فاطمه دانشور | عضو شورای شهر | مهرآفرین

زندگی اش را سپرده است دست خدا. می گوید به خاطر پسر کوچکم می خواهد پاک بمانم و توانمند شوم آن قدر که بتوانم دست زمین خورده ها را بگیریم.

18 سپتامبر 2016 - 04:30

توزیع خواروبارویژه مددجویان تحت پوشش موسسه خیریه مهرآفرین پناه عصرشامل:برنج، روغن، چای وقند, رب گوجه فرنگی, ماکارونی, حبوبات, گوشت, مرغ وتخم مرغ, درتاریخ94/12/26 وهربسته به ارزش 2/000/000 ریال بین نیازمندان موسسه توزیع گردید.

16 مارس 2016 - 03:30

به گزارش روابط عمومی ,  نیره ولندیاری مدیر شعبه موسسه خیریه نیکوکاری مهر آفرین (پناه عصر) در کرمان  از اهدای سبد کالا و برخی از مایحتاج به مددجویان تحت پوشش این خیریه خبر داد و گفت:از محل درآمد حاصل از ششمین بازارچه خیریه که در تاریخ چهاردهم و پانزدهم اسفندماه در محل تالار شب های ماندگار برگزار شد،این سبد کالا تهیه و به مددجویان تحت پوشش اهدا گردید.وی تصریح کرد:بیش از 400 نفر تحت حمایت های موسسه خیریه مهر آفرین  قرار دارند.ولندیاری یکی دیگر از اقدامات صورت گرفته را در آستانه سال جدید علاوه بر توزیع سبد کالا سرکشی به خانواده ها یی بیان کرد که نیازمند می باشند.مدیر موسسه خیریه مهرآفرین در کرمان اظهارداشت:سبد کالا شامل کالاهای اساسی،لوازم التحریر و دیگر مایحتاج بر اساس  نیازسنجی صورت گرفته است.وی از توزیع سبد کالا بین مدجویان مهر آفرین در شهرستان های کرمان،بم و جیرفت خبرداد که طی روزهای اخیر توسط یاوران صورت گرفته است.مدیر شعبه  موسسه مهر آفرین در کرمان بیان کرد:کمک کردن به صرف مسائل اقتصادی و مالی نمی باشد بلکه نیازهای عاطفی از اینگونه مسائل مهمتر می باشند که تا کنون توسط  جزو اولویت های یاوران مهر آفرین واقع شده است.

16 آوریل 2015 - 08:18

تیم پسران کانون نخبگان طلایی ایران (گلدکیدز) طی اولین حضور خود در مسابقات رباتیک سلام کاپ در رشته مسیریاب رتبه دوم را کسب کرد. به گزارش روابط عمومی،چهارمین دوره مسابقات سلام کاپ با حضور هزار و 360 شرکت کننده دختر و پسر در قالب 518 تیم از 70 مرکز آموزشی سراسر کشور نیمه اسفند ماه سال گذشته در دانشگاه شهید رجایی برگزار شد. در این مسابقات که تحت نظارت کارشناسان زبده کمیته رباتیک انجمن بازی ها و ورزش های رباتیک برگزار گردید،تیم دختران گلدکیدز نیز به دلیل عملکرد خوب خود شایسته تقدیر شناخته شد و تندیس پژوهشی دریافت کرد. شایان ذکر است، کانون نخبگان طلایی ایران (گلد کیدز) با برنامه ریزی و حمایت موسسه مهرآفرین و شرکت های گلدیران و ال جی در راستای شناسایی و پرورش استعدادها و نخبه پروری از میان کودکان و نوجوانان میهن عزیزمان تاسیس و فعالیت نموده است.

16 آوریل 2015 - 08:18

به گزارش روابط عمومی, برگ زرینی دیگر نیز در مسابقات انتخابی کشتی آزاد که اسفند ماه سال گذشته  برگزار گردید ,بر افتخارات مهرآفرین افزوده شد. بنابر این گزارش , در  مسابقات شهرستان رباط کریم ,جام پیامبر (ص) ,رضا و ابوالفضل دو برادر مهرآفرینی مدال طلا را در رده نونهالان بر گردن آویختند. دو قهرمان مهرآفرین ضمن موفقیت در ورزش از شاگردان ممتاز نیز می باشند. خانواده مهرآفرین به یاوران و ایشان شادباش گفته و آرزوی موفقیت روز افزون را دارد.

16 آوریل 2015 - 08:18

به گزارش روابط عمومی ,به منظور ایمنی چهارشنبه آخر سال  گروهی از دانش آموزان مهرآفرینی آموزش های ایمنی لازم را فرا گرفتند.با توجه به نزدیکی چهارشنبه آخر سال  گروهی از دانش آموزان تحت حمایت  مهرآفرین ,ضمن بازدید از ایستگاه آتش نشانی شماره 3 با خطرات مواد محترقه آگاه و آموزش های لازم را در مقابله با آتش سوزی فرا گرفتنددر این بازدید مربی های سازمان آتش نشانی با تاکید بر تماس با شماره 125 در هر حادثه ای دانش آموزان را با ابزار آلات و ماشین آتشنشانی آشنا نمودند .دانش آموزان مهرآفرین با حضور فرمانده ایستگاه شماره 3 با هم عهد بستند تا پایان سال با هیچ نوع از وسایل آتش زا و محترقه خطرناک بازی نکنند.

16 آوریل 2015 - 08:18

به گزارش روابط عمومی, پنجشنبه و جمعه 21 و 22 اسفند ماه مهرآفرین ,در بازارچه حامیان سرزمین من, ایران که در عمارت مسعودیه واقع در میدان بهارستان که با تلاش شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری ایران برگزار گردید حضور یافت .در این بازارچه سازمان های مردم نهاد از جمله مهرآفرین جهت آشنایی مردم و مسئولین در غرفه هایی که برای این منظور تخصیص داده شده بود به ارائه نحوه فعالیت ها و فروش کالاهای تولید شده توسط مددجویان تحت حمایت خود پرداختند.این گردهمایی با حضور وزیر راه و شهرسازی و معاونین وی, هنرمندان سینما و رادیو  و اجرای زنده موسیقی سنتی,  تئاتر خیابانی و اجرای زنده آرمان غفاریان مجری خوش صدای رادیو نمایش و تهران همراه بود.مهرآفرین نیز ضمن معرفی فعالیت های خود , صنایع دستی ساخته شده توسط مددجویان سیستان و بلوچستان را برای فروش ارائه نمود.

16 آوریل 2015 - 08:18

به گزارش روابط عمومی,مهرآفرینی ها در اقدامی ارزشمند با حضور گسترده خود در بوستان خلیج فارس پارک پامچال با غرس نهال به استقبال هفته منابع طبیعی رفتند. صبح روز یکشنبه 17 اسفند ماه جمعی از کارکنان و خانواده های تحت حمایت مهرآفرین در بوستان خلیج فارس تجمع کرده و به مناسبت روز درختکار اقدام به کاشت نهال کردند. در این مراسم که با همکاری کلینیک گل و گیاه شهرداری منطقه 15 تهران برگزار شده بود ضمن کاشت نمادین نهال مهرآفرین توسط آقای مصطفایی ,مدیر اجرایی موسسه چندین اصله نهال نیز توسط مهرآفرینان کاشته شد. نرگس دختر 6 ساله کوچکترین عضو این جمع  نیز با غرس نهال , سهم خود را از آسمان آبی و هوای پاک را نشان داد

16 آوریل 2015 - 08:18

تهران، 15 اسفند 93- کودکان کانون نخبگان طلایی ایران، طی مراسمی روز درختکاری را با کاشت نهال درخت در حاشیه دریاچه مجموعه ورزشی آزادی گرامی داشتند. در این مراسم که ساعت 12 ظهر روز جمعه 15 اسفند برگزار شد مدیران و مسئولین شرکت­های ال­ جی، گلدیران، مؤسسه نیکوکاری مهرآفرین و جمعی از خبرنگاران و مسئولین مختلف حضور داشتند.پیش از این، ال ­جی و گلدیران و مهرآفرین  از برنامه کانون نخبگان طلایی ایران که گسترده‌ ترین پروژه مسئولیت اجتماعی مشترک است در یکشنبه 14 دی‌ماه طی همایشی با حضور رسانه ها به صورت رسمی رونمایی کرده بودند. پروژه موفق گلدکیدز بر روی پرورش و استعدادیابی کودکان نخبه ایرانی متمرکز است و از حدود دو سال پیش آغاز به کار کرده است. طرح استعدادیابی و حمایت از بهترین ها در رشته های مختلف، برنامه ای بدیع و نو در راستای حمایت از کودکان مستعد 6 تا 16 سال است. گلدکیدز با بهره‌گیری از علومی نظیر روانشناسی و جامعه شناسی به دقت برنامه‌ریزی شده و پرورش استعدادهای بالقوه منتخبین و هدایت قابلیت‌ها را در کنار توجه دائم به آموزش‌هایی مد نظر دارد که آینده شخصی و اجتماعی نسل طلایی ایران را تضمین می‌نماید.در مراسم روز درختکاری ابتدا در سالن فدراسیون قایقرانی، کارشناسان در مورد فواید درخت و درختکاری  برای کودکان گلدکیدز صحبت کردند و پس از آن نحوه صحیح کاشت نهال به گلدکیدزی­ها آموزش داده شد. همچنین، کارشناسان و مربیان در مورد طبیعت و زندگی درختان به سوالات کودکان کنجکاو گلدکیدز پاسخ دادند.پس از بخش آموزش، کودکان به محوطه اطراف دریاچه آزادی رفتند و نهال­ها را در مکان­های از قبل آماده شده قرار دادند. در این قسمت از مراسم با توضیحات کامل کارشناسان و مربیان کاشت نهال­ها توسط کودکان صورت گرفت."دنیای زیبای کودکان و نوجوانان به حمایت نیاز دارد". یک مقام رسانه­ ای شرکت گلدیران با بیان این مطلب گفت: "از زمانی که متعهد به برنامه مسئولیت اجتماعی گلدکیدز شدیم تمام تلاش و همت خود را به کار گرفته‌ایم که استعداد کودکان ایرانی را در زمینه­های مختلف شناسایی کنیم. کودکان مانند همین نهال­ها هستند و ما به آینده بسیار خوشبین هستیم. همانگونه که با رسیدگی مناسب این نهال­ها تبدیل به درختانی تنومند، بارور و سایه­ گستر می­شوند، روزی خواهد آمد که استعداد این کودکان و نوجوانان نخبه نیز شکوفا خواهد شد. از اینکه ما هم در این شکوفایی سهمی داریم خوشحالیم."در پایان مراسم درختکاری، کودکان  در برنامه قایق­سواری که از سوی ال­ جی و گلدیران تدارک دیده شده بود شرکت کردند.

16 آوریل 2015 - 08:18

عمو قناد و کودکان بهاری  روز سه شنبه 5 اسفندماه، فرهنگسرای خاوران میزبان 400نفر از کودکان مهرآفرین بود. خانواده‌ها همراه فرزندان‌شان، به دعوت موسسه مهرآفرین در سالن همایش فرهنگسرا جمع شده بودند تا درکنار هم واپسین روزهای سال 93 و نزدیک شدن بهار را جشن بگیرند. کودکان که در واقع مهمانان اصلی این جشن بزرگ بودند از همان اولین دقایق شروع مراسم، با انرژی بالای خود سالن همایش را به شور و هیجان کشاندند که این ذوق و شوق با ورود عموقناد به سالن، چند برابر شد. مجید قناد که برای چند نسل از مردم ایران تداعی‌کننده خاطرات شیرین کودکی است و یکی از محبوب‌ترین مجری‌‎های برنامه کودک تلویزیون به شمار می‌رود، به صورت افتخاری اجرای این جشن را تقبل کرده بود. او مثل همیشه با انرژی تمام نشدنی‌اش به روی صحنه آمد و با تشویق پرشور بچه‌ها مواجه شد. مراسم دعا و شکرگزاری همراه با اجرای زنده موسیقی اولین بخش این جشن بهارانه بود. بعد از اجرای سرودی در مدح حضرت علی(ع) با همراهی حضار، عمو قناد سرود سلام سلام را خطاب به همه بچه‌های ایران زمین اجرا کرد و سپس گروه عمو قناد، موسوم به «عموها» روی صحنه آمدند. قلقلک، قلی، یه‌قل و دوقل چهار عضو گروه عموها در بدو ورود به صحنه در هیبت ملوان‌ و دریانورد به اجرای موسیقی شاد بندری پرداختند. عموها همزمان با اجرای موسیقی‌های آذری، گیلکی، کردی و لری، به میان جمعیت آمدند و با همراهی بچه‌ها لحظات شاد و سرگرم‌کننده‌ای را رقم زدند. اجرای نمایش موزیکال با هدف تشویق کودکان به رعایت بهداشت در خرید و مصرف مواد غذایی، از دیگر بخش‌های جذاب این برنامه بود. در این نمایش کمدی دو دانش‌آموز در راه رفتن به مدرسه با دست‌فروش دوره‌گردی مواجه می‌شدند که چیپس و پفک و لواشک‌های غیربهداشتی می‌فروخت و در جر و بحثی سرگرم‌کننده، سرانجام نه تنها موفق می‌شوند در مقابل وسوسه‌های دست‌فروش برای خرید خوراکی‌های غیربهداشتی و مضر برای سلامت مقاومت کنند که در نهایت لقمه مادرانه را به عنوان سالم‌ترین خوراکی به مرد دست‌فروش تعارف می‌کنندو از او قول می‌گیرند که دیگر این خوردنی‌های ناسالم را به بچه‌ها نفروشد. مسابقه بازیگری که بین یک گروه 10 نفره از بچه‌ها اجرا شد از بخش‌های هیجان‌انگیز این جشن بود که صدای خنده‌های شادمانه حضار را در سالن اجتماعات فرهنگسرا طنین‌انداز کرد. به برندگان این مسابقه و همچنین به تعدادی از دانش‌آموزان و دانشجویان ممتاز مهرآفرین، و سه نفر از مادرانی که در مراحل تحصیل فرزندان‌شان بیشترین همکاری و همراهی را کرده‌اند، جوایزی اهدا شد. سیدعلی کاشفی‌ خوانساری سردبیر مجله شهرزاد و نویسنده حوزه کودک، تایماز سیدمصطفایی مدیر اجرایی موسسه مهرآفرین و فرشته خواجویی مسئول بخش مددکاری موسسه، به دعوت عموقناد روی صحنه آمدند تا جوایز برگزیدگان را اهدا کنند. انداختن عکس یادگاری بچه‌ها با عمو قناد و مسئولین مهرآفرین، آخرین بخش شادمانه جشن مهرآفرین در واپسین روزهای سال 93 بود تا بچه‌ها و خانواده‌ها، با لبی خندان و خاطراتی شیرین به استقبال سال جدید بروند. مجتمع کترینگ غذای خوب،تیم عمو قناد،استودیوی عکاسی و فیلمبرداری وارونه،کافه تریای وزیران و جمعی از یاوران موسسه اسپانسری مالی و خدماتی این مراسم را عهده دار بودند.   افکار نیوز

16 آوریل 2015 - 08:18

نوروز می آید تا درد فقر و نداری بیش از هر زمان دیگر دل کوچک کودکان فقیر را بفشارد،کودکانی که زمستان سرد را با کفش های پاره و لباس های کهنه در کلبه های محقرانه و سرد و دود گرفته سپری کرده اند،کودکانی که با بوی برنج و گوشت مدتها است بیگانه اند،کودکانی که طعم میوه را  فراموش کرده اند،نوروز می آید تا درد فقر و نداری بغض در  گلوی کودکان  فقیر گره زده و قطره اشکی از گوشه چشمی بچکاند... بی شک می دانیم بدست یاور مهرآفرین کودکان ما نیز در نوروز لبخند خواهند زد و با یک جفت کفش کتانی به بازی کودکانه خواهند پرداخت و در آغوش مادر خود یاورش را دعا خواهد کرد. جهت اهدای ارزاق،پوشاک با واحد یاوران 35260-021 تماس بگیرید. اهدای حمایت های نقدی به شماره کارت 6037991199506100 بنام موسسه نیکوکاری مهرافرین پناه عصر

16 آوریل 2015 - 08:18

به گزارش روابط عمومی, قلب فاطمه دختر 7 ساله یاسوجی با حمایت یاوران مهرآفرین جان دوباره گرفت. فاطمه دختری که به خاطر مشکلات قلبی خود نمی توانست پا به پای هم کلاسی ها و دوستان خود بازی کرده و حتی در کلاس درس حاضر گردد , پس از اعلام نیاز به حمایت از طریق وب سایت مهرآفرین و همکاری صمیمانه پزشک جراح آقای دکتر امیر غفران و کارکنان بیمارستان شهید فقیهی شیراز,  و یاوران مهرآفرین پس از جراحی سخت بر روی قلبش بهبود یافت. فاطمه اکنون در منزل تحت مداوا و دوره نقاهت پس از عمل قرار دارد.

16 آوریل 2015 - 08:18

 پسری جوان بعد از اینکه از ازدواج با دختر موردعلاقه‌اش ناامید شد دست به سلاح برد و ضمن کشتن این دختر، دو نفر از اعضای خانواده او را نیز به کام مرگ کشاند و یک نفر را زخمی کرد. جوان مسلح بعد از این اقدام جنون‌آمیز با شلیک گلوله به زندگی خود نیز پایان داد. پلیس درحال‌حاضر مشغول تحقیق پیرامون این جنایت است که شامگاه یکشنبه در منطقه کارکنان شهرستان گچساران واقع در استان کهگیلویه‌وبویراحمد به وقوع پیوست. ساعت ٢١:٣٠ یکشنبه وقتی صدای گلوله‌ها در کوچه ٢٠شمالی در منطقه کارکنان پیچید اهالی سراسیمه از خانه‌های خود بیرون رفتند و مشاهده کردند جنایتی در همسایگی‌شان به وقوع پیوسته است. آنها پلیس و اورژانس را از واقعه مطلع و درخواست کمک کردند. دقایقی بعد ماموران و امدادگران در محل حادثه حاضر شدند و پیش از هر کاری دو زن را که بر اثر اصابت گلوله زخمی شده بودند به بیمارستان منتقل کردند. آنها در ادامه با اجساد دو دختر و پسری جوان مواجه شدند. همان بررسی‌های اولیه فاش کرد پسر جان‌باخته عامل جنایت است و بعد از اینکه با استفاده از سلاح کلاشینکف جنایتی تمام‌عیار را رقم زده گلوله‌ای نیز به خودش شلیک کرده و به زندگی‌اش پایان داده است. مقتولان دو خواهر بودند که یکی از آنها هدف اصلی جنایت محسوب می‌شد. قاتل از چندی قبل در پی آشنایی با این دختر به او علاقه‌مند شده و سعی کرده بود مقدمات ازدواج با وی را فراهم کند اما دختر جوان تمایلی به این وصلت نداشت به همین دلیل پاسخ رد داده بود. کشمکش‌ها در این خصوص ادامه داشت تا اینکه شب حادثه خواستگار ناکام که مطمئن شده بود دیگر راهی برای رسیدن به خواسته‌اش باقی نمانده است، دست‌به‌سلاح برد. درحالی‌که بررسی‌ها پیرامون این جنایت ادامه داشت، خبر رسید یکی از مصدومان جان خود را از دست داده و تعداد قربانیان در مجموع به چهار نفر رسیده است. پلیس هنوز جزئیات و نحوه وقوع جنایت را اعلام نکرده است اما برخی اخبار حاکی از آن است که متهم بعد از رفتن مقابل منزل دختر جوان وقتی دید در حیاط باز است، داخل رفت و دخترموردعلاقه‌اش، خواهر او و یکی از بستگان آنها را به رگبار بست و سپس به زندگی‌اش پایان داد. روایت دیگری نیز از این جنایت وجود دارد مبنی‌بر اینکه خواستگار بعد از رسیدن مقابل خانه دختر موردعلاقه‌اش در زد و از او خواست برای آخرین گفت‌وگو از منزل خارج شود. در این میان دو مقتول دیگر نیز این دختر را همراهی کردند که همگی هدف گلوله قرار گرفتند. درحال‌حاضر اجساد به پزشکی‌قانونی منتقل شده و این در حالی است که زنی دیگر که او هم در همین حادثه هدف گلوله قرار گرفته در بیمارستان بستری است و پزشکان در تلاش هستند تا جان او را نجات بدهند. این جنایت در حالی به وقوع پیوست که پیش از این نیز شکست‌های عشقی حوادث خونینی را به بار آورده بود. ٢٧ اسفند سال گذشته مردی جوان که با انگیزه‌ای مشابه دست به جنایت زده و خواهران دوقلوی جیرفتی را به قتل رسانده بود در این شهر در ملأعام اعدام شد. آن متهم نیز وقتی پاسخ منفی شنید در مسیر تردد روزانه دختر موردعلاقه‌اش قرار گرفت و با خودرو وانت او و خواهر دوقلویش را زیر گرفت و گریخت اما در نهایت دستگیر و مجازات شد.

16 آوریل 2015 - 08:18

«سمیه»، یکی از قربانیان اسیدپاشی، صبح دیروز بر اثر عارضه ریوی ناشی از اسید در یکی از بیمارستان‌های تهران درگذشت. سمیه مهری که چندسال پیش در یکی از روستاهای شهرستان بم توسط همسرش مورد اسیدپاشی قرار گرفته بود، دیروز بعد از مدت‌ها تحمل بیماری و دو روز بستری در بیمارستان، به دلیل از کار افتادگی ریه بر اثر زخم‌های ناشی از اسید در یکی از بیمارستان‌های تهران درگذشت. سمیه که از روز جمعه به سختی نفس می‌کشید، توسط مادرش به بیمارستان برده شد، تا شاید امیدی به درمانش باشد. این زن و دختر خردسالش به نام رعنا اردیبهشت سال ٩٠ توسط پدر خانواده مورد اسیدپاشی قرار گرفتند. متهم اختلافات خانوادگی را به‌عنوان انگیزه‌اش از این کار اعلام کرده بود. رعنا نیز در این حادثه به‌شدت آسیب دیده و درمان او همچنان ادامه دارد.

16 آوریل 2015 - 08:18

مردی که متهم است زنی جوان را که از همکارانش بود به قتل رسانده است در جلسه محاکمه اتهامش را قبول کرد. این مرد ٣٢ ساله که ایرج نام دارد اسفند سال ٩٢ مرتکب جنایت شد و زنی متاهل به نام محبوبه را به قتل رساند. او بعد از دستگیری به جرمش اعتراف کرد و در نهایت برای او به اتهام قتل، رابطه نامشروع و سرقت اموال مقتول کیفرخواست صادر شد. این متهم دیروز در شعبه ٨٤ دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. در این جلسه نماینده دادستان اعلام شکایت کرد و گفت: «روز حادثه مردی به پلیس خبر داد جسد محبوبه در خانه‌اش افتاده است. این مرد بعد از حضور پلیس به ماموران گفت شوهر محبوبه به سفر رفته بود و وقتی همسرش تلفن را جواب نداد نگران شد به همین دلیل از من خواست سراغی از محبوبه بگیرم اما او در را باز نکرد، به همین دلیل با کمک همسایه‌ها وارد خانه شدم و جسد را دیدم».اولیای‌دم نیز در این جلسه خواستار قصاص متهم شدند و گفتند تفاضل دیه را نیز پرداخت خواهند کرد. پدر مقتول گفت اولین بار است که ایرج را می‌بیند و نمی‌داند او به چه دلیل دخترش را به قتل رسانده است. این مرد همچنین توضیح داد مقداری از طلاها و پول‌های دخترش نیز سرقت شده است. در ادامه وقتی نوبت به متهم رسید، او ماجرا را توضیح داد و گفت: «من و محبوبه همکار بودیم و گاهی برای هم پیامک می‌فرستادیم تا اینکه محبوبه با من درددل کرد و گفت با شوهرش مشکل دارد. بعد از آن رابطه ما صمیمانه‌تر شد تا اینکه محبوبه گفت قصد دارد از شوهرش جدا شود. او از من خواست همسرم را طلاق بدهم تا با هم ازدواج کنیم ولی من مخالفت کردم، از آن به بعد بود که اختلافات ما شروع شد».متهم به قتل افزود: «محبوبه مکالمه‌های ما را ضبط کرده بود و تهدید می‌کرد آن را در اختیار همسرم می‌گذارد. حتی ما یک‌بار سر این موضوع با هم دعوا کردیم و من گوشی تلفن همراه او را شکستم اما این ماجرا همچنان ادامه داشت تا اینکه روز حادثه محبوبه از من خواست به خانه‌اش بروم تا فایل صوتی را بدهد. می‌دانستم که او در منزل تنهاست. وقتی به آنجا رفتم زیر قولش زد و با هم دعوا کردیم. من که عصبانی شده بودم گلدانی را به سمتش پرت و بعد با تکه‌ای سیم او را خفه کردم اما سرقتی انجام ندادم؛ البته قبل از این ماجرا دو میلیون تومان به محبوبه بدهکار بودم که حاضر هستم این مبلغ را پس بدهم».

16 آوریل 2015 - 08:18

مردی جوان که برای انتقام‌گیری از زن موردعلاقه‌اش خانه‌ای را به آتش کشیده و سه نفر را به قتل رسانده‌ است، مدعی ‌شد چون آن زن دارایی ‌او را هزینه گلدکوئست کرده و باعث اختلافات خانوادگی شده ‌بود، تصمیم به انتقام‌گیری گرفت. به گزارش خبرنگار ما، مأموران پلیس و  آتش‌نشانان، تیرماه سال ٩٢ در جریان آتش‌سوزی در ویلایی در دماوند قرار گرفتند. امدادگران بعد از مهار آتش، اعلام کردند سه نفر از اهالی خانه جان‌شان را بر اثر شدت جراحات از دست داده‌اند. تحقیقات نشان داد، عامل این آتش‌سوزی مردی جوان به نام امیر است که در پی درگیری با صاحب‌خانه به نام ژاله، آتش‌سوزی را رقم زده ‌است. مطابق گفته ژاله که از این آتش‌سوزی جان سالم به در برده ‌بود، امیر شب حادثه با او تماس گرفت و بعد از جروبحث به ویلای دماوند رفت و برای انتقام‌گرفتن از ژاله ویلا را به آتش کشید.پرونده با توجه به شکایات اولیای‌دم و سایر مدارک موجود، ازجمله اقرارهای متهم، تکمیل و برای رسیدگی به شعبه ٧١ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده ‌شد. روز گذشته در جلسه محاکمه، بعد از اینکه نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و درخواست صدور حکم قانونی کرد، اولیای‌دم هر سه مقتول که دو زن و یک مرد بودند، درخواست صدور حکم قصاص کردند.  سپس ژاله در جایگاه حاضر شد. او درباره رابطه‌اش با متهم گفت: مدتی همسر صیغه‌ای امیر بودم؛ اما وقتی رفتارهای خشن‌ او را دیدم، از هم جدا شدیم. بااین‌حال دست از سرم برنمی‌داشت و مدام آزارم می‌داد. روز حادثه نیز با من تماس گرفت، گفتم در ویلا نیستم، اما فکر کرد به همراه اعضای خانواده‌ام آنجا هستم، به‌همین‌دلیل آمد، بعد به من حمله کرد خواست مرا با چاقو بزند که در را بستم و فرار کردم. با اینکه گفتم میهمانان برای اجاره ویلا آمده‌اند و اعضای خانواده من نیستند، قبول نکرد و با بنزین همه‌جا را به آتش کشید. وقتی متهم در جایگاه حاضر شد، اتهامش را رد کرد و گفت: مدت‌ها بود که با ژاله رابطه داشتم. به‌خاطر او همه‌چیز را از دست دادم. همسرم از من جدا شد و خانواده‌ام مرا طرد کردند. خانه و مغازه‌ام را فروختم چون ژاله می‌خواست در گلدکوئست سرمایه‌گذاری کنیم. هرچه داشتم از دستم رفت. مدتی بعد ژاله به خاطر دعوایی که کرده ‌بودیم دیگر جواب تلفن مرا نداد و خودش را از من مخفی می‌کرد. وقتی به خانه‌اش رفتم، متوجه شدم ماشین‌هایش در منزل ‌است؛ اما کسی حضور ندارد. فکر کردم شاید به ویلای دماوند رفته ‌باشد. تماس گرفتم تلفن را مردی برداشت پرسیدم تو چه نسبتی با ژاله ‌داری؟ گفت برادرش هستم. با اینکه من همه اعضای خانواده ژاله را می‌شناختم و می‌دانستم دروغ می‌گوید با تحریک آن مرد و حرف‌هایی که زد به ویلای ژاله رفتم. مخفیانه وارد خانه شدم دیدم چند پیرمرد و پیرزن در خانه هستند. فکرکردم واقعا در مورد ژاله اشتباه کردم؛ اما به محض اینکه سرم را چرخاندم متوجه شدم ژاله با وضعیت بدی دو لیوان چای دستش گرفته و به سمت بخاری می‌رود. فهمیدم اشتباه نکردم. بیرون رفتم هشت لیتر بنزین خریدم. برگشتم ژاله را صدا کردم و گفتم می‌خواهم تو و خودم را بکشم. ژاله جلو نیامد. پیرمردی که آنجا بود گفت ما کار بدی نمی‌کنیم. گفتم با شما کاری ندارم ژاله را صدا کنید. ژاله نمی‌آمد. چند زن هم جلوی در را گرفته ‌بودند. یک‌دفعه نمی‌دانم چه شد آتش بخاری از داخل خانه بیرون آمد. با اینکه من مقداری بنزین روی خودم ریخته ‌بودم آتش نگرفتم.  متهم درباره اینکه در کدام منطقه از ایران در تیر ماه بخاری روشن می‌کنند، گفت در آن منطقه هوا سرد است.  سپس وکیل‌مدافع متهم، دفاعیات خود را مطرح کرد و قضات برای صدور رأی وارد شور شدند

16 آوریل 2015 - 08:18

مردی که بعد از ربودن پسری ٩ ساله، او را مورد آزار و اذیت قرار داده و به قتل رسانده بود، صبح دیروز در ملأ‌عام اعدام شد.خانواده پسر ٩ ساله که محمدرضا نام داشت، شامگاه هفتم آبان سال گذشته وقتی از تأخیر فرزندشان در بازگشت به خانه ناامید شدند، از پلیس مهریز درخواست کمک کردند و از همان زمان تحقیقات برای یافتن این پسربچه آغاز شد. پدر محمدرضا به کارآگاهان گفت پسرش به مناسبت ایام محرم برای رفتن به هیأت عزاداری از خانه خارج شده اما دیگر بازنگشته. تلاش پلیس برای پیداکردن پسر دانش‌آموز بی‌فایده بود تا اینکه سرانجام جنازه او در حالی‌که داخل یک گونی گذاشته و در محلی خلوت رها شده بود، کشف و به پزشکی‌قانونی منتقل شد. بعد از روشن‌شدن سرنوشت این کودک، تحقیقات جنایی برای شناسایی عامل یا عاملان قتل او و همچنین افشای انگیزه جنایت در دستور کار قرار گرفت تا اینکه مأموران به مردی به نام شاهین ظنین شدند و سراغ او رفتند.پلیس هنگام بازرسی خانه شاهین متوجه آثار خون روی در و دیوار شد و لباسی خون‌آلود را نیز کشف کرد. به این ترتیب مرد جوان ناچار به اعتراف شد. او گفت: «روز حادثه سوار بر موتور در حرکت بودم که پسربچه‌ای تنها را دیدم. نزدیکش شدم و از او پرسیدم کجا می‌رود که جواب داد راهی هیأت عزاداری است. نقشه‌ای به ذهنم رسید و به دروغ به آن پسر گفتم من هم به همان‌جا می‌روم و اگر بخواهد می‌توانم او را هم با موتور ببرم. به این ترتیب پسربچه را سوار موتور کردم و به سمت خانه‌ام راه افتادم. کودک را داخل منزل بردم و او را مورد آزار و اذیت قرار دادم. محمدرضا قصد داشت فرار کند به همین دلیل با چاقو چند ضربه به او زدم و بعد از اینکه مطمئن شدم فوت شده است، جسد را در یک گونی انداختم و از خانه بیرون بردم».این متهم در ادامه تحقیقات، صحنه قتل را نیز بازسازی کرد و پرونده اتهامی او به‌صورت ویژه در دادگاه کیفری استان یزد مورد رسیدگی قرار گرفت. متهم بعد از اتمام جلسه محاکمه، بنابر درخواست اولیای‌دم به قصاص محکوم شد و دیوانعالی کشور نیز با توجه به مدارک موجود این رأی را مورد تأیید قرار داد تا اینکه سرانجام حکم قاتل صبح دیروز در مهریز در ملأ‌عام اجرا شد.محمدرضا حبیبی، رئیس کل دادگستری استان یزد دیروز در مراسم اجرای این حکم گفت: تسریع در روند رسیدگی به این پرونده به دلیل تلاش برای التیام زخم‌های روحی جامعه بود و مردم مطمئن باشند دستگاه قضایی با جدیت با مخلان نظم و امنیت جامعه برخورد خواهد کرد.

16 آوریل 2015 - 08:18

کارآگاهان جنایی در حال تحقیق درباره قتل پسر چهارساله‌ای هستند که در بازارچه مرزی «اینچه‌برون» گنبدکاووس کشته شده است. این پرونده از روز ١٤ فروردین گشوده شد و تحقیقات هنوز به نتیجه نرسیده است. کودک دزفولی در تعطیلات نوروز همراه خانواده‌اش به شهرستان مینودشت استان گلستان سفر کرد و در خانه پدربزرگش ساکن شد. این خانواده روز حادثه برای خرید به بازارچه مرزی «اینچه‌برون» رفتند که ناگهان پسر چهارساله به طرز مرموزی گم شد. پدر این کودک هنگ مرزی را از این اتفاق مطلع کرد و پس از آن پلیس برای یافتن این پسربچه وارد عمل شد. مأموران با دردست‌داشتن مشخصات کودک، تمامی مکان‌هایی را که احتمال داشت بچه در آنجا گم شده باشد جست‌وجو کردند ولی ردی از او به دست نیامد تا اینکه ساعت ١١ صبح روز جمعه هفته پیش چند چوپان که از حوالی گمرک اینچه‌برون عبور می‌کردند، شیء مشکوکی را دیدند. آنها بعد از نزدیک‌شدن به شیء، متوجه جسم بی‌جان پسربچه‌ای کم‌سن‌وسال شدند و پلیس را مطلع کردند. مأموران دقایقی بعد خود را به محل حادثه رساندند و در همان بررسی‌های اولیه پی بردند جسد متعلق به همان کودک دزفولی است. جسد که در فاصله حدود یک‌کیلومتری محل مفقودشدن او کشف شده بود، به‌سرعت به پزشکی‌قانونی منتقل شد و متخصصان با معاینه آن و انجام بررسی‌های لازم به این نتیجه رسیدند که پسر خردسال بر اثر خفگی جان باخته و مرگ او قتل است. به این ترتیب دور تازه‌ای از تحقیقات کلید خورد. در حالی‌که تلاش‌ها برای یافتن سرنخی از عامل یا عاملان جنایت تازه آغاز شده بود، شایعات گسترده‌ای در میان مردم پیچید و برخی می‌گفتند قاچاقچیان این کودک را کشته و اعضای بدنش را خارج کرده‌اند. محمد حمیدی، فرماندار ویژه گنبدکاووس، این شایعه را تکذیب و تأکید کرد جسد کشف‌شده کاملا سالم است و هیچ‌گونه خراشیدگی یا آسیب ناشی از ضرب‌وجرح نیز روی آن وجود ندارد. دکتر مهدی قربانی‌ثمینی، مدیرکل پزشکی‌قانونی گلستان نیز با تکذیب برداشتن اعضای بدن این کودک، گفت: در بررسی‌های اولیه نیز آسیب خاصی در بدن مشاهده نشده است. وی شرایط آب‌وهوایی و نحوه قرارگرفتن جنازه را در روند رسیدگی پزشکی‌قانونی حائزاهمیت عنوان و ابراز کرد: هنوز امکان اعلام زمان دقیق مرگ فراهم نیست و نتیجه آزمایشات زمان‌بر است که به‌محض روشن‌شدن، از طریق مراجع ذی‌ربط اطلاع‌رسانی خواهد شد. به گفته علی بهرامی، معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی گلستان، درحال‌حاضر تحقیقات فشرده و تخصصی پلیس آگاهی برای روشن‌شدن زوایای مختلف این حادثه ادامه دارد.

16 آوریل 2015 - 08:18

پرونده مرد عراقي كه از دو سال قبل در بازداشت به سر مي‌برد در دادگاه كيفري استان تهران بررسي مي‌شود.به گزارش جوان، دي ماه سال 92 مرد عراقي كه علي نام دارد به مأموران پليس خبر داد كه همسرش ستاره ناپديد شده است. او گفت همسرم پرستار بود و در يك شركت كار مي‌كرد. او مثل هميشه براي رفتن به محل كارش خانه را ترك كرد و ديگر برنگشت. در تماس‌هايي كه با او گرفتم فهميدم كه گوشي‌اش خاموش است و كسي هم از او خبر ندارد بنابراين درخواست كمك دارم.بعد از مطرح شدن شكايت، مأموران پليس مشغول بررسي شدند و فهميدند جسد زني داخل يك چمدان با مشخصاتي كه شاكي در اختيارشان گذاشته بود، اطراف شهر كشف و به پزشكي قانوني منتقل شده است. علي بعد از حضور در پزشكي قانوني هويت همسرش را تأييد كرد.پس از آن بود كه پرونده با موضوع قتل تشكيل شد و كارآگاهان از علي تحقيق كردند. او در شرح بيشتر آشنايي‌اش با ستاره گفت چند سال بعد از پايان جنگ عراق با ايران به ايران آمدم. بعد هم اقامت گرفتم و بعد از آشنايي با ستاره با هم ازدواج كرديم. ما زندگي خوبي داشتيم و وضع زندگي‌مان هم خوب بود. ستاره پرستار بود و در يك شركت كار مي‌كرد. او بيشتر وقتش را در محل كار مي‌گذراند. از طرف شركت براي مراقبت از بيماران به خانه آنها مي‌رفت. تحقيقات بيشتر درباره زندگي علي نشان داد كه او با ستاره اختلاف زيادي داشت. همسايه‌ها تأييد كردند كه بارها صداي مشاجره آنها را شنيده بودند. خانواده ستاره هم وقتي مورد تحقيق قرار گرفتند گفتند كه علي با دخترشان رفتار خوبي نداشت و او را كتك مي‌زد. بعد از به دست آمدن اين اطلاعات بود كه علي بار ديگر مورد تحقيق قرار گرفت. او اين بار به قتل همسرش اقرار كرد و در شرح ماجرا گفت چند ماه قبل از حادثه متوجه تلفن‌هاي مشكوك همسرم شدم. مي‌گفت كه با خانواده‌اش حرف مي‌‍زند اما متوجه بودم كه چيزي را از من پنهان مي‌كرد. يك روز كه داشت با تلفن حرف مي‌زد گفتم با چه كسي حرف مي‌زني؟ گفت با مادرم. همان لحظه با تلفن همراهم با مادرش تماس گرفتم و با هم حرف زديم. گفت كه آن روز اصلاً با ستاره حرف نزده است. فهميدم كه ستاره چيزي را از من پنهان مي‌كند. بعد از آن با ستاره حرف زدم و خواستم به زندگي مشتركمان وفادار باشد اما به حرفم گوش نداد. وقتي دراين باره بيشتر تحقيق كردم متوجه شدم كه با يكي از دوستان من كه ناصر نام دارد، ارتباط دارد. بعد از اينكه شماره ناصر را در گوشي‌اش پيدا كردم تصميم به قتل همسرم گرفتم. متهم در توضيح حادثه گفت: آن روز به خانه رفتم و به همسرم گفتم كه درباره‌اش اشتباه كرده‌ام و مي‌خواهم رفتارم را جبران كنم. ادعا كردم كه برايش انگشتري خريده‌ام. وقتي دست‌هايش را براي گرفتن انگشتري دراز كرد، دستبند پلاستيكي را كه از قبل تهيه كرده بودم به دست‌هايش زدم. دهانش را هم با شال بستم و او را خفه كردم. بعد جسد را داخل چمدان گذاشتم. با ناصر تماس گرفتم و گفتم مي‌خواهم وسيله‌اي را با ماشين او به خارج از خانه حمل كنم. او قبول كرد و ساعتي بعد به خانه‌ام آمد. چمدان را داخل ماشين او منتقل كرده و به طرف اسلامشهر حركت كرديم. در راه بود كه فهميدم ناصر متوجه شده جسد ستاره داخل چمدان است اما از ترس چيزي بروز نداد. به هر حال چمدان را در محل خلوتي از ماشين خارج كرديم. بعد به كلانتري رفتم و اعلام مفقودي كردم.  گزارش پزشكي قانوني بعد از معاينه جسد نشان داد كه ستاره به علت فشار بر عناصر حياتي گردن فوت شده است. در شاخه ديگري از بررسي‌ها كارآگاهان ناصر را هم بازداشت كردند. او در تحقيقات حرف‌هاي علي را تأييد كرد و پذيرفت كه در انتقال جسد به علي كمك كرده‌است.با كامل شدن بررسي‌ها علي به قتل ستاره و ناصر به اتهام رابطه نامشروع و اختفاي ادله جرم مجرم شناخته شده و كيفرخواست عليه آنها صادر شد. پرونده به زودي از سوي هيئت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران بررسي مي‌شود.

16 آوریل 2015 - 08:18

یک روزنامه انگلیسی از ماجرای هولناکی درباره تجاوز عناصر گروه تروریستی داعش به دختران خردسال ایزدی پرده برداشت.به گزارش خبرگزاری صدا و سیما به نقل از پایگاه خبری شبکه العالم، عناصر گروه تروریستی داعش پس از به اسارت‌گرفتن زنان و دختران ایزدی در عراق حتی به دختران کم سن و سال نیز رحم نکردند.روزنامه "دیلی اکسپرس" در گزارشی به نقل از نیروهای امدادگر سازمان‌های بین‌المللی نوشت: عناصر گروه تروریستی داعش دخترانی کم سن و سال را که برخی 9 ساله بودند، مورد شکنجه و تجاوز قرار داده‌اند.گروه تروریستی داعش به تازگی صدها تن از زنان و کودکان ایزدی را پس از 8 ماه اسارت، رها کرده‌است.در این گزارش آمده است که نیروهای امدادگر، اردوگاهی را برای این آوارگان ایزدی ایجاد کرده و در تلاشند تا زنان و کودکان را از فشارهای روانی و آسیب‌های روحی و جسمی که به آنان وارد شده، برهانند.این نیروهای امدادگر گفته‌اند دختری 9 ساله را یافته‌اند که پس از تجاوز 10 تن از عناصر داعش به او، اکنون باردار است.آنان خاطرنشان کردند که این دختر بسیار کوچک و ضعیف است و امکان دارد هنگام به دنیا آوردن فرزندش، جان دهد.هفته گذشته 200 زن و کودک ایزدی از دست این گروه تروریستی رها شدند."یوسف داود" یکی از نیروهای امدادگر گفت: حتی عمل سزارین برای جان این دختر خطرناک است؛ و تجاوز عناصر داعش آسیب‌های روحی و جسمی فراوانی به این دختر وارد کرده است.داود خاطرنشان کرد: داعش این گروه از زنان را به دلایل انسانی رها نکرده است، بلکه این گروه تروریستی قصد دارد با بازگرداندن این زنان و دختران نزد خانواده‌هایشان، به جامعه نیز شوک وارد کند.داود اظهار داشت: نمی‌دانم این کودکان چه آینده‌ای خواهند داشت؛ زنان و دختران نوزادان خود را نمی‌خواهند؛ آنان رنج بسیاری متحمل شده‌اند و تنها خواسته آنان فراموشی این درد و رنج‌ها است.این امدادگر بین المللی تأکید کرد: حتی اگر برخی از آنان ازدواج کرده بودند، در صورت بارداری همسرانشان دیگر آنان را نمی‌خواهند، و آشکار است که این نوزادان در جامعه پذیرفته نمی‌شوند؛ بعضی از زنان و دختران سعی دارند سقط جنین کنند ولی شرایط بهداشتی بسیار بد است، به صورتی‌که احتمالا برخی از آنان هنگام سقط جنین می‌میرند.دفتر امور ربوده شدگان ایزدی در "دهوک" هفته گذشته از رهایی حدود 30 تن از ایزدی ها از دست گروه تروریستی داعش خبر داد.این دفتر خاطرنشان کرد هنوز بیش از سه هزار و 500 مرد و زن ایزدی در اسارت گروه تروریستی داعش هستند، و طی ماه‌های اخیر بیش از 900 نفر از دست داعش رهایی یافته‌اند.

16 آوریل 2015 - 08:18

فرمانده انتظامی علی‌آبادکتول از دستگیری قاتلان پسربچه دوساله خبر داد. سرهنگ علی‌اکبر اژدری گفت: سه‌روز پیش در یک منزل مسکونی در شهر علی‌آبادکتول پسربچه‌ای دوساله مورد ضرب‌وشتم شدید یک‌مرد به همراه مادرش که در خانه بودند، قرار گرفت. وی افزود: پسربچه دوساله به بیمارستان انتقال داده شد اما به‌علت کوفتگی شدید ناشی از ضربات بر سر، کودک در بیمارستان فوت شد. سرهنگ اژدری گفت: بر اساس اطلاعات به‌دست‌آمده مادر این بچه در غیاب همسر زندانی‌اش، با مردی رابطه نامشروع داشت. این مقام انتظامی ادامه داد: این مرد که شیشه مصرف کرده بود پس از آزار پسربچه دوساله ضربات را به سر پسربچه زد. فرمانده انتظامی علی‌آبادکتول گفت: دو متهم پس از این عمل شنیع دستگیر و تحویل مقامات قضایی شدند.

16 آوریل 2015 - 08:18

 پرونده قتل زن افغان که در دادگاه خانوادگی به مرگ محکوم شد به‌زودی در دادگاه کیفری استان تهران مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. این در حالی است که دونفر از عوامل این قتل بعد از فرار به کشورشان به حبس‌های سنگین محکوم شدند. به گزارش خبرنگار ما، مردی افغان به نام احمد خرداد سال٨٧ به پلیس شهریار خبر داد همسرش گم شده ‌است. او گفت: «زنم مهرناز از خانه خارج شده و برنگشته در حالی‌که به من گفته ‌بود سرکار می‌رود اما چون آدرس محل کارش را هم نمی‌دانم نتوانستم او را پیدا کنم.»ماموران چندروز بعد جسد زنی جوان را پیدا کردند که به‌طرز فجیعی به قتل رسیده‌ بود. این زن بعد از به قتل رسیدن، مثله و جسدش رها شده ‌بود. پلیس با توجه به نشانی‌هایی که شوهر مهرناز داده‌ بود، پی برد این جسد متعلق به زنی افغان است که ١٨سال بیشتر نداشته. هویت مهرناز توسط شوهرش مورد تایید قرار گرفت. او در بازجویی‌ها گفت: «نمی‌دانم چه اتفاقی برای زنم افتاده ‌است. او روزها سر کار می‌رفت. می‌دانم در تولیدی پوشاک کار می‌کرد اما از اینکه محل کارش کجا بود و با چه‌کسانی رفت‌وآمد داشت، خبر ندارم.» بی‌تفاوتی احمد نسبت به قتل همسرش ظن ماموران را نسبت به او برانگیخت و این مرد بازداشت شد. او همچنان مقاومت کرد و گفت از مرگ همسرش خبر ندارد. ماموران در ادامه تحقیقات، یکی از دوستان نزدیک مهرناز را شناسایی کردند و او را مورد بازجویی قرار دادند. این زن گفت: «سال‌هاست مهرناز را می‌شناسم. ما با هم در کارگاه پوشاک کار می‌کردیم تا اینکه احمد به خواستگاری مهرناز آمد و آنها با هم ازدواج کردند، بعد من به شهر دیگری مهاجرت کردم. بااین‌حال با هم ارتباط داشتیم. روز حادثه مهرناز با من تماس گرفت و گفت شوهرش رفتارهای عجیبی دارد و خیلی می‌ترسد و به او گفته لازم نیست سر کار برود. مهرناز از من خواست به خانه‌اش بروم، می‌ترسید با شوهرش تنها باشد. من نرفتم چون مریض بودم بعد از آن هم خبری از مهرناز ندارم. می‌دانستم مهرناز با مردی دوست است. آنها با هم بیرون می‌رفتند اما رابطه خاصی نداشتند.»دوست مهرناز در حالی این اظهارات را مطرح کرد که احمد به‌دلیل نبود دلایل کافی آزاد شده ‌بود و وقتی ماموران دوباره سراغ او رفتند، این مرد به کشورش بازگشته ‌بود. در ادامه بررسی‌ها، عموی احمد به نام جمعه شناسایی و بازداشت شد. او در تحقیقات به قتل اعتراف کرد و گفت با همدستی مردی به نام غلام، مهرناز را کشته ‌است. او گفت: «یک‌شب که با احمد و پدرش به نام محمد در خانه‌ای بودیم، وقتی به دستشویی رفتم، تلفنم زنگ خورد و احمد از روی شماره متوجه شد مهرناز است. ما مدتی بود با هم در ارتباط بودیم و سینما می‌رفتیم یا قدم می‌زدیم اما رابطه خاصی نداشتیم. احمد خیلی عصبانی شد و گفت تو عموی من هستی و نباید این کار را می‌کردی. با اینکه توضیح دادم رابطه خاصی بین ما نیست اما برادرم محمد و احمد قانع نشدند. بنابراین به اتفاق برادر دیگرم و یکی از بزرگان فامیل جلسه‌ای تشکیل دادیم. در آن جلسه قرار بر این شد که مهرناز کشته شود. چون او به شوهرش هم دروغ گفته‌ و ادعا کرده ‌بود سر کار می‌رود، در حالی‌که وقتی در خانه نبود وقتش را با من می‌گذراند و از من پول می‌گرفت و به‌عنوان حقوقش به احمد نشان می‌داد. به من گفتند چون با مهرناز رابطه داشته‌ام باید خودم اقدامی بکنم. من هم گفتم می‌توانم آدمکش اجیر کنم که او را بکشد. به یکی از هم‌وطنانم به نام غلام پول دادم و او مهرناز را به قتل رساند و بعد هم جسدش را بیرون انداختیم تا لکه ننگ از خانواده پاک شود. بعد از پیداشدن جسد بود که احمد و پدرش محمد از ایران خارج شدند و به افغانستان رفتند.» وقتی جمعه با این سوال مواجه شد که چرا با همسر برادرزاده‌اش رابطه برقرار کرده، گفت: «مهرناز به من مشروب می‌خوراند و بعد مرا به سینما می‌برد و من اصلا متوجه نمی‌شدم.»در حالی‌که غلام بازداشت شده‌ بود، به‌دلیل فرار احمد و پدرش و دو فرد دیگر که در دادگاه خانوادگی علیه مقتول حضور داشتند، رسیدگی به پرونده به تعویق افتاد تا اینکه پدر مهرناز اعلام کرد بعد از اینکه متوجه شده احمد و پدرش به افغانستان رفته‌اند از آنها شکایت کرده و متهمان مطابق قوانین افغانستان به ٢٠سال حبس محکوم شده‌اند. بااین‌حال چون قتل در ایران اتفاق افتاده و متهمان دیگر نیز در ایران هستند، خواستار مستردکردن متهمان به ایران و رسیدگی به این پرونده شده. با توجه به تکمیل تحقیقات و مشخص‌شدن سرنوشت متهمان فراری، پرونده برای رسیدگی به شعبه ٧٤ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد و متهمان به‌زودی پای میز محاکمه می‌روند.

16 آوریل 2015 - 08:18

  در آستانه آغاز فصل پائيز  عيادت کتایون ریاحی سفیر مهرآفرین از كودكان شیرخوارگاه آمنه  کتایون ریاحی سفیر و فاطمه دانشور مدير عامل مهرآفرین در آستانه آغاز فصل پائيز در شیرخوارگاه آمنه حضور يافته و ضمن عيادت از کودکان ؛ با مسئولان بهزيستي و شيرخوارگاه آمنه دیدار و گفتگو کردند. به گزارش امور رسانه اي موسسه نيكوكاري مهرآفرين ؛ در این دیدار ، مدیر دفتر مشارکت های مردمی سازمان بهزیستی و مدیر دفتر مشارکت های مردمی شیرخوارگاه آمنه نيز حضور داشتند و ضمن تقدیر از فعالیت های خیرخواهانه ، مشكلات و كاستي هاي كودكان تحت پوشش بهزيستي را با سفير و مديرعامل مهرآفرين در جريان گذاشتند. در اين ديدار ، مدیر دفتر مشارکت های  مردمی سازمان بهزیستی نصيري گفت : امروز شیرخوارگاه آمنه به صورت مشاركت هاي مردمي و به شكلي كاملا مطلوب اداره مي شود  و ما بسيار از اين روند رضايت داريم ، با اين حال و به رغم آن كه تلاش شده تا مشکلات كودكان كاملا برطرف شود ، اما در سطحي كلان تر ، بعضی از بيماريها ، هزینه های كلان دارد و ادامه درمان مستلزم پشتيباني هاي بزرگتري ست .  وی در ادامه افزود : مثلا یکی از این بيماري ها ؛ فقدان حس شنوایی در کودکان تازه به دنیا آمده است ! بعضی از کودکان ما ، به دلیل نداشتن بخش حلزون شنوایی ؛ متاسفانه به صورت ناشنوا به دنیا می آیند و اگر این نارسايي ، بین سنین 2 تا 4 سالگی رفع نشود امکان دارد فرد تا آخر عمرش کر و لال بماند! وي ادامه داد : با توجه به امکانات تخصيص يافته ، ما فقط مي توانيم بخشي از هزينه هاي درماني اين بيماران را پوشش بدهيم در حالي كه در سال ، نزديك به 800 نوزاد داريم كه نياز به کاشت حلزون شنوایی دارند ؛ و حتي تعداد اين بيماران رو به افزايش است !  وي افزود : هزینه هاي درمان بسیار بالا است ! در اصل ، ما برای درمان هر کودک بيمار به حداقل  30 میلیون تومان پول نياز داريم ؛ در حالي كه فقط هزینه دستگاهی که بر روی گوش اين کودکان نصب می شود ؛  چهارده میلیون تومان است ! علاوه بر آن ، بعد از عمل جراجی نیز باید گفتار سنجی ، شنوایی سنجی و موارد ديگر انجام شود كه هزينه ها را بسيار بالا مي برد و ادامه كار را براي ما مشكل    مي كند . البته دولت تعهد کرده است كه هزينه درماني 500 کودک را تا سقف 20 میلیون تومان حمایت خواهد كرد ، و ما در تلاشيم تا باقي هزينه ها را از خيرين و نيكوكاران جذب كنيم و اين مشكل هم انشالله رفع و رجوع شود . مدير دفتر مشارکت های مردمی شيرخوارگاه آمنه نيز در ادامه اين ديدار ، با تاکید بر اینکه هنرمندان و ورزشکاران صاحب نام می توانند در کمک به رفع این مشکل قدم های بزرگی بردارند ، گفت : ما از هنرمندان به عنوان یکی از گروه های مرجع كشور می خواهیم که از آبرویشان هزینه کنند و کمک کنند تا اين معضل ، رفع شود ؛ ما معتقدیم همان قدر که ساخت مسجد و کمک نقدی و تحصیلی به ایتام ، اجر اخروی و دنیوی در پي دارد ، کمک به درمان شنوایی اين کودکان معصوم نیز حتما پاداش اخروی در پي خواهد داشت و از همين جا دست همياري به سوي ايشان دراز     مي كنيم . فاطمه دانشور مدیرعامل مهرآفرین نیز گفت : کسانی که قدرت مالی خوبی دارند حتما بايد به اين افراد کمک کنند ؛ ما هم تمام تلاش خود را می کنيم تا با استفاده از ظرفیت های مختلف ، در رفع اين بيماري قدمي برداريم و قطعا کمک هایي را برای این امر ، جمع آوری خواهيم كرد و در حد بضاعت خود ، پيشقدم اين مسير خواهيم بود . کتایون ریاحی سفیر مهر آفرین هم با تقدیر از تلاش های صورت گرفته مسئولان شيرخوارگاه ، بر حضور گروه های مردمي در فعالیت های نیکوکارانه تاکید کرد و افزود : بسیاری از بازیگران و هنرمندان ، فرصت زیادی برای حضور فیزیکی در کارهای خیرخواهانه پيدا نمي كنند ، اما من مي دانم كه قلب آنان براي اين مردم و نيازمندان مي تپد و مطمئنم كه به وقت مقتضي ، از هيچ امري در كمك به همنوع فرو گذار نخواهند بود . دليل حضور اندكي بیشتر من هم ، خداحافظی از اين عرصه است . وی با اشاره به لزوم مشارکت بیشتر مردم در فعالیت های نیکوکارانه و همچنین فعالیت های مصلحانه اجتماعی گفت : باید به سمتی حرکت کنیم که ngo ها و گروه های مردم نهاد به وجود بیایند و رشد کنند و مردم با استفاده از این گروه ها در فعالیت های نیکوکارانه شرکت کنند زیرا گروه هاي اينچنيني می توانند از تضییع حقوق جامعه جلوگیری کنند . در پایان این دیدار ، سفير و مديرعامل مهرآفرين از محل نگهداری کودکان و نوزادان در شیرخوارگاه آمنه بازدید کردند و براي مدتي ، لحظاتي كاملا احساسي بر محيط حاكم شد .    

16 آوریل 2015 - 08:18

  مراسم معرفی سفیر جدید مهرآفرین دهم بهمن ماه 90 با حضور اهالی سینما و موسیقی کشور در سالن همایش‌های میلاد محل برگزاری نمایشگاه بین‌المللی برگزار شد. در ابتدای این مراسم که اجرای آن را «فرزاد حسنی» بر عهده داشت، گروه ارکستر موسیقی سازهای بادی تهران به سرپرستی «سینا ذکایی» قطعاتی را اجرا کرد فرزاد حسنی نیز با اشاره به اینکه فاطمه معتمدآریا از مدعوین این برنامه بود، ادامه داد: اولین بانوی سفیر مهرآفرین به دلیل عدم حضورشان در ایران نتوانستند در این برنامه شرکت کنند اما باید بگویم او هنوز هم در مهرآفرین حضور فعال دارد و همه سفرای بعد از خود را پشتیبانی می‌کند. . برپایه این گزارش، در ادامه مراسم «محمد سریر» به روی سن آمد و گفت: 22 نفری که در این گروه موسیقی حضور داشتند همه از استعدادهای این کشور هستند. قطعاتی که ما از این عزیزان شنیدیم نشان‌گر این باور بود که پشت این نوع موسیقی فکر درست، حرکت و اندیشه‌ای سازنده نهفته است.  پس سعی کنیم این نوع موسیقی را بین مردم رواج دهیم. وی با اشاره به فعالیت‌های موسسه مهر آفرین افزود: من خوشحالم با برپایی چنین مراسمی این افراد شناسایی می شوند و امیدوارم امکان برگزاری اینگونه برنامه‌ها بیشتر باشد. بعد از پخش فیلم کوتاه چهار دقیقه‌ای، «محمد سریر»، «لوریس چکناواریان»، «حسن همایون فال»،  و «رزیتا حفیظ» روی صحنه آمدند و به همراه رهبر گروه (جاوید مجلسی) مدال و لوح سپاس را به اعضای جدید سفیریاران مهرآفرین اهدا کردند. ارکستر سازهای بادی تهران رسما به عنوان سفیریاران  جدید مهر آفرین معرفی شدند. بنابراین گزارش، در ادامه این مراسم «فاطمه دانشور» در یک فیلم ویدئویی به ایراد سخنانی درباره 6سالگی مهرآفرین پرداخت. دانشور طی سخنانی گفت: هدف ما حمایت از کودکان بد سرپرست و زنان سرپرست خانوار است. امروز مهر آفرین 6 ساله شده است و هم اکنون 12 هزار نفر یاور و حمایتگر داریم. وی با اشاره به  معرفی «فاطمه معتمد آریا» ‏، «مریلا زارعی»‏‏، «رضا صادقی» و «هادی ساعی» به عنوان سفیر و سفیر یاران مهر آفرین در سال‌های گذشته گفت: سفیر مشکلات را می‌بیند و نه تنها خود به یاری آن‌ها می‌رود بلکه آن را به جامعه و مسولان منتقل می‌کند. وی ادامه داد: سفیر با هدف بیدار کردن وجدان‌ها قدم برمی‌دارد و می‌خواهد بگوید که ما در برابر نعمت‌های خدا بدهکاریم و باید برای این بدهی به دیگران کمک کنیم. همچنین «سیمین حقی» شاهنامه شناس معاصر کشور روی صحنه آمد و با یادآوری اینکه ده بهمن روز جشن سده ایرانیان است در معرفی دومین سفیر این دوره مهرافرین گفت: امشب میزبان دومین سفیر مهرآفرین هستیم. سپاس از همسرش «آقای بهبهانی» که همیشه حامی انسان‌های فرهنگ دوست بوده‌اند. این بانو به حق شایسته حضور در این موسسه است و امیدوارم بتواند در این راه به تعالی برسد. «علی معلم» هم سفیر دوم مهرآفرین را این گونه معرفی کرد:  در میان 70 میلیون جمعیت کشورمان کمتر از هزار نفر بازیگر سینما هستند. از میان این هزار نفر حدود ده درصد بین مردم شناخته شده‌اند و از این عده کمتر از سی نفر هستند که حیطه شخصی زندگی حرفه‌ای‌شان دستخوش مسایل حاشیه‌ای نشده است.  این افراد از بدست آوردن شهرت خوشحالند چون شهرتشان را از لطف مردم می‌دانند نه از خودباری. اگر «عزت الله انتظامی» را امروز همه می‌شناسند نه فقط به خاطر بازی خوبش بلکه بیشتر برای خلق و خوی و اخلاق انسانی‌اش است. معلم ادامه داد: محبوبیت فردین تنها به خاطر بازیگری‌اش نبود بلکه محبتش و نحوه سلوکش با مردم او را بین همه عزیز کرد. وی افزود: صاحبان مقام کشور باید قدر این هنرمندان را بدانند و واقف باشند اگر قرار است حضور این افراد نادیده گرفته شود چیزی از مردم هم باقی نمی‌ماند چراکه اینها ضامن فرهنگ یک ملت هستند. علی معلم با ذکر نام «کتایون ریاحی» به عنوان سفیر دوم مهرآفرین این دوره اظهار کرد: «کتایون ریاحی» با شایستگی و گزیده کاری حرفه هنری خود را آغاز کرد و به اختیار خودش به حرفه اش پایان داد. او سال گذشته بعد از دریافت جایزه‌اش برای بازی در سریال «یوسف پیامبر» پایان کار خود را اعلام کرد اما به نظر من برای اهل فکر پایان وجود ندارد. برای ما که این روزها شاهد سقوط اخلاقی عجیب و خطرناکی را در جامعه شاهد هستیم حضور چنین افرادی موثر است. مدت‌هاست در حوزه‌های مختلف فرهنگ و هنر و اقتصاد و سیاست و ... فتار خوبی از خود نشان نمی‌دهیم امیدوارم محافلی از این دست با حضور چنین افرادی کمک کند با هم مهربان‌تر باشیم و بیشتر بیندیشیم. «آزیتا موگویی» نیز در معرفی سفیرجدید مهرآفرین توضیح داد: کشور ما نیازمند مادرانی است که بتوانند بچه‌های خوب تربیت کنند بچه‌هایی که به درستی میراث گذشتگان‌شان را حفظ کنند. تقدیر و جبر مسیر بعضی آدم‌ها را تغییر می‌دهد و به جایی می‌کشد که در تصورشان نیست. صحبت از «کتایون ریاحی» هم سخت است هم آسان. آسان است چون روزهای غم و شادی زیادی را با او سپری کردم و سخت است چون اگر بخواهم از او بگویم تنها بخش کمی از خوبی‌هایش به زبان می‌آید. امیدوارم این تشکیلات کاری کند تا او وسیله‌ای باشد که آرزومندان به آرزوهایشان برسند. در ادامه این مراسم بعد از پخش فیلم کوتاهی از «کتایون ریاحی»، «لوریس چکناواریان»، «لاله اسکندری»، «علی معلم» و «مهرداد اکبریان» برای اهدای مدال و لوح سپاس روی صحنه آمدند و ستاره اسکندری در سخنانی برای این بازیگر آرزوی موفقیت کرد و افزود: امیدوارم «کتایون ریاحی» بتواند این راه را با قدم‌های محکم طی کند. وی افزود: بزرگترین نیکوکاران ثروتمندترین افرادی بودند که به این باور رسیده بودند که با بخشش‌شان داشته‌هایشان را دوبرابر می‌کنند کتایون ریاحی در آغاز سخنان خود گفت: با نگاه پرمهرتان که تلالو نورش جشن‌تان را نورانی کرده، من با افتخار پرچم را از دست پرچمدار قبلی که شیرزنی مانند سیمین بانوی معتمدآریا بود گرفتم تا ادامه راهش را فراهم کنیم. وی افزود: بزرگترین نیکوکاران ثروتمندترین افرادي بودند كه به این باور رسیده بودند که با بخشش‌شان داشته‌هایشان را دوبرابر می‌کنند. کتایون ریاحی در پایان صحبت‌هایش اشاره کرد: ما ملتی هستیم که به فرهنگ و تاریخ و شاعران و بزرگان مان افتخار می‌کنیم و ادعایمان این است که تمدن ما و تمام کسانی که فرهنگ مارا اینگونه غنی کرده‌اند بزرگترین ثروت زندگی امروزمان است.اگر واقعا ما چنین ثروتی در دست داریم پس حتی یک فقیر هم نباید داشته باشیم. چگونه ممکن است اینهمه اندوخته را جلوی چشم بیاوریم و بعداز فقر حرف بزنیم؟ به نظر من؛ باید اول از خودمان شروع کنیم و منتظر کسی نباشیم وقتی من برای کمک به سفر سومالی رفتم متوجه شدم خودم بیشتر از همه آنها به کمک احتیاج دارم و این یاری را از آنها گرفتم.   این مراسم با اجرای پنج قطعه توسط رضا یزدانی به همراه گروه همیشگی‌اش به پایان رسید. ترانه ی بی همگان به سر شود با دف نوازی فوق العاده و در پایان ترانه خلیج فارس بسیار زیبا و حماسی اجرا شد به شدت مورد توجه علاقمندان قرار گرفت به طوری که همه سالن ایستاده به تشویق پرداختند   خبرگزاری پانا پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران روزنامه شرق مردمسالاری بانی فیلم خبرگزاری سینمای ایران عصر ایران خبرگزاری آفتاب خبرگزاری زنان (وفا) خبرگزاری فارس خانواده سبز خبرگزاری ایلنا خبرگزاری ایلنا گزارش تصویری سینما فارس خبرگزاری افق خبرگزاری ایسنا خبرآنلاین بازتاب امروز جهان نیوز سینما روز تحریر آنلاین گروه مجلات همشهری موسیقی روز فرهنگ آشتی press tv IRIB

16 آوریل 2015 - 08:18

كتايون رياحي بازيگر مطرح سينماي ايران پس از كناره گيري از بازيگري در يك اقدام بشر دوستانه به سومالي سفر كرد..به گزارش امور رسانه اي  موسسه مهر آفرين كتايون رياحي با هدف كمك به مردم سومالي  به شهر گارسيا در شصت كيلومتري مرز كنيا و سومالي سفر كرد .رياحي در اين سفر ضمن اهدا كمك‌هاي خود و بخشي از كمك هاي موسسه مهر آفرين پناه عصر به مردم سومالي از يك كلاس درس، مكتبخانه آموزش قرآن، و كمپ نگهداري از قطحي زدگان بازديد كرد و به صورت نمادين يك دستگاه تانكر آب را نصب و آبگيري كرد.رياحي در يادداشتي كوتاه درباره اين سفر نوشت: روز اول مهر ماه 1390 است و من در 600 كيلومتري مرز كنيا و سومالي در شهر گارسيا خياباني ديدم با انبوه آلونك و حجره‌هايي كه از نايلون و پلاستيك ساخته شده است! شهري و جايي كه جاي زندگي نيست و فقط آنهايي كه توان بيشتري دارند و يا مي‌توانند از ورقه‌هاي حلبي و قوطي‌هاي خالي استفاده كنند به نفس هاي شمرده و آرام خود رنگ مي‌دهند و زندگي مي كنند. تكان دهنده ترين نكته سفرم در اين است كه من كشوري ديدم فقير كه در اوج فقر و نداري به خنده و نگاهي گرم ، ميزباني مهرباني مي كند. مردمي در حال اضمحال و اما خوشرو و اميدوار. پس ما هم مي‌خنديم تا روشناي خنده‌ها، تن نحيف و سوي اين نگاه‌ها را كمرنگ و بي‌اثر نكند. امروز من در كنيا هستم و براي كمك به قحطي زدگان سومالي كه بعد از طي روزها گاه هفته ها راهپيمايي ، گرسنه و تشنه خود را به كمپ داداب مي رسانند، هر چند كه تعدادي هرگز به مقصد نمي رسند. كمپ داداب بزرگترين كمپ پناهندگان است با حداقل امكانات براي بقا. كنيا خود كشور فقيري است و شهرمرزي كوچك داداب كه در فاصله كمي با كمپ داداب قرار دارد جز فقيرترين شهرهاي كنياست ولي با اين وجود انها ميزبان پناهدگان و قحطي زدگان سوماليايي هستند ، نكته تكان دهنده همين بود. اب ، بزرگترين مشگل صحراي عظيم افريقاست . چيزي كه براي ما قابل درك نيست . يك جرعه اب مي تواند زندگي اي را نجات دهد. من به شكرانه ابي كه در سرزمينمان ايران وجود دارد ، تعدادي تانك اب براي منطقه خريداري كردم ، كه به كمك سه إيراني فعال كه چرتي اكتز را در انجا فعال كرده اند و صليب سرخ توانستم ، كمك هاي خود و مهرافرين را به دست مردم برسانم. در انجا مكاني بود به نام خانه ماما هاني ، بيشتر كودكاني كه به هر دليل خانواده خود را از دست داده اند به اينجا اورده مي شوند. ماما هاني پيرزني است كه با كمك هاي مردمي بيش از سيصد كودك و نوجوان را كه برخي از انان معلولند را نگهداري مي كند . بخشي از هديه مادران و كودكان مهرافرين در اين خانه اهدأ شد . كودكان اينجا سوماليايي و كنيايي ، مسلمان و مسيحي هستند.هر كس به اين خانه درامد، ابش دهيد ، نانش دهيد وز ايمانش نپرسيد خدايا،اميد اين مردم را نااميد مكن، خدايا اين مردم را درياب و عزيز بدار. كتايون رياحي ، هم اينك به واسطه پخش مجموعه تلويزيوني يوسف پيامبر، در 90 شبكه ماهواره‌اي كابلي و تلويزيوني چهره‌اي شناخته شده است و در اين سفر در كنار كمك‌هاي شخصي خود به نمايندگي از سوي موسسه مهر آفرين، كمك‌هايي را از طرف اين موسسه به مردم سومالي اهدا كرده است.   بازتاب در خبرگزاری ها: ایسنا دنیای اقتصاد خبر آنلاین ایلنا مهر جام جم آنلاین مردم سالاری تابناک دنیای صنعت آفرینش انتخاب Tehran times IRIB

16 آوریل 2015 - 08:18

    عملیات بازسازی مدارس و درمانگاه روستای کتیج پس از سفر سفیر یار مهرآفرین خانم مریلا زارعی به این منطقه آغاز شد. پیش از سفر سفیر یار مهرآفرین حدود 40 خانواده در این منطقه تحت پوشش مهرآفرین بودند، اما در حال حاضر 180 خانواده ، بالغ بر 700 نفر از ساکنین این منطقه از حمایت مالی و خدمات آموزشی، بهداشتی درمانی، مشاوره حقوقی و ...بهره مند هستند. فعالیت های عمرانی موسسه مهرآفرین با تامین بخشی از هزینه ها از سوی نیکوکاران به شرح زیر است: 1) از مدرسه راهنمایی و دبیرستان خدیجه کبری بازدید شد. از آن جا که تعمیر سقف مدرسه در الویت بود، ایزوگام مورد نیاز تامین و به منطقه فرستاده شد. تعمیر و بازسازی سقف در حال انجام است. همچنین تعمیرات داخلی مدرسه جهت اصلاح دیوارها و حیاط مدرسه با توجه به خاکی بودن مورد بررسی قرار گرفت و برآوردهای لازم جهت آسفالت نمودن حیاط مدرسه انجام شد. با توجه به کمک های اهدایی توسط نیکوکاران، این مدرسه تا قبل از مهرماه و شروع سال تحصیلی به بهره برداری خواهد رسید. 2) بازدید از مدرسه ابومسلم انجام شد. با توجه به قدمت این مدرسه و شرایط نامساعد مقرر شد بازسازی این مدرسه به صورت اساسی صورت گیرد و مذاکرات لازم با مسئولین آموزش و پرورش و مدیر مدرسه انجام شد و مقرر گردید، بازسازی این موسسه توسط نماینده ی موسسه مهرآفرین نیز آغاز گردد. 3) طی بازدید از مراکز بهداشت و درمان و مشاهده و بررسی مشکلات این مرکز مقرر شد سقف این مرکز ایزوگام شود. همچنین تعمیرات داخلی صورت گرفته و ساختمان نقاشی شود، کف پوش تهیه و نصب و سیستم روشنایی اصلاح و تعمیر گردد، تعدای کولر جهت درمانگاه خریداری و نصب شود، همچنین قفسه بندی داروخانه تکمیل شود و در حد مقدور، محوطه درمانگاه آسفالت گردد. 4) طی بازدید از قنات روستا مقررشد بررسی های لازم جهت نحوه ی استفاده ی مناسب تر از قنات به عمل آید و در صورت امکان اقدام به ایجاد استخر پرورش ماهی در محل گردد تا بتوان برای تعدادی از افراد اشتغال ایجاد کرده و منابع پروتئین مورد نیاز مردم منطقه را تامین نمود. 5) طی جلسه ای با حضور مسئولین روستا مذاکراتی انجام شد که در صورت امکان زمین مناسبی را در اختیار موسسه قرارداده و موسسه مهرآفرین دفتر خود را در این زمین بنا نماید و از این طریق بتواند خدمات خود را در منطقه گسترش داده و به مددجویان کمک نماید.  

16 آوریل 2015 - 08:18

عزت‌الله انتظامی در مراسم اهدای نشان مهرآفرین تاکید کرد حمایت مردم از خیرین و نیکوکاران، حرکت‌های خیرخواهانه را تداوم می‌بخشد..ساعت 17 جمعه ششم خردادماه مقابل درب ورودی سالن اریکه ایرانیان مملو از جمعیتی است که در مراسمی ویژه شاهد تقدیر از نیکوکارانی هستند که با موسسه خیریه مهرآفرین همکاری می کنند.- ساعت 17:30 درب‌های سالن برای خبرنگاران و تعدادی از مدعوین باز می‌شود، مانی رهنما روی سن مشغول تمرین و چک کردن صدا و شرایط است. امشب و در این مراسم ویژه او و رضا یزدانی دو خواننده جریان متفاوت موسیقی پاپ برنامه اجرا می‌کنند.- مهمان‌ها از راه می‌رسند، فرهاد توحیدی، پوران درخشنده، امیر آقایی و... مردم هم آهسته آهسته وارد سالن می‌شوند و بلاخره ساعت 18:30 مراسم با پخش آیاتی از قرآن مجید شروع می‌شود، بلافاصله سرود ملی پخش شده و مراسم اهدای نشان نیکوکاری کلید می‌خورد.- مانی رهنما پشت پیانو قرار می‌گیرد و ابتدا ترانه "چشماتو ببند آروم" را می‌خواند، او می‌گوید: این ترانه را برای تمام کودکان جهان و کودکان ایرانی خوانده‌ام، به این امید که روزهای خوبی داشته باشند، پس از خواندن ترانه به رهنما گفته می‌شود که دکتر محمد سریر آهنگساز و موسیقیدان در سالن است. مانی رهنما می‌گوید: من مقابل استادم هستم و این کار را برایم سخت می‌کند.این خواننده که اجرای زنده‌اش به دلیل تسلطی که دارد با استقبال مواجه می‌شود، از آندره آرزومانیان آهنگساز و نوازنده فقید پیانو یاد می‌کند: پارسال در روزهای آخر عمر او روی ترانه‌های آلبومی کار می‌کردیم، یادش گرامی. "کجا به خنده می‌رسیم" قطعه آخر این آلبوم بود که آرزومانیان با حال جسمی نامناسب آن را تنظیم کرد.همان طور که انتظار می‌رفت مانی رهنما ترانه محبوب فیلم سینمایی "مرسدس" به کارگردانی مسعود کیمیایی را هم اجرا کرد، ترانه‌ای که این خواننده را در اواخر دهه 70 به شهرت رساند، تشویق حاضران برای اجرای این ترانه نشان داد که مردم مانی رهنما را بیشتر با این ترانه می‌شناسند.- صحنه سالن با این که ساده طراحی شده، اما زیبا و چشم‌نواز است، نورپردازی‌ها هم به آن جلوه‌ای خاص داده است..- پس از اجرای مانی رهنما، فرزاد حسنی مجری مراسم روی سن می‌آید، او هم به شدت از طرف مردم تشویق می‌شود. فرزاد حسنی پس از سلام و خیر مقدم از ناصر حجازی یاد می‌کند: برای شادی روح این قهرمان صلواتی بفرستید. به یاد آن قامت رعنا و آن چهره مهربان و جذاب.- حسنی در ابتدا به فعالیت‌های موسسه مهرآفرین از سال 86 تا امروز می‌پردازد و اسامی خیرینی که تقدیر شده و نشان مهرآفرین را دریافت کرده‌اند می‌آورد: اشرف قندهاری بنیانگذار موسسه خیریه کهریزک، حسن ماهوتچیان، علی پروین، عزت‌الله انتظامی و...- عزت‌الله انتظامی یکی از حاضران در سالن است که به دلیل بیماری به ردیف اول نیامده، حسنی خود به سمت او می‌رود و از حضار می‌خواهد این بازیگر باسابقه را تشویق کنند، در فاصله‌ای که مجری به انتهای سالن و انتظامی برسد، حضار ایستاده این بازیگر سینما را تشویق می‌کنند.- انتظامی از مهمانان تشکر می‌کند و از شرایط نامناسب جسمی‌اش می‌گوید: از این جماعت خیرخواه تشکر می‌کنم و متاسفم که نمی‌توانم ایستاده با شما صحبت کنم، با این حال جسمی آمده‌ام تا بگویم ما محتاج محبت، کمک و مهربانی هستیم، این جمله‌ها را مدتی پیش هم گفته‌ام، ما مهر نداریم، کم مهر می‌ورزیم، در گذشته بهتر بودیم و نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است. این انجمن‌های خیریه را با همکاری‌تان تائید و تشویق کنید، تا به کارشان ادامه بدهند.- پس از پخش فیلمی درباره حضور مریلا زارعی به عنوان سفیر مهرآفرین و فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش این بازیگر روی سن آمد، زارعی ابتدا به عزت‌الله انتظامی ادای دین کرد: از ایشان کسب اجازه می‌کنم، به این استاد بزرگ تعظیم می‌کنم و از خدا می‌خواهم به من قدرت صحبت کردن بدهد. من امروز عضوی از جامعه بزرگ میزبانان نیکوکاران هستم و خدا را از این بابت شکرگذارم.وی ادامه داد: در زندگی انسان گاهی میزبان است و گاهی مهمان، ما همه در این کره خاکی و فانی مهمانیم، فرصت اندکی داریم تا برای دیگران هم شرایط زندگی بهتر را فراهم کنیم، سهم همه از زندگی در این دنیا یک سهم نداریم، سهم عده‌ای بیشتر است و بعضی در این تقسیمات سخت و شکاف طبقاتی سهمی اندک از زندگی دارند. این افراد هر روز ضعیف‌تر و غمگین‌تر می‌شوند.بازیگر فیلم سینمایی "درباره الی" افزود: آنها دل‌هایی تنگ دارند اما شما میزبانان دست و دلباز می‌توانید سهم آنها از خوشی‌های زندگی را بیشتر کنید، امیدوارم سهمی از سفره دیگران در سفره ما نباشد، که روزگار بر ما تیغ هلاکت می‌زند، ما در این موسسه سعی می‌کنیم مهربانی کنیم، از خدا می‌خواهم یاری‌گران ما را حفظ کند.در ادامه مراسم و پس از پایان صحبت‌های مریلا زارعی، از تعدادی از نیکوکاران تقدیر می‌شود، فاطمه دانشور، امیر آقایی و حسن بیادی در این بخش از حاضران تجلیل می‌کنند. مینو کلانتری، ابراهیم خلیلی، اردلان مومنی و نمایندگانی از موسسه میتسو بیشی که از یاوران موسسه خیریه بوده‌اند تقدیر می‌شوند.- حضار زمانی که نماینده ژاپنی شرکت میتسو بیشی روی سن می‌روند، به شدت او را تشویق می‌کنند، فرزاد حسنی با کنایه به حاضران می‌گوید: این ایرانی‌نمایی شما قابل ستایش است، روحیه ایرانی‌تان را نشان دادید!- در بخش دیگری از مراسم از سعیده قدس تقدیر می‌شود که در سالن حضور ندارد، پوران درخشنده کارگردان فیلم‌های سینمایی "بچه‌های ابدی"، "رابطه" و... با تشویق حضار روی سن می‌آید و این نشان را به نماینده سعیده قدس اهدا می‌کند.- شبنم قلی‌خانی دیگر بازیگری است که در مراسم حضور دارد و روی سن می‌رود تا از دیگر خیرین تقدیر کند، در این بخش از فریده صباغ، حمیدرضا مختاریان، شهرام فخار و حسین سلیمی تقدیر می‌شود.- تقدیر از عباس موسوی یکی از خیرین دیگری که با موسسه مهرآفرین همکاری دارد، بخش دیگری از مراسم است، که با نمایش فیلمی درباره فعالیت‌های این نیکوکار همراه می‌شود. جهانگیر کوثری تهیه‌کننده سینما یکی از حاضران است که برای تقدیر از مهندس موسوی روی سن می‌رود.- اجرای زنده رضا یزدانی یکی از بخش‌های جذاب برنامه است که با استقبال همراه می‌شود، رضا یزدانی و گروهش شش قطعه را اجرا می‌کنند که در میان آنها ترانه "لاله زار" و "خلیج فارس" بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد، یزدانی زمانی که ترانه "لاله‌ زار" را می‌خواند از مسعود کیمیایی و خسرو شکیبایی یاد می‌کند: فیلم "جرم" مسعود کیمیایی روی پرده است، فیلم خوبی است آن را ببینید. - پس از اجرای رضا یزدانی که حاضران را به وجود آورده نوبت به تقدیر از جمشید عدالتیان، مهدی محمدزاده، احمد حلت، فریبا قوامی‌پور، محمدحسین فخری، علیرضا بی‌طرفان و ... می‌رسد، نیکوکارانی که به اشکال مختلف با موسسه خیریه مهرآفرین همکاری داشته‌اند.- پایان بخش مراسم اهدای نشان نیکوکاری به رخشان بنی‌اعتماد است که با حضور فریبرز عرب‌نیا، محمد سریر، بیتا فرهی، فاطمه دانشور و مریلا زارعی برگزار می‌شود، فرزاد حسنی در دعوت از عرب‌نیا و فرهی به سوابق آنها اشاره می‌کند، این دو بازیگر را مردم به شدت تشویق می‌کنند. فرهی در حالی که منقلب شده به ابراز احساسات مردم پاسخ می‌دهد.- فریبرز عرب‌نیا پیش از آنکه رخشان بنی‌اعتماد صحبت کند، پشت تریبون می‌رود: من قصد صحبت کردن نداشتم، پوزش می‌خواهم از شما و خانم بنی‌اعتماد، ببخشید که آبرومندانه در این مراسم حاضر نشدم، این روزها سرم شلوغ است و فرصت نکردم به خانه بروم و برای این مراسم آماده شوم. دلم می‌خواهد به همت نیکوکارانی که در این جهان که تجارت اعضای بدن یک حرفه است و قلب از تپیدن در این جهان شرم دارد، آفرین بگویم و تاکید کنم که زندگی با حضور این نیکوکاران زیباتر است.- حضار در پایان مراسم روی سن عکس یادگاری می‌گیرند و جمعیت آهسته آهسته سالن را ترک می‌کنند، بازار گرفتن عکس و امضا داغ است و مردم با بازیگرها و کارگردان‌های حاضر در مراسم عکس می‌گیرند.- فرزاد حسنی مانند همیشه تسلطش را در اجرای یک برنامه زنده نشان داد، او حافظه خوبی دارد و در دعوت از مهمانان سنگ تمام می‌گذارد. - مسئولان برگزاری مراسم تلاش کردند میزبانی مناسبی از خبرنگاران و نمایندگان رسانه‌ها داشته باشند، رضا یزدانی خواننده محبوب روزنامه‌نگاران، خبرنگاران و منتقدان در صحبت‌هایش از اهالی رسانه که در سالن حضور داشتند سپاسگزاری کرد. فرزاد حسنی هم از نمایندگان رسانه‌ها تشکر کرد. در این مراسم رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان فیلم‌های سینمایی "زیر پوست شهر"، "خون بازی"، "نرگس" و... به دلیل فعالیت‌های مختلف در حوزه سینمای داستانی و مستند و نمایش آسیب‌های اجتماعی و ... تجلیل شد.تجلیل از کارگردان فیلم سینمایی "بانوی اردیبهشت" بخش پایانی این مراسم بود که با حضور بیتا فرهی، فریبرز عرب‌نیا، جهانگیر کوثری، مریلا زارعی، محمد سریر و دکتر فاطمه دانشور مدیر عامل بنیاد خیریه مهرآفرین انجام شد. پیش از دعوت از بنی‌اعتماد برای دریافت نشان مهرآفرین، رضا درستکار منتقد سینما درباره ویژگی‌های آثار این کارگردان صحبت کرد و پس از آن فیلمی کوتاه درباره این کارگردان روی پرده رفت.رخشان بنی‌اعتماد به دعوت فرزاد حسنی مجری مراسم و در میان تشویق حضار روی سن رفت و گفت: این را از سر تواضع نمی‌گویم اما خود را در مقایسه با افرادی مانند خانم دانشور و بسیار کسانی که دیده نمی‌شوند و کارهای خیریه انجام می‌دهند، لایق دریافت این نشان نمی‌دانم.کارهای کوچکی که من انجام داده‌ام در مقابل انرژی عظیمی که در کشور وجود دارد و تلاش‌هایی که نیکوکاران انجام می‌دهند هیچ است، هرچه سنم بیشتر می‌شود می‌بینم که رنج و درد در طبقه پایین جامعه بیشتر می‌شود، دامنه این درد گسترش پیدا می‌کند، این آدم‌ها کم نشده‌اند، دامنه حضور آنها گسترش یافته است.این کارگردان ادامه داد: من شعار نمی‌دهم و حرف سیاسی نمی‌زنم، همیشه این باورها را داشته‌ام، متاسفانه نهادهایی که باید در رفع فقر و تبعیض فعالیت کنند، بار مسئولیت را به خوبی بر دوش نگرفته‌اند. خوشبختانه در این شرایط خیرین بسیاری وجود دارند که کار می‌کنند، این تشکل‌های خیریه حضور پررنگی دارند و فعالیت‌هایشان موثر است.وی افزود: زمانی گفتم کاش روزی برسد که سوژه‌ای برای فیلم ساختن نداشته باشم، شخصیت‌های فیلم‌های من خیالی نیستند، حتی نماینده یک شخصیت نیستند و از چند شخصیت گرفته شده‌اند، این شخصیتپردازی‌‌ها حاصل شناخت و نزدیکی با این افراد  است. مردم ما را به خلوت خود، به حریمشان راه می‌دهند، از دردهایشان برای ما می‌گویند، اما ما فیلمسازان زمانی که باید واکنشی داشته باشیم، تنها تماشاچی می‌شویم و این تاسف آور است. پس از صحبت‌های این کارگردان، نشان مهرآفرین به رخشان بنی‌اعتماد اهدا شد و محمد سریر هم به نمایندگی از خانه سینما لوحی به این کارگردان تقدیم کرد. خبرگزاری مهر خبرگزاری فارس خبرگزاری ایسنا خبرگزاری ایلنا خبرگزاری پانا خبرگزاری سینمای ایران خبرگزاری برنا خبرگزاری آریا آفتاب نسیم انتخاب سحام نیوز دنیای اقتصاد روزنامه شرق خبر آنلاین تجارت نیوز تابناک Tehran times press tv   گزارش اولین مراسم اهدای نشان در سایت مهرآفرین

16 آوریل 2015 - 08:18

نخستين سفر فصلي سفيران مهرآفرين ، جهت كمك رساني  به مناطق محروم ، سه شنبه همزمان با روز اول محرم انجام شد..براي نخستين بار در ايران ، سفير فرهنگي مهرآفرين با عزيمت به يكي از مناطق محروم ، كمك هايي از ياوران اين موسسه را به مردم دهستان  کتیج سیستان و بلوچستان اهدا کرد.نخستين سفر فصلي سفيران مهرآفرين ، جهت كمك رساني  به مناطق محروم ، سه شنبه شانزدهم آذر 1389 همزمان با روز اول  ماه محرم انجام شد ، در اين سفر  ، مریلا زارعی سفيريار مهرآفرين با عزيمت به استان سیستان و بلوچستان ، کمک های مردمی و حمایت های موسسه نيكوكاري مهر آفرین  پناه عصر را به مردم دهستان  کتیج سیستان و بلوچستان اهدا کرد. به گزارش روابط عمومی موسسه نيكوكاري مهر آفرین ،مریلا زارعی سفیريار نیکوکاری مهرآفرين با همراهي فاطمه دانشور مدیر عامل اين موسسه ، به دهستان  کتیج  سفر کردند  و با حضور در جمع پرشور مردم این روستا ، به مشکلات آن ها گوش فرا دادند و  کمک های موسسه را به خانواده های نیازمند تقدیم کردند. مریلا زارعی ، در جمع مردم این روستا که برای استقبال از وی در پارک لاله تجمع کرده بودند ، گفت :من خوشحالم و خدا را شاکرم که اين توفیق را داشتم تا در میان شما مردم صبور و ارزشمند سرزمينم باشم و هموطنان خوبم را از نزدیک ببینم  ، هر چند سفر ما طولاني و با كمي تاخير همراه بود ، اما قلب ما برای دیدن شما می تپید و اميدوارم اين سفر ، فرصتي باشد تا اوضاع تحصيل و بهداشت و رفاه اوليه اين روستا بهتر از قبل شود و همه دست به دست هم بدهيم تا همگان به صورت عادلانه اي از امكانات زندگي و منابع خدادادي بهره ببرند ..همه ما یکي ؛ و ایرانی هستیممریلا زارعی با اشاره به وظیفه هنرمندان در بیان مشکلات مردم گفت : هنرمندان ، نویسندگان و خالقان آثار هنری ، افرادی هستند که می توانند بیانگر  و انتقال دهنده دردها و آلام مردم باشند و مشکلات آن ها را به کسانی بگویند و برسانند که احتمالا از آن بی اطلاع و يا كم اطلاع اند !وی با اشاره به استقبال صميمانه مردم این روستا ادامه داد :باید قدم های خود را محکم تر و قاطع تر برداریم ، برای مادران ، خواهران و دختران و پسرانی که آینده  این کشور را مي سازند ؛ و جواناني كه بايد با کسب علم ، سرزمين شان را  آباد کنند  ؛  ما فریاد مي زنیم که : همه ما یک نفر هستیم و همه ما ایرانی هستیم و از كشور و سعادت مردمان اين سرزمين دفاع  مي كنيم ؛ و براي ريشه كني چهره پليد فقر ، بايد كه عزم   ملي مان را به كار بگيريم و همه تلاش كنيم . فاطمه دانشور : سفرهاي سفيران مهر آفرین ادامه خواهد يافت فاطمه دانشور نيز با اشاره به وظایف موسسه نيكوكاري مهر آفرین ، گفت : این نهاد با کمک مردم ، تاسیس شده و کاملا مردمی است و وابستگی به دولت و منابع دولتي ندارد  و وظیفه اصلی آن ، حمایت از کودکان بازمانده از تحصیل  و مادران آن ها است ؛جايي كه با رفع تبعض و تامين نيازهاي  طبيعي شان ، مي توان به فردايي روشن و پر اميد ، خوش بين بود. وی با اشاره به اهداف خود در این سفر ، گفت :در پي درخواست آقای بارانی نماینده این موسسه در منطقه ؛ و بررسی وضعیت موجود ، سرانجام به حول و قوه الهي نخستين سفر سفيران مهرآفرين هم رقم خورد و اكنون با خانم مریلا زارعی به عنوان اولين كسي كه كمك هاي مهرآفرين را به افرادي خارج از مركز  مي رساند ، به این منطقه آمده ایم  ؛ در حال حاضر حدود 50 کودک در این منطقه تحت پوشش تحصیلی ما هستند و در حد مقدورات از ادامه تحصیل و ... آن ها حمایت می شود ؛ من معتقدم اين منطقه ، واقعا مظلوم واقع شده است و محرومیت در آن بسیار زیاد است ؛ آرزو مي كنم اين اتفاق ، فرصتي شود تا بيشتر و بيش از گذشته به چنين مناطقي توجه شود و همه مردم ما ، در هر كجاي ايران كه هستند ، در آرامش و رفاهي نسبي به زندگي خود ادامه دهند . دانشور افزود : سفر سفيران مهرآفرين ادامه پيدا مي كند و قصد داریم تا این حمایت ها بيشتر شود ، و بودجه این منطقه هم افزایش پیدا خواهد كرد ؛ اما لازمه آن این است كه اهالی روستا اولويت ها را در نظر بگيرند . امام جمعه دهستان کتیج :خداوند ، نیکوکاران و پرهیزکاران را عزیز می داردبر اساس این گزارش ، در ابتدای این مراسم  ؛ امام جمعه دهستان کتیج ، ضمن خیر مقدم و اشاره به آیات قران کریم  ، درباره اهیمت کمک به دیگران سخن گفت و از حضور سفيريار و مدير عامل موسسه مهرآفرين قدرداني كرد : "بسیار خوش آمدید ، و به درون قلب های  ما آمدید ؛ در دنیا و آخرت ، کسانی قدر خواهند ديد که به دیگران نیکی کنند و خداوند ، نیکوکاران و پرهیزکاران را عزیز می دارد ." خالد رئیسی مسئول شورای روستای کتیج :روستای ما از لحاظ امکانات اقتصادی و معیشتی ، در وضعیت خوبی نیست ...همچنین خالد رئیسی مسئول شورای روستای کتیج ضمن خیر مقدم ، به برخی از مشکلات اين دهستان اشاره کرد و افزود : روستای کتیج در جنوب غربی شهرستان ایرانشهر  و در 610 کیلومتری زاهدان قرار ؛ و 12 هزار نفر جمعیت دارد و با آن که دارای معادن منگنز کرومیت و آهک است ، اما از لحاظ امکانات اقتصادی و معیشتی ، در وضعیت خوبی نیست ...وی ادامه داد : هم اکنون دختران دانش آموز  این روستا و روستاهای اطراف ، در سه مقطع ابتدایي ، راهنمایی و متوسطه ، و فقط در یک مدرسه 5 کلاسه تحصیل می کنند ! و به دلیل نبود خوابگاه ، و طولانی بودن راه و مسير ، و همچنین کمبود امکانات ، بسیاری از آن ها ترک تحصیل كرده اند، و مدرسه  پسرانه ما نیز ، به دلیل  آن که 32 سال از ساخت آن می گذرد  ، فرسوده شده است . این روستا ، بیش از 318 ورزشکار را که بعضا دارای رتبه های استانی و کشوري شده اند ، تقديم جامعه ورزش كشور كرده است و بچه هاي با استعدادي دارد ، اما ما ، حتي از لحاظ  فضاهای ورزشی نیز در شرایط نامناسب  و محرومیت به سر مي بريم ! همچنین این روستا فاقد یک مرکز بهداشتی مطلوب است و به دلیل دوری از شهر ، وجود یک شبکه بهداشت  و  اورژانس در آن ضروری مي نمايد ، اما ... بر اساس این گزارش ، در این سفر ، به 200 خانواده محروم این منطقه ، علاوه بر کمک های مالی و مایحتاج عمومی شامل برنج ، روغن ، گوشت ، لوازم التحریر ،بخاری نفتی و ... هر يك معادل 200 هزار تومان اهدا شد  و 50 کودک محروم نیز مورد حمایت تحصیلی قرار گرفتند نكته جالب آن كه در طول بازدید از مدارس و مركز بهداشتي ، جمع زیادی از اهالی دهستان ، همراه هیات تهرانی بودند و از حضور نمايندگان مهرآفرين در منطقه ابراز خرسندي مي كردند.. خبر گزاری مهرخبر آنلاینمردم سالاریابتکارخبرگزاری سینمای ایرانجهان نیوز خبرگزاری فارس خبرگزاری ایسنا خبرگزاری ایلنا Tehran Times

16 آوریل 2015 - 08:18

کنسرت بزرگ رضا صادقی ، سفیر یار حوزه موسیقی مهرآفرین 6 آبان در سالن همایش های برج میلاد برگزار شد و به مدت 3 شب ادامه خواهد داشت. موسسه مهرآفرین نیز در این 3 شب در میان هواداران رضا صادقی حضور دارد و  غرفه ای جهت معرفی مهرآفرین ، توزیع بروشورها ، نشریه و .... در اختیار این موسسه قرار گرفته است.در اولین سانس اجرا، رضا صادقی در ابتدای برنامه یادی از شهدا و جانبازان کرد و در ادامه یاد هنرمندان رفته و استادانی مانند پرویز مشکاتی ، بابک بیات ، ناصر عبداللهی و خسرو شکیبایی را گرامی داشت.این کنسرت بزرگ با حضور یک ارکستر lمتشکل از تعداد زیادی نوازنده  به رهبری بهنام ابطحی اجرا شد.رضا صادقی در این کنسرت قطعات«خدارو چه دیدی ، به تو مدیونم ، جادو ، آغوش تو و مرگ و زندگی » را از البوم «یکی بود و یکی نبود» و قطعاتی از آلبوم « وایسا دنیا  » و  ترانه های قدیمی « تو با منی » را به همراه چندین و چند قطعه دیگر اجرا کرد. ترانه «خدارو چه دیدی»  تنها با همراهی معین راهبر و پیام تونی اجرا شد. از نکات جالب توجه همه کنسرت های رضا صادقی که در این کنسرت هم دیده می شد همراهی همه حاضرین در خواندن شعرها با رضا صادقی بود (به خصوص هنگام خواند ترانه تو با منی )  که حس زیبایی در سالن بوجود می اورد. رضا صادقی که مهربانی ، خونگرمی و مردمی بودنش از عوامل محبوبیت او محسوب می شود ، در میان برنامه با همان مهربانی همیشگی خطاب به هوادارانش گفت : من با شما به لبخند خدا می رسم. لبخند خدا در این جا جاری است.رضا صادقی همچنین اضافه کرد : من سه ستاره به روی سینه دارم که همیشه به آن افتخار می کنماول این که یک ایرانی اصیل هستم و هرجای دنیا باشم یک ایرانی خواهم ماند.دوم این که دوستان خوب و مهربان و صبوری مثل شما دارم.سوم این که یک جوان سیاه سوخته بندر عباسی هستم و به آن افتخار می کنم. در این قسمت رضا صادقی از مرتضی کریمی نوازنده عود از جنوب ایران دعوت کرد تا برای تک نوازی به روی صحنه حاضر شود. و پس از آن یک آهنگ جنوبی زیبا را نیز با همراهی گروه ارکستر اجرا کرد که شور و هیجان را در حاضران پدید آورد.بخش زیبای دیگری که مورد توجه حضار قرار گرفت اجرای دو نفره همایون نصیری (نوازنده ی تومبا) و بهنام ابطحی (رهبر ارکستر و نوازنده ی جاز) در میان برنامه بود.در انتهای برنامه سفیر یار مهر آفرین گفت :خداوند این سعادت را به من داد تا با مجموعه ی مهرآفرین آشنا شوم. موسسه ای که روی آموزش کودکان تاکید زیادی دارد و یک بانوی مهربان ایرانی به نام خانم دانشور گرداننده آن است. من خیلی متاسف شدم وقتی فهمیدم عده زیادی از کودکان سرزمین ما هستند که خواندن و نوشتن نمی دانند و یا به علل مختلف از تحصیل باز می مانند. دوست دارم با کمک شما کاری کنیم که حداقل نصف آن ها وقتی آهنگ مرا گوش می کنند و دوست دارند بتوانند آهنگ درخواستی خود را بنویسند. از شما می خواهم هر جور کمکی که می توانید چه مادی ، چه فرهنگی ، چه فکری در حق آن ها انجام دهید. حتی با همه ی قلب عاشق و یک رنگی مشکی برای آن ها دعا کنید تا روزی برسد که آن ها وقتی به کنسرت من می آیند به شما بگویند : شما به ما کمک کردید تا ما آهنگ های درخواستی خود را بنویسیم.امیدوارم همه ما این را یاد بگیریم که همه بچه ها هدایایی از جانب خداوند هستند و ما هرگز به خاطر دست کثیف یا ظاهر ژولیده ی یک کودک بی تفاوت یا با تحقیر از کنار آن ها گذر نکنیم.

16 آوریل 2015 - 08:18

باغ ها را گرچه ديوار و در است از هواشان راه با يكديگر است شاخه ها را از جدايي گر غم است ريشه هاشان دست در دست هم است گاهي گمان نمي كني ، ولي مي شود.گاهي هزار دور ه دعا ، بي اجابت است،گاهي نگفته قرعه به نام تو مي شود. فيلسوفي گفته است ؛ " وقتي بخواهيم درباره عشق منطقي فكر كنيم، عشق واقعيت خود را از دست مي دهد " و من اكنون در محضر شما بزرگواران بر آنم تا فراغ از عقل محاسبه گر مصلحت انديش ، درباره ي بانوي هنرمندي كه به عنوان سفير جديد نيكوكاري انتخاب شده است ، آنگونه سخن بگويم كه دلم مي خواهد ! سال ها پيش ، شايد حدود پانزده بهار پيش از اين بهار ، در زمان ساخت يك مجموعه تلويزيوني ، با اوآشنا شدم. نكته اي در رفتار او من را به وجد وحيرت آورد .نكته اي كه در بيشتر بازيگران همجنس و همسال او كمتر ديده بودم. هر با ر كه سر صحنه مي آمد ؛ از آبدارچي و تداركات چي صحنه گرفته تا ساير همكاران پشت صحنه ، همه را مورد محبت واحترام قرار مي داد و در پايان هر جلسه فيلمبرداري ،تا به يكايك افراد گروه خسته نباشيد نمي گفت و از آنها تشكر نمي كرد ، محل كار را ترك نمي گفت.شانزده سال بعد در آبان ماه گذشته، افتخار همكاري ايشان دوباره نصيب من شد.حالا ديگر آن دختر جوان كم و بيش گمنام شانزده سال پيش ، به بانوي محبوب ومشهوري در عرصه بازيگري سينما و تلويزيون مبدل شده بود.اما در رفتار محبانه و صميمانه او با همكارانش ، هيچ تفاوت و تغييري صورت نگرفته بود .همچنان مهربان وصميمي ، همچنان همراه وهمدل ، همچنان حساس نسبت به رنج ها ونيازهاي همنوعان خويش ؛ همچنان همان " هميشگي " .در جايي خوانده بودم ؛ آدم هايي شايستگي اصلاح امور اين جهان را دارند ؛ كه خود فاقد كمترين سهي از لذت هاي شخصي در اين جهانند و تا آنجا كه من آگاهم ، اشتغال مستمر اين بانوي هنرمند به فعاليت هاي عام المنفعه و خير خواهانه ،كه وقت بسيار اندكي را صرف زندگي شخصي خود مي كند ، شايد كه او نيز در زمره آن گروه از انسانهايي است كه معتقدند ، در راه خدمت به همنوعان ، و در آن سوي هم رنج ها و  محروميت ها ، خدايي است كه داشتنش جبران همه ي نداشتن هاست.نحوه زندگي وسلوك او در طي اين سال هاي همراهي و همياري با نيازمندان و مددجويان ، مبين اين نكته است كه ؛ ما آدم ها بيشتر از آنكه مسئول ماهيت باورها وشعارهايمان باشيم، مسئول عمل كردن به آنهائيم ؛ ما آدم ها در اين كره خاكي اگر در مرتبه اول غلام حلقه به گوش عدالت واحسان و آزادي نباشيم ، هيچ نيستيم ، هيچ !شايد يك معني عشق اين است كه همواره آرزو داشته باشي ، چيزي ببخشي ، نه آنكه چيزي بگويي ، از اين منظر سفير نيكوكاري ما در كنار دو سفير ديگر ، از عاشق ترين عاشقان زمان خويش اند.بانوي مهربان سينماي ايران سركار خانم مريلا زارعي ، اكنون بار امانتي ديگر بر دوش تو نهاده شده است ، به دستهايت مباهات كن . زيرا دستهايي كه كمك مي كنند مقدس تر از لب هايي هستند كه تنها دعا مي كنند !پس هزاران گل تقديم آيينه دل هاي شكسته اي كه لبخند اميد بخش تو را هزاران بار تكرار مي كنند .   حسن فتحی - 89/3/6

16 آوریل 2015 - 08:18

افتخاری بزرگ برای مهرآفرین و مهرآفرینانخانم مریلا زارعی ، در چهاردهمین جشن خانه سینمای ایران ،موفق به دریافت تندیس شایستگی بهترین بازیگر زن نقش مکمل برای فیلم درباره الی ساخته اصغر فرهادی شد. ضمن تبریک به این بانوی مهربان سینمای ایران و اظهار خرسندی از این اتفاق ویژه، متن سخنان ایشان را پس از دریافت این تندیس می خوانید.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                            به نام خداوند مهرآفرينضمن تشكر و سپاس از مردم خوب كشورم ، كه همواره پشتيبان سينما و سينماگران بوده و هستند ، از هيات محترم داوران جشن سينماي ايران كه اين حقير را لايق دريافت تنديس دانستند ؛ هم تشكر مي كنم . ضمنا ، فرصت را مغتنم مي شمارم تا از همكاران خود در اين بخش تقدير كنم ؛ كه به نظرم تك تك اين عزيزان برترين و شايسته ترين براي دريافت اين جايزه هستند.خدا را شاكرم ، مي دانم لطفي كه امشب شامل حالم شده ، بيش از لياقت است ؛ اما وظيفه دارم كه در اين شب پرستاره،  به عنوان سفيريار مهرآفرين ؛ كه نمادي است براي كمك به نيازمندان و بويژه كودكان بي سرپرست و بد سرپرست ؛ درباره مسئوليتي بزرگ حرف بزنم كه بي حضور مردم و هنرمندان ، و بدون پشتيباني شان هرگز به اندازه قطره اي ، نفوذ نمي كند ، پيش نمي رود و نخواهد رفت .امشب ؛ اين مسئوليت را نزد مردم و دل هاي بيدار و آگاه ، به گرو گذاشته ؛ و شما را به دستگيري از همه نيازمندان ، و به مهر و عاطفه  دعوت مي كنم . كاش ؛ شب همه بچه هاي كار و نيازمندان واقعي ، چون امشب همه ما ؛ رنگي و پرستاره باشد . در پناه ايزد مهرآفرين مريلا زارعي

16 آوریل 2015 - 08:18

سفیر و سفیریاران  نیکوکاری مهرآفرین در نشستي با مدیرعامل و مدیر فرهنگی هنری مهرآفرين گفتند : با همه توان در كنار مهرآفرين خواهيم بود سفیر و سفیریاران نیکوکاری مهرآفرین روز شنبه شانزدهم مرداد ماه 1389 و طی نشستی با مدیرعامل موسسه درباره چگونگی فعاليت هاي خود و از جمله نحوه کمک به کودکان بد سرپرست و بي سرپرست و همچنين زنان خود سرپرست و بدسرپرست به تبادل نظر پرداختند.به گزارش روابط عمومی موسسه نیکوکاری مهرآفرین ، در این ديدار ، هر چهار نماينده مردمي مهرآفرين ؛ «فاطمه معتمدآریا» سفیر دائمي ، «رضا صادقی» ،  «مریلا زارعی» و جهان‌پهلوان «هادی ساعی» سفیریاران مهرآفرين حضور داشتند ؛ و با «فاطمه دانشور» مدیرعامل و مدیر فرهنگی هنری مهرآفرین به گفت و گو در باره كارهاي آتي موسسه و اجراي تك تك  برنامه هاي در پيش رو پرداختند ؛  و بر اجراي جدي تر برنامه هاي فرهنگي تاكيد داشتند. در ابتدای این نشست «فاطمه دانشور» مدیر عامل موسسه با ذکر این مطلب که «کودکان بد والدین» و «زنان بد سرپرست» دو قشر فراموش شده در جامعه هستند، تاکید کرد؛ موسسه مهرآفرین همانند خیریه‌هاي ديگر عمل نخواهد کرد و هدف اصلی‌اش در گام اول ، فرهنگ‌سازی و زدودن  «احساس فقر» و حفظ و ایجاد «عزت نفس» این قشر از جامعه است و به همین دلیل در عنوان موسسه ، به جای واژه خیریه از عنوان «نیکوکاری» استفاده می‌کند . دانشور گفت : انجام كارهاي خيريه فقط يكي از اهداف ماست ، ما جغرافياي بزرگتري از انجام و به سامان رساندن امور نيكوكاري را در چشم انداز كارهاي خود داريم و در اين مسير به دليل عهدي كه با حافظ و نگاهبان اصلي مهرآفرين بسته ايم ، از هيچ كوششي فرو گذار نخواهيم بود . وی در ادامه ، با اشاره به این موضوع که برخی به دلیل عدم آگاهی‌ها از قوانین و چگونگی فعالیت‌های این گونه موسسات ، به اخبار نادرست و شایعه‌های بی اساس دامن می‌زنند ،گفت: به ‌رغم همه نامهربانی‌ها ، ما دست از تلاش برنداشته ايم ؛ و ايمان داريم که جامعه ایرانی از طریق همین فرهنگسازی ها و فعالیت‌های موسسه در آینده ، سرفرازتر و سربلندتر از اکنون خواهد بود . مدیرعامل موسسه نیکوکاری مهرآفرین همچنین به نقش موثر و پررنگ «فاطمه معتمدآریا» در جذب یاوران برای 2200کودکی که تحت حمایت اين موسسه هستند نیز اشاره کرد و گفت: شما می‌توانید به دلیل محبوبیتی که میان مردم سرزمين مان ایران دارید ، نقشی موثرتر در حوزه فرهنگ‌سازی این جامعه ايفا كنيد ؛ و ما هم موظف تر از قبل و با تواني مضاعف به افق ها بينديشيم و فكر كنيم و كار كنيم ، براي آمدن روزي كه هيچ كس احساس بي پشتوانگي نكند و بداند كه هميشه دري برايش باز است و آن ،درهايي است كه به اراده و لطف مهرآفرين بزرگ گشوده شده ، و حداقل اين كه ، در اين شرايط و در اين موسسه با كوشش شما و جديت اعضاي مهرآفرين ،هميشه  ما در پي جذب و كمك به افراد نيازمند خواهيم بود . در ادامه این نشست ، همچنین «رضا صادقی»،«مریلا زارعی» و جهان‌پهلوان «هادی ساعی» به بیان پیشنهاد‌های خود برای عملیاتی شدن کمک‌های خود در این مسیر پرداختند ؛ و آمادگي خود را براي سفر به نقاط محروم ، كمك رساني به كساني كه در مناطقي از كشور نياز به دستگيري دارند و شكل گيري و ساخت اماكن فرهنگي و از جمله مدرسه سازي براي بچه هاي خيابان و ... اعلام كردند . بر اساس اين گزارش بزودي كلنگ اولين زمين اهدايي به موسسه مهرآفرين در شهر فرهنگي تبريز زمين خواهد خورد و سفيران مهرآفرين اعلام آمادگي كردند كه با همه توان در كنار احداث اولين مجموعه فرهنگي و بهزيستي مهرآفرين خواهند بود .   

16 آوریل 2015 - 08:18

دادستان اصفهان، فرار متهمان اسید پاشی اصفهان را گمانه زنی دانست و عنوان کرد : قطعا به نتیجه می رسیم.به گزارش مهر، حسن رحیمی در پاسخ به اینکه وزیر کشور از جلسات هفتگی برای پرونده اسید پاشی اصفهان خبر داده اما هنوز متهمان دستگیر نشده اند و احتمال فرار آنها مطرح شده است، گفت: نمی توان فرار متهمان اسیدپاشی اصفهان را قطعی عنوان کرد و این می تواند یک گمانه باشد.وی افزود: البته جلسات و پیگیری سرنخ ها همچنان ادامه دارد و قطعا به نتیجه می رسیم.مهرماه سال جاری بود که 4 زن در اصفهان مورد حمله اسید پاش ها قرار گرفتند. سهیلا جورکش یکی از قربانیان اسید پاشی است که در خیابان بزرگمهر اصفهان هدف حمله اسید پاشان قرار گرفت و گفته است که "هنگامی که موبایلش زنگ می زند کنار خیابان پارک می کند تا جواب تلفن را بدهد او کمی شیشه پنجره را پائین کشیده بود که ناگهان صدای یک موتور را کنار ماشین می شنود و ناگهان احساس می کند چشمان و صورتش به شدت می سوزد."ندا هم زمانی که در حال رانندگی بوده هنگامی که صدای زنگ موبایلش را می شنود آرام در گوشه ای پارک می کند تا با مادرش صحبت کند. او به علت گرمای هوا کمی شیشه کنار راننده را پائین کشیده بود که ناگهان مادرش از آن سوی خط تنها فریاد سوختم سوختم دخترش را می شنود. او قرنیه چشم راستش را کاملا از دست داده است.سارا در حال پارک ماشینش در خیابان مهرداد اصفهان بوده و شیشه سمت خود را کمی پایین کشیده بود که ناگهان احساس می کند سمت چپ صورتش آتش گرفته است. او متاهل است و خانواده اش تاکید می کنند که هیچ گونه دشمنی یا خصومتی با کسی نداشته است.

17 فوریه 2015 - 17:12

چهره مرد معتاد آنقدر تابلو بود که پس از ربودن پسربچه ۸ ساله، مهم‌ترین سرنخ پلیس برای کشف راز این آدم‌ربایی شد.صبح 21 بهمن امسال پسربچه 8 ساله‌اي در شهرستان تربت‌حيدريه در راه رفتن به مدرسه توسط 2مرد موتورسوار ربوده شد. يكي از آدم‌ربايان نقاب به‌صورت داشت و ديگري كه معلوم بود معتاد است، چهره‌اش را نپوشانده بود. آدم‌ربايان پس از ربودن پسربچه 8ساله، دهان او را بستند، سوار موتور كردند و پا به فرار گذاشتند.دوستان پسربچه نيز كه شاهد اين ماجرا بودند وحشتزده خانواده دوستشان را باخبر كردند و به اين ترتيب پليس نيز در جريان قرار گرفت. از همان زمان تحقيقات براي شناسايي و دستگيري آدم‌ربايان شروع شد و اين در حالي بود كه آنها براي آزادي گروگانشان درخواست 25ميليون تومان كردند.مأموران پليس كه تحقيقات گسترده‌اي را براي شناسايي گروگانگيران شروع كرده بودند به تحقيق از شاهدان پرداختند. آنها چهره مرد معتاد را به‌خوبي به‌خاطر داشتند و نشاني‌هاي دقيق شاهدان از چهره اين مرد باعث شد كه خيلي زود هويت او شناسايي شود. در ادامه مرد معتاد كه 45ساله است دستگير شد و در بازجويي‌ها اعتراف كرد كه نقشه آدم‌ربايي را دوست 40ساله‌اش كشيده و پسربچه را در مشهد مخفي كرده است.اين مرد گفت: چند روز پيش دوستم نزد من آمد و گفت كه يكي از اقوامشان پولدار است و اگر پسرش را گروگان بگيريم پول خوبي به‌دست مي‌آوريم. من هم قبول كردم كه همدستش شوم اما باورم نمي‌شد به اين زودي دستگير شوم. با اعترافات اين مرد، مخفيگاه طراح اصلي نقشه آدم‌ربايي در مشهد شناسايي شد و مأموران اين محل را زيرنظر گرفتند. سردار بهمن اميري‌مقدم، فرمانده انتظامي استان خراسان‌رضوي با بيان اين خبر گفت: روز پنجشنبه در يك عمليات ضربتي طراح اصلي نقشه آدم‌ربايي دستگير شد و پسر بچه ربوده شده پس از 48ساعت آزاد و به خانواده‌‌اش تحويل داده شد.

17 فوریه 2015 - 17:12

 مردی که به‌دلیل بدرفتاری‌های پدرش در دوران کودکی از او کینه به دل گرفته بود سرانجام دست به جنایت زد. کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی شهر قدس دوروز پیش، از وقوع جنایت در منزلی مسکونی مطلع شدند و وقتی به محل حادثه رفتند جسد مردی میانسال را مشاهده کردند که سر، صورت و گردنش به‌شدت زخمی شده بود. شواهد اولیه نشان می‌داد این مرد هدف چندضربه چاقو قرار گرفته است. ماموران پیش از هر اقدامی به جست‌وجو در خانه پرداختند و مطمئن شدند وسیله‌ای سرقت نشده است. از طرفی در ورودی و پنجره‌های خانه سالم بود و این نشان می‌داد قاتل یا قاتلان به‌راحتی وارد قتلگاه شده‌اند. مجموع این اطلاعات از آن حکایت داشت که جنایت توسط فردی آشنا با مقتول و با انگیزه خصومت شخصی انجام شده است. در این میان افرادی که پلیس را از واقعه مطلع کرده بودند تحت بازجویی قرار گرفتند و پسر ٢٦ساله مقتول به نام کامران را به‌عنوان عامل قتل معرفی کردند. کارآگاهان در بررسی‌های خود پی بردند کامران از مدتی قبل در شهری دیگر زندگی می‌کرد اما شب قبل به خانه پدرش آمده و با او مشاجره کرده بود. این جوان بعد از کشته‌شدن پدرش فراری شده بود به همین دلیل جست‌وجوها برای یافتن ردی از وی آغاز و سرانجام مظنون اصلی پرونده در منزل یکی از دوستانش در شهرقدس بازداشت شد. کامران بعد از دستگیری به پلیس آگاهی انتقال یافت و به ارتکاب قتل اقرار کرد. او گفت: «وقتی بچه بودم پدرم با من بدرفتاری می‌کرد. او بیشتر مواقع توجهی به من نداشت و هروقت عصبانی می‌شد سر من خالی می‌کرد. همین رفتارهایش باعث شد از او کینه به دل بگیرم و بالاخره او را به قتل رساندم.» متهم ادامه داد: «شب حادثه در حالی که ماده مخدر شیشه مصرف کرده بودم دچار توهم شدم، بعد از آن با پدرم مشاجره کردم. خیلی عصبانی بودم و نمی‌توانستم رفتارم را کنترل کنم. درنهایت چاقویی برداشتم و با آن به پدرم حمله‌ور شدم و بعد از خانه فرار کردم.» بنابراین گزارش، متهم اکنون در بازداشت به‌سر می‌برد.

17 فوریه 2015 - 17:12

«من همان پدري هستم كه كودك هشت‌ساله‌ام را به خاطر شباهتش به همسر سابقم  كشته‌ام».به گزارش اعتماد، اين اعتراف تمام انگيزه مردي شيشه‌اي را نشان مي‌دهد كه يك ماه پيش به طرز فجيعي نويد هشت ساله را كشت و جسدش را در فضاي سبز خيابان صنيع خاني تهران رها كرد؛ همان مردي كه پيش از اين با طرح داستاني خيالي قصد داشت راز جنايتش را پنهان نگه دارد اما سرانجام پس از يك ماه لب به اعتراف گشود و به قتل فرزندش اقرار كرد. ١٧دي ماه امسال زني مسن به كلانتري ١٥٢ خاني‌آباد تهران مراجعه كرد و ماموران را در جريان ناپديد شدن نوه هشت ساله‌اش قرار داد.او به ماموران گفت: «امروز پسرم، نوه‌ام را بر ترك موتورش سوار كرد و با هم بيرون رفتند اما وقتي پسرم برگشت، نويد با او نبود. درباره نوه‌ام از او سوال كردم اما جواب درستي نگرفتم و فقط لكه‌هاي خون روي لباس، كفش‌ها و پلاك موتور پسرم جلب‌توجه مي‌كرد. خيلي ترسيدم. فكر مي‌كنم بلايي سر نوه‌ام آمده است.»ماموران با شنيدن اظهارات مادربزرگ نويد به سرعت به خانه آنها مراجعه و پسرش، حامد را بازداشت كردند. او در جريان بازجويي‌ها به ماموران گفت: «وقتي با پسرم بيرون رفتم در خيابان نيلوفر با چند نفر كه قصد داشتند او را بدزدند درگير شدم. من با چاقو چند نفرشان را زخمي كردم اما در نهايت آنها نويد را دزديدند و با خود بردند.»اظهارات پدر نويد، پليس را به خيابان نيلوفر و پرس‌وجو از اهالي محل كشاند اما تحقيقات ميداني ماموران وقوع هرگونه درگيري و آدم‌ربايي را رد مي‌كرد و مهر باطل بر اظهارات حامد مي‌زد و او را به عنوان متهم اصلي پرونده معرفي مي‌كرد. هرچه تحقيقات پليسي به پيش مي‌رفت، اميد زنده بودن نويد نيز بيشتر فروكش مي‌كرد؛ اميدي كه تنها چند ساعت بعد، در تماسي از سوي يكي از گشتي‌هاي نيروي انتظامي تهران به كلي رنگ باخت. شامگاه همان روز ماموران نيروي انتظامي منطقه ١٩ تهران در حال گشتزني در خيابان صنيع خاني، پيكر غرق خون پسربچه‌اي را در فضاي سبز منطقه پيدا كردند و به سرعت با مقر انتظامي تماس گرفتند. پيكر كودك خردسال از ناحيه گردن به‌شدت دچار جراحت شده بود و آزمايش‌هاي اوليه تيم پزشكي در صحنه جرم، مرگ بر اثر اصابت چاقو را تاييد مي‌كرد. همزمان با انتقال جسد به پزشكي قانوني، بازرسي از صحنه جرم آغاز و در جريان آن مشخص شد كه مقتول همان نويد هشت ساله است كه خروجش از خانه در عصر ١٧ دي ماه، بازگشتي براي او نداشت. به اين ترتيب و با كشف جسد مقتول، بازجويي از پدر نويد وارد مرحله تازه‌اي شد. همزمان ماموران موفق شده بودند در صحنه جرم چاقويي پيدا كنند كه اثر انگشت پدر نويد روي آن بود. آزمايش‌هاي پزشكي قانوني نيز تاييد كرده بود كه خون روي موتور سيكلت از آن نويد بود؛ مداركي كه هيچ شكي باقي نگذاشته بود كه نويد قرباني نقشه شوم پدرش شده است. اما حامد قصد اعتراف كردن نداشت، با اين حال وقتي با مدارك پليسي روبه‌رو شد به قتل فرزندش اعتراف كرد و گفت: «نويد تمام حركات و رفتار‌هايش شبيه مادرش بود و نمي‌توانستم او را تحمل كنم. چندين بار هم همسر سابقم را تهديد كرده بودم كه نويد را فقط به خاطر اينكه شبيه به او است، خواهم كشت. »تهديدي كه سرانجام عملي شد تا نويد، در هشتمين بهار زندگي‌اش جان خود را از دست بدهد. با ثبت اعتراف متهم، پرونده براي سير مراحل قانوني به شعبه ١٠١ دادگاه بخش آفتاب تهران ارجاع شد.

17 فوریه 2015 - 17:12

زنی که متهم است فرزند ٢٠ماهه خواهرشوهرش را به قتل رسانده، در انتظار حکم قضات برای پرداخت دیه به اولیای‌دم به‌سر می‌برد. این زن قبلا محاکمه و از اتهام قتل عمد تبرئه شده بود.  ماموران پلیس تهران اردیبهشت دوسال قبل وقتی از مرگ مشکوک دختری خردسال در بیمارستان باخبر شدند، تحقیقات خود را آغاز کردند. آنها متوجه شدند دختر ٢٠ماهه که جمیله نام داشت، بعد از چندروز کما جان باخته است. در همان مراحل اولیه تحقیق، زن‌دایی کودک به نام مرضیه مورد ظن قرار گرفت و بازداشت شد. او در بازجویی‌ها نحوه مرگ کودک را شرح داد و گفت: «مادرشوهرم قصد داشت به مراسم خاکسپاری یکی از اقوام برود به همین دلیل جمیله را نزد من آورد تا چندساعتی از او مراقبت کنم. من می‌خواستم به او سوپ بدهم اما بچه غذا نمی‌خورد به همین دلیل عصبانی شدم و او را زدم. چندساعت بعد وقتی متوجه شدم جمیله بدحال است، او را به بیمارستان رساندم و در آنجا گفتند کودک به کما رفته است.»در ادامه تحقیقات معلوم شد پدرومادر جمیله به ماده‌مخدر شیشه اعتیاد دارند و به همین دلیل کودک نزد مادربزرگش زندگی می‌کرده.  بازپرس جنایی بعد از بررسی اظهارات متهم و مدارکی که در پرونده موجود بود، مرضیه را در قتل عمد مجرم شناخت سپس برای این زن کیفرخواست صادر و او در شعبه ٧١ دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. اولیای‌دم در جلسه محاکمه خواستار قصاص مرضیه شدند اما وقتی نوبت به متهم رسید، اتهام قتل عمد را رد کرد و گفت: «همه می‌دانند من جمیله را دوست داشتم و روز حادثه نیز به عمد و به قصد کشتن او را کتک نزدم و اصلا نمی‌خواستم آسیبی ببیند.» هیات قضات بعد از اتمام جلسه وارد شور شدند و مرضیه را از قتل عمد تبرئه کردند اما او را در قتل شبه‌عمد مجرم شناختند به همین دلیل حکم به دوسال حبس و پرداخت دیه دادند. پس از آن والدین مقتول به رای دادگاه اعتراض کردند و قضات دیوانعالی کشور مسوول بررسی مجدد پرونده شدند. آنها نیز قتل را شبه‌عمد تشخیص دادند و مجازات دوسال زندان را تایید کردند اما از آنجا که اولیای‌دم در دادگاه درخواست قصاص کرده و حرفی درباره دیه نزده بودند، پرونده را بار دیگر به دادگاه کیفری استان تهران فرستادند تا درباره خواسته اولیای‌دم تصمیم‌گیری شود.  نماینده دادستان در دومین جلسه محاکمه مرضیه که هفته جاری برگزار شد، بار دیگر کیفرخواست صادره را خواند و درخواست صدور حکم مناسب کرد. سپس والدین جمیله در جایگاه ایستادند و دوباره گفتند خواسته‌شان قصاص است اما اگر دادگاه نمی‌تواند چنین حکمی بدهد درخواست دریافت دیه دارند.  مادر مقتول گفت: «من و شوهرم به ماده‌مخدر شیشه اعتیاد داشتیم و وضع مالی‌مان هم خوب نبود. شوهرم با موتور کار می‌کرد و درآمد کمی داشت. وقتی جمیله به دنیا آمد، ما جایی برای زندگی نداشتیم و نمی‌توانستیم مخارجمان را تامین کنیم به همین دلیل هرکدام به خانه پدر و مادر خودمان رفتیم تا بعد از مدتی که شرایط بهتر شد دوباره خانه‌ای تهیه کنیم. در این میان گاهی مادر من و گاهی مادرشوهرم از جمیله مراقبت می‌کردند. من می‌دانم مرضیه دخترم را خیلی دوست داشت و اصلا نمی‌فهمم چرا او را کشت.» در ادامه نوبت به متهم رسید تا از خودش دفاع کند. او گفت: «مادرشوهرم چون دخترش حاضر نبود از جمیله نگهداری کند، او را به خانه خودش برد. من هم این کودک را دوست داشتم، خودم دختری هفت‌ساله دارم. از زمان زایمان دچار افسردگی شده بودم طوری که همیشه فکر می‌کردم به‌زودی می‌میرم و حتی مرتب با اقوام تماس می‌گرفتم و درخواست می‌کردم مرا حلال کنند. بیماری من به‌حدی بود که نزد روانپزشک رفتم و او برایم دارو تجویز کرد البته شوهرم اجازه نمی‌داد دارو مصرف کنم. او می‌گفت خود روانپزشکان بیمار هستند و داروهای آنها هیچ مریضی را خوب نمی‌کند.» متهم ادامه داد: «روز حادثه مادرشوهرم جمیله را به خانه ما آورد و دخترم مشغول بازی با او شد. مادرشوهرم قصد داشت به مراسم خاکسپاری یکی از اقوام برود به همین دلیل از او خواستم جمیله را در خانه ما بگذارد تا دخترم با او بازی کند. مادرشوهرم قبول کرد البته قبل از رفتن به مراسم، از خانه خودش که نزدیک منزل ما بود یک ظرف سوپ برای جمیله آورد. بعد از رفتن او داشتم به کودک سوپ می‌دادم اما او نمی‌خورد من هم عصبانی شدم و او را زدم دقیقا نمی‌دانم چند ضربه زدم اما ناگهان به خودم آمدم و دیدم چه‌کار کرده‌ام بعد از آن کودک مشغول بازی شد اما وقتی می‌خواست بخوابد دیدم حالت طبیعی ندارد به همین دلیل او را به بیمارستان رساندم و در آنجا فهمیدم بچه به کما رفته است.» بنا بر این گزارش، هیات قضات بعد از شنیدن اظهارات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.

17 فوریه 2015 - 17:12

وقتی در آن نیمه‌شب تابستان سال٨٨ راضیه، خسته از تحقیرهای شوهر، سراغ کمد وسایل او رفت، سلاح شکاری را بیرون آورد و سر همسر جوانش را نشانه گرفت، فکر نمی‌کرد این گلوله را به سرنوشت خود و فرزند یک‌و‌نیم‌ساله‌اش شلیک می‌کند. او نمی‌دانست شلیک این گلوله، اتفاقی معمولی نیست که با تشرهای پدر و فریاد‌های مامور پلیس به پایان برسد. اگر راضیه می‌توانست زمان را به عقب بازگرداند، خواسته‌های واقعی‌اش را به پدرش می‌گفت، سر سفره عقد نمی‌نشست و بچه‌دار نمی‌شد یا اینکه اختلاف با شوهرش را به‌گونه‌ای دیگر حل می‌کرد و دست به قتل نمی‌زد و حالا در زندان منتظر اجرای حکم قصاص نبود، خانواده‌ای داغدار نبودند و او در آتش محرومیت از دیدار فرزندش نمی‌سوخت.مردی سال٨٨ به ماموران پلیس خبر داد دخترش دست به قتل شوهرش زده و حالا در خانه‌ است. پدر راضیه که خودش از این اقدام فرزندش شوکه ‌شده ‌بود، به ماموران گفت دوروز قبل از قتل متوجه گم‌شدن دامادش شده و حالا جسد او را در خانه دخترش پیدا کرده ‌است.دقایقی بعد از این گزارش بود که دستبند بر دستان راضیه که در آن زمان ١٧ساله‌ بود، چفت شد و او از آن زمان تاکنون در زندان است. فرزند یک‌و‌نیم‌ساله راضیه به مادرشوهر سپرده‌ شده و بعد از آن قتل، اختلاف دوخانواده ‌شدت گرفته است. آنها که زمانی همسایه و دوستان نزدیک بودند، حالا حتی به بهانه نوه کوچک‌شان هم نمی‌توانند با هم در ارتباط باشند.راضیه درباره زندگی مشترکش می‌گوید: «شوهرم همسایه ما بود، مادرش برای خواستگاری به خانه ما آمد. من از صحبت‌های پدر و مادرم متوجه شدم خواستگار دارم. آن زمان خیلی سنم کم بود ١٤سال بیشتر نداشتم، خانواده‌ام فکر می‌کردند ازدواج با این خواستگار می‌تواند خوشبختی من را تضمین کند. به‌هرحال مرد همسایه تحصیلکرده و مودب و ظاهر ماجرا خیلی خوب بود. با نظر پدرم پای سفره عقد نشستم و ازدواج کردم. بعد از ازدواج اختلافات ما شروع شد. من بچه ‌بودم و درکش نمی‌کردم. نمی‌فهمیدم چه می‌گوید و چه می‌خواهد، او هم من را درک نمی‌کرد. قبول نمی‌کرد زنی ١٤ساله خیلی از مسایل را نمی‌فهمد. از من انتظاراتی داشت که نمی‌توانستم برآورده‌ کنم. راستش از همان اول می‌دانستم نمی‌توانم با این مرد زندگی کنم، اما به پدرم نگفتم. وقتی درگیری‌ها با شوهرم بالا گرفت، قهر کردم و به خانه پدرم رفتم، اما ما را آشتی دادند.»زندگی راضیه در تمام آن سال‌ها پرتلاطم بود. زن متهم به قتل در صحبت‌هایش از برخورد‌های فیزیکی شوهرش می‌گوید و هنوز هم وقتی یاد آن‌روزها می‌افتد، عصبانی می‌شود: «بار چندم بود که کتکم می‌زد. گفتم بیا جدا شویم. دوباره به خانه مادرم رفتم، اما نشد طلاق بگیریم. او با خانواده‌اش برای آشتی آمد و اینطور بود که دوباره برگشتم. زندگی سختی ‌داشتم. وقتی باردار شدم، شوهرم بیشتر مراعات می‌کرد. بچه را خیلی دوست داشتم به من آرامش می‌داد وقتی بچه‌ به دنیا آمد دوباره درگیری‌های ما شروع شد. او به‌خاطر بچه به من چیزی نمی‌گفت. وقتی زایمان کردم و سرپا شدم، دوباره دعواها بین ما شروع شد. احساس می‌کردم شوهرم مرا نمی‌بیند اصلا نمی‌خواست قبول کند من هم آدم هستم و نباید این رفتارها را کند. او جلو دیگران تحقیرم می‌کرد، بدوبیراه می‌گفت و فحش می‌داد. حق نداشتم جایی بروم تنها جاهایی که برایم مجاز بود، خانه پدرم و خانه مادرشوهرم بود. شوهرم دوست نداشت با کسی رفت‌‌‌وآمد کند. به من می‌گفت باید در خانه بنشینی. با همه تندی می‌کرد. او حتی با خانواده خودش هم تندی می‌کرد، اما آنها دم ‌دستش نبودند، من دم دستش بودم و عصبانیتش را روی من خالی می‌کرد. خیلی اذیت می‌شدم. خسته‌ شده بودم حتی یک‌بار مادرشوهرم به او گفت با این دختر بدرفتاری نکن. گوش نکرد. می‌گفت در زندگی من دخالت نکنید. چندبار در مورد این مساله با مادرشوهرم صحبت کردم، اما حرف‌هایم جدی گرفته نمی‌شد، البته می‌دانست پسرش خیلی عصبی برخورد می‌کند، اما فکر نمی‌کرد کار به اینجا بکشد. خودم هم فکر نمی‌کردم چنین کاری بکنم. همه‌چیز به من فشار می‌آورد، نمی‌توانستم آن زندگی را تحمل کنم. روز حادثه با شوهرم به میهمانی رفتیم. او در جمع با من خیلی بد صحبت کرد. ناراحت شدم وقتی به خانه برگشتیم، خوابید. من هم بچه را خواباندم و سراغ کمد شوهرم رفتم. اسلحه شکاری‌اش را برداشتم به سمت سینه‌اش گرفتم و شلیک کردم. درجا فوت شد. جسد را کشان‌کشان به سمت باغچه بردم و او را در گودالی که کنده ‌بودم، دفن کردم. بعد به پدر و برادرشوهرم گفتم شوهرم صبح از خانه بیرون رفته و دیگر برنگشته ‌است. دوروزی که شوهرم نبود آرامش داشتم، اما حالا می‌دانم اشتباه کرده‌ام.»راضیه بعد از دستگیری به قتل شوهرش اعتراف کرد. او در دادگاه کیفری‌ استان خوزستان در برابر قضات قرار گرفت و گفت به‌خاطر اختلافاتی که با شوهرش داشت، دست به این کار زد. هرچند متهم در جلسه محاکمه درخواست بخشش کرد، اما اولیای‌دم بر خواسته خودشان پافشاری کردند و حکم قصاص صادر شد و حتی به مرحله اجرا هم درآمد.مهناز محمدی قاضی اجرای احکام دادسرای جنایی اهواز کسی است که در آخرین ثانیه‌های زندگی راضیه دستور توقف اجرای حکم او را داد و پرونده را آماده اجرا ندانست. او می‌گوید: «آنطور که پرونده را مطالعه کرده‌ام، راضیه دختری است که در نوجوانی ازدواج کرده و مرتکب قتل شوهرش شده‌ بود. اردیبهشت سال‌جاری نام او در فهرست اعدامیان قرار گرفت. زمانی که راضیه را برای اجرای حکم آوردند، مانند هرمتهمی که فرصت داده می‌شود تا از اولیای‌دم رضایت بگیرد، به او هم فرصت دادیم تا با مادرشوهرش صحبت کند. ولی‌دم زنی مسن و بسیار غمگین بود. به جرات می‌توانم بگویم که غم در صورتش رسوب کرده‌ بود. آمد و برگه‌ها را امضا کرد. گفتم خانم بهتر است ببخشی آنطور که متوجه شده‌ام متهم، عروست است ونوه‌ای از او داری. قبول نکرد. گفت می‌خواهد حکم را اجرا کند. برای چنددقیقه‌ای اجازه دادم راضیه با مادرشوهرش صحبت کند. صحبت‌هایی که می‌کردند، نشان می‌داد اختلاف بین راضیه و شوهرش چیز پنهانی نبود و مادرشوهرش هم در جریان آن قرار داشت. دختر جوان التماس می‌کرد. می‌گفت تو که می‌دانی دوستش نداشتم، تو که می‌دانی اذیتم می‌کرد، تو که می‌دانی کتکم می‌زد. زن قبول نمی‌کرد. می‌گفت خودت را می‌کشتی یا طلاق می‌گرفتی، چرا بچه مرا کشتی. باید مجازات شوی. راضیه را که برای اعدام به سمت چوبه‌‌دار بردند، با گریه گفت من فقط ١٧سالم بود. همین جمله‌اش توجهم را جلب کرد. دستور دادم چنددقیقه‌ای صبر کنند، پرونده را نگاه کردم و متوجه شدم متهم زمان ارتکاب جرم ١٧ساله ‌بود و بنابراین ماده٩١ قانون جدید می‌تواند شامل حال او شود. با مقام قضایی بالاتر از خودم صحبت کردم. حکم متوقف شد و راضیه دوباره به زندان برگشت.»مطابق ماده٩١ قانون جدید مجازات اسلامی «در جرایم موجب حد یا قصاص هرگاه افراد بالغ کمتر از ١٨سال، ماهیت جرم انجام‌شده و یا حرمت آن را درک نکنند و یا در رشد و کمال عقل آنان شبهه وجود داشته باشد، حسب مورد با توجه به سن آنها به مجازات‌های پیش‌بینی‌شده در این فصل محکوم می‌شوند.»طبق این قانون «دادگاه برای تشخیص رشد و کمال عقل می‌تواند نظر پزشکی‌قانونی را استعلام یا از هرطریق دیگر که مقتضی بداند، استفاده کند.»از آنجایی که این ماده قانونی می‌توانست به نفع محکوم باشد، بنابراین اجرای حکم او در آخرین‌ثانیه‌ها متوقف شد و راضیه به سلولش برگشت. بعد از آن، وکیل‌مدافع راضیه درخواست اعاده دادرسی را به دیوانعالی کشور داد و این درخواست پذیرفته‌ شد. به این‌ترتیب دادگاه موظف شد وضعیت کمال عقلی محکوم در زمان ارتکاب جرم را بررسی کند.راضیه درباره دقایق سخت پیش از اجرای حکم می‌گوید: «هنوز هم باورم نمی‌شود زنده ‌هستم. وقتی بازداشت شدم، فکر می‌کردم با پدرم به کلانتری می‌روم و می‌گویم شوهرم اذیتم می‌کرد، به همین خاطر هم او را کشتم. آنجا هم با من صحبت می‌کنند، سرم داد می‌زنند و بعد با پدرم دوباره به خانه برمی‌گردم و همه‌چیز درست می‌شود بعد از قتل بود که متوجه ‌شدم اشتباه می‌کردم، ممکن است من را بکشند! وقتی گفتند باید در زندان بمانی، شوکه شدم. گفتم لااقل بچه‌ام را به من بدهید. سربازی که مرا به سمت بازداشتگاه می‌برد، خندید. هیچ‌‌وقت فکر نمی‌کردم صحنه اعدام خودم را ببینم. راستش اصلا نمی‌دانستم اعدام چطوری است. فقط در فیلم‌ها دیده‌ بودم این آدم‌هایی که به دیگران شلیک و پلیس را اذیت می‌کنند، اعدام می‌شوند. در فیلم‌های آمریکایی این صحنه‌ها را دیده ‌بودم. نمی‌دانستم می‌تواند واقعی باشد. آنقدر بچه‌ بودم که فکر می‌کردم اگر جسد شوهرم پیدا شود، با پدرم به کلانتری می‌روم و به پلیس می‌گویم شوهرم مرا کتک زده‌ است و اذیتم می‌کند و همه‌چیز با چندفحش و دادزدن تمام می‌شود. من آنقدر به بازگشت به خانه‌ام امیدوار بودم که وقتی ماموران آمدند، به آنها گفتم صبر کنید در خانه را قفل کنم، کلید را بردارم و بعد بیایم، فکر می‌کردم چندساعتی آنجا می‌مانم و برمی‌گردم. در زندان بود که باور کردم چه مجازاتی در انتظار من است. بعضی‌ از هم‌بندی‌هایم را اعدام کردند، چون آدم کشته‌ بودند. اولین‌بار که گفتند یکی از زنان را برای اعدام می‌برند، آنقدر ترسیده ‌بودم که از حال رفتم. از فردای آن‌روز هربار به سلول آن زن می‌رفتم، وحشت همه وجودم را می‌گرفت. وقتی به من گفتند برای اجرا آماده‌ شو، ترس همه وجودم را گرفت. صبح از انفرادی به سمت محل اجرای حکم رفتیم. گفت‌وگوی من و مادرشوهرم مرور چندسال زندگی تلخم بود؛ سال‌هایی که شوهرم کتکم زده و تحقیرم کرده‌ بود؛ سال‌هایی که به من می‌گفتند باید در این زندگی بمانی. به حسرت‌هایم فکر می‌کردم؛ به اینکه دلم می‌خواست درس بخوانم و نتوانسته ‌بودم. به اینکه ‌ای کاش به جای قتل از شوهرم جدا می‌شدم؛ به جدایی از او پافشاری می‌کردم. فکر می‌کنم مادرشوهرم هم قبول داشت اشتباه کرده‌ام، اما حاضر نبود مرا ببخشد. وقتی با گریه گفتم آن‌موقع فقط ١٧سالم بود، خانم محمدی گوشی را برداشت و صحبت کرد و بعد هم حکم متوقف شد. او خیلی به من کمک کرد.»این زن از وقتی به زندان افتاده، دیگر نتوانسته فرزندش را ببیند. او می‌گوید: «وقتی زندانی شدم، بچه‌ام یک‌سال‌ونیم داشت و حالا شش‌سال دارد حتی عکسش را به من ندادند. دخترم خیلی بچه خوبی بود دلم پیش اوست چندبار با خانواده شوهرم صحبت کردم و خواستم بچه را به من نشان دهند، قبول نکردند. گفتم حداقل عکسش را به من نشان دهید، بازهم قبول نکردند.»یکی از خیرانی که برای کمک به راضیه سعی کرده با خانواده شوهر او یا نزدیکان‌شان تماس بگیرد، می‌گوید: «باید غم خانواده مقتول را درک کرد. آنها پسر جوان‌شان را از دست داده‌اند. قصاص هم از نظر شرعی و قانونی حق آنهاست، با این‌حال، خداوند توصیه به بخشش کرده‌ است و ما هم تلاش کردیم کاری کنیم رضایت اولیای‌‌دم جلب شود. آنچه مسلم است اولیای‌‌دم به پول رضایت نمی‌دهند و اگر حاضر به بخشش باشند، بدون پیش‌شرط مالی این کار را خواهند کرد. متاسفانه تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم حتی اقوام مقتول را که فکر می‌کردیم می‌توانند روی اولیای‌‌دم تاثیر بگذارند، پیدا و با آنها صحبت کردیم. آنها معتقدند نمی‌توان کاری کرد و اولیای‌‌دم برای اجرای حکم قصاص مصمم هستند.»او ادامه می‌دهد: «با توجه به صحبت‌هایی که شده‌ است، متوجه شدیم خانواده راضیه بعد از قتل و قبل از اینکه منتظر صدور حکم باشند، تلاش خود را برای جلب‌رضایت اولیای‌‌دم انجام دادند، اما تا به حال موفق نشده‌اند. پدرومادر راضیه بارهاوبارها مقابل خانه مادر مقتول رفته‌، اما نتوانسته‌اند رضایت آنها را جلب کنند و کار به جایی رسیده که اولیای‌‌دم خانه‌شان را فروخته و محل زندگی‌شان را تغییر داده‌اند.»فرزند راضیه حالا نزد یکی از عموهایش زندگی می‌کند. این کودک، عمو و زن‌‌عمویش را پدرومادر خود می‌داند و از وجود راضیه خبر ندارد. خانواده مقتول مقابل این بچه حتی درمورد پدرش که کشته شده است، صحبت نمی‌کنند. راضیه می‌گوید: «می‌دانم آنها به بهترین نحو ممکن از بچه من نگهداری می‌کنند و بسیار هم ممنونشان هستم، اما این حق من است که بچه‌ام را ببینم، حداقل عکسش را داشته‌ باشم. یک‌بار با مادرشوهرم تماس گرفتم و گفتم قول می‌دهم هیچ‌‌حرفی نزنم، قول می‌دهم فقط نگاهش کنم بگذار او را ببینم. گفت این بچه تنها کسی در خانواده است که زندگی آرامی دارد، تو آرامش را از ما گرفتی و داغدارمان کردی حالا این بچه را قربانی نکن. روزی که برای اجرای حکم آمده ‌بود، گفتم چنددقیقه به من فرصت بده بچه‌ام را ببینم و بعد بمیرم. قبول نکرد.»قرار است راضیه به‌زودی برای بررسی رشد و کمال عقلی به پزشکی قانونی برود و در صورتی که تایید شود او حرمت قتل را نمی‌دانسته و رشد عقلی او زیر سوال برود، این زن با مجازاتی به‌مراتب سبک‌تر از قصاص مواجه خواهد شد.متهم می‌گوید: «قربانی واقعی من هستم. اگر می‌دانستم چنین مجازاتی در انتظارم است و چه چیزهایی را از دست می‌دهم، هرگز این کار را نمی‌کردم. حالا می‌فهمم چه کار اشتباهی کرده‌ام و نباید شوهرم را می‌کشتم. خانواده شوهرم داغدار هستند و درک می‌کنم، اما خانواده من هم وضع بهتری ندارند. پنج‌سال است که من و همه‌اعضای خانواده‌ام در برزخ زندگی می‌کنیم. ما خیلی بدبخت‌تر ‌از آنها هستیم. اگر خانم محمدی نبود، من اعدام شده‌ بودم و حتی خانواده‌ام تا حالا لباس سیاه‌ را از تن‌شان درآورده‌ بودند، اما خدا را شکر حالا زنده ‌هستم. بعد از آن شب واقعا اضطراب زیادی دارم، انگار در لحظه زندگی می‌کنم، مدام دنبال دیدار با خانواده‌ام هستم، فکر می‌کنم تا چندلحظه دیگر ممکن است بمیرم و همه‌چیز تمام شود، می‌خواهم خانواده‌ام کنارم باشند. بیشتر از قبل مرگ را احساس کرده‌ام هرچند امیدی هم در دلم هست که فکر می‌کنم شاید بشود دوباره به زندگی برگشت. با خودم می‌گویم باید فرصت برایم غنیمت باشد. سعی می‌کنم در زندان کاری یاد بگیرم. درس که نمی‌توانم بخوانم چون در اینجا دوره دبیرستان وجود ندارد. من تا پایان دوره راهنمایی درس خواندم باید دبیرستان را شروع کنم. در زندان امکان اینکه در این مقطع درس بخوانم، وجود ندارد چون تعداد افرادی که می‌خواهند درس بخوانند، باید حداقل ١٠نفر باشد که به این تعداد نمی‌رسیم پس امکان ادامه تحصیل نیست و کار زیادی هم نمی‌شود انجام داد. بیشتر وقتم را با دعا و نماز می‌گذرانم، خیلی اضطراب دارم طوری که انگار دست‌وپایم قفل شده ‌باشد هیچ‌‌کاری نمی‌توانم بکنم. حالم خیلی بد است. هرشب خواب شوهر و بچه‌ام را می‌بینم. خودم را به‌خاطر اتفاقاتی که برای خانواده‌ام افتاده ‌است، مقصر می‌دانم. پدرم هنوز هم دنبال رضایت است. اولیای‌دم خانه‌شان را عوض کرده‌اند، پدرم سعی کرده از طریق اقوامشان با آنها تماس بگیرد، اما نتوانسته است. واقعا نمی‌دانم چه سرنوشتی در انتظارم است. اما این را می‌دانم خطایی که کردم آنقدر بزرگ است که همه اعضای خانواده‌ام تحت‌تاثیر آن قرار گرفته‌اند. من با این کار سرنوشت خواهران و برادرانم را هم تحت‌تاثیر قرار دادم هرچند آنها با صبوری تحمل می‌کنند و چیزی نمی‌گویند، اما می‌دانم روزهای سختی را می‌گذرانند. من یک‌بار با رفتن پای چوبه‌‌دار و با ندیدن فرزندم تنبیه شدم و خواهش می‌کنم اولیای‌دم مرا به خاطر نادانی و نفهمی دوران نوجوانی‌ام تنبیه نکنند و مرا ببخشند. اگر می‌دانستم کاری که می‌کنم باعث مرگ خودم و باعث می‌شود بچه‌ام را نبینم و سال‌ها در زندان بمانم، چرا باید این کار را می‌کردم؟»راضیه در ادامه می‌گوید: «اگر حالا هم شوهرم زنده‌ شود با توجه به رفتاری که با من داشت، حاضر نیستم با او زندگی کنم چون ما دوآدم با رفتارهایی کاملا متفاوت بودیم، اما هرگز دست به قتل او نمی‌زدم.»حالا راضیه روزهای پراسترسی را در زندان می‌گذراند. اجرای حکم قصاص او فعلا منتفی شده و دادگاه منتظر نظریه پزشکی‌قانونی است تا درباره این زن تصمیم‌گیری کند.

17 فوریه 2015 - 17:12

کودک آزاری عبارت است از هرگونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک کودک شود. برخی از این آثار می‌تواند مخفی باشد. ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن وی از غذا، حبس در حمام یا زیر زمین، اشکال مخفی کودک آزاری است و اما محبت زیاد و افراطی به فرزندان نوعی کودک آزاری تلقی می شود، چرا که اینکونه رفتارها باعث سلب آزادی کودک می‌شود و چه بسا والدینی که با رفتارهای حمایت گونه خود موجبات آزار و اذیت کودکشان را فراهم می‌کنند و خود از این موضوع غافلند.دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی گفت: مجموعه رفتارها یا گفتارهایی که انجام دادن یا انجام ندادنشان باعث وارد شدن نوعی آسیب عاطفی، فیزیکی به کودک شود و این احساس را در او به وجود آورد که خوب و دوست داشتنی و مورد احترام نیست و ناخواسته است، کودک آزاری است که اغلب والدین این رفتارها را به صورت ناخودآگاه انجام می دهند.وی گفت: آمارها نشان می دهد 70 درصد آزارهایی که به کودکان از نظر عاطفی و جسمی وارد می شود، از سوی غریبه ها نیست و در چارچوب خانواده و به وسیله مراقبان و افراد نزدیک صورت می گیرد.این دکترای روانشناسی با بیان اینکه مقایسه کودک با دیگران نوعی کودک آزاری است گفت: برخی فکر می کنند این کار باعث پیشرفت و الگو برداری کودک می شود ولی این مقایسه فقط احساس خودکم بینی را به کودک می دهد و این احساس را به وی می دهد که از نظر والدینش دوست داشتنی نیست.دانشیار دانشگاه الزهرا تنبیه سکوت را نیز از جمله موارد کودک آزاری برشمرد و گفت: قهر کردن پدر یا مادر که به آن تنبیه سکوت می گویند و قطع رابطه کلامی به مدت چند ساعت تا چندروز با کودک به نشانه دلخوری، آسیب شدیدی به او می زند.انتظارهای غیر واقع بینانه، کودک آزاری استشعاع کاظمی با اشاره به اینکه انتظارهای غیر واقع بینانه ای که برخی پدر و مادرها از فرزندشان دارند موجب آزار روحی وی می شود گفت: انتظارهای نامناسب با سن و توانایی از فرزند از جمله رفتارهایی است که والدین به کرات مرتکب می شوند. به عنوان مثال توقع دارند نوزاد از شب تا صبح بدون اینکه بیدار شود بخوابد، در حالی که چنین چیزی امکان ندارد برخی هم از کودک نوپا انتظار دارند 30 دقیقه بدون اینکه تکان بخورد، گوشه ای بنشیند که برآورده کردن چنین انتظارهایی فراتر از توانایی یک کودک و مصداق آزار است.وی افزود: گاهی پدر یا مادر افسرده ای را می بینیم که باعث می شوند فرزندشان از کودکی بترسد چون می ترسند اگر زیاد بدود، راه برود و بلند حرف بزند حوصله پدر یا مادرش سر می رود.بوسیدن زیاد هم کودک آزاری استاین دکترای روانشناسی یادآور شد: تنها کتک زدن، شلاق یا تازیانه زدن، مشت زدن، سیلی زدن آزار جسمی نیست بلکه رفتارهایی مانند هل دادن، تکان دادن، لگد زدن یا پرت کردن، نیشگون گرفتن هم کودک آزاری است و برخی از والدین هم از شدت علاقه کودک را زیاد می بوسند، فشار می دهند یا حتی از شدت احساس وی را گاز می گیرند که همه این رفتارها باعث آزار و اذیت کودک می شود.فراهم نکردن نیازهای اولیه کودک باعث آزار روحی می شودشعاع کاظمی تاکید کرد: غفلت، فراهم نکردن نیازهای اولیه کودک، بی توجهی یا تاخیر در مراقبتهای پزشکی هم به نوعی کودک آزاری است حتی بی توجهی به ثبت نام کودک در مدرسه یا عدم فراهم کردن امکانات ویژه آموزشی، نبود توجه به غیبت های بیش از اندازه کودک از مدرسه نیز سبب آزار روحی وی می شود که عدم جبران آن می توان تبعات زیادی در نوجوانی به همراه داشته باشد.کمبود حمایت عاطفی و ابراز عشقدکتر محمد زارع نیستانک هم غفلت عاطفی را از جمله موارد کودک آزاری عنوان کرد و گفت: کمبود حمایت عاطفی و ابراز عشق، بی توجهی به نیازهای عاطفی کودک، مانند نیاز به محبت، فراهم نکردن و بی توجهی به مراقبت های روانشاسانه لازم و در مجموع هر گونه نگرش یا رفتار که سلامت روانی یا رشد اجتماعی کودک را به مخاطره اندازد، کودک آزاری محسوب می شود.وی افزود: غفلت، بی توجهی یا طرد کردن کودک، کمبود محبت جسمانی مثل در آغوش گرفتن، داد و فریاد کردن، تهدید یا ترساندن کودک، تحقیر کودک و او را "بد" یا "به درد نخور" خواندن، عدم تشویق و تقویت مثبت کودک یا نگفتن "دوستت دارم" باعث می شود تا کودک از فشارهای روحی رنج ببرد.به چه رفتارهایی کودک آزاری می‌گوییم؟کودکان به علت ویژگی هایی که از نظر سنی دارند بسیار آسیب پذیر هستند و نیاز به حمایت و مراقبت ما دارند. اما گاهی بزرگسالان به دلایل مختلف به جای حمایت و مواظبت از کودکان آنان را مورد آزار قرار می دهند.زارع نیستانک ناآگاهی والدین را از رفتارهای کودک آزارانه دانست و گفت: گاهی والدین یا افراد دیگر که به کودکان آزار می رسانند، نمی دانند که رفتار آنها کودک آزاری است، مانند کسانی که کودکان را تنبیه بدنی می کنند، مورد تحقیر و توهین قرار می دهند، به نیازهای اساسی آنها توجهی ندارند و این رفتارها را عادی و معمولی می دانند. اگرچه مشکلات اقتصادی و فقر هم سبب می شود که کودکان از دسترسی به نیازهای اساسی خود مانند آموزش، بهداشت و تغذیه محروم شوند و یا گاه والدین به علت فشارهای مالی با رفتارهایی مانند پرخاشگری، خشونت و بی توجهی کودکان را مورد آزار قرار دهند.این دکترای روانشناسی کودک و نوجوان با ابراز تاسف از اینکه مشکلات خانوادگی دامن گیر خانواده های زیادی می شود که اغلب درصدد رفع این مشکل برنمی آیند گفت: مشاجرات شدید و طولانی والدین، جمعیت زیاد خانواده، شیوه های تربیتی نامناسب، در برخی موارد هم وجود ناپدری و نامادری سبب می شود که کودکان مورد آزار قرار گیرند تا حدی که مشکلات خانوادگی یکی از دلالیل کودک آزاری به شمار می رود.چگونه می‌توانیم کودک آزاری را کاهش دهیم؟وی گفت: والدین و اطرافیان باید تلاش کنند تا کودکان را بیشتر و بهتر بشناسند. شناخت کودکان و نیازهای آنان سبب می شود که رفتار بهتری با آنها داشته باشند. برای این کار هم می توان از روش های مختلف مانند خواندن کتاب های مناسب، شرکت در کلاس های آموزشی، مشورت کردن با افراد آگاه بهره برد.این دکترای روانشناسی کودک و نوجوان یادآور شد: بهتر است علت کودک آزاری را بشناسیم. کودک آزاری مانند هر رفتار دیگری علتی دارد، سعی کنیم علت آنرا پیدا کنیم و با برطرف کردن آن، کودک آزاری را کاهش دهیم. ممکن است برخی از مشکلات را نتوانیم از بین ببریم، در آن صورت پذیرفتن آن بهتر از آزار دادن کودکان است. فراموش نکنیم که اشکالی ندارد از دیگران کمک بگیریم، کمک گرفتن و مشورت کردن نشانه هوشیاری و آگاهی است، نه ناتوانی. برای کاهش مشکلات خود می توانیم از مراکز مشاوره حضوری، تلفنی، سازمان های غیر دولتی و افراد آگاه کمک بگیریم.آرامش خود را حفظ کنیمزارع نیستانک با اشاره به اینکه زندگی همیشه با مشکلات همراه است گفت: سعی کنیم خشم خود را کنترل و برای مشکلات چاره جویی کنیم. بسیاری از کودک آزاری ها در شرایطی انجام می گیرد که والدین قادر به کنترل خشم خود نیستند، کنترل خشم آموختنی است و می توانیم با تمرین بر خشم خود غلبه کنیم.کودک آزاری چه زیان‌هایی برای کودکان دارد؟وی کودکی را دوران رشد و شکل گیری شخصیت نوان و خاطرنشان کرد: انواع کودک آزاری در این سال های حساس و مهم، به رشد و سلامت آنان آسیب های جدی می رساند. کودکان آزار دیده در همه جنبه های رشد مانند رشد جسمی، ذهنی، روانی و اجتماعی با مشکلات و نارسایی های فراوانی روبرو می شوند. بررسی های انجام شده نشان می دهد بسیاری از کودکانی که در دوران کودکی قربانی آزار و بدرفتاری بوده اند، در بزرگسالی خود به آزار کودکان پرداخته اند و این بزرگترین زیان کودک آزاری است که سبب تداوم آن می شود.چگونه می‌توانیم از کودک آزاری پیشیگری کنیم؟این دکترای روانشناسی کودک و نوجوان گفت: پیشگیری همیشه بهتر، آسانتر و سریع تر از درمان است. برای پیشگیری از کودک آزاری می توانیم از راهکارهای ساده استفاده کنیم. دقت در ازدواج و تشکیل خانواده، خودداری از ازدواج های تحمیلی، ناشناخته، شتاب زده و ازدواج در سنین پایین، توجه به تنظیم خانواده و تعداد مناسب فرزندان، افزایش آگاهی خود در زمینه پرورش فرزندان و شیوه های مناسب رفتار با آنان، پذیرش مسئولیت ها و انجام وظایف خود به عنوان پدر، مادر، معلم و سرپرست نسبت به کودکان، آشنایی با حقوق و نیازهای اساسی کودکان.با توجه به سلامت جسمی و روانی خود و کاهش فشارهای عصبی و مشکلات رفتاری که سبب کودک آزاری می شود در نهایت و شاید مهمتر از همه اینکه با تقویت روحیه می توانیم از کودکان و فرزندانمان حمایت هایی مناسب و بجا داشته باشیم.

17 فوریه 2015 - 17:12

برای اولین‌بار در کشور، برای زنان و دختران درمعرض‌خشونت خانه امن ایجاد شده است؛ ١٨خانه امن در سراسر کشور. ولی‌الله نصر، مدیرکل امور آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با اعلام این خبر گفت: زنان و دخترانی که از طرف بستگان درجه‌یک، اقوام یا... دچار خشونت می‌شوند و بعضا امکان زندگی در محل اسکان خود را ندارند، می‌توانند به خانه‌های امن سازمان بهزیستی در سراسر کشور مراجعه کنند. وی با بیان اینکه گسترش خانه‌های امن در سراسر کشور هم‌اکنون در دستور کار سازمان بهزیستی قرار دارد، گفت: در‌حال‌حاضر در ١٨استان خانه‌های امن وجود دارد اما در استان‌هایی که این مراکز وجود ندارند نیز درصورتی که خشونتی افراد را تهدید کند، افراد می‌توانند به مراکز مداخله در بحران و اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی استان مراجعه کرده و تقاضای مداخلات روانشناسی و مددکاری دهند تا خدمات لازم به آنان ارایه شود. نصر درخصوص خدمات ارایه‌شده در خانه‌های امن نیز گفت: ‌در خانه‌های امن، تحکیم بنیان خانواده، آموزش مهارت‌های زندگی، کنترل خشم و... به افراد ارایه شده و در‌صورت نیاز زوج یا زوجه برای مشاوره به این مراکز مراجعه می‌کنند. سازمان بهزیستی کشور در خانه‌های امن، در سطح پیشگیری اولیه در تلاش است که خشونت خانگی را تا حد امکان در خانواده‌ها کاهش دهد. وی درخصوص تفکیک خانه‌های امن از خانه‌های سلامت و مراکز بازپروری گفت: عمده محورهای کاری در این مراکز یکسان بوده و تفکیک فقط از لحاظ سنی و نوع آسیب‌دیدگی افراد صورت گرفته است و چنانچه شاهدیم در خانه‌های سلامت، دختران درمعرض‌آسیب، در خانه‌های امن زنان و دختران خشونت‌دیده و در مراکز بازپروری زنان آسیب‌دیده حضور دارند. نصر همچنین درخصوص ودیعه مسکن ارایه‌شده به زنان و دخترانی که در مراکز اقامتی سازمان بهزیستی، اعم از خانه‌های امن حضور دارند، عنوان کرد: رقم ودیعه مسکن با توجه به مکان، محل، شهر و استان متفاوت بوده و در‌صورتی که تیم تخصصی ما تشخیص دهد که فرد نیاز به زندگی مستقل دارد ودیعه مسکن به وی تعلق گرفته و رقم آن عموما از ١٥میلیون‌تومان به‌بالاست. مدیرکل امور آسیب‌های اجتماعی بهزیستی کشور درخصوص زنان و دختران آسیب‌دیده یا درمعرض‌آسیب که نمی‌دانند چطور به این مراکز مراجعه کنند نیز گفت: در سراسر کشور اورژانس اجتماعی (خط١٢٣) مشغول فعالیت بوده و زنان، دختران و پسران آسیب‌دیده یا درمعرض‌خطر و خشونت‌های خانگی، خودکشی و... می‌توانند با این خط تماس بگیرند تا مشاوران و مددکاران آموزش‌دیده این مرکز به‌نحوی درست آنها را راهنمایی ‌کنند و در‌صورت نیاز به مراکز مختلف ارجاع ‌دهند. همچنین درصورت نیاز نیز به‌وسیله اورژانس اجتماعی سیار، کارشناسان این مرکز به محل مورد‌نظر مراجعه می‌کنند. نصر در ادامه گفت: در‌حال‌حاضر نزدیک به ١٨٠مرکز مداخله در بحران سازمان بهزیستی، در سراسر کشور وجود داشته و افراد می‌توانند آدرس و تلفن تماس آنها را از خط١٢٣ دریافت کرده و در‌صورت نیاز به آنها مراجعه کنند. لیلا ارشد، مددکار اجتماعی در رابطه با ایجاد خانه‌های امن به «شرق» گفت: ایجاد خانه‌های امن برای زنان و دختران درمعرض‌آسیب از جمله ضرورت‌های جامعه امروز ماست اما لازم است در این زمینه اطلاع‌رسانی شود چرا‌که خود من هم که با زنان و دختران درمعرض‌آسیب کار می‌کنم، اطلاعی از این خانه‌ها ندارم. اطلاع‌رسانی برای کارشناسان و متخصصان حوزه صورت نمی‌گیرد. می‌دانیم که عنوان می‌شود که محدودیت‌هایی وجود دارد اما بسیار مطلوب‌تر است حالا که این خانه‌ها ایجاد شده‌اند در اختیار کسانی قرار بگیرند که در شرایط سختی در درون خانواده قرار داشته و آسیب‌پذیرند، در این زمینه باید اطلاع‌رسانی شود تا بتوان از آنها بهره بهینه را برد. ارشد در ادامه تاکید کرد: ضرورت اجتماعی امروز ایجاب می‌کند این خانه‌ها وجود داشته باشد. همه دنیا سال‌هاست به این سمت رفته‌اند که گاه زن ناچار است خانه را ترک کند یا طرد می‌شود و در‌صورت یک شب در خیابان‌ماندن آسیب‌های جبران‌ناپذیری زنان را تهدید می‌کند. خانه‌های امن این آسیب‌ها را به حداقل می‌رساند و بسیار خوب است که ما هم به این نتیجه رسیده‌ایم. این مددکار اجتماعی ادامه داد: لازم است در این خانه‌ها متخصصانی حضور داشته باشند تا بتوانند تشخیص حرفه‌ای مناسب و حمایت‌هایی اجتماعی و قانونی برای بهبود شرایط زنان را به عمل آورند تا آسیب کمتری به زن و خانواده‌اش وارد شود. ارشد با تاکید ‌بر ضرورت ایجاد چنین مراکزی برای زنان دارای فرزند خردسال گفت: زنان خیابانی و زنانی که سرپناهی ندارند و فرزند خردسال دارند، به‌سختی زندگی می‌کنند و باید مراکز شبانه‌روزی که برای مدتی معین این زنان را پذیرش می‌کند تاسیس شود تا پس از کسب حمایت‌های اجتماعی و قانونی بتوانند مستقل شوند.

17 فوریه 2015 - 17:12

رابطه مرد متاهل با دختر بیمار به مرگ دختر و بازداشت مرد به اتهام تجاوز به عنف منجر شد.  به گزارش خبرنگار ما، ماموران اورژانس یک‌سال قبل به پلیس خبر دادند دختری جوان به طرز مشکوکی در خانه‌اش جان باخته‌ است. خانواده این دختر مدعی‌ بودند شبنم به‌دلیل بیماری صعب‌العلاج جانش را از دست داده‌، اما آثار برجای‌مانده روی بدن دختر نشان می‌داد او مورد ضرب‌وجرح قرار گرفته‌ است.  وقتی تحقیقات ماموران در این خصوص آغاز شد، برادران شبنم بازداشت شدند. آنها توضیح دادند خواهرشان را کتک زده‌اند اما قصد قتل نداشتند و فقط می‌خواستند او را تنبیه کنند. برادر کوچک مقتول گفت: «نزدیک صبح بود که از خواب بیدار شدم تا به دستشویی بروم، یک‌دفعه بوی ادکلن مردانه را احساس کردم. بو آنقدر زیاد بود که تعجب کردم، چون در خانه ما مردی نبود که چنین ادکلنی به خود بزند. اطراف را گشتم و مردی را پشت در اتاق خواهرم دیدم. او مردی بود که مدتی قبل با خواهرم رابطه داشت. برادر دیگرم را صدا کردم. آن مرد که رحیم نام‌ داشت، در وضعیت مناسبی نبود و همین مرا خیلی ناراحت کرد. وقتی برادر بزرگم آمد، عصبانی شد و دونفری رحیم را کتک زدیم، بعد سراغ خواهرمان رفتیم و او را هم تنبیه کردیم. خواهرمان گفت نمی‌خواست با رحیم رابطه داشته‌ باشد و او به زور وارد خانه شده ‌است.» متهم ادامه داد: «قصد داشتیم رحیم را به ماموران تحویل دهیم، اما او فرار کرد. بعد از این مساله هرکس به اتاق خودش رفت شبنم هم خوابید. صبح که بیدار شدیم، مادرم به اتاق شبنم رفت و می‌خواستیم در مورد اینکه چه اتفاقی افتاده‌ است، صحبت کنیم که مادرم گفت شبنم بیدار نمی‌شود و بدنش سرد شده‌، بعد اورژانس را خبر کردیم و گفتند او فوت شده ‌است.» جسد با دستور بازپرس، به پزشکی‌قانونی فرستاده‌ و صحنه جرم نیز بررسی شد. ماموران تجسس لباس‌های رحیم را در خانه شبنم پیدا کردند و به دستور بازپرس این مرد که متاهل بود، بازداشت شد. این در حالی بود که اولیای‌دم مقتول به اتهام تجاوز به عنف از رحیم شکایت کرده‌ بودند. چندروز بعد پزشکی‌قانونی اعلام کرد شیارهایی روی گردن مقتول وجود دارد، اما این شیارها آنقدر عمیق نبوده که باعث مرگ او شود و به نظر می‌رسد همزمان بودن بیماری مقتول و تنبیه بدنی او باعث مرگ شده و تنبیه به‌تنهایی کشنده نبوده ‌است. آنها همچنین تایید کردند به شبنم در زمان زنده‌بودنش تعرض شده ‌است.  به این‌ترتیب با توجه به اینکه مادر مقتول به‌عنوان ولی‌دم نسبت به هردو پسرش اعلام رضایت کرده‌ و پزشکی‌قانونی هم تنبیه را در حد مرگ ندانسته ‌بود، پرونده قتل شبنم بسته شد، اما خانواده او همچنان مدعی‌ تعرض به فرزندشان بودند. به همین دلیل پرونده رحیم با اتهام زنای محصنه به‌عنف به دادگاه کیفری ‌استان تهران فرستاده ‌شد.  روز گذشته بعد از اینکه نماینده دادستان خواستار صدور حکم مناسب در این خصوص شد، مادر مقتول به‌عنوان ولی‌دم دخترش اتهام تجاوز به عنف را یک‌بار دیگر مطرح کرد و سپس نوبت به متهم رسید. او اتهام را رد کرد و گفت: «چهارسال قبل با شبنم در خیابان با هم آشنا شدم. او به من گفت بیماری صعب‌العلاج دارد و این بیماری مشکلات زیادی برایش ایجاد کرده ‌است. من هم تصمیم گرفتم به او کمک کنم، از آن به بعد بود که رابطه ما شکل گرفت. چندسال اول رابطه جنسی نداشتیم، بیشتر به فکر بیماری او بودم، داروهایش را می‌خریدم و چندبار هم حالش بد شد و او را در بیمارستان بستری کردم. خانواده‌اش در جریان رابطه ما بودند. بعد از مدتی وابستگی شدیدی بین ما به وجود آمد، به‌خاطر اینکه همسر و فرزند داشتم، نمی‌خواستم با شبنم رابطه جدی داشته‌ باشم، اما وضعیت طوری بود که نمی‌توانستم از او جدا شوم. تا اینکه آخرین‌بار وقتی شبنم را به بیمارستان بردم و او حالش خوب شد، از شدت خوشحالی مرا در آغوش گرفت. وقتی دیدم رابطه ما آنقدر جدی شده تصمیم گرفتم او را صیغه کنم. به این‌ترتیب او همسر من شد البته صیغه‌نامه‌ای نداشتیم و صیغه را خودم جاری کردم. بعد از آن چندباری با هم رابطه داشتیم. تا اینکه شب حادثه با او تماس گرفتم و گفتم باید آماده شود با هم برای خرید دارو برویم. یک نوع ‌داروی خاص داشت که مدتی بود در بازار نبود، بعد از مدت‌ها داروخانه‌ای آن را آورده ‌بود. ما باید پنج‌صبح مقابل در داروخانه می‌رفتیم تا بتوانیم آن را بگیریم. منتظر بودم شبنم بیاید، چنددقیقه‌ای که گذشت، خواستم به دستشویی‌ بروم شبنم گفت طبقه پایین دستشویی داریم می‌توانی از آن استفاده کنی. به محض اینکه وارد شدم، برادرانش من را کتک زدند.  متهم درباره اینکه چرا لباس‌هایش خانه شبنم بود، جوابی نداد. با پایان جلسه رسیدگی، هیات قضات برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.

17 فوریه 2015 - 17:12

زنانی که به‌عنوان زنان ویژه در کشور شناخته می‌شوند افرادی هستند که وقتی به‌صورت خاص به زندگی فردی آنها نگاه کنیم و آن را مورد بررسی قرار دهیم، گذشته بسیار تلخی داشته‌اند. آنها در طول زندگی خود مورد آسیب و بی‌مهر‌ی‌های فراوانی از سوی خانواده قرار گرفته یا به دلیل فقر مالی به کارهای غیراخلاقی گماشته ‌شده‌اند. این وضعیت، آنها را از فرد سالم به فردی با اختلالات روانی تبدیل می‌کند که چیزی جز آینده سیاه برای خود متصور نیستند. زنان ویژه به دلیل روابط جنسی متعددی که دارند معمولا از بارداری پیشگیری می‌کنند اما نکته اینجاست که حتی گاهی زنانی که دارای خانواده هستند و نظام‌مند و بر اساس اصول اخلاقی زندگی می‌کنند در پیشگیری از بارداری موفق نیستند. این شرایط برای زنان ویژه هم وجود دارد. هر زنی زمانی که باردار می‌شود با تشدید احساسات مادرانه روبه‌رو می‌شود و از‌بین‌بردن جنینی که در بدن دارد برای او کاری بسیار دشوار است. فارغ از ممنوعیت‌های شرعی و قانونی، این زنان در اکثر مواقع نمی‌توانند بر احساسات خود غلبه کنند و جنین را از بین ببرند بنابراین با تصور اینکه کمکی به آنها خواهد شد یا خانواده‌ای پیدا می‌شود که از کودک به‌خوبی مراقبت کند، ٩ماه جنین را نگه ‌می‌دارند و چه‌بسا برای سالم‌‌به‌دنیا‌آمدن او کارهایی می‌کنند که در شرایط عادی انجام نمی‌دهند. آنها تصور می‌کنند این کودک گذشته تلخ و تاریک آنها را پاک می‌کند و می‌تواند خوشبختی را به زندگی‌شان بازگرداند به همین دلیل «کودک بی‌نام» متولد می‌شود اما مادر او بعد از به‌دنیاآمدن فرزندش پی می‌برد واقعیت آن چیزی که تصور می‌کرده، نیست بنابراین در شرایط ویژه خود سعی می‌کند منطقی‌ترین تصمیم را بگیرد. او نوزادش را به خانواده‌ای فقیر و بدون فرزند می‌سپارد و با وعده پول آنها را قانع می‌کند تا از کودک نگهداری کنند. این مادر می‌دانسته برای پول‌‌درآوردن باید به شغل قبلی خودش روی بیاورد. در‌واقع این زن در شرایطی که داشته انتخاب منطقی کرده ‌است. او برای فرزندش به‌دنبال خانواده سالمی بوده و نوزاد را به بهزیستی نسپرده، سر راه نگذاشته یا کنار سطل زباله رها نکرده بلکه کوشیده فرزندش را به سعادت نزدیک کند و چیزی که خودش نداشته یعنی خانواده را به فرزندش بدهد. البته خطاهایی از سوی این زن سر زده و کودک را به خانواده‌ای سپرده ‌است که هیچ شناختی از آنها نداشته و فقط ظاهر یک خانواده را داشته‌اند. این زن برای اینکه بتواند تصمیم‌های منطقی در مورد نوزادش بگیرد، برای او اسم هم انتخاب نکرده تا اسیر احساسات نشود. اما سوال اینجاست که جامعه در برابر این مادر چه کرده ‌است؟ دولت و سازمان‌های ذی‌ربط در برابر این زن چه کرده‌اند؟ به دلیل وجود زنان زیادی در شرایط این مادر، باید در هزاره سوم سازمان‌ها و نهادهای حمایت از زنان و دختران آسیب‌دیده بیشتر فعال شوند. هر اتفاقی از این دست یک فاجعه اجتماعی است و هر فاجعه اجتماعی‌ای که رخ می‌دهد، فردی آسیب‌دیده را به افراد دیگر اضافه می‌کند. گسترش سازمان‌های مردم‌نهاد و سازمان‌های دولتی که بودجه و امکانات داشته ‌باشند و بتوانند به این زنان کمک کنند و امنیت روانی و اقتصادی آنها را تامین کنند و همچنین سازمان‌هایی که برای چنین کودکانی امکانات فراهم کنند بسیار مهم است.نباید شک کرد زنی که در چنین وضعیتی فرزندش را از دست داده، قطعا نسبت به قبل آسیب شدیدتری دیده و ممکن است تحت‌تاثیر این آسیب‌ها خطاهای دیگری نیز مرتکب شود. نباید فراموش کنیم آسیب‌های اجتماعی مانند زنجیر به‌هم متصل هستند و به‌سرعت منتشر می‌شوند بنابراین برای کاهش چنین آسیب‌هایی و به‌وجود‌نیامدن چنین مادرانی که حالا احساسات خود را به‌تاراج‌رفته می‌پندارند، باید موضوع را از سه بعد بررسی کرد. اول بعد فردی است. افراد جامعه باید ازدواج‌های درست انجام دهند، در انتخاب همسر درست رفتار کنند و خردمندانه بچه‌دار شوند تا بعد از بچه‌دار‌شدن، کودک، فرزند خانواده‌ای از‌هم‌‌پاشیده نشود و زمینه ارتکاب جرم از سوی آن کودک به وجود نیاید. دوم جامعه است که باید از طریق سازمان‌های مردم‌نهاد در این زمینه فعال شود و افرادی را که خودش مسوول آسیب‌دیدن آنها بوده تحت‌پوشش قرار دهد. سوم دولت است که باید زمینه فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد را فراهم کند و به صورت سخاوتمندانه بودجه و امکانات در اختیار آنها قرار دهد. این زن، نمونه شهروندی است که قصد داشته جلوی آسیب را بگیرد و قصد داشته فرزندش فردی مسوول و مفید برای جامعه باشد. او تلاش کرده جلوی آسیب را بگیرد و چرخه‌ای را که مدام بازتولید می‌شود، قطع کند اما با آسیب جدید مواجه شده ‌است. آیا نباید گفت نهادها و سازمان‌هایی که از این زن حمایت نکرده‌اند نیز در این میان مسوول هستند و باید حداقل خودشان این سوال را مطرح کنند که چرا این زن را رها کرده‌اند؟  نکته‌ آخری که فکر می‌کنم بیان آن ضروری است این است که پیشگیری، بهترین و کوتاه‌ترین راه از‌بین‌بردن آسیب‌های اجتماعی است. بهبود وضعیت معیشتی زنان آسیب‌دیده، رسیدگی به وضعیت زندگی آنها و به‌رسمیت‌شناختن این افراد به عنوان یک آسیب اجتماعی و سعی در برطرف‌کردن آن مهم‌ترین، کم‌هزینه‌ترین، سریع‌ترین و بهترین راهی است که می‌تواند به کم‌‌کردن این آسیب و در نگاهی کلان کم‌‌شدن جرم در جامعه منجر شود.

17 فوریه 2015 - 17:12

به گزارش روابط عمومی, قلب فاطمه دختر 7 ساله یاسوجی با حمایت یاوران مهرآفرین جان دوباره گرفت. فاطمه دختری که به خاطر مشکلات قلبی خود نمی توانست پا به پای هم کلاسی ها و دوستان خود بازی کرده و حتی در کلاس درس حاضر گردد , پس از اعلام نیاز به حمایت از طریق وب سایت مهرآفرین و همکاری صمیمانه پزشک جراح آقای دکتر امیر غفران و کارکنان بیمارستان شهید فقیهی شیراز,  و یاوران مهرآفرین پس از جراحی سخت بر روی قلبش بهبود یافت. فاطمه اکنون در منزل تحت مداوا و دوره نقاهت پس از عمل قرار دارد.

17 فوریه 2015 - 17:12

 استعدادهای درخشان گلدکیدز، کانون نخبگان طلایی ایران، در مسیر برنامه آموزشی خود در دو گروه دختران و پسران روزهای 12 و 14 بهمن ماه از موسسه اطلاعات بازدید کردند.به گزارش روابط عمومی ، در این بازدید کودکان از نزدیک در جریان چرخه تولید روزنامه، نحوه تهیه خبر، صفحه بندی، مراحل قبل، حین و بعد از چاپ قرار گرفتند.موسسه اطلاعات با در اختیار داشتن بزرگترین چاپخانه کشور علاوه بر چاپ روزنامه و دیگر تولیدات موسسه، عرضه کننده خدمات کامل چاپ به جراید بسیار مطرح و پرتیراژ کشور است.

17 فوریه 2015 - 17:12

به گزارش روابط عمومی ,بیش از ششصد جلد کتاب توسط انتشارات صفر مطلق  به مهرآفرین اهداء شد. انتشارات صفر مطلق در راستای ایفای نقش مسئولیت اجتماعی خود مجموعه کتاب های صفر کلوین که شامل دروس دبیرستان تا کنکور را می باشد , جهت توزیع میان دانش آموزان تحت حمایت در تهران و نقاط محروم کشور را در اختیار مهرآفرین قرار داده است . بی شک چنین حرکت های ارزشمند موجب کاهش فقر و بالا رفتن سواد اجتماعی در نقاط کمتر توسعه یافته می شود.

17 فوریه 2015 - 17:12

به گزارش روابط عمومی ,گروهی از خانواده های تحت حمایت مهرآفرین با همکاری ایستگاه شماره 3 آموزش ایمنی  و اطفاء حریق را فرا گرفتند. خانواده های حضور یافته در واحد آتشنشانی ضمن یازدید از قسمت های مختلف ایستگاه و آشنایی با ماشین آتش نشانی و ابزارهای مختلف نحوه استفاده از شماره 125 و چگونگی عملکرد  مناسب در مواقع آتش سوزی و کار با کپسول های اطفاء حریق , وقوع زلزله را فرا گرفتند. فرهنگسازی و ترویج نقش ایمنی ,می توانداز بروز حوادث ناگوار جلوگیری نماید.

17 فوریه 2015 - 17:12

به گزارش روابط عمومی ,گروهی از دانش آموزان مهرآفرین با هدف آشنایی با هنر ایرانیان و آثار تاریخ اسلامی از موزه رضا عباسی دیدن  نمودند . در این اردوی تفریحی و آموزشی که با همکاری صمیمانه مدیریت و کارکنان موزه همراه بود دانش آموزان از تالارهای پیش از اسلامی,دوره اسلامی , تالار خوشنویسی  و تالار نگارگری بازدید و با گنجینه ای مفصلی از آثار آشنا شدند. مجموعه‌های به نمایش در آمده در این موزه بسیار متنوع بوده و آثاری از هزاره دوم پیش از میلاد تا اوایل قرن بیستم یعنی پایان دوره قاجار را در بر می‌گیرد. این آثار بر اساس ترتیب زمانی به نمایش در آمده‌اند، بنابراین این موزه  سیر تکامل هنر، تمدن و فرهنگ را در ایران زمین دنبال می کند . این چینش در میان موزه‌های دیگر ایران منحصر به فرد است. رضا عباسی یکی از شاخص ترین نگار گران ایرانی بود که در دوره صفویه زندگی می کرد.  در اواخر دهه چهل با هدف گردآوری ,پاس داشتن,  مطالعه کردن و شناساندن دستمایه های به یادگار مانده از هنرمندان چیره دست این مرز و بوم موزه ای بنام این نگار گر مشهور راه اندازی شد. آثار این موزه از دوره ما قبل تاریخ تا قرن 13 هجری را در بر میگیرد.

17 فوریه 2015 - 17:12

به گزارش روابط عمومی , شماره 26 فصلنامه داخلی مهرافرین منتشر شد. مدتی شاهد رکود و توقفی ناخواسته در انتشار فصلنامه مهرافرین بودیم که شرح دلایل اجتماعی آن که چندان هم پوشیده نیست در این مختصر نمی گنجد.  این شماره , از نشریه بیشتر به فعالیت های صورت گرفته در نیمسال اول سال 1393 اختصاص یافته است. هر چند نیم نگاهی به برنامه های سال 92 نیز داشته ایم روشن است این فصلنامه به خانواده بزرگ یاوران مهرافرین تعلق دارد. چشم انتظار درخواست ارسال نشریه به شما هستیم با ما تماس بگیرید

17 فوریه 2015 - 17:12

به گزارش روابط عمومی،جشن بهارانه زمستانی ها برگزار شد.روز چهارشنبه، 24 دی ماه برای کودکان مهرآفرین روزی شاد و به یادماندنی بود. موسسه مهرآفرین که چندین سال است برای بچه‌های متولد هرفصل جشن تولدی جداگانه می‌گیرد، این بار هم میزبان60 نفر از کودکان متولد فصل زمستان و مادران‌شان بود تا در کنار هم، بعدازظهری پرهیجان، سرشار از موسیقی و بازی و هدیه‌های رنگارنگ را تجربه کنند. جشن تولد زمستانی‌های مهرآفرین در سالن اجتماعات فرهنگسرای امید با حضور کودکان تحت پوشش این موسسه و خانواده‌هایشان و همچنین مددکاران و مسئولان مهرآفرین برگزار شد. بچه‌ها که به اتفاق مادرهایشان، به موقع در محل مراسم حاضر شده بودند، بعد از پذیرایی با ورود شاد و پرسروصدای «عمو حامی» به سالن مواجه شدند. بعد از اجرای مسابقه‌ای پرهیجان پانتومیم همراه با موسیقی بین دو گروه دخترها و پسرها توسط عمو حامی و اهدای جایزه به برندگان مسابقه، «خاله مریم» در میان استقبال زیاد بچه‌ها روی صحنه آمد و برنامه با آوازخوانی دسته‌جمعی و مسابقه کودکانه دیگری ادامه پیدا کرد. بچه‌ها در طول اجرای این برنامه‌ها ذوق‌زده و خوشحال بودند و درتمام لحظات موسیقی زنده برنامه را همراهی می‌کرد. نمایش عروسکی با حضور «نخودی» هم بخش جذاب دیگری بود که خنده را روی لب‌های بچه‌ها نشاند. بعد از هنرنمایی  گروه «حامی» از شبکه تلویزیونی جام جم که به صورت افتخاری اجرای برنامه جشن تولد را تقبل کرده بودند، گروه گیتار بچه‌های مهرآفرین به روی صحنه آمدند. این گروه که حدود یک سال است به صورت رایگان تحت تعلیم موسیقی قرار دارند، با رهبری معلم‌شان، قطعات شاد و کودکانه‌ای مثل «خونه مادربزرگه»، «آهویی دارم خوشگله»،«آقای راننده» و«خوشحال و شاد و خندانم» را با همراهی بچه‌های حاضر در سالن اجرا کردند. قسمتی از این برنامه هم به اجرای آهنگ‌های درخواستی بچه‌ها اختصاص داشت.بریدن کیک تولد و اهدای کادوی تولد به بچه‌های متولد فصل زمستان هم آخرین بخش‌های این جشن خاطره‌انگیز بودند تا همه با لبی خندان و دستی پُر، روانه خانه‌های‌شان شوند و خاطره یک جشن تولد پرشور و شادمانه، برای همیشه در ذهن بچه‌ها ثبت شود.

17 فوریه 2015 - 17:12

2 بر یک به نفع قرمزها: به گزارش روابط عمومی،اولین دربی هنرمندان قرمز و آبی به نفع موسسه نیکوکاری مهرآفرین پنجشنبه 18 دی در ورزشگاه غدیر و با حضور تماشاگران و در یک هوای بسیار سرد برگزار شد.این دیدار توسط باشگاه ستارگان سینما و موسیقی برگزار شد که در واقع تجلیل از مرتضی احمدی و انوشیروان ارجمند نیز بود.عواید بلیط فروشی این دیدار برای حمایت از کودکان مهرآفرین تعلق گرفت.دراین دیدارعلی لهراسبی،هومن جوادی از ناحیه پا و بنیامین مظفری از ناحیه ابرو دچار آسیب دیدگی نسبتا شدیدی شدند.برنامه ریزی و تدارک این مسابقه را شهرام فخار مدیریت رستورانهای پدر خوب عهده دار بود.هومن جوادی مدیرعامل باشگاه ستارگان سینما و موسیقی و سهیل سعادتمندی خبرنگار ورزشی حضور فعال و موثری در برگزاری این مسابقه بر عهده داشتند.

17 فوریه 2015 - 17:12
فاطمه دانشور عضو شورای شهر

آخرین اخبار

web stats log analyzer

1391-1396 کلیه حقوق برای وب سایت فاطمه دانشور محفوظ است.

Template Design:Cyanviolet Group