌کردیم علی مثل همیشه که غش می‌کند، باز هم دچار حمله شده و غش کرده‌ است.» بنا بر این گزارش، هیات قضات بعد از پایان جلسه دادگاه برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.

 قضات دادگاه کیفری استان تهران چهار جوان ایرانی را که به تعرض به زنی اندونزیایی متهم شده‌ بودند با اکثریت آرا به اعدام محکوم کردند.  به گزارش خبرنگار ما، زنی اندونزیایی اوایل سال‌جاری به ماموران پلیس رباط‌کریم خبر داد توسط پنج جوان ایرانی موردتجاوز قرار گرفته‌ و توانسته از دست آنها فرار کند. این زن مدعی شد به‌عنوان کارگر در چند خانه در شمال شهر تهران کار می‌کرد اما صاحب‌خانه‌ها به او گفته‌ بودند دیگر کارگر لازم ندارند تا اینکه فرزند یکی از آنها با این عنوان که قصد دارد برایش کاری پیدا کند او را به منطقه‌ای در رباط‌کریم برده و در روستایی به اتفاق دوستانش او را مورد آزار قرار داده. پرونده پس از شکایت این زن به دادگاه کیفری ‌استان تهران فرستاده ‌شد و به‌صورت ویژه مورد رسیدگی قرار گرفت.  ماموران پنج مردی را که این زن مدعی بود او را مورد تعرض قرار داده‌اند، بازداشت کردند. پنج جوان همگی ربودن و تجاوز به این زن را رد کردند و گفتند او دروغ می‌گوید و احتمالا خواسته‌ای دارد و سعی می‌کند از این طریق به آن برسد. یکی از متهمان گفت: «این زن در خانه ما کار می‌کرد وقتی مادرم گفت دیگر نیازی به او ندارد، خیلی ناراحت شد من هم گفتم یکی از دوستانم برای پدربزرگش پرستار نیاز دارد و خانه‌اش در روستایی در جاده رباط‌کریم است، او هم قبول کرد در آنجا مشغول شود. من او را به روستا بردم؛ چند دوست آنجا داشتم که آنها را هم دیدیم و با خانواده‌ای که قرار بود این زن برایشان کار کند هم صحبت کردیم. فردای آن روز نمی‌دانم چه شد که به کلانتری رفت و ادعا کرد ما به او تجاوز کرده‌ایم. در حالی‌که هیچ‌یک از ما چنین کاری نکردیم و این زن دروغ می‌گوید. من او را ندزدیدم. ما ساعت‌ها در ماشین در راه بودیم اگر آدم‌ربایی در کار بود او می‌توانست فریاد بزند یا در ماشین را باز و فرار کند ما ساعت‌ها در ترافیک ماندیم حتی او از من خواست تلفنم را بدهم تا با یکی از فامیل‌هایش صحبت کند. من زبان او را بلد نبودم و وی می‌توانست به پلیس یا یکی از دوستانش یا حتی سفارت اندونزی زنگ بزند اما این کارها را نکرد و دوبار با خارج از کشور از طریق تلفن من صحبت کرد. فکر می‌کنم چون او را برای کار به روستا بردم ناراحت شد و چنین ادعایی را مطرح کرد.» شاکی به دستور قضات پرونده برای معاینه به پزشکی‌قانونی منتقل شد و تا زمان اعلام نتیجه نیز تحقیقات ادامه یافت. زن اندونزیایی ادعاهای تکان‌دهنده‌ای را برای قضات گفت. او ادعا کرد چهارنفر از پنج متهم او را به طرز فجیعی مورد آزار قرار داده‌اند. به همین دلیل هم صبح روز بعد زود بیدار شد و از آن خانه فرار کرد. این زن گفت: «وقتی از خانه روستایی بیرون آمدم کنار جاده رفتم تا دوباره به تهران برگردم. مردی که من را سوار کرد پرسید اهل کجا هستم و می‌خواست کمکم کند. گفتم چه اتفاقی برایم افتاده و کسی را ندارم او هم مرا به کلانتری برد.» گفته‌های این زن همچنان از سوی متهمان انکار می‌شد تا اینکه پزشکی‌قانونی اعلام کرد آثار تجاوز روی بدن این زن وجود ندارد.  با این حال وکیل‌مدافع شاکی اعلام کرد موکلش مطالبی را برای بیان در دادگاه دارد که بسیار مهم است و حتما باید مترجم در دادگاه حاضر باشد. به این ترتیب دو مترجم از سوی سفارت اندونزی به دادگاه معرفی شدند و وقت رسیدگی نهایی صادر شد. اما این‌بار سفارت اعلام کرد شاکی به کشورش برگشته و قصد ندارد دیگر به ایران بیاید. با توجه به اینکه حضور شاکی الزامی نبود، جلسه رسیدگی به اتهام چهار جوان ایرانی تشکیل شد. آنها یک‌بار دیگر تعرض را رد و عنوان کردند این زن مقاصد دیگری را دنبال می‌کند.  یکی از متهمان گفت: «زمانی که شاکی می‌خواست از آن خانه برود با مردی که قرار بود از او مراقبت کند خداحافظی هم کرد. اگر ما او را دزدیده ‌بودیم چطور اجازه می‌دادیم با تلفن خودمان ساعت‌ها حرف بزند اگر به او تجاوز کرده‌ بودیم چطور او را رها کردیم برود ضمن اینکه هیچ اثری از تجاوز هم روی بدن او پیدا نشده ‌است.» با این حال بعد از پایان جلسه رسیدگی، هیات قضات شعبه 77 وارد شور شدند و سه نفر از پنج قاضی، بر اساس علم قاضی چهار متهم ردیف اول را به اعدام و متهم ردیف دوم را به دلیل آدم‌ربایی به حبس محکوم کردند. دو قاضی دیگر که نظر اقلیت را صادر کردند، دلایل زن اندونزیایی برای تجاوز به وی را کافی ندانستند و متهمان را تبرئه کردند. به این ترتیب پرونده با حکم اعدام برای چهار متهم به دیوانعالی کشور فرستاده خواهد شد.

 9سال بعد از جان‌باختن زن بارداری که قبل از مرگ، شوهرش را عامل قتل معرفی کرده ‌بود، مرد جوان برای سومین‌بار پای میز محاکمه رفت و یک‌بار دیگر آتش‌زدن همسرش را انکار کرد.  به گزارش خبرنگار ما، متهم که ساسان نام‌ دارد، 9 سال قبل بعد از اینکه همسرش بر اثر شدت سوختگی در بیمارستان جان باخت، به اتهام قتل وی بازداشت شد. در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه 74 دادگاه کیفری‌ استان تهران برگزار شد، نماینده دادستان در توضیح کیفرخواست گفت: «این پرونده سال 84 به دادسرای جنایی فرستاده‌ شد.» در اولین برگ این پرونده پدر و مادر زن جوانی به نام سارا از داماد خود شکایت کرده و مدعی‌ بودند وی دخترشان را آتش زده و به قتل رسانده‌ است. این در حالی است که مقتول نیز قبل از مرگش ابتدا مدعی‌ شده ‌بود یک حادثه باعث شد او بسوزد اما بعد عنوان کرد شوهرش روی وی نفت ریخته و او را آتش زده. هرچند متهم قتل همسرش را انکار کرده و مدعی شده همسرش خودسوزی کرده‌ است اما همسایه‌ها تایید کردند وقتی متوجه آتش‌سوزی شدند و قصد کمک داشتند متهم در را قفل کرد و همسایه‌ها مجبور به شکستن در و ورود به خانه‌ شدند‌ و متهم هیچ کمکی برای انتقال همسرش به بیمارستان نکرد.» نماینده دادستان ادامه داد: «این پرونده دوبار در شعب 71 و 79دادگاه کیفری ‌استان تهران مورد رسیدگی قرار گرفته ولی حکم به دلیل نقص در تحقیقات از سوی دیوانعالی کشور نقض شده ‌است. با توجه به اینکه دادسرا نواقص را برطرف کرده‌ است به‌عنوان نماینده دادستان تهران اعلام می‌کنم دادسرا بر کیفرخواست و مجرمیت متهم باقی است و درخواست رسیدگی به این پرونده را دارد.» سپس خانواده مقتول به‌عنوان ولی‌دم در جایگاه حاضر شدند و درخواست قصاص کردند. در ادامه متهم در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل را رد کرد و گفت: «قبول دارم با زنم مشاجره داشتیم اما او باردار بود و من سعی می‌کردم از او مراقبت کنم. آن‌روز هم ابتدا با هم مشاجره کردیم و زنم به من گفت خودش را آتش می‌زند و پیت نفت را برداشت که خودش را بسوزاند من هم برای اینکه این غایله خاتمه پیدا کند به حمام رفتم یکدفعه با صدای همسایه‌ها بیرون آمدم و متوجه شدم زنم سوخته و روی موکت افتاده ‌است و آنها برای اینکه زنم را از موکت جدا کنند آن را بریدند. او باردار بود و به‌خاطر فرزندم هم شده‌ سعی داشتم از زنم مراقبت کنم.» بعد از پایان گفته‌های متهم و وکیل‌مدافعش، هیات قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.

ماجرای مادری که به علت عدم پذیرش در بیمارستان به هنگام وضع حمل ناچار می‌شود نوزادش را به تنهایی در راهروهای سرویس بهداشتی بیمارستان به دنیا بیاورد، به قدری تلخ است که راه را بر گلویم می‌بندد و صحبت کردن از آن را مشکل می‌کند.   حالا و پس از دستور وزیر بهداشت برای پیگیری این پرونده و رسیدگی به وضعیت تنها بیمارستان شهرستان کوهدشت واقع در استان لرستان، یک آسیب‌شناس اجتماعی عملکرد دکتر هاشمی را در بوته نقد می‌گذارد و به او می‌گوید "ای کاش زودتر سری به گوشه و کنار این بیمارستان می‌زدید. بیمارستانی که رئیس ندارد و از پس ارائه ساده‌ترین خدمات درمانی برنمی‌آید. "   وی که خود از اهالی همین دیار است و تحقیقات جامعی پیرامون بررسی آسیب‌های اجتماعی بخصوص مواد مخدر در این منطقه دارد، لب به گلایه از وضعیت نامناسب کوهدشت می‌گشاید و پرده از وقایع تلخی بر می‌دارد که هضمشان ساده نیست. بیکاری، اعتیاد، وضعیت نامناسب معیشتی و برخی انحرافات رفتاری که گریبان جوانان این سامان را گرفته نمونه‌ای از همین اتفاقات است که در ادامه این مصاحبه از آن سخن رفته است.   دکتر کوروش محمدی رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران با بیان اینکه طی چند سال اخیر شهرهای کوچک را از بعد مسائل اجتماعی مورد بررسی و تحقیقات میدانی قرار دادیم که کوهدشت از جمله آنهاست اظهار می‌کند: متاسفانه به نظر می‌آید برخی شهرهای کوچک قربانی معادلات سیاسی مسئولانشان می‌شوند.   وی می‌افزاید: مشکلاتی در سطح تعاملات ارتباطی و اجتماعی در این شهرستان دیده می‌شود که شاید در کمتر جایی بتوان نظیر آن را مشاهده کرد.   محمدی با اشاره به اینکه این شهر با 230 هزار نفر جمعیت هنوز راه ارتباطی مناسبی ندارد و به لحاظ راه‌های مواصلاتی جزو محروم‌ترین شهرهای کشور است عنوان می‌کند: تصادفات جاده‌ای در کوهدشت آمار بالایی دارد.   ای کاش وزیر بهداشت زودتر به بیمارستان‌ کوهدشت سر می‌زد   رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران به واقعه تلخ وضع حمل مادری باردار در راهروهای سرویس بهداشتی بیمارستان امام کوهدشت اشاره کرده و می‌گوید: این اتفاق ناخوشایند هفدهم مردادماه رخ داد و پس از طرح در رسانه‌ها وزیر بهداشت دستور رسیدگی و بازرسی از این بیمارستان را صادر کرد که البته به نوعی نوشدارو پس از مرگ سهراب است.   محمدی ادامه می‌دهد: این مردم به لحاظ دریافت خدمات از دولت و ارگان‌های مسئول بویژه در حوزه خدمات عمومی و بهداشتی و درمانی با مشکل مواجه‌اند و مردم این شهر از طرح‌های تحولی دولت برای ارتقای سلامت مردم بهره نبرده‌اند، تا جایی که تنها بیمارستان کوهدشت وضعیت نامناسبی دارد.   وی با اشاره به اینکه اگر مسئولان وزارت بهداشت وارد عمل می‌شدند و زودتر به بیمارستان سرک می‌کشیدند، در می‌یافتند که این مکان حتی به لحاظ شکلی هم شبیه بیمارستان نیست و ساختمان فرسوده دارد که حتی نمی‌تواند ساده‌ترین خدمات را به مردمش ارائه دهد، می‌گوید: این بیمارستان از لحاظ فضای بهداشتی، امکانات و تجهیزات و نیروی متخصص هم دچار مشکلات عدیده است.   رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران باانتقاد از وضعیت نابسامان بهداشت و درمان کوهدشت می‌افزاید:‌ حدود پنج یا شش سال است که بیمارستانش رئیس ندارد و انتظار می رود وزیر بهداشت بررسی کند که چرا مدیران شبکه بهداشت و درمان کوهدشت اجازه ندادند شخصی اداره امور بیمارستان را به دست بگیرد. ما سال‌های قبل هم شاهد مرگ مادران باردار در این بیمارستان بوده‌ایم. حتی هزینه‌های گزافی برای برخی اعمال از این مردم که درآمد بالایی ندارند درخواست می‌شود. چه کسی پاسخگوست؟   محمدی به موقعیت اجتماعی و سیاسی شهرستان کوهدشت اشاره و اظهار می‌کند: مردم با شعارزدگی برخی مسئولان سیاسی روبه‌رو هستند. این در حالی است که کوهدشت شهری شهیدپرور است و 500 شهید را تقدیم انقلاب اسلامی کرده است. ای کاش مسئولان از جمله وزیر بهداشت زودتر به این شهر توجه می‌کردند. موج عظیمی از مشکلات در کوهدشت وجود دارد و از دولت انتظار می رود اجازه دهند نیروهای لایق و کارآمد در مجموعه خدماتی کوهدشت مشغول شوند.   سن اعتیاد در کوهدشت به مرز 10 سال رسیده است   رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران با بیان اینکه قبلا پیشه مردم این شهرستان کشاورزی دیم بود، می‌گوید: هرگاه خشکسالی رخ دهد، مردم با مشکلات اقتصادی عدیده‌ای روبه‌رو می‌شوند. علی‌رغم اینکه کوهدشت در گذشته یک شهر کوچک و فعال بوده اما اکنون فعالیت صنعتی در آن دیده نمی‌شود.   محمدی تصریح می‌کند: کوهدشت از شهرهای پرآسیب است و بنابر اعلام رسمی دولت آمار بیکاری در آن به 55 درصد می‌رسد و بسیاری از جوانان تحصیلکرده شهرستان بیکار هستند. کوهدشت از نظر فرهنگی نیز دچار آسیب‌هایی است. به عنوان مثال این شهر با این جمعیت هنوز یک سینما هم ندارد. از سوی دیگر سن اعتیاد در این شهرستان به سرعت در حال پایین آمدن است و حتی به مرز 10 سال نیز رسیده است.   رئیس انجمن آسیب‌شناسی اجتماعی ایران ادامه می‌دهد: در سراسر این شهرستان فضای سبز مناسب، سینما، فضای آموزشی و امکانات تفریحی وجود ندارد و خانواده‌ها به دلیل وضعیت اقتصادی نامناسب نمی‌توانند پاسخگوی فرزندان خود و تامین رفاه آنها باشند. به همین خاطر بیکاری و اعتیاد در حال رشد است و برای جوانانی که آینده‌ای را برای خود متصور نیستند وضعیت نامناسبی را رقم می‌زند.   محمدی با اشاره به مشاهده توزیع و فروش مواد مخدر در کوهدشت می‌گوید: بویژه موادمخدر صنعتی دامنه اعتیاد را گسترده‌تر کرده است. از آنجا که خانواده‌ها به کودکانشان الگوی اعتیاد را ارائه می‌دهند حتی شاهد هستیم که یک کودک 10 ساله نیز در خانواده مصرف کننده مواد مخدر است و اگر فکری به حال این شهرستان نشود، اتفاقات بدتری برای آن رقم می‌خورد.   وی می‌افزاید: با آمارسازی‌های نادرست چهره شهر را موجه نشان می‌دهند. درخواستم به عنوان یک آسیب‌شناس اجتماعی این است که مسئولان بدون توجه به این آمارها، وضعیت شهر را رصد کنند و به آن سامان دهند. کوهدشت و شهرهای کوچکی نظیر آن قربانی زد و بندهای سیاسی می‌شوند، باید مسئولان کشوری به این امر ورود کنند. 

آخرین اخبار

1391-1396 کلیه حقوق برای وب سایت فاطمه دانشور محفوظ است.

Template Design:Dima Group