15 تیر 1399 ساعت 21:12

آشنایی با فاطمه دانشور

فاطمه دانشور کارآفرین ایرانی

فاطمه دانشور (متولد ۱۳۵۳)، کارآفرین و تاجر ایرانی و از اعضای شورای اسلامی شهر تهران در دوره چهارم و عضو اتاق بازرگانی, صنایع, معادن و کشاورزی است. وی کارشناس مدیریت بیمارستانی و کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران است.
مدیرعامل سیاحان سپهر آسیا و بنیانگذار موسسه نیکوکاری مهرآفرین پناه عصر حامی زنان و کودکان بی سرپرست و بدسرپرست کودکان کار و خیابان و بازمانده از تحصیل و نوزادان مادران معتاد و... می باشد.

فاطمه دانشور
فاطمه دانشور مهرآفرین

زندگی من

خواستنی که توانستن شد

امروز خیلیها از من میپرسند عامل موفقیتت چه بود؟ به آنها میگویم که موفقیت من به عوامل متعددی بستگی داشت؛ یکی از این عوامل افراد موثری بودند که در مسیر زندگیام قرار گرفتند و به کمك آنها مسیرهایی به رویم گشوده شد . این نکته همواره برای من عجیب و سوال برانگیز است، زیرا همیشه در کتابها خوانده بودم که شما به اهدافی میرسید که آنها را در ذهنتان تکرار کردهاید. اما من به اهدافی بسیار فراتر از آنچه نوشته بودم رسیدم...

فاطمه دانشور

زنان ايراني حدود نيمي از جمعيت کشور را تشکيل مي دهند. از اين نسبت در کنار تمامي نتيجه گيري ها و برنامه ريزي هايي که بايد بر مبناي آن صورت بگيرد، يک مفهوم ساده و در عين حال مهم به ذهن متبادر مي شود؛ زنان ايراني تقريبا به اندازه مردان در هر آنچه در کشورمان مي گذرد شريکند و البته بايد سهم داشته باشند.

زنان ايراني حدود نيمي از جمعيت کشور را تشکيل مي دهند. از اين نسبت در کنار تمامي نتيجه گيري ها و برنامه ريزي هايي که بايد بر مبناي آن صورت بگيرد، يک مفهوم ساده و در عين حال مهم به ذهن متبادر مي شود؛ زنان ايراني تقريبا به اندازه مردان در هر آنچه در کشورمان مي گذرد شريکند و البته بايد سهم داشته باشند.
به عبارت ديگر، تساوي تقريبي تعداد زنان و مردان ايراني به اين معنا است که اگر موفقيتي در کشور حاصل مي شود، زنان نيز به اندازه مردان در آن سهيمند و اگر مشکلي نيز وجود دارد، زنان به ميزان مردان از آن آسيب مي بينند گرچه ممکن است درباره مستقيم يا غيرمستقيم بودن اين تاثيرپذيري بحث کرد، اما به نظر نمي رسد هيچ منطقي بپذيرد در دنياي امروز، بتوان موفقيت يا چالشي را سراغ گرفت که سهم مسقيم و غيرمستقيم زنان و مردان در آن چندان تفاوتي داشته باشد.
از سوي ديگر، ترديدي در اين نيز وجود ندارد که شرايط اقتصادي ما در دو بعد خرد و کلان به گونه اي است که بيش از هر زمان ديگري نيازمند حضور فعال و مولد تمامي اقشار کشور از جمله زنان هستيم و چرا نبايد اين گونه باشد؟ در اين شرايط که زنان نيمي از جمعيت ايران را تشکيل مي دهند، نبايد و نمي توان از نقش و تاثير آنان در حل چالش هاي امروز اقتصاد کشور غافل شد و همچنين بايد اطمينان داشت که انديشيدن به هر راه حلي براي مشکلات اقتصادي کشور بدون در نظر گرفتن نقشي که زنان مي توانند در حل آن ايفا کنند نه شايسته است و نه بايسته.
با وجود وضوح اين مساله اما به نظر تصميم گيران و مديران اجرايي در کشور ما چندان به آن توجه ندارند و آن گونه که از شواهد و قرائن برمي آيد خانواده ها بسيار زودتر و منطقي تر به اين حقيقت پي برده اند و افزايش مشهود و چشمگير نقش و سهم زنان در تامين نيازهاي اقتصادي خانواده که افزايش اشتغال زنان پيامد قهري آن است، نشانه اين درک صحيح است.
همه ما اين روزها شاهد آن هستيم که حتي در مواردي که خانواده ها براي تامين نيازهاي اقتصادي و معيشتي خود به کار کردن و درآمد فردي غير از سرپرست خانواده نياز ندارند، زنان خانواده اعم از دختران و همسران، اشتغال و کسب درآمد را براي خود يک اصل مي دانند چرا که اشتغال براي زنان جامعه ما از قالب يک حرکت فانتزي يا مسووليتي ناخواسته که صرفا با هدف کمک خرج بودن انجام مي شود، خارج شده است و در باور عمومي، اشتغال زنان، حقي انساني و مدني است که يک انسان فارغ از جنسيت خود بايد از آن برخوردار باشد.
با اين وجود، اما متاسفانه به نظر نمي رسد شرايط محيطي اعم از بسترهاي قانوني و کليشه هاي حاکم بر فضاي تحصيلي و شغلي در تمامي کشورهاي جهان از جمله ايران با آنچه در جامعه مي گذرد، هماهنگ باشد. آمارها به وضوح نشان دهنده اين عدم تناسب است؛ بنا بر گزارش هاي بانک جهاني در سال 2012 ميلادي حدود 66 درصد از نيروي کار را در جهان زنان تشکيل داده اند و بيش از 50 درصد مواد غذايي جهان به وسيله آنان توليد مي شود اما تنها در 10 درصد درآمد و يک درصد مالکيت سهم دارند.
حال آنکه پيش بيني آماري همين نهاد بين المللي گوياي اين است که اگر درهاي اقتصادها روي زنان گشوده شود در سال 2020 ميلادي يعني کمتر از 7 سال ديگر شاهد افزايش 14 درصدي درآمد سرانه در برخي از اقتصاد ها به خصوص چين، روسيه، اندونزي، فيليپين، ويتنام و کره خواهيم بود. به نظر مي رسد در کشور ما هم راستا با حرکت هايي که در جهان براي تسهيل و تسريع حضور زنان در اقتصاد صورت مي گيرد، بايد اقداماتي انجام شود چرا که زنان ايراني نشان داده اند از هر فرصتي براي حضور بيشتر و گسترده تر در فعاليت هاي مولد اقتصادي به بهترين شکل ممکن استفاده مي کنند. رشد حدود 3 برابري تعداد زنان داراي کارت بازرگاني طي يک دهه منتهي به سال 1390 و حضور پررنگ تر آنان در اتاق هاي مشترک ايران با ساير کشورها، تشکيل انجمن ها و کانون هاي متعدد و مختلف در حوزه کارآفريني و اشتغال زنان و... نمونه هايي از اين آمادگي و تکاپو در ميان زنان ايراني است.
زنان شاغل و کارآفرين در ايران به دنبال گسترش اين تفکر و باور هستند که نه تنها مي توانند به عنوان نيروهايي مولد و ارزش آفرين در جامعه فعال باشند بلکه نبايد همواره آنان را به چشم کارمند و کارگر نگريست؛ بلکه زنان قابليت و لياقت آن را دارند که خود کارآفريناني بزرگ باشند که براي ديگران اعم از زن و مرد، فرصت هاي شغلي فراهم آورند و نه تنها به معيشت خانواده خود کمک کنند بلکه زمينه و بستر تامين معيشت خانواده هاي ديگري را نيز فراهم آورند. زنان ايراني چنين اهدافي را دنبال مي کنند اميد که مسوولان و مديران ما نيز چنين دغدغه هايي داشته باشند.

آخرین اخبار

1391-1396 کلیه حقوق برای وب سایت فاطمه دانشور محفوظ است.

Template Design:Dima Group