کد خبر:1213 بازدید: 2942 بازدید

از ماجرای “ رعنا “ براحتی عبور نمی کنم . مادرش را خوب بخاطر دارم در حالی چشمانش را برای همیشه بست که نگران دخترانش بود. اینها را می نویسم برای کسانی که گفتند و می گویند ...

........ادامه از پست قبل :
از ماجرای “ رعنا “ براحتی عبور نمی کنم . مادرش را خوب بخاطر دارم در حالی چشمانش را برای همیشه بست که نگران دخترانش بود. اینها را می نویسم برای کسانی که گفتند و می گویند قانون کامل است نیاز به اصلاح ندارد ، برای کسانی می نویسم که در تصویب لایحه حمایت از کودک ، دست دست می کنند و تردید دارند ، اینها را به روایت تصویر برای مردمی می نویسم که بدسرپرست را بشناسند و به حمایتش بیایند .
?تصویر یک : نازنین آینه ای در دست گرفته ، تا رعنا خود را در آینه جفای روزگار بنگرد!
?تصویر دو : رعنا نشسته بر روی پاهای مادری که سهم اش از عشق ، فقط سوختن و سوختن بود !
آغوش مادر مأمن اوست.
?تصویر سه : کاشکی همه این اتفاق های تلخ تنها یک بازی بود !
?تصویر چهار : درخواست طلاق کرد ، همه جهان اش تباه شد !
?تصویر پنج : این سمیه و آن یکی ! محصول دست بشری است که لحظه ای فرمان از شیطان برد!
?تصویر شش : زندگی با همه وجود خودش را به رخ می کشد حتی از لابلای این همه ظلمت...
?تصویر هفت : دست نوازشگر تو را می خواهم حتی اگر چرکی کار پدرم ، لطافت را از آن دزدیده باشد .
?تصویر هشت : تابلوی دو نفره مادر و دختر همیشه تابلوی مشهوری بوده است ؛ این هم عکس دونفره یادگاری زیبا با همان درونمایه !
?تصویر نه : تیم پزشکی و کار طاقت فرسا روی چشمان دختر (خدا بهترینش را ساخت و اما نفرتی آن را نابود کرد ) و تاثیرات بیهوشی های مکرر و طولانی بر حافظه
?تصویر ده : سفر مادر و از دست دادن آغوش گرمش
در پست بعدی از صحنه روبرو شدن دو خواهر با پدرشان در دادگاه هفته گذشته می نویسم و اینکه .....
( ادامه دارد)
@mehrafarincharity
#دانشور #فاطمه_دانشور #رعنا #سمیه #اسیدپاشی #اسید #کودک #مادر #دختر #مادران #کودکان #بم #کرمان #خیریه #نیکوکاری #کمک #مهرآفرین #ایران #اعتیاد #معتاد


گروه دیما
سئو و پشتیبانی: گروه دیما