18 مرداد 1399 ساعت 04:29

آشنایی با فاطمه دانشور

فاطمه دانشور کارآفرین ایرانی

فاطمه دانشور (متولد ۱۳۵۳)، کارآفرین و تاجر ایرانی و از اعضای شورای اسلامی شهر تهران در دوره چهارم و عضو اتاق بازرگانی, صنایع, معادن و کشاورزی است. وی کارشناس مدیریت بیمارستانی و کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران است.
مدیرعامل سیاحان سپهر آسیا و بنیانگذار موسسه نیکوکاری مهرآفرین پناه عصر حامی زنان و کودکان بی سرپرست و بدسرپرست کودکان کار و خیابان و بازمانده از تحصیل و نوزادان مادران معتاد و... می باشد.

فاطمه دانشور
فاطمه دانشور مهرآفرین

زندگی من

خواستنی که توانستن شد

امروز خیلیها از من میپرسند عامل موفقیتت چه بود؟ به آنها میگویم که موفقیت من به عوامل متعددی بستگی داشت؛ یکی از این عوامل افراد موثری بودند که در مسیر زندگیام قرار گرفتند و به کمك آنها مسیرهایی به رویم گشوده شد . این نکته همواره برای من عجیب و سوال برانگیز است، زیرا همیشه در کتابها خوانده بودم که شما به اهدافی میرسید که آنها را در ذهنتان تکرار کردهاید. اما من به اهدافی بسیار فراتر از آنچه نوشته بودم رسیدم...

فاطمه دانشور

كشاورزي و معدنكاري از ديرباز يكي از مهمترين فعاليت‌هاي بشر بوده و سابقه فعاليت در اين حوزه ها به پيدايش بشر بازمي‌گردد. هر دو اين صنايع نيز جزو صنايع مادر به شمار مي‌روند كه با تامين مواد اوليه ساير صنايع نقشي حياتي در حوزه اقتصاد دارند.

در صنايع گوناگون آنچه حرف نخست را مي‌زند تامين مواد اوليه است. به‌گونه‌اي كه در اختيار داشتن مواد اوليه به يك صنعت، مزيت هاي نسبي متعددي مي‌بخشد.
در حقيقت مواد اوليه حكم خوراك ورودي صنايع را دارد. بنابراين اگر مواد اوليه يك صنعت را در اختيار نداشته باشيم ناچار به واردات آن هستيم و به اين ترتيب ارز قابل توجهي براي تامين مواد اوليه از كشور خارج خواهد شد.
آنچه ذكر شد نشان‌دهنده اهميت و جايگاه صنايع مادر در اقتصاد و به طور كلي صنعت كشور است.
كشاورزي و معدنكاري از ديرباز يكي از مهمترين فعاليت‌هاي بشر بوده و سابقه فعاليت در اين حوزه ها به پيدايش بشر بازمي‌گردد. هر دو اين صنايع نيز جزو صنايع مادر به شمار مي‌روند كه با تامين مواد اوليه ساير صنايع نقشي حياتي در حوزه اقتصاد دارند.
در اين ميان بخش معدن كشور از ويژگي‌هاي منحصر به‌فردي برخوردار است كه گواه مزيت‌هاي بيشمار براي سرمايه‌گذاري در اين حوزه است. كافي است تنها به دو صنعت كه امروزه در دنيا نبض حياتي صنايع به شمار مي‌روند اشاره كنيم: صنعت فولاد و صنعت مس.
در شرايطي كه كشور چين به عنوان بزرگترين توليدكننده فولاد جهان، بزرگترين وارد كننده سنگ آهن نيز به شمار مي‌رود. اهميت چين در حوزه سنگ آهن تا بدانجاست كه حتي نبض بازار را در اختيار دارد. اين مقوله ما را به چند نكته مهم رهنمون مي‌سازد. نخست اينكه اين كشور با وجود وابستگي به واردات سنگ آهن، صنعت فولاد خود را تا رسيدن به جايگاه نخست جهان توسعه داده است و ديگر اين نكته كه در چنين شرايطي كه با رشد جمعيت، افزايش ساخت و سازها و نيز تقاضاي فولاد جهان فرصتي منحصر به فرد براي كشورهايي كه از ذخاير سنگ آهن برخوردارند، در عرصه صنعت فولاد فراهم است.
كشور ايران با برخورداري از ذخاير سنگ‌ آهن متعدد از نخستين مزيت براي توسعه صنعت فولاد برخوردار است. منابع سنگ آهن به عنوان مواد اوليه صنعت فولاد تقريبا در سراير ايران گسترده شده اند و با بهره‌برداري صحيح از آنها نه تنها از واردات فولاد بي‌نياز مي‌شويم بلكه قادر خواهيم بود در تامين فولاد منطقه نيز به شيوه تاثيرگذارتري به نقش‌آفريني بپردازيم.
اين در حالي است كه تا كنون آن‌گونه كه بايد و شايد ذخاير سنگ آهن كشور مورد ساماندهي و برنامه‌ريزي مدون قرار نگرفته‌اند. ذخاير عمده و مهم سنگ آهن كشور در اختيار دولت است و ذخاير كوچكتر به بخش خصوصي سپرده شده است كه متاسفانه به دليل عدم نظارت صحيح بر شيوه استخراج و بهره‌برداري از اين ذخاير خدادادي شاهد خام‌فروشي گسترده‌اي در حوزه ذخاير سنگ آهن هستيم. در صورتي كه با اصلاح برخي قوانين و مقرارات موجود، ايجاد مشوق‌هاي قانوني براي سرمايه‌گذاران بخش خصوصي و نيز تسهيل فعاليت سرمايه‌گذاران خصوصي از طريق حذف قوانين دست و پاگير مي‌توان سرمايه‌هاي عظيمي را جذب اين بخش كرده و صنعت فولاد كشور را رونق بخشيد.
در حوزه صنايع مس نيز شاهد وضعيت مشابهي هستيم. كشورمان با قرارگيري روي كمربند جهاني مس از ذخاير ارزشمندي برخوردار است كه مي‌تواند نخستين مزيت و برگ برنده براي توسعه صنعت مس باشد. در همين حال شاهد هستيم كه ذخاير مس تنها در اختيار شركت ملي صنايع مس ايران است و توان و تخصص بخش خصوصي آن گونه كه بايد و شايد مورد بهره‌برداري قرار نمي‌گيرد.
اين دو صنعت، يعني صنعت مس و فولاد  تنها نمونه كوچكي از صنايعي است كه در كشورمان قابليت شكل‌گيري و توسعه دارد. چراكه تنوع و كيفيت مواد معدني موجود در كشور نشان‌ مي‌دهد هر يك از اين مواد معدني به تنهايي مي‌تواند پايه‌اي براي تشكيل يك صنعت، درآمدزايي، ارزآوري، ايجاد اشتغال و رونق اقتصادي باشد.
حال به مجموعه صنعت كشور با ديدي جامع‌تر مي‌نگريم. مواد اوليه مورد نياز صنايع گوناگون از خودروسازي گرفته تا صنايع غذايي و ... با واسطه يا بي‌واسطه به معدن و صنايع معدني وابسته و نيازمند است.
مواد و محصولات معدني در حقيقت يا خوراك ورودي صنايع به شمار مي‌روند يا از ملزومات شكل‌گيري آن صنايع هستند. به عنوان مثال صنعت خودروسازي بدون وجود فولاد و ساير فلزات معني نخواهد داشت. حتي صنعت نفت كه بخش مهمي از درآمدهاي كشور را به خود اختصاص داده است به نوعي وابسته به بخش معدن به شمار مي‌رود. چراكه مواد اوليه آن نفت بوده و نفت نيز از دسته بندي مواد معدني خارج نيست.
اين وابستگي عميق صنايع گوناگون به مواد معدني و به طور كلي بخش معدن، اهميت و جايگاه ويژه‌اي به بخش معدن مي‌بخشد. چراكه مواد معدني در حقيقت مانند خون در رگ‌هاي صنايع جاري است و ايجاد اختلال در فعاليت‌هاي اين حوزه به معني افت توليد در ساير صنايع و در نهايت توقف آنها خواهد بود.
اما متاسفانه آنچه تا كنون بر بخش معدن كشور حاكم بوده، عدم بهره‌برداري صحيح و شايسته از بخش معدن است. به گونه‌اي كه طيف گسترده‌اي از ذخاير معدني هنوز شناسايي نشده‌اند و تنها بخش محدودي از كشور تحت پوشش مطالعات اكتشافي قرار گرفته‌اند. اين درحالي است كه تا زماني كه شناخت كافي به آنچه در اختيار داريم به دست نياوريم، نمي‌توانيم به نحو شايسته از آن بهره‌برداري كنيم.
نكته ديگر و بسيار مهم كه بايد به آن اشاره كرد، اين است كه اگرچه صنايع به شدت به بخش معدن و صنايع معدني وابسته است، اما متاسفانه در كشور شاهد روند معكوس در اين زمينه بوده‌ايم. به اين معني كه نخست صنايع گوناگون بدون توجه به مواد اوليه و زيرساخت‌هاي لازم شكل گرفته‌ و پس از آن صنايع معدني مرتبط با آن بر حسب نياز موجود ايجاد شده است.
اين در حالي است كه براي ايجاد صنايعي پايدار ابتدا بايد منبع قابل اطميناني براي مواد اوليه آن ايجاد كرد. بنابراين وابستگي صنايع گوناگون به بخش معدن نشان مي‌دهد، براي رشد و توسعه پايدار بخش صنعت بايد در درجه نخست به بخش معدن توجه كرده و با سرمايه‌گذاري كافي در اين حوزه زيرساخت‌هاي لازم براي توسعه صنايع گوناگون را فراهم كرد. چراكه يكي از مهمترين زيرساخت‌هاي صنايع مواد اوليه است و تامين مواد اوليه نيز جز از طريق بهره‌برداري و فرآوري مواد و ذخاير معدني امكان‌پذير نيست.
البته اين نكته بدان معنا نيست كه تنها بهره‌بردراي از مواد معدني مورد نياز از اولويت و توجيه اقتصادي برخوردار است. هر يك از مواد معدني موجود در كشور به منزله سرمايه‌هاي عظيمي است كه مي‌تواند با استخراج و بهره‌برداري بهينه، توسعه صنايع پايين دستي و صادرات، ارزآوري قابل توجهي را به همراه داشته باشد. به عنوان مثال شورابه‌هاي معدني كه شايد در نظر عامه از چندان ارزشي برخوردار نباشند، منابع ارزشمندي هستند كه درصورت سرمايه‌گذاري و بهره‌برداري صحيح مي‌توانند درآمد قابل توجهي ايجاد كنند. به عنوان نمونه مي‌توان به درياچه نمك قم اشاره كرد كه سرشار از منابع هاليت، سيلويت و منيزيا است اما متاسفانه همچنان دست نخورده باقي‌ مانده است.
نكته ديگري كه به بخش معدن مزيت‌هاي لازم براي سرمايه‌گذاري مي‌بخشد، توانايي اين بخش در ايجاد اشتغال، رونق اقتصادي و آباداني در مناطق محروم است. آنچه بخش معدن را در اين خصوص از بخش صنعت متمايز مي‌سازد توانايي معدن و صنايع معدني در محروميت زدايي و توسعه آباداني است.
صنايع گوناگون عموما در حاشيه شهر‌ها قرار گرفته‌اند. به همين دليل با تشكيل يك كارخانه صنعتي در حومه شهر مردم براي اشتغال در آن مجموعه صنعتي از روستاهاي اطراف به آن منطقه مي‌شتابند. به اين ترتيب با تشكيل برخي صنايع شاهد توزيع نامتوازن جمعيت، مهاجرت‌هاي متعدد و حتي ايجاد حلبي‌آبادها در محدوده اطراف كارخانه‌ها و مجتمع‌هاي صنعتي مختلف هستيم. اين در حالي است كه معادن عمدتا در مناطق محروم قرار گرفته‌اند. بازگشايي معادن نيازمند احداث راه، تامين آب، برق، تلفن و ساير امكانات رفاهي است و به اين ترتيب به صورت ناخواسته، با بازگشايي معادن، نواحي اطراف آن نيز به آباداني نسبي دست مي‌يابد. از اينرو فعاليت‌هاي معدني با محروميت‌زدايي همراه هستند كه يكي از تبعات مثبت اجتماعي توسعه فعاليت‌هاي اين بخش به شمار مي‌یود.
همچنين با بهره‌برداري از معادن و احداث كارخانه‌هاي فرآوري مواد معدني اشتغال گسترده‌اي نيز ايجاد مي‌شود كه مي‌تواند نقش موثري در رفع معضل بيكاري در آن منطقه داشته باشد. چرخش مالي ايجاد شده ناشي از فعاليت‌هاي معدني نيز قابليت آن را دارد كه اقتصاد ان منطقه را متحول كرده و درآمدزايي چشمگيري را به همراه داشته باشد.
همه مواردي كه ذكر شد مزيت‌هاي نسبي بخش معدن براي سرمايه‌گذاري و توسعه است. آنچه از مجموع شرايط و عوامل بر مي‌آيد اين است كه براي دستيابي به ايراني آباد و صنعتي استوار نخستين گام سرمايه‌گذاري در بخش معدن و توسعه اين بخش است.

آخرین اخبار

1391-1396 کلیه حقوق برای وب سایت فاطمه دانشور محفوظ است.

Template Design:Dima Group