فاطمه دانشور | عضو شورای شهر | مهرآفرین

بزرگ کردن قلم برگشت به حالت عادی قلم کوچک کردن قلم چاپ صفحه پی دی اف صفحه ارسال به دوستان

پرونده‌ای درباره دغدغه‌های زنان در محیط کار همراه گفت‌و‌گو با فاطمه دانشور

با این‌که جوان است اما سال‌هاست از او به‌عنوان یک زن موفق نام برده می‌شود. موفق در عرصه تجارت، سیاست، خانواده و حتی فعالیت‌های اجتماعی. برای خیلی از زن‌ها مادر شدن پایان دوره کاری‌شان است، اما بچه‌دارشدن سد راه فاطمه دانشور نشد. او با داشتن چهار فرزند تصویر تازه‌ای از یک مادر ایرانی نشان داد. به گفته خودش، «دو هفته بعد از زایمان اولم، برگشتم سرکار. برایم عجیب است که کارمندهای خانم چطور می‌توانند 6 ماه مرخصی بگیرند و از کار دور باشند.» او در ادامه البته لبخندی می‌زند و می‌گوید: «البته داشتن امکانات هم شرط است.» این لبخند در طول گفت‌وگو هم بر لبانش است. صدای آرام، اما محکمی‌دارد. توصیف فاطمه دانشور زیاد لازم نیست، همه ما او را به‌عنوان اولین زنی که با پوشش مانتو وارد شورای شهر شد به یاد داریم، اما غیر از حضورش در شورای شهر او زنی است که از سال‌ها قبل در عرصه تجارت و بازرگانی فعال بوده و توانسته به موفقیت چشمگیری دست پیدا کند. با او درباره چالش‌ها و مشکلات زنان شاغل گفت‌وگویی انجام دادیم.

حرف‌زدن از چالش اشتغال زنان آن هم در جامعه‌ای که نیمی از زنان آن تحصیلکرده هستند، شاید کمی‌عجیب به‌نظر برسد، اما متاسفانه زنان شاغل امروز با تعارض‌های جدی روبه‌رو هستند که گاهی آن‌ها را از محیط کار دلزده می‌کند. شما فکر می‌کنید این چالش جدی از کجا نشأت می‌گیرد؟
من زنان شاغل را به دو بخش تقسیم می‌کنم، دسته اول که تعدادشان هم کم است زنان کارآفرین هستند. زنی که کارآفرین است همپای یک مرد فعالیت می‌کند، ساعت کاری‌اش بیشتر از ساعت کار معمول است، شاید مجبور شود روز تعطیل هم کار کند و مسئولیت بیشتری برعهده داشته باشد چون خودش صاحب کارش است. دسته دیگر خانم‌هایی هستند که کارمند یا کارگر هستند و برای کارفرما کار می‌کنند. به‌نظرم این موضوع را از این دو منظر می‌توان نگاه کرد و چالش‌های هر دو دسته را جداگانه بررسی کرد. من چون یک کارآفرین هستم تجربیاتم بیشتر در این زمینه است و آن را بهتر می‌شناسم. به‌عنوان مثال مسئولیت‌هایی که برعهده دارم شامل مدیریت خانه و خانواده است. من صاحب چهار فرزند هستم که نیازمند توجه بیشتری هستند. همچنین مدیریت بنگاه‌های اقتصادی که ایجاد کردم و مدیریت مؤسسه خیریه‌ای که دارم، کار آسانی نیست. همین مؤسسه 123 کارمند دارد و نزدیک 500 داوطلب که خودش انرژی جداگانه‌ای می‌طلبد و بخشی از وقتم را می‌گیرد. در کنار این‌ها فعالیت‌های اجتماعی هم هست. عضویتم در شورای شهر که در دوره‌های قبل بود و عضویتم در هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی که همچنان باقی است را هم باید اضافه کنید. البته همه این کارها با برنامه‌ریزی امکانپذیر هست، اما جاهایی از لحاظ روانی تحت‌فشار قرار می‌گیرم. من در این سال‌ها توانستم از لحاظ روحی این موضوع را در خودم حل کنم. می‌دانم که به‌خاطر جنسیت مشکلات خاصی برای من پیش می‌آید و تحت‌فشار قرار می‌گیرم. انتظاری که جامعه و اطرافیان از من دارند این است که درکنار این‌که بنگاه اقتصادی خودم را می‌چرخانم باید به وظایفی که برعهده همه زن‌ها هم هست برسم، یعنی باید همه کارهای یک زن خانه‌دار را انجام دهم. جز این باید مواظب باشم در کارم چالش‌های جدی پیش نیاید. در حالی‌که این چالش‌ها در کار اقتصادی طبیعی است به‌خصوص در شرایط اقتصادی فعلی. در نتیجه ذهن درگیر حل این مسائل هم می‌شود و اگر این بحران قدری برایت جدی شود با سرزنش‌های زیادی مواجهه می‌شوی. شاید همین بحران و چالش برای یک مرد طبیعی است و حتی اطرافیان به کمکش بیایند، اما برای یک زن سرزنش‌کننده است که اصلا چرا به این کار ورود کردی؟ من در این سال‌ها همیشه با این فشارهای روانی روبه‌رو بودم، ولی توانستم برای خودم از لحاظ روحی حلش کنم. ما زن‌ها باید بپذیریم در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که فرهنگ آن مردسالارانه است و کارکردن زن همپای مرد را هنوز نپذیرفته است. نپذیرفتن این فرهنگ باعث شده یک‌سری بازخوردها از جامعه اطرافمان بگیریم که مدام ما را سرزنش می‌کند.
شما به‌عنوان کسی که سال‌ها فعالیت جدی اقتصادی داشتید تا چه اندازه با این نـگـاه‌هـای مـردسـالارانـه و تبعیض‌آمیز برخورد داشتید؟
خیلی زیاد. به‌عنوان مثال در یکی از جلسات اتاق بازرگانی صحبت شد که من به‌عنوان یک زن نمی‌توانم وارد اسکله شهید رجایی شوم و باید کلی نامه‌نگاری انجام دهم، اما کارمند مرد من می‌تواند به‌راحتی ورود کند. وقتی این موضوع را من به‌عنوان مشکل زنان کارآفرین با وزیر وقت مطرح کردم. پاسخش این بود که خانم شما چه کار به این کارها داری؟ برو خانه مراقب بچه‌هایت باش و آن‌ها را بزرگ کن. می‌خواهم بگویم که حتی در میان قشر تحصیلکرده و مسئولان هم این نگاه هست و این باعث سرخوردگی می‌شود.
متاسفانه حتی نماینده‌های خانم مجلس هم گاهی چنین حرف‌هایی می‌زنند.
دقیقا. از طرف دیگر شما به‌عنوان یک خانم در کار اقتصادی نباید هیچ مشکل مالی برایت پیش بیاید درحالی‌که پیش آمدن این امر یک موضوع طبیعی است. شاید مشکل نقدینگی برایت پیش بیاید یا در یک قرارداد اعتمادی بکنی که اشتباه است، اما تعبیر دیگران این است که به‌عنوان یک زن پایت را از گلیمت بیشتر دراز کردی و حالا خودت باید درستش کنی و از کسی انتظار کمک نداشته باشی، اما این موضوع اگر برای آقایان پیش بیاید مسئله‌ای طبیعی است.
در تمام این سال‌ها لااقل در حرف و شعار خیلی تلاش شد تا قوانین کار حامی‌زنان شاغل باشد، اما آیا واقعا در عمل چنین اتفاقی افتاد؟
در مجلس گاهی می‌خواهند با یک‌سری قوانین از زنان حمایت کنند، ولی شرایط را بدتر می‌کنند. چون این قوانین بهانه‌ای می‌شود دست کارفرما تا از زنان کمتر استفاده کند. کارفرما در بنگاه اقتصادی سود خود را محاسبه می‌کند. کمتر بنگاه اقتصادی‌ای داریم که نگاه مسئولانه داشته باشد. بنگاه اقتصادی سرمایه‌اش نیروی انسانی است؛ طبیعی است اگر این نیرو بخواهد زودتر دوران کاری‌اش تمام شود یا مرخصی‌های بیشتری برایش درنظر گرفته شود سراغ نیرویی می‌رود که بیشتر برایش کار کند و این عامل بازدارنده‌ای است برای استخدام نیروی زنان.
شما اطلاعی دارید که چند درصد از زنان بعد از مرخصی زایمان از کار اخراج می‌شوند؟
آمار دقیق نه، اما من به‌عنوان کارفرما می‌بینم که خیلی از کارمندان زن بعد از زایمان استعفا می‌دهند یا در مواردی بعد از ازدواج این کار را می‌کنند. معمولا هم در بنگاه‌های خصوصی سریع نیروی جایگزین می‌آورند. به‌همین دلیل زنان همیشه نیروی کار درجه دوم محسوب می‌شوند. خیلی از موارد کارفرماها خانم‌های مجرد را استخدام می‌کنند تا از لحاظ ساعت کاری مشکل نداشته باشند و این یک عامل بازدارنده برای ازدواج دخترها می‌شود.
به نظرم به‌جای قانون‌گذاری باید فرهنگ‌سازی در طبقه کارفرما انجام شود. این‌طوری دیگر نیازی به اجبار نیست، بلکه خودخواسته این کارها را انجام می‌دهند. امروز در جوامع پیشرفته مفاهیمی ‌وجود دارد به نام مسئولیت‌های اجتماعی بنگاه‌های اقتصادی که یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌هایش بحث اشتغال زنان است. در این مفاهیم کارفرماها باید کار را برای زنان آسان کنند. در دنیا به این موضوع با دید ارزشی نگاه می‌شود. معمولا افراد به قانون دهن‌کجی می‌کنند، اما اگر اجباری نباشد و ارزش‌گذاری شود خودشان به این سمت می‌روند. در این جوامع دولت‌ها به بنگاه‌هایی که شرایط را برای زنان تسهیل می‌کنند یک‌سری امتیازها می‌دهند، مثل دراختیار گذاشتن وام یا کاهش مالیات. به‌همین شکل دولت نیز بین بنگاه‌هایی که مسئولانه برخورد می‌کنند تفاوت می‌گذارد. کم‌کم جامعه هم به سوی این بنگاه‌ها متمایل می‌شود. این آگاه‌سازی جامعه با فرهنگ‌سازی از طریق رسانه‌ها انجام می‌شود تا از بنگاه‌هایی که مسئولیت اجتماعی خود را به‌خوبی انجام می‌دهند خرید کنند و خدمات بگیرند، اما متاسفانه در کشور ما هنوز جامعه به این‌سو نرفته است و این مفاهیم وجود ندارد.
در جامعه ما با این‌که بعضی از زنان خستگی‌ناپذیر هستند، اما در جامعه به جایگاه‌های واقعی خود نمی‌رسند. درواقع نبود ارتقای شغلی به‌خصوص در مناصب دولتی از چالش‌های زنان است. شما کار دولتی هم انجام داده‌اید و حتما تجربیاتی در این زمینه دارید. چقدر این موضوع را تایید می‌کنید؟
واقعیت این است که زن‌ها معمولا حقوق پایین‌تری می‌گیرند. درعین‌حال در کار خود تخلف کمتری انجام می‌دهند حتی وقتی تحصیلات دانشگاهی‌شان را می‌بینم معمولا معدل بالاتری دارند، اما بازهم پست‌های معمولی مثل کارشناس یا مشاوره برایشان درنظر گرفته می‌شود. من در اتاق بازرگانی حضور دارم و می‌بینم برای زن‌ها بیشتر جایگاه منشی را درنظر می‌گیرند. کم پیش می‌آید رئیس یا نایب رئیس شوند. همین حالا در دولت هم زنان جایگاه چشمگیری ندارند. متاسفانه وعده وزیر زن عملی نشد، به همین ترتیب معمولا در طبقات پایین‌ ساختار از زنان استفاده می‌شود و اجازه بالاتری به آن‌ها نمی‌دهند. به‌خصوص که در پست‌های دولتی مانعی به نام پوشش هم وجود دارد به‌طوری‌که تخصص فدای پوشش می‌شود. تغییر پوشش خانم جنیدی این حرف مرا تصدیق می‌کند. زنانی که پوشش مانتو دارند، اما تخصص و مهارت بالایی دارند به‌هیچ وجه پیشرفت نمی‌کنند. این نوع گزینش‌ها البته فقط ناراحتی زنان را بیشتر می‌کند. ما نمی‌توانیم دائم روی توانایی زنان خط بکشیم و آن‌ها را کنار بگذاریم.
در مطالعات مختلف دو نوع نتیجه‌گیری درمورد زنان شاغل وجود دارد. یکی این‌که زنان شاغل مادران شادتری هستند و دیگری این‌که مسئولیت‌های مضاعف و فشارهای کاری می‌تواند استرس‌های زیادی به آن‌ها وارد کند و آسیب‌زا باشد. شما کدام نگاه را تایید می‌کنید؟
زن‌ها باید سعی کنند کار خیلی پراسترس برای خود ایجاد نکنند، اما لاجرم راه‌اندازی کسب‌وکار استرس به همراه دارد. در نتیجه باید آن را مدیریت کنند و این روحیه را داشته باشند که بحران را مدیریت کنند، اما من معتقدم کار باعث نشاط روحی می‌شود. حضور در اجتماع رشد ذهنی به‌وجود می‌آورد. رشد ذهنی هم باعث رشد بهتر مادر می‌شود و روی بچه‌هایشان هم تاثیر بهتری می‌گذارد. خود من روزهای تعطیل را به‌سختی می‌گذرانم چون کار برایم حکم تفریح را دارد.
بسیاری از کارشناسان هم معتقدند چالش‌های زنان درباره اشتغال از خود آن‌ها نشأت می‌گیرد؛ مثلا اعتماد به‌نفس نداشتن باعث می‌شود که آن‌ها با بحران مواجه شوند.آیا مسئله خودسازی و اعتماد به‌نفس آن‌قدر مهم است که همه مشکلات را کنار بگذارد؟
بله؛ من هم معتقدم درباره بحث زنان به‌نظرم فقط خود زن‌ها هستند که می‌توانند این شرایط را مدیریت کنند. زن باید به تمام معنا قوی باشد. من بارها دیدم که توانایی‌ام به‌عنوان یک زن بیشتر از بعضی مردها بوده است. اگر خودم را به‌خاطر تبعیض‌هایی که دیدم ببازم دیگر نمی‌توانم روی پایم بایستم، اما اگر شروع به حرکت کنم و خودم را ترمیم کنم دیرتر به مقصد می‌رسم، ولی می‌رسم. یک مسابقه دو را در نظر بگیرید که آقایان و خانم‌ها در آن هستند. حالا تصور کنید برای آقایان مانعی نیست و حتی تشویق هم می‌شوند و برایشان هورا هم می‌کشند، اما برای خانم‌ها نه تنها مانع وجود داردکه علاوه‌بر آن هیچ تشویقی هم نیست حتی گوجه فرنگی هم به سوی آن‌ها پرتاب می‌شود. شما باید از روی این موانع بپرید و همه این‌ها جلوی سرعت شما را می‌گیرد، اما به‌هرحال به نقطه پایان می‌رسید. درست است که مردها از شما زودتر می‌رسند، اما بهتر از این است که زمین بخورید و به خانه اول برگردید. اگر راهتان را ادامه دهید شما هم می‌رسید. من در طول این سال‌ها بارها این موضوع را تجربه کردم، زمین خوردم، اما دوباره بلند شدم و ادامه دادم.

فاطمه دانشور عضو شورای شهر

web stats log analyzer

1391-1396 کلیه حقوق برای وب سایت فاطمه دانشور محفوظ است.

Template Design:Cyanviolet Group